«دلقکی و دلقک ادایی»

Image caption تصویرِ (احتمالا) بازیگری در نقش یک دلقک درباریِ قدیم انگلستان.

سلام.

و بعد از سلام، از همۀ دلقکهای دنیا، مرده و زنده، از این بابت که شاید این بندۀ حقّ در گذشته های دور، از روی نادانی، به آدمهایی مثلِ خودم بد و نادان و سبک مغز، که با مسخرگی باعثِ رنجشِ من شده بودند، جزو فحشهایی که به آنها داده بوده ام، «دلقک» هم گفته باشم، با شرمساری و فروتنی درخواست عفو می کنم، چون حالا دیگر خوب فهمیده ام که دلقکهای حرفه ای، در همه جای دنیا، از شریف ترین و نجیب ترین و ارزشمند ترین و با نفوذ ترین افراد جامعه بوده اند.

اوّل بگویم چی باعث شد که کلمۀ «دلقک» به ذهنم بیاید و چرا ناراحت شدم که هنوز هم خیلی از مردم این کلمه را با کلمه هایی مثل نادان، ابله، احمق، بیشعور، جاهل، لوده، مسخره، سبک مغز و امثال اینها همردیف می دانند و به جای فحش آن را نثار بعضی از آدمها می کنند. شاهدِ این عادتِ ناشایست، یکیش خودِ من. امروز صبح، تلویزیون را که روشن کردم، برنامۀ اخبار بود، با خبری دربارۀ شهردار لندن، که ازش دلخوری شخصی ندارم، ولی تا حالا هر وقت اسمش را شنیده بودم، توی دلم گفته بودم «دلقک!»

Image caption تصویر (لابد) یک دلقک سیرک.

و حالا برای اوّلین بار فهمیده ام که همیشه می خواسته ام بگویم «دلقک نما»، «دلقک ادا»، «دلقک اطوار»، و نه «دلقک». حتماً خودتان متوجّه شده اید که در این پنجاه، شصت سال اخیر، قضیۀ انتخابات، هر جور انتخاباتی، از جمله انتخابات رئیسِ جمهوری و شهردار، در خیلی از مملکتهای پیشرفتۀ دنیا که گهواره های دموکراسی را می جنبانند، به یک جور نمایشِ سرگرم کننده و عوام فریب تبدیل شده است.

اینجا گاهی وقتها توی مصاحبه ها یا فیلمها و سریالهای تلویزیونی، از یک خانم محترم می پرسند: «چه طور شد که عاشق این آقا شدی و باش ازدواج کردی؟» در جواب می گوید: «برای اینکه آدم شوخی است و همیشه مرا می خنداند و از مصاحبتش لَذّت می بردم!»

نه خیال کنید که فقط این آقای شهردارِ لندن است که همیشه، با حرفها و ادا و اطوارش مردم را می خندانده است و مردم از تماشاش لذّت می برده اند و به همین دلیل هم به ش رأی داده اند و شهردارش کرده اند! صحنۀ سیاست شده است صحنۀ نمایش برای تفریح و سر گرمی مردم که به جای «مردم» به شان «رأی دهندگان» و «مالیات دهندگان» هم می گویند.

حق نشر عکس AP
Image caption «دربار» خدا بیامرز «عیدی امین» پادشاه سابق جمهوری «اوگاندا» (مسلّماً) احتیاج به «دلقک» نداشت.

حالا بستگی به این دارد که مردمِ هر مملکتی با چی بیشتر سرگرم می شوند و تفریح می کنند. در خیلی از مملکتهای صنعتی و پیشرفتۀ دنیا که هر چند وقت یکبار قانونِ اساسیشان از اساس تغییر نمی کند، مردم آن قدری که «نان» و «آزادی» برای زندگی ساده و آبرومندانه شان لازم است، دارند، بیشتر برای شوخیها و دلقک ادایی سیاستمدارهاست که به آنها رأی می دهند. خوب، معلوم است که وقتی توی یک مملکت «نان» و «آزادی» کمیاب باشد، نوع شوخیها و دلقک اداییها هم فرق می کند.

و امّا «دلقک» که می گویند اصلش «طلحک» یا «تلخک» بوده است، و در دربار سلطان محمود غزنوی حرفۀ شریفِ دلقکی داشته است، مثل «کریم شیره ای» در دربار «ناصر الدّین شاهِ قاجار»، و مثل دلقکهای دربارهای دیکتاتورهای قدیم اروپا، حقّ داشته است که در ازای خنداندنِ دیکتاتور، ضمنِ شوخیهاش، از دردهای دل مردم هم چیزهایی بگوید و از ارباب قدرت هم انتقادهایی بکند. بله، دلقکی با دلقک ادایی خیلی فرق می کند!

مطالب مرتبط