جشنواره دولتی فیلم فجر و قربانی شدن سینمای مستقل

حق نشر عکس d

بی تردید جشنواره فیلم فجر، مهم‌ترین رویداد در تقویم سینمایی سالانه سینمای ایران است.

این جشنواره، علیرغم تمام انتقادها و اعتراض‌هایی که به نحوه مدیریت و سیاست های اجرایی آن وارد است، از این نظر که به نوعی کارنامه یک ساله سینماگران ایرانی محسوب شده و فعالیت و تلاش آنها را در طی یک سال و یک جا به نمایش می گذارد و محلی برای ارزیابی سطح کیفی و کمی سینمای ایران و شناسایی و کشف استعدادهای جوان است، اهمیت زیادی دارد.

اما از سوی دیگر این جشنواره به دلیل ساختار دولتی، مناسبات پیچیده و غیرشفاف حاکم بر آن و چارچوب بسته و تنگ آن، اصولا نمی تواند نقش تعیین کننده و تاثیرگذاری در سرنوشت سینمای ایران داشته باشد و چشم انداز و افق روشنی برای آینده این سینما ترسیم کند.

به اعتقاد بسیاری از منتقدان سینمای ایران، جشنواره فیلم فجر، نه تنها با استانداردهای حرفه ای و رایج جشنواره های معتبر بین المللی فاصله زیادی دارد بلکه ذاتا محافظه کار و مصلحت گراست و این محافظه کاری همیشه و از آغاز با آن بوده است.

این جشنواره، هرگز حاضر نبوده و نیست که خط قرمزها را زیر پا بگذارد و همیشه از این که مورد انتقاد گروه های فشار و نیروهای تندرو جامعه قرار گیرد، می ترسد. از این رو به همه باج می دهد و می خواهد همه را به نحوی راضی نگه دارد. برای همین، جوایز آن، همیشه طوری تقسیم می شود که سر کسی بی کلاه نماند.

اما جشنواره امسال به عنوان نخستین جشنواره ای که در دولت جدید برگزار می شد، به هر حال از همان ابتدا امیدهایی را در دل ها برانگیخت.

نخستین جشنواره در دولت جدید

حق نشر عکس Isna
Image caption تازه ترین ساخته بهروز افخمی برنده جایزه بهترین فیلم شد

بر اساس گزارش های منتشر شده، نوع فیلم ها و درونمایه انتقادی آنها و توجه کارگردان ها به مسائل اجتماعی و دردهای جامعه امروز ایران و عبور از برخی مرزها و خطوط قرمز تعیین شده در سینمای ایران، از ویژگی های این دوره جشنواره و تفاوت آن با دوران مدیریت جواد شمقدری بود.

همین طور حضور کارگردان های شناخته شده و صاحب نام سینمای ایران مثل داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی، رخشان بنی اعتماد، کیانوش عیاری، کیومرث پوراحمد، بهروز افخمی، احمدرضا درویش، ابراهیم حاتمی کیا و کمال تبریزی در کنار نسل تازه ای از سینماگران جوان، مستعد و تازه نفس مثل سامان سالور، بهرام توکلی، هومن سیدی، مهدی رحمانی، امیرحسین ثقفی، رضا درمیشیان و شهرام مکری از یک سو و حضور برخی فیلم های توقیفی و مسئله دار از نظر ممیزی و سانسور مثل خانه پدری (کیانوش عیاری)، زندگی مشترک آقای محمودی و بانو (روح الله حجازی) و قصه ها (رخشان بنی اعتماد) از سوی دیگر، شور و هیجان زیادی را در تماشاگران جشنواره ایجاد کرده و بسیاری از مردم را در هوای سرد و آلوده تهران، از خانه ها بیرون کشیده و روانه سینماها کرد.

اما از یادداشت ها و نقدهای منتقدان سینمایی درباره فیلم ها و نیز از واکنش های تماشاگران در سالن های سینما به فیلم ها که اغلب با کف زدن ها، سوت زدن ها یا هو کردن همراه بود، چنین برمی آید که بیشتر فیلم ها، به ویژه فیلم های سینماگران کارکشته و قدیمی نتوانست رضایت نسبی آنها را جلب کند.

فیلمنامه های سست با روایت های غیرمنسجم و شخصیت پردازی ضعیف، میزانسن ها و بازی های بد، از جمله ایرادهایی بود که عموما در نوشته های تعدادی از منتقدان سینمایی در مورد برخی فیلم های جشنواره تکرار می شد.

فیلم های پرخرج و پروژه های چند میلیاردی دولتی مثل چ ساخته ابراهیم حاتمی کیا و رستاخیز احمدرضا درویش، که کلید آنها تحت عنوان "فیلم های فاخر" از دوره قبل زده شده بود نیز نتوانست مورد توجه اغلب منتقدان قرار گیرد و بیشتر به خاطر جنبه های فنی آن مثل طراحی صحنه، فیلمبرداری، صدابرداری و جلوه های ویژه تحسین شدند.

در این میان فیلم های خانه پدری کیانوش عیاری (تولید سال ۸۹ که قبلا توقیف شده بود و هنوز هم پروانه نمایش ندارد) و فیلم اپیزودیک قصه ها ی رخشان بنی اعتماد(که در سال ۹۰ ساخته شده اما جلوی اکرانش گرفته شده بود) با استقبال نسبتا خوب منتقدان مواجه شد تا حدی که برخی از منتقدان، خانه پدری را بهترین فیلم جشنواره امسال ارزیابی کردند.

ارجحیت مصلحت سینما بر مصلحت یک فیلم

اما بیشتر توجه ها در جشنواره امسال معطوف چند فیلم از سینماگران جوان و خلاق تازه به میدان آمده بود. فیلم های عصبانی نیستم (رضا درمیشیان)، سیزده (هومن سیدی)، همه چیز برای فروش (امیرحسین ثقفی)، چند مترمکعب عشق (جمشید محمودی)، برف (مهدی رحمانی)، خط ویژه (مصطفی کیایی)، کلاشینکف (سعید سهیلی) و ماهی و گربه (شهرام مکری) به خاطر درونمایه جسورانه و پرداخت سینمایی قابل توجهشان، مورد تحسین بسیاری از منتقدان واقع شدند.

از طرفی از همان روز اول جشنواره، انتقادها و فشارها از جانب نیروهای تندرو و سایت ها و خبرگزاری های نزدیک به اصولگرایان به فیلم ها و کارگردان های حاضر در جشنواره شروع شد.

آنها نه فقط برخی فیلم های جشنواره را به خاطر زیر پا گذاشتن "ارزش های اسلامی و انقلابی" و "حمایت از فتنه ۸۸ "، زیر سوال بردند بلکه به انتقاد شدید از نحوه حضور بازیگران زن و پوشش و آرایش آنها در فیلم ها یا در برابر دوربین های عکاسان در نشست های رسانه ای جشنواره پرداختند.

مرتضی آقاتهرانی، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس و عضو ارشد جبهه پایداری در گفتگو با خبرگزاری فارس گفت:‌ "ما جاهایی را خطوط قرمز می‌بینیم، مثلا در برخی فیلم‌ها به بدترین شکل ممکن به سبک زندگی اسلامی پرداخته می‌شود یا به ارزش‌ها تهاجم می‌شود. برخی از آنها هم فتنه و فتنه‌گری را توجیه می‌کند."

اما عجیب تر از همه، مراسم اختتامیه این جشنواره و ماجراهایی بود که در مورد تعویض مجری این مراسم و تغییر رای هیئت داوران در مورد فیلم عصبانی نیستم به کارگردانی رضا درمیشیان پیش آمد.

حق نشر عکس Isna
Image caption ایوبی: تدبیر و اعتدال اقتضا می‌کند که ما در خیلی از جاها مصلحت سینما را بر مصلحت یک فرد یا یک فیلم ترجیح دهیم

بر اساس برخی گزارش‌ها، مدیران جشنواره فجر از رضا درمیشیان کارگردان این فیلم خواستند تا نامه‌ای به دبیر جشنواره بنویسد و در این نامه از رقابت در جشنواره امسال انصراف دهد اما ظاهرا درمیشیان زیر بار این درخواست نرفت و در نتیجه آن طور که در برخی منابع خبری آمده دبیر جشنواره شخصا وارد عمل شده و با دخالت در رای هیئت داوران، مانع از اهدای جایزه بهترین بازیگر مرد به نوید محمدزاده و دیپلم افتخار بهترین بازیگر زن به باران کوثری، بازیگران فیلم عصبانی نیستم رضا درمیشیان شد.

با این حال هوشنگ گلمکانی، سردبیر مجله فیلم و یکی از اعضای هیئت داوران این خبر را تکذیب کرده و گفته که کارگردان عصبانی نیستم "به حکم عقل کنار کشید" و "هیچ فشاری بر داوران وارد نبود."

کنار گذاشتن عصبانی نیستم همراه با عقب نشینی آنها در مقابل درخواست صدا و سیما در موردکنار گذاشتن حسین پاکدل از مجری گری مراسم اختتامیه به بهانه ممنوع التصویر بودن او، مورد انتقاد و اعتراض وسیع منتقدان سینمایی قرار گرفت و آنها از مسئولان جشنواره و علی جنتی، وزیر ارشاد می خواهند که در این مورد پاسخگو باشند.

هر چند حجت الله ایوبی، رئیس سازمان سینمایی فشارها بر مسئولان سینمایی را تلویحا رد نکرده و در پاسخ به خبرنگار ایسنا که پرسیده وزارت ارشاد چقدر قدرت دارد که جلوی فشارهای بیرونی را بگیرد گفت: "معتدل بودن کار سختی است اما در جواب، خیلی خلاصه می‌توانم بگویم که تدبیر و اعتدال اقتضا می‌کند که ما در خیلی از جاها مصلحت سینما را بر مصلحت یک فرد یا یک فیلم ترجیح دهیم."