'سگهای ولگرد' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این هفته در ادامه فصل مروری بر سینمای مخملباف در آپارات، فیلم 'سگهای ولگرد' ساخته مرضیه مشکینی به نمایش در می آید.

درباره فیلم

سگ های ولگرد دومین فیلم مرضه مشکینی است. او پس از آن که فیلم روزی که زن شدم را ساخت و در پروژه های سینمایی خانه فیلم مخملباف به عنوان دستیار در فیلم های مختلف همکاری کرد، سگ های ولگرد را در افغانستان ساخت . 'سگ های ولگرد' در بخش اصلی مسابقه اصلی جشنواره ونیز سال ۲۰۰۳ حضور یافت و برنده دو جایزه بین المللی از این جشنواره شد . این فیلم تصویری از یک جامعه جنگ زده و خشونت زده است . جامعه ای که در آن زن در هر حال مقصر است و کودکان اش در خیابان ها و لابه لای خشونت ها بزرگ می شوند.

خلاصه فیلم

Image caption نمایی از فیلم سگهای ولگرد

يك دختر و پسر كوچك كه خواهر و برادر هستند و در شهر كابل افغانستان زندگی مي كنند يك سگ كوچك را كه گفته مي شود سگ خارجی هاست از دست كودكانی كه قصد آزار او را دارند نجات می دهند و به در زندان شهر مراجعه می كنند. نگهبان زندان به آنها اعلام می كند كه وقت ملاقات تمام شده اما آنها پاسخ می دهند كه ملاقاتی نيستند بلكه زنداني هستند. نگهبان می پرسد پس بيرون زندان چه می كنند؟ بچه‌ها پاسخ مي‌دهند ما 'زندانی شب هستيم' . پس از بازرسی بدنی، بچه‌ها به سلول برده می شوند و معلوم می شود كه درحقيقت اين مادر آنهاست كه زندانی است و چون كودكان او پناهی ندارند، اجازه يافته‌اند شب‌ها را در زندان پيش مادرشان بگذرانند. روز بعد با اطلاع رئيس زندان آنها از ورود به زندان منع می شوند و هر چه التماس می كنند راهی برای ورود به زندان نمی يابند. به آنها گفته می شود زندان، يتيم خانه يا پناهگاه آدم‌های بی سرپرست نيست، بلكه زندان جای مجرمين است. از اين به بعد آنها برای ورود به زندان می كوشند جرمی را انجام دهند تا برای زيستن پناهگاهی بيابند.

ویژگی فیلم

فلم لحنی نوریالستی دارد و می خواهد بی واسطه بیننده اش در جریان رخدادی قرار دهد که در بطن جامعه افغانستان در حال رخ دادن است. فیلم داستانی لطیف و انسانی در بستری از یک جامعه خشونت زده است

شناسنامه فیلم

نام فيلم: سگ‌های ولگرد فيلمنامه و كارگردانی: مرضيه مشكينی

بازيگران: گل غتی، زاهد، توئيگی، عاقله رضايی، سهراب اكبری، جميل غنی زاده، عاقله شمس الله، رازالدين سيار ، ميده گل، قمري ولدامير، شاه محمود گلبهاری، امام الدين وكيل، اختر عبدالعزيز،

دستياران كارگردان: كاوه معين فر، حنا مخملباف صحنه: اكبر مشكينی منشي صحنه: زهرا كماليان مدير فيلمبرداری: ابراهيم غفوری دستياران فيلمبردار: رضا شيخی، مهدی اميری صدابردار صحنه: فرخ فدايی دستيار صدابردار: فريد پيرايش تدوين صدا و تصوير: مستانه مهاجر صداگذاری: بهروز شهامت موسيقی: محمد رضا درويشی مديران توليد: محمد احمدی، فخرالدين ايام امور اداری افغانستان: ابوبكر عاطف

عكاس، برنامه ريز، تهيه كننده: ميثم مخملباف تهيه کننده: خانه فيلم مخملباف ۹۲ دقيقه، رنگی، ۳۵ ميليمتری، افغانستان، ۱۳۸۲

درباره کارگردان

مرضيه مشكيني متولد ۱۳۴۸ در تهران. همسر محسن مخملباف. سينما را به مدت ۸ سال در مدرسه فيلم مخملباف آموخت.

