جدل بر سر تابلوی سفید؛‌ تئاتر یاسمینا رضا در مونترال

Image caption بابک جائز، سام وفایی و نعیم جبلی سه بازیگر تئاتر 'هنر'

در روزهای هفدهم، هجدهم و نوزدهم ژانویه در سالن "آرت نوف" (هنر نو) مونترال کانادا نمایش "هنر" نوشته‌ یاسمینا رضا به کارگردانی نعیم جبلی، کارگردان ایرانی مقیم مونترال به روی صحنه رفت و مورد استقبال تماشاگران ایرانی و غیرایرانی قرار گرفت. نمایش با زیرنویس دیالوگ‌های متن نمایش به زبان فرانسه بر روی صحنه رفت تا تماشاگران غیرایرانی هم بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.

نمایشنامه‌ "هنر" نوشته‌ یاسمینا رضا، نویسنده‌ای است که از مادری مجاری و پدری ایرانی در پاریس زاده شده است. این متن برای اولین بار در ۱۹۹۴ میلادی در فرانسه اجرا شده و پس از به دست آوردن جایزه مولیر توانسته جوایز دیگری را هم در سطح دنیا از آن خود کند، جوایزی مانند ایوینگ استاندارد، لارنس اولویه، فانی و تونی. این متن در کشورهای مختلفی مانند آمریکا، بریتانیا، آلمان، روسیه، آفریقای جنوبی، اسکاندیناوی و ایران به صحنه آمده است و کارگردانان مختلفی سعی کرده‌اند برداشت خود را از این نمایش انتقادی عرضه کنند و حالا در مونترال کانادا، توسط گروه ایرانی "هشت پا" به کارگردانی نعیم جبلی روایت دیگری از این نمایش به تماشاگران عرضه می‌شود.

"هنر" داستان سه دوست است که یکی از آنها تابلویی سفید را به قیمتی گزاف خریداری کرده است و حالا هر سه بر سر این تابلو و در واقع آنچه در آن می‌بینند با هم جدل می‌کنند.

منتقدان این نمایشنامه را نبردی بین سنت و مدرنیته می‌دانند، نبردی که به قیمت عریانی نیت‌های گاه پنهان بینندگان، روابط انسانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

مارک، مردی که به هنر کلاسیک اعتقاد دارد، در مقابل دوستش سرژ، خریدار تابلو قرار می‌گیرد که به هنر مدرن پای‌بندی و اصالت درونی خود را نشان می‌دهد.

ایوان شخصیت دیگر نمایش هم مانند آونگی است که بدون هیچ اندیشه‌ی خاصی میان دو دوست دیگر خود در حرکت است و گاه در این جبهه و گاه در آن سو قرار می‌گیرد.

دلیل جدال هم البته چیزی نیست جز تابلویی سفید که درواقع چیزی بر آن نقش نبسته؛ هرچند خریدار تابلو معتقد باشد که "خطی سفید به صورت افقی در پایین تابلو به چشم می‌خورد با چند پرتو نور آبی". با این همه این نمایش فقط نقد طبقه‌ بورژوازی نیست چون به سختی می‌توان ایوان را در این طبقه جا داد؛ این نمایش را شاید بتوان نقد همه‌ کسانی دانست که از رهگذر هنر می‌خواهند به "چیزی" برسند.

نعیم جبلی می‌گوید‌ انگیزه‌اش از اجرای این نمایش، قراردادن تماشاگر در برابر تابلوی سفید نمایش است. این تابلوی سفید دریچه‌ای ذهنی است برای مخاطب تا از ورای آن به خود و در خود بنگرد. در این تابلو و از آن تابلو هرکس خود را می‌بیند و می‌تواند خود و ذهنیات خود را نقد کند.

رنگ تابلوی سفید هم‌زمان با تغییر رنگ صحنه عوض می‌شود. با هر جدل میان دوستان، تابلو گاه به رنگ زرد درمی‌آید، گاه رنگ آبی می‌گیرد، گاه قرمز و گاهی بنفش می‌شود.

نعیم جبلی این تغییر رنگ را هم به عنوان پرتوی از نگاه تماشاگر می‌داند که با هر حادثه نگاهش به سفیدی تابلو عوض می‌شود و فکر می‌کند شاید چیزی در آن باشد.

در این نمایش جز نعیم جبلی، سام وفایی و بابک جائز هم حضور دارند، دو نمایشگر که برای اولین بار است به روی صحنه تئاتر می‌روند، هرچند جائز سابقه‌ای در سینما دارد و وفایی سال‌هاست کار موسیقی می‌کند.

نعیم جبلی که در ایران تئاتر خوانده و تجربه‌ کارگردانی و بازیگری در ایران را در کارنامه‌ خود دارد، در این نمایش هم مانند دو کار قبلی خود که در مونترال به روی صحنه برده از بازیگرانی غیرحرفه‌ای استفاده می‌کند که با توجه به شرایط تئاتر در خارج از کشور طبیعی است، با این همه هر دو بازیگر از پس نقش خود به خوبی برمی‌آیند و بخصوص طنز تلخ نمایش را به خوبی منتقل می‌کنند.

درد انسانی موجود در نمایش هم اثر خود را در گریه‌های گاه به گاه ایوان نشان می‌دهد که روی صحنه می‌نشیند و روبه‌روی تماشاگران می‌گرید.

خرده‌روایت‌های نمایش مانند ازدواج ایوان و کاترین که در دیالوگ‌ها مطرح می‌شود توسط بازیگران به خوبی اجرا می‌شود. بخصوص تک‌گویی بی‌وقفه و یک‌نفس ایوان (نعیم جبلی) از مسائلی که با مادر، نامادری و همسر آینده‌اش دارد، در دقایقی تماشاگر را با خود به عمق شخصیت ایوان می‌برد و تزلزل درونی او را به خوبی نشان می‌دهد و با برگشتی حساب‌شده به داستان نمایش، ایوان را به عنوان بخشی از جامعه می‌بینیم که در مقابل هنر از خود عقیده‌‌ای ندارد و صرفاً تأییدکننده‌ نظر کسی خواهد بود که به او لبخند می‌زند. ایوان حتی نمی‌فهمد که این جدل میان نو و کهنه و کلاسیک و مدرن، همان‌قدر جدی است که با نقاشی مارک روی تابلوی سفید به تمسخر گرفته می‌شود و سرژ، خریدار تابلو هم در این تمسخر با مارک هم‌قدم می‌شود.

بناست تا نمایش "هنر" به ادعاهای روشنفکری مردمی بپردازد که هنر را وسیله‌ای برای تفاخر ارزیابی می‌کنند.

نعیم جبلی می‌گوید: "یکی از دلایل انتخاب این متن نگاهی است که هنوز در بین هم‌وطنان ما نسبت به هنر وجود دارد. هنوز هم برخی هنر را برای ارضای پز روشنفکری خود می‌بینند و هنوز هم در این آّشفته‌بازار تکلیف هنرمند روشن نیست و نمی‌داند بناست با چه طیفی از مخاطب روبه‌رو شود: مخاطبی که بناست به حرف هنرمند دقت کند، یا مخاطبی که از این زرق و برق برای خود دنبال یک تزئین می‌گردد تا جایی که هنر به‌تمامی به حاشیه رانده می‌شود."

موسیقی سام وفایی نیز با اختلاطی میان طنز و جدیت سعی می‌کند تا فضای نمایش و دیالوگ‌ها را به هدف خود نزدیک‌تر کند. برای هر شخصیت هم سازی در نظر گرفته شده که منعکس‌کننده‌ی ذهنیت او برای تماشاگر است.

نعیم جبلی فارغ التحصیل رشته کارگردانی و بازیگری از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران است که چند سال پیش به مونترال کانادا مهاجرت کرده است. او پیش از این در مونترال نمایش‌های "شام آخر" و "سیزیف و مرگ" را به روی صحنه برده و گروه تئاتر "هشت‌پا" را در این شهر تشکیل داده است. نمایش "هنر" سومین کار او در مونترال است.

مطالب مرتبط