دوستی و دعوای ایرانی با اسرائیلی در تئاتر 'پادشاهی سفال و آتش'

Image caption سهند صاحب دیوانی (راست) و رافائل رودان،‌ روی صحنه تئاتر پادشاهی سفال و آتش

سهند صاحب دیوانی و رافائل رودان دو هنرمند از ایران و اسراییل‌اند. آنها در سال ٢٠١٢ در یک جشنواره داستان‌خوانی در هلند به شکل جداگانه شرکت کردند. حضور دو هنرمند ایرانی و اسراییلی این ایده را به ذهن مدیر جشنواره آورد که آن دو می‌توانند همراه با هم برنامه اجرا کنند.

سهند و رافائل این ایده را پسندیدند و به فکر برنامه مشترکی افتادند. سهند از آمستردام و رافائل از لندن با هم در تماس ماندند و نمایش‌نامه‌ "پادشاهی سفال و آتش" را آفریدند. "سفال" به روایت‌های منتسب به دانیال، پیامبر قوم بنی اسراییل اشاره دارد و "آتش" به یکی از نمادهای فرهنگ باستانی ایران.

سرچشمه داستان: کشمکش‌های ایران و اسراییل

سرچشمه آفرینش این تئاتر، روابط سیاسی پُر تنشی است که میان ایران و اسراییل پدید آمده؛ سهند صاحب دیوانی، یکی از بازیگران اصلی این تئاتر می‌گوید گرچه ایده اصلی، از یک بحران سیاسی الهام گرفته ولی او همیشه تلاش کرده که از جنبه شخصی نیز به موضوع بپردازد چون "مشکلات میان ایران و اسراییل با مشکلات داخلی این کشورها نیز پیوند دارد".

سهند می‌گوید: "سنت جالبی بین یهودی‌ها وجود دارد که داستان‌های شخصی خود را ماندگار می کنند. در ایران فرهنگ داستان‌گویی وجود دارد ولی بیشتر مربوط به داستان‌های اساطیری است. از بابت بازگویی داستان‌های شخصی هنوز شرم وجود دارد. ولی یهودی‌ها چون معمولا خود را در خطر نابودی دیده‌اند برای ثبت داستان‌هایشان بسیار تلاش کرده‌اند. من در این تئاتر این موقعیت را حس کردم که می‌توانم بخش‌هایی از داستان‌های زندگی خانواده خودم را هم بیان کنم؛ به پیروی از سنت یهودی‌ها."

سهند ایران را به یاد نمی‌آورد. پدر و مادر او به دلیل فعالیت‌های سیاسی در آغاز دهه ١٩٨٠ به هلند پناهنده شدند و خانواده دیگر هیچگاه به ایران بازنگشت. سهند سالهاست که در هلند حضور فعالی در برنامه‌های داستان‌خوانی همراه با موسیقی دارد. او به تازگی برنده جایزه بهترین داستان‌گوی سال ٢٠١٣ در جشنواره داستان‌گویی این کشور شده است.

در آغاز داستان، سهند، دوستش رافائل را به بازی تخته دعوت می‌کند. رافائل اما بسیار جدی است و ترجیح می‌دهد نوشته‌ای را که در روزنامه درباره ایران و اسراییل چاپ شده بخواند. آنها شوخی‌های کنایه‌آمیزی رد و بدل می‌کنند. رافائل در پاسخ دعوت سهند برای بازی، به طعنه می‌گوید: "می‌دانم شما ایرانی‌ها روزنامه نمی‌خوانید!"

سهند اما شوخ طبع است و ادامه می‌دهد: "ما ایرانیان ترجیح می‌دهیم شعر بخوانیم؛ از مولوی، از حافظ..."

رافائل باز هم طعنه می‌زند: "بله می‌دانم. هنوز هم همان شعرهای هشتصد سال پیش!..."