اولین فیلم سینمایی وی با نام 'روزی که زن شدم' در بخش هفته منتقدین جشنواره بین المللی ونیز سال ۲۰۰۰ حضور یافت و برنده سه جایزه از جشنواره ونیز شد. فیلم های او جوایز بسیاری را از جشنواره های بین المللی به دست آورده است.

وی به عنوان دستيار كارگردان در فیلم های سیب، تخته سیاه، پنج عصر و اسب دو پا به کارگردانی سمیرا مخملباف و هم چنین در فیلم های آخر محسن همکاری داشته است.

فیلمنامه فیلم 'بودا از شرم فرو ریخت' به کارگردانی حنا مخملباف برنده خرس کریستال برلین و نامزد اسکار بهترین فیلم آسیا نوشته اوست.

Image caption مرضیه مشکینی، کارگردان

نگاه کارگردان

زمانی که به عنوان دستيار سميرا مخملباف همراه او به افغانستان رفتم. ما به دنبال بازيگر و لوكيشن به هر كجا سر می زديم. روزی در زندان زنان به زنی برخوردم كه كودكانش را نيز در سلول همراه خود نگهداشته بود، زيرا كسی را برای نگهداری آن ها در بيرون نداشت. جرم او اين بود كه دوبار شوهر كرده بود. شوهر اول روزی ناپديد شده بود و او سال ها منتظر شوهرش مانده بود تا بازگردد اما همه خبرها حاكی از مرگ او بوده اند. زن بی كس و تنها و بدون نان آور، مجبور به ازدواج با مرد دومی شده بود تا حامی او باشد. پس از يكسال مرد دوم نيز در ناامنی افغانستان كشته شده بود و حالا شوهر اول زن بازگشته بود و زن را به جرم خيانت به خودش به زندان انداخته بود...

پشت صحنه فیلم سگهای ولگرد

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: aparat@bbc.co.uk

آدرس فیس بوک برنامه آپارات: https://www.facebook.com/aparatonbbc

خلاصه فیلم هفته گذشته 'نون و گلدون' ساخته محسن مخملباف

در دوران شاه، وقتی که محسن مخملباف چریکی هفده ساله‌ است، به همراه دختری که او هم چریک است برای خلع سلاح به یک پلیس حمله می کنند. پلیس و مخملباف همدیگر را زخمی می کنند و دختر ناپدید می شود. بیست سال بعد، وقتی مخملباف کارگردانی ۳۷ ساله است و برای انتخاب بازیگران سلام سینما از طریق روزنامه آگهی می دهد، پلیس سابق نیز به خانه مخملباف رجوع می کند و از طریق دختر کوچک مخملباف به او پیغام می دهد که خواستار نقشی در سینماست. مخملباف تصمیم می گیرد ماجرای خلع سلاح بیست سال پیش را از نگاه امروز به فیلم برگرداند. خودش جوانی هفده ساله را برای ایفای نقش جوانی اش انتخاب می کند. بعد هر کدام به همراه یک دوربین مستقل، جوانی خود را دنبال می کنند تا به شیوه‌ای که آن حادثه در بیست سال پیش اتفاق افتاد، به سراغ واقعیت بروند. هر دو از دوسو به محل خلع سلاح می رسند، اما جوان هفده ساله‌ای که جوانی مخملباف را بازی می کند، حاضر نیست دست به خشونت بزند و پلیس را، حتی به خاطر عدالت، زخمی کند. از آن سو معلوم می شود پلیس که از ماجرای حمله خبر نداشته، آرام آرام عاشق دختر چریکی شده بوده است که همراه مخملباف برای خلع سلاح او می آمده است و حتی وقتی زخمی و بیهوش می شود نیز پی به راز دختر نمی برد و غم آن عشق را بیست سال بر دل نگه می دارد و همه این‌ سال‌ها در جست‌وجوی عشق گمشده خود بوده است و اکنون که پی می برد دختری که عاشقش بوده همدست ضارب اوست در مقابل بیست سالی که از دست داده، واکنش نشان می دهد.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

فاطمه

من از تماشای فیلم لذت بردم. خیلی سعی کردم دست کارگردان ر و بخونم در طول فیلم و یا حتی نقدش کنم قبل پایان، ولی وقتی گلدون گم شد تسلیم شدم و خودم و سپردم به جریان فیلم. از دیدگاه فمنیستی هم نقد خوبی میشه نوشت براش به خصوص آخرین صحنه فیلم.

بهناز

پیام فیلم رو خیلی دوست دارم. نوع ساخت و سبک این فیلم رو هم همین طور.

سالها پیش مخملباف به گفتمان رسیده بود و روش اش رو تغییر داده بود. کاش هر کسی از ما پوسته زمختش رو بشکنه و تغییر ایجاد کنه در خودش، کاش.

نیلوفر

خیلی خاص بود.

سوزان

Image caption نمایی از فیلم نونو و گلدون ساخته محسن مخملباف

فیلم قشنگی بود، دیالوگهای ساده و زیبائی داشت، صحنه ی آخرش هم خیلی جالب بود، اونجایی که جوانی پاسبان گل رو میاره جلو و همزمان جوانی محسن هم نون رو میاره جلو.

علی

کارهای آقای مخملباف حرف نداره . نون مساوی عدالت، گلدون مساوی صلح.

محمدرضا

بسيار لذت بردم، با قطره اشكى و اين آرزوى از دست رفته و شايد هم خودخواهانه كه اى كاش اين فرايند بقول خود ايشان پوست اندازى قدرى درونى تر اتفاق مى افتاد تا با حضور طولاني ترشان در ايران شاهد امتداد بيشتر اين آثار درخشان بوديم.

ابراهیم

آقای مخملباف استاد بازیگری حتی از نابازیگران. کاری که حتا بزرگان هالیوود مثل اسکورسیزی در این خصوص عاجزند! به اعتقاد من ایشان با نوعی شیفت کردن به سمت فیلم های غیر قصه گو و مستند گونه و دور شدن از فضای 'دستفروش' تحت تاثیر سینمای کیارستمی قرار گرفت. البته نه از نوع جعفر پناهی. چون خودش یک وزنه در سینماست و کاملا مستقل و جهانیست. شخصا سینمای قصه گو را بیشتر می پسندم چرا که معتقدم این سینما لایه ی احساسات و عقلانیت را توامان در بر دارد اما سینمای از نوع کیارستمی هر چند دلنشین از لایه ی احساسات و گزارش دهی فراتر نمی روند، تمییز آنچه در نون و گلدون دیدیم و توضیحات آقای مخملباف متقاعد کننده به نظر نمی آمدند.

هیلر

عالی بود. تفنگت را زمین بگذار که من بیزارم از دیدار این خونبار ناهنجار.

مریم

فیلم بسیار خوبی بود.

نیما

بی نظیر بود.

مرتضی

فیلم جالبی نبود.

مهسا

جالب بود فیلمش،هم خود فیلم و هم نقدش رو دوست داشتم.

ریحانه

عالی بود. مخصوصا که خود آقای مخملباف اومده بود.

پروین

خیلی لطیف و زیبا بود با یه عالمه نو آوری.

پریسا

فوق العاده بود؛ واقعا فوق العاده.

آتوسا

عاشق روش برگشت به قبلش شدم خیلی خوب بود.

سهیلا

خیلی خوب بود.

پرستو

بشریت رو نجات بده.

رهبر

بسيار خوب خيلى لذت بردم.

سهیلا

خیلی قشنگ بود.

ماری

از پایانش لذت بردم. حس خوبی داد بهم.

حمیدرضا

زیبا بود.

ناهید

خیلی لذت بردم.

رامین

فیلمی ساده و روان و تاثیر گذار.

هلن

فیلم هنری بسیار جالبی بود والبته نقد خوبی هم داشت استفاده کردم.

روبینیا

خیلی عالی بود.

امیر

فیلم جالبی بود.

شیرین

فیلم بسیار زیبا بود.

پریناز

خیلی خوب بود.

سارا

واقعا لذت بردم.

ژاله

فيلم بسيار زيبايى واقعا لذت بردم.

میثم

خیلی خوب بود.

شبنم

واقعا زیبا بود تفکرش.

مهین

عالی بود. باز مرحله ایی از عبور نسل ها و تفاوت دیدگاهها.

سیاوش

دیالوگهاش بد بود.

یاسمن

جالب بود.

ناصر

دم مخملباف گرم ، فیلماش واقعا برام خاطر انگیزه سلام سینما، نون گلدون و گبه.

شیرین

بسیار فیلم زیبایی بود. عالى،مجموعه اى زيبا و دلنشىن از شعر،موسيقى، نقاشى ،فلسفه و معنا و انسانيت در قالب فيلم. مخملباف ذاتاً هنرمند به تمام معنا، فيلسوف و جامعه شناس در قالب كار گردانى فهيم و خلاق خود ساخته.

زینب

آخرش خیلی قشنگ بود.

اردلان

جالب بود.اما متاسفانه هر نسلی این اشتباه تکرار میکنه بعد که پا به سن میذاره به اشتباه خودش پی میبره.

اکبری

خوشمان آمد.جالب بود مخصوصا آخرش که دوست داشت داستان اون شکلی تموم بشه وکلا رفتار قبلی خودرا خیلی خوب نقد کرده بود.

منصور

عالی بود.

نینا

لذت بردم، همیشه باعث می شه که آدم به فکر فرو بره.

کامیار

فیلم خیلی جالبی بود، انگارمخملباف دارهکارای گذشته اش رو نگاه می کنه.

مانی

عـالی بود، دوست داشتم.

پویان

جالبه، اون زمان یه داستان غیر خطی ساخته.

مهدی

اصلا سینمای مخملباف رو درک نمی کنم . فیلم جالبی نبود، خیلی اغراق شده اونقدری که فیلم رو به جای اینکه بالا ببره سطحیش کرده. اصلا به دیالوگها تو فیلم هاشون دقت نمیشه، برای مثال توی این فیلم وقتی میرسن در خونه دختره یک ثانیه هم نمیشه که دختره سوار میشه اون وقت پسره میگه چقدر دیر کردی.

نیما

بسیار تاثیر گذار بود.

حسین

خیلی عالی بود.

محمود

در بین فیلمهای مخملباف این فیلم را دوست دارم.

الهام

فوق العاده بود، یک مغز و این همه خلاقیت شگفت آوره.

راحله

فوق العاده بود اين فيلم.

مهدیه

فیلم بسیار زیبایی بود.

حسین

با این‌که محسن مخملباف و نون و گلدون شو دوست دارم و این هنرمند استثنایی را به‌عنوان تنها فیلسوف سینمای ایران می‌شناسم؛ ولی ای‌کاش مخملباف در آپارات و نقد بررسی فیلم خودش شرکت نمی‌کرد و به‌طور شفاهی ماجرای تکراری یک پسر ١٧ ساله و خلع سلاح پاسبان را برای هزارمین‌بار تشریح و تعریف نمی‌کرد

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

مطالب مرتبط