«اسم مهمّ است، نه معـنی!»

Image caption مهدی اخوان ثالث، گویندۀ شعر «سبز»، آن «سبز سایه پرورده».

چند روز پیش یکی از آشناهای ایرانی، که از علاقه مندان وفادارِ شعرهای «مهدی اخوان ثالث» است، و فقط وقتی به یاد من می افتد که یک شکّ ادبی توی کلّه اش افتاده باشد، تلفنی کرد و حالی پرسید و گفت: «راستی، به نظر تو، این شعرِ «سبز»ِ اخوان، که خواندنش آدم را مست می کند، یک شعر عاشقانه است، یا عارفانه، یا هر دوش؟» (۱)

بهش گفتم: «عزیز جان، می شود نیم ساعتِ دیگر تلفن کنی؟ واقعیتش این است که من این شعر را بارها خوانده ام، ولی الآن بیست سالی می شود که دیگر به سراغش نرفته ام. حالا یک بار دیگر با دقّت می خوانمش و به تو زنگ می زنم!»

یادم افتاد که می گفتند «اخوان ثالث» نسبت به نوجوانی با استعداد و شیفتۀ ادبیات شیفتگی خاصّی داشت، و همین شعر «سبز» را می گفتند در وصف او گفته است، اویی که «هر کجا هست خدایا به سلامت دارش!» (۲)

بگذریم. خلاصه، گوشی را که گذاشت، رفتم، نشستم جلو کامپیوتر و مصراع اوّل این شعر را که «با تو دیشب تا کجا رفتم» باشد، دادم به «گوگلِ فارسی»، و ازش خواستم که با این نشانی، شعر «سبز» اخوان را برایم پیدا کند. خواهش می کنم نپرسید چرا بلند نشدم، بروم کتاب «از این اوستا» را بردارم، بنشینم، بازش کنم و شعر «سبز» ش را با دقّت بخوانم!

Image caption اوحدی مراغه ای، شاعر قرن هشتم هجری، گویندۀ بیت: «میِ سُرخَت نَمد به دوش کند/ بَنگِ سبزت گلیم پوش کند!»

گوگل ارجمند در عرضِ شانزده ثانیه، در حدودِ ۱۶۰۰۰ مورد گذاشت پیش چشمم. چه سایتهایی! چه نقش و نگارهایی! چه آب و رنگهایی! و چه ستایشهایی!

می گویید حالا چی می خواهم بگویم؟ هیچّی! البتّه شعر«سبز» را پیدا کردم، امّا آدم وقتی خودِ کتابِ «از این اوستا» را که موقع چاپ، خودِ مهدی اخوان ثالث آن را با دقّت و وسواس غلطگیری کرده باشد، در دسترس ندارد، نباید انتظار داشته باشد که این سایتهای مهمّ، آیه های شاعرِ محبوب خودشان را مغلوط و ناقص و نامفهوم تایپ نکنند، که متأسّفانه می کنند، و متأسّفانه بیشترِ سایتهای تجارتی که مُدام سرگرم شکارِ اسمهای معروف هستند، تا در «پرتو» یا در «سایۀ» آنها آگهیهای تجارتی به خورد مردم بدهند، هِی «ماشین وار» از روی آنها کُپی می کنند، به طوری که «غلطها»ی یکی از آن سایتهای «ادبیاتی»، مو به مو در سایتهای «تجارتی» تکرار می شود و به صورتِ «نصّ صحیح» در می آید!

حق نشر عکس AP
Image caption مأموران گمرک پاکستان دهها کیسه «سبز گلیم پوش»، جمعاً به وزن 1860 کیلو گرم را ضبط کرده اند. خدا می داند که با آنها تا کجا خواهند رفت!

همۀ حرفی که دارم، همۀ عقده ای که می خواهم با این حرف باز کنم، این است که در سایتهای «ادبیاتی» و در کپیهای «تجارتی» آنها، این بلا فقط به سر شعر «سبز»ِ مهدی اخوان ثالث نیامده است! آن را به سر بیشتر شعرهای بیشتر شاعرهای معروف بیچارۀ معاصر و قدیم آورده اند!

در همین شعرِ «سبز» در بیست تا از «خُداد» تا وِبلاگ و سایت، مصراعِ «با تو لیک، ای عطرِ سبزِ سایه پرورده» (۳)، تبدیل شده است به «لیک ای عطر سبز سایه پرورده»؛ و مصراع «تا دیاری که غریبیهاش می آمد به چشمم آشنا، رفتم.» تبدیل شده است به «تا دیاری که غریبیهاش می آمد به چشم آشنا، رفتم»؛ و عبارت «یک سان» در مصراعهای «تا ترازویی که یک سان بود در آفاقِ عدلِ او/ عزّت و عزل و عزا رفتم» تبدیل شده است به «یک سال»: «تا ترازویی که یک سال بود در آفاقِ عدلِ او/ عزّت و عزل و عزا رفتم »

آخر بابا، بازی بازی، برای توفیق در تجارت با تقدّسِ فکر و هنر و ادبیات و معنویتِ خداییِ انسان هم بازی؟ ها؟

_______________________________________________

۱- خوب که در بحر این شعر برویم، در می یابیم که هم عاشقانه است، هم عارفانه، هم هردوانه، هم رندانه، و بالاتر از اینها شعر است.

۲- البتّه شعری که مهدی اخوان ثالث برای این دوست جوانش، یعنی «حسین رازی»، گفته بود، «دریچه ها» عنوان دارد و در یک خاطره از «سه خاطره» ای که به مناسبت «بیستمین سالمرگ مهدی اخوان ثالث» در نشریۀ اینترنتی «کاروند: پاتوق اهل قلم» آمده است، می خوانیم که اخوان ثالث در پاسخ به یکی از سؤالهای گویندۀ خاطره گفته بوده است: «ببخشید. من در نامه ‌نوشتن تنبلم... من یک نامه به حسین رازی که دوستم بود و می‌پرستیدمش نوشتم. همان که شعر "دریچه‌ها" را برایش گفتم: "ما چون دو دریچه روبه روی هم". بعد از سال‌ها دیدم که آن نامه را نفرستادمش!» این نامه در یادنامۀ مهدی اخوان ثالث، درشماره تابستان ۱۳۸۴مجلّۀ «بررسی کتاب تهران» چاپ شده است.

۳- به خوبی پیداست که مخاطب اخوان ثالث در شعر «سبز» که او [آن] را «عطرِ سبزِ سایه پرورده» و «زمردین زنجیر زهر مهربان من» می خواند و چنان خاصیتی دارد که می تواند شاعر را «تا خدا وُ آن سوی صحرای خدا» ببرد، باید «بنگ» یا «حشیش» باشد. در «فیس بوک» در میان نظرهایی که دربارۀ شعر «سبزِ» اخوان ثالث آمده است، شخصی گفته است: «مقصود از سبز حشیش بود و اثرات جادویی افیون». بعضی از شاعران کلاسیک در مذمّت «بنگ» سخنهایی گفته اند، از آن جمله مولوی، سنایی، نااصر خسرو، خاقانی، و اوحدی مراغه ای، که این دو بیت از اوست:

مِی سُرخت نمد به دوش کند،

بنگ سبزت گلیم پوش کند!

دل سیاهی دهند و رخ زردی:

بِهِل این سبز و سرخ، اگر مردی.

در لغتنامۀ دهخدا، در تعریف کلمۀ «مَحَشّ» آمده است: «گلیم سطبر یا گلیم که در وی حشیش نهند.» (اشارۀ اوحدی به «گلیم پوش» به دو معنی است: بنگ «گلیم پوش» است چون آن را در سایۀ گلیم پرورده می کنند، و فرد معتاد به بنگ «گلیم پوش»، یعنی «فقیر» می شود.

مطالب مرتبط