مازیار پرتو؛ نوآوری در زمانه 'فیلمفارسی'

حق نشر عکس o
Image caption علی حاتمی، مازیار پرتو و ناصر ملک مطیعی هنگام فیلمبرداری بابا شمل

مازیار پرتو، سینماگر توانای ایرانی دوم بهمن‌ماه جاری پس از یک سال بیماری در ایالت کالیفرنیای آمریکا چشم از جهان فروبست.

پرتو که فیلمبرداری آثاری از جمله «کفش‌های میرزانوروز»، «امام‌علی» و«قیصر» را در کارنامه خود ثبت کرده، به شهادت اهالی سینما یکی از تاثیرگذارترین و نوآورترین فیلمبردارن ایرانی بوده است.

هرچند وی در سال‌های اخیر به سبب بیماری و زندگی در خارج از کشور امکان ادامه فعالیت‌های سینمایی خود را نداشته، خلاقیت و تکنیک او در فیلمبرداریِ آثار مهم سینمایی کارنامه‌اش، نامش را برای همیشه در میان اساتید بنام سینمای ایران ثبت کرده‌است. پس از درگذشت این فیلمبردار پیشکسوت، خانه‌سینما ضمن انتشار پیام تسلیتی خود را «سوگوار از دست‌دادن یکی ازعزیزانش» خواند و اعلام کرد به زودی مراسمی برای یادبود وی تدارک خواهد دید.

ورود به سینمای مستند

پرتو در سال ۱۳۱۱ در تهران و در خانواده ای اهل فرهنگ و هنر چشم به‌دنیا گشود.

پدرش علی شیرازپور پرتو، معروف به شین پرتو شاعر، نویسنده و زبان شناسی شناخته شده بود.

زندگی حرفه‌ای این فیلمبردار سینما در اوایل دهه سی آغاز شد، هنگامی که هیئتی از دانشگاه سیراکیوز نیویورک برای برگزاری دوره‌های آموزش فیلم‌سازی به ایران آمدند و پرتو نیز برای آموختن سینما به آنها پیوست.

این دوره‌ها که تا اواخر دهه سی ادامه یافت بیش از هرچیز بر آموزش و تقویت مستندسازی متمرکز بود و شرکت کنندگان آن از جمله کامران شیردل، هوشنگ شفتی و خسرو سینایی کسانی بودند که چندی بعد سینمای مستند را در ایران بنیانگذاری کردند.

پرتو کار خود را با فیلمبرداری «شقایق سوزان» فیلم کوتاهی از هوشنگ شفتی آغاز و در ساخت برخی دیگر از آثار مستند این گروه از جمله فیلم درخشان «ندامتگاه» یا «زندان زنان»به کارگردانی کامران شیردل نیز همکاری کرد.

در نهایت آموخته‌های پرتو در این دوره آموزشی او را به سوی فیلمبرداری فیلم‌های گزارشی، خبری و مستند برای وزارت فرهنگ و هنر وقت سوق داد، دوران کاری که به گفته خودش تجربه‌های بعدی‌اش در سینمای داستانی را مدیون آن است.

اصلی‌ترین ویژگی پرتو در فیلمبرداری، توانایی چشمگیر او در به کارگیری تکنیک فیلمبرداری روی دست بود؛ تکنیکی که وی در دوره‌های فیلمبرداری خبری آموخت و بعدتر در تصویربرداری فیلم‌هایی همچون قیصر به کار گرفت.

مسعود کیمیایی کارگردان این فیلم، در مستندی به نام «قیصر، چهل سال بعد» (مسعود نجفی) دلیل اصلی دعوت از پرتو برای این فیلم را همین توانایی وی می داند.

در «قیصر، چهل سال بعد» که در آخرین روزهای حضور پرتو در ایران و با شرکت وی و سایر عوامل فیلم قیصر ساخته شد، کیمیایی به نبود امکانات کافی برای فیلمبرداری روی دست در آن زمان اشاره می‌کند و می‌افزاید که هرچند پرتو پیش تر نیز در فیلم دیگری با نام «هاشم خان» این قابلیت خود را به کار گرفته بود، اما در قیصر به دلیل تناسب آن با فضای ملتهب و پرتحرک فیلم این روش فیلمبرداری بیش از پیش خوش نشست و مورد توجه قرار گرفت.

علیرضا زرین دست، فیلمبردار مطرح سینمای ایران نیز ضمن تایید ویژگی‌های حرفه‌ای آثار پرتو، آثاری که وی با تکنیک دوربین روی دست ضبط کرده را جزئی از « یادمان ماندگار کلاس سینمای ایران» می خواند و می افزاید:

« نور‌پردازی که او در فیلم‌هایش انجام می‌دهد بسیار حسی و پیچیده‌ است. به سختی می‌توان منابع نورش را در پلان‌ها یافت و اگر سایه‌ای هم در پلانهای وی به چشم بخورد، جزئی از چشم نوازی‌های تصویری است که می‌پردازد. هنر وی آنجا به اوج می‌رسد که نور‌پردازی و حرکت روی دست را تلفیق می‌کند.»

فیلمبرداری همه فن حریف

هرچند پرتو در واقع تحصیل‌کرده رشته فیلمبرداری بود، اما در دوران کاری اش نام او تحت عناوینی دیگر از جمله تدوین، کارگردانی ، مشاوره و حتی بازیگری نیز در تیتراژ فیلم ها ثبت شده است.

محمد متوسلانی، فیلمساز قدیمی و دوست پرتو که در چندین فیلم نیز با او همکاری کرده است، یکی از اصلی ترین ویژگی‌های اخلاقی-کاری او را دلسوزی‌اش برای پروژه‌های سینمایی و آمادگی کاملش برای مشارکت در به سرانجام رساندن فیلم‌ها می داند: «ایشان در مورد کارهایی که می پذیرفت احساس مسئولیت بسیار می کرد و حتی فراتر از مسئولیت اصلی خود با کار کاملا درگیر می شد. برخلاف سایر فیلمبردارها که معمولا صرفا کار خود را انجام می دهند، پرتو در مورد فیلمنامه و هماهنگی پلان‌ها و غیره هم فکر می کرد و ایده می داد. بسیاری از کارگردانهای جوان و کم تجربه در زمینه دکوپاژ، گاهی بخشی از کار خود در این بخش‌‌ها را به ایشان موکول می کردند.»

گفته‌های شهرام اسدی کارگردان فیلم «روز واقعه» نیز موید این نظر متوسلانی است. او ضمن اینکه پرتو را فیلمبرداری « باهوش، دلسوز و فهیم » می‌خواند، می‌افزاید او کسی بود «که تا پایان فیلمبرداری هر فیلم، لحظه‌ای از روند تکاملی آن جدا نمی‌شد.»

این میزان تعهد به کار تا آنجا پیش می رفت که در بسیاری از مواقع پرتو حاضر می‌شد با حداقل امکانات کار کند تا پروژه‌های سینمایی متوقف نشوند، امری که به گقته متوسلانی اگرچه به سبب صرفه‌جویی به سود سینمای بخش‌خصوصی تمام می شد، از سوی دیگر می‌توانست گاهی به کیفیت اثر لطمه برند.

پرتو در سینمای پس از انقلاب

پرتو تا پیش از سال ۵۷ ، فیلمبرداری یا مدیریت فیلمبرداری سی و سه اثر سینمایی را برعهده داشت و با برخی از معتبرترین فیلمسازان آن سالها همکاری کرد.

علی حاتمی از جمله کارگردانانی بود که فیلمبرداری فیلم‌های طوقی (۱۳۵۰) و بابا شمل (۱۳۴۹) را به او سپرد و مسعود کیمیایی نیز در فیلمبرداری و تدوین فیلم قیصر از او یاری‌ گرفت.

در سال‌های نخست پس از انقلاب، هنگامی که هنوز جایگاه سینما و مشروعیت آن در حکومت جدید ایران تثبیت نشده بود، سینماگرانی که کشور را ترک نکرده بودند اغلب دورانی از خانه‌نشینی را تجربه کردند.

پرتو نیز یکی از این چهره‌ها بود که به گفته متوسلانی به شدت افسرده شده و حتی برای مشغول‌کردن خود، مدتی به ساخت قاب‌عکس روی آورده بود.

نخستین فیلمی که پرتو در سال‌های بعد از انقلاب فیلمبرداری آن را برعهده داشت، فیلم برزخی‌ها بود که اکران آن به دلیل حضور «بازیگران طاغوتی» جنجالی به پا کرد و پس از مدت کوتاهی متوقف شد.

با گذشت چندسال از انقلاب، پرتو دوباره مشغول به کار شد و ۱۷ اثر دیگر را نیز به کارنامه خود افزود، از جمله فیلم های «آدم برفی» و «روز واقعه» و سریال های «کفش های میرزا نوروز» ، «هزار دستان» ، «اصحاب کهف» و«امام علی».

در واقع سریال «امام علی» (۱۳۷۵) آخرین پروژه سینمایی بود که مازیار پرتو در آن مشارکت داشت؛ پس از آن در میانه فیلم «ستاره سهیل» به کارگردانی امیر قویدل پرتو فیلمبرداری را نیمه کاره رها کرد و از کشور خارج شد.

در اوایل سال ۸۸ - هنگامی که پرتو بار دیگر به گفته خود «با عشق و ذوق» به ایران بازگشته بود تا کار کند- در مصاحبه ای با ایسنا به کهولت سن و بیماری خود اشاره کرد و از «سو استفاده» و «توهینی» که در جریان این فیلم نسبت به او صورت گرفته بود گلایه کرد.

وی که پیش از انقلاب سه فیلم گرگ بیزار (۱۳۵۲)، پخمه (۱۳۵۱) و مردان روزگار (۱۳۴۸) را کارگردانی کرده بود در همین مصاحبه ابراز امیدواری کرد بتواند فیلم بعدی اش را نیز بسازد، اما اندکی بعد و در میانه سال ۸۸، بی آنکه این فیلم به سرانجامی برسد به ایالات متحده بازگشت؛ جایی که به گفته خودش بیشتر وقتش را در آن به مطالعه و استراحت می گذراند و گاهی فیلم های ایرانی را که به دستش می رسید تماشا می کرد.

بر اساس اعلام ویشکا آسایش، بازیگر ایرانی و خواهرزاده پرتو، پیکر این سینماگر پیشکسوت در کالیفرنیا، جایی که اقوام درجه یک وی ساکن هستند دفن خواهد شد.

مطالب مرتبط