کلاهبرداری آمریکایی، ناکام بزرگ اسکار ۲۰۱۴

حق نشر عکس AP

"کلاهبرداری آمریکایی" که امسال در ده بخش از جمله در بخش های بهترین فیلم و بهترین کارگردانی، نامزد دریافت اسکار بود، نهایتا دست خالی هشتاد و ششمین دوره مراسم اسکار را ترک کرد.

دیوید او راسل که به خاطر خلق شخصیت های قوی، فیلمنامه محکم و بازی های خوب بازیگرانش، ستایش شده است، در سال های گذشته نیز به خاطر فیلم های "مبارز" و "دفترچه امیدبخش"، نامزد دریافت جوایز بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه در بفتا، گلدن گلوب و اسکار بوده است.

هشتمین فیلم بلند او راسل با عنوان "کلاهبرداری آمریکایی"، در ژانر فیلم های گانگستری-کمدی، اثر قابل توجهی است، ژانری که اسکورسیزی، تارانتینو، گای ریچی و مارتین مک دونا در آن صاحب سبک اند. فیلم را باید به خاطر فیلمنامه هوشمندانه آن ستود، فیلمنامه ای که پر از ظرایف داستانی و دراماتیک است اگرچه از نظر شیوه روایت و استفاده از فلاش بک های متعدد و صدای وویس اور شخصیت ها، همان الگوی روایتی فیلم هایی مثل "رفقای خوب" اسکورسیزی را دنبال می کند.

کلاهبرداری دولتی

"کلاهبرداری آمریکایی" بر اساس ماجرای واقعی عملیات "عَبسکم"(ABSCAM) اف بی آی در اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد ساخته شده است.

ایروینگ روزنفلد (کریستین بیل) و سیدنی پراسر (ایمی آدامز)، زوج کلاهبرداری اند که برای فریب دیگران، تغییر قیافه و لهجه داده و دروغ هایی را سرهم می کنند اما در جریان یکی از کلاهبرداری‌ها، سیدنی دستگیر شده و گرفتار یک مأمور "اف‌بی‌آی" به نام ریچی ماسو(بردلی کوپر) می شود.

ریچی به کمک ایروینگ و سیدنی، نقشه ای را برای دستگیری سیاستمداران فاسد شهر کَمدن نیوجرسی از جمله شهردار این شهر و چند نماینده کنگره آمریکا طرح ریزی کرده و این دو را وارد دنیای تبهکاران می کند اما نقشه آنها طبق برنامه پیش نمی رود و برملا می شود. از طرف دیگر بین ایروینگ، ریچی و سیدنی، رابطه عشقی سه گانه ای هم پیش می آید که نقشه های آنها را تحت تاثیر قرار می دهد. دیوید او راسل بر بستر رویدادهایی واقعی، این شخصیت های عجیب و غریب را کنار هم چیده و نتیجه آن به کمدی نسبتا جذاب و موفقی تبدیل شده است.

فضاسازی دهه های هفتاد و هشتاد

حق نشر عکس Getty
Image caption برخلاف اسکار کلاهبرداری آمریکایی در گلدن گلوب موفقیت نسبی خوبی داشت

برخلاف فیلم های قبلی او. راسل که اغلب داستان هایش مربوط به دوران کنونی است، "کلاهبرداری آمریکایی"، عمدتا در اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد می گذرد که هنوز اف بی آی، تکنولوژی لازم را برای کنترل و هدایت ماهرانه این نوع کلاهبرداری های پشتیبانی شده نداشت، دورانی که هنوز اینترنت و موبایل فراگیر نشده بود. راسل می گوید که او نوستالژی جهان آنالوگ را داشته و خواسته آن را بازسازی کند.

فیلم در لوکشین های واقعی در بوستون و نیویورک فیلمبرداری شده است. فضا، حال و هوا و رنگ خاص فیلم های دهه های هفتاد و هشتاد مثل "نیش" یا "شب های عیاشی" را می توان در این فیلم حس کرد. نوع لباس پوشیدن، موها و آرایش آدم ها تا اتومبیل ها و آهنگ هایی که در فیلم استفاده شده، همه فضای آن دوران را القا می کند.

کریستین بیل برای ایفای نقش ایروینگ روزنقلد، مجبور شد که حدود ۲۵ کیلوگرم وزن اضافه کند. او در مصاحبه ای گفته است که بخش مهمی از شخصیت او از خلال بداهه پردازی و در طی برداشت های متعدد شکل گرفته است. رابرت دونیرو نیز در این فیلم در صحنه کوتاهی، در نقش ویکتور تله گیو، گانگستر و کازینودار آمریکایی (در واقعیت نام این فرد، وینست الو بود) ظاهر شده است که به عربی هم صحبت می کند اما نام دنیرو در تیتراژ فیلم نیامده است.

دراماتیزه کردن عملیات اف بی آی

فیلمنامه "کلاهبرداری آمریکایی" نوشته اریک وارن سینگر، در آغاز "مزخرفات آمریکایی" نام داشت. این فیلمنامه در سال ۲۰۱۰ نوشته شد اما تولید آن تا سال ۲۰۱۳ به تعویق افتاد. ابتدا قرار بود بن افلک آن را کارگردانی کند اما بعد دیوید او. راسل به جای او انتخاب شد.

با این که این فیلم بر اساس رویدادها و شخصیت های واقعی ساخته شده و با این نوشته شروع می شود که "برخی از ماجراهای این فیلم واقعا اتفاق افتاده است" اما بازسازی دقیق و مستند عملیات اف بی آی و پرونده "عَبسکم" نیست بلکه دراماتیزه کردن آنهاست.

دیوید او راسل، فیلمنامه سینگر را که بر اساس ماجراها و شخصیت های واقعی بود تا حد زیادی تغییر داد و جنبه ای کمدی به آن بخشید. راسل در مورد تغییراتی که در سناریوی سینگر داده می گوید: "من رابطه عاشقانه مثلثی بین بیل، آدامز و کوپر را خلق کردم. شهردار(با بازی جرمی رانر) هم آدم تنومندی نبود. فیلم من درباره مردم و جامعه است و کارهای خوبی که بعضی ها برای شهرشان انجام می دهند. هدف های خوب آدم ها برایم مهم است نه فقط حرص و آز آنها یا درون تاریک شان. من می خواهم بخش خوش قلبی شان را نیز نشان دهم. فیلم من در دوران اقتصادی بدی می گذرد که مالیات ها بالا بوده و بهره وام های بانکی بین ۱۵ تا ۲۰ درصد بود و آدم ها را به تله می انداخت."

اشاره او راسل به شخصیت کارمینه پولیتو، شهردار کمدن است که به خاطر ایجاد رفاه بیشتر و کار برای آدم های شهرش، درگیر کارهای تبهکارانه مثل جعل اسکناس و قاچاق مواد مخدر می شود. در واقعیت نیز آنجلو اریکتی، شهردار واقعی کمدن، همین کار را می کرد.

به گفته او. راسل، این شخصیت ها، این جهان و این مخمصه ای که آنها در آن قرار دارند، همه طیف وسیعی از انسانیت، عشق، شهوت، شکستن دل ها، بقا و بالاتر از همه عشق به زندگی را به نمایش می گذارند: "عشق به موسیقی، رقص، غذا و یکدیگر، عشق به امید در بدترین لحظات، این همان چیزی است که من برای آن زنده ام: ساختن فیلم درباره این دنیاها، شهوت ها و انسانیت ها."

اریک وارن سینگر، فیلمنامه نویس فیلم می