Image caption رافائل:‌ پدر من اهل اسلواکی است؛ مادرم از کلیمیان اصفهان است که در دهه ١٩٧٠ به اسراییل کوچ کرده

شوخی‌های دوستانه سهند و رافائل اما ناخودآگاه به خط قرمزهای میهنی هردویشان می‌رسد و کار به داد و فریاد می‌کشد. در این بین ناخودآگاه هر دو به آنجا می‌رسند که زندگی‌شان از یک جنبه به هم شباهت دارد: هر دو قربانی خشونت و تنش در کشورشان شده‌اند و خانواده‌هایشان از این بابت بسیار آسیب دیده‌اند. هر دو آرام می‌گیرند و تصمیم می‌گیرند داستان‌هایی اساطیری از فرهنگ‌شان را برای یکدیگر تعریف کنند.

سهند، داستان ضحاک و روییدن مار بر شانه‌های پادشاه ستمگر را بازگو می‌کند و رافائل، داستان گولِم؛ مجسمه‌ای گِلی که صدها سال پیش توسط یک خاخام یهودی در پراگ ساخته می‌شود تا مردم را برای حل دشواری‌هایشان یاری دهد.

گولم ولی اندک اندک از راه اصلی خود خارج می‌شود و برای مردم مشکل آفرینی می‌کند. بر خلاف داستان ضحاک که یک داستان مشخص و با محتوایی همیشگی در ادبیات ایران است، از داستان گولِم روایت گوناگونی در فرهنگ یهودیان وجود دارد.

ایران و اسراییل: جای خالی گفتگو

برای رافائل رودان، هنرمند اسرائیلی، این تئاتر نخستین همکاری با یک هنرمند ایرانی است. تجربه‌ای که او آن را "ژرف و الهام بخش" توصیف می‌کند. رافائل در زمان اجرا در هلند، میهمان خانواده همکار ایرانی‌اش بوده و می‌گوید حضور در آن خانه برای او حس حضور در خانه خانواده خودش را داشته است.

رافائل رودان که در بریتانیا به تحصیل آکادمیک تئاتر مشغول بوده، در پروژه "پادشاهی آتش و سفال" کمی به اجرای بداهه نیز گرایش پیدا کرده و بر این باور است که پس از چندین بار اجرای این نمایش، اجراها عمیق‌تر شده‌اند.

این هنرمند اسراییلی می‌گوید: "پدر من اهل اسلواکی است؛ مادرم از کلیمیان اصفهان است که در دهه ١٩٧٠ به اسراییل کوچ کرده و خود من در اسراییل به دنیا آمده و بزرگ شده‌ام. از این بابت همیشه بر سر هویت با خودم کلنجار رفته‌ام. هنوز هم این پرسش با من است که بالاخره اهل کجا هستم. در این تئاتر بارها روی مفهوم "خانه" تاکید کردم. شاید تلاشی بود که مفهوم آنرا دست‌کم برای خودم روشن کنم."

رافائل رودان می‌افزاید: "ما در داستان پس از بحث و جدل فراوان در نهایت با هم به گفتگو نشستیم و دریافتیم که علیرغم آنکه در ظاهرا در برابر یکدیگر قرار گرفته‌ایم، اشتراکات بسیاری نیز داریم. این موضوعی است که از دیدگاه من دولتمردان ایران و اسراییل به آن توجهی نشان نمی‌دهند. ممکن است ما از راه همکاری‌های فرهنگی-هنری نتوانیم بحران میان ایران و اسراییل را از میان ببریم اما دست کم نشان می‌دهیم که مردمان این دو کشور در برابر یکدیگر قرار نگرفته‌اند و با هم به گفتگو نشسته‌اند."

در نمایش "پادشاهی سفال و آتش" دو نوازنده یونانی و هلندی نیز سهند صاحب دیوانی و رافائل رودان را همراهی می‌کنند. در بخش‌هایی از تئاتر، بازیگران ترانه‌هایی مردمی از کشورشان را برای مردم می‌خوانند و گاه ترانه‌های ایرانی و اسراییلی را به هم پیوند می‌زنند.

این نمایش در حال اجرا در شهرهای هلند است و قرار است به زودی در برخی دیگر از کشورهای اروپایی و همچنین اسراییل به روی صحنه برود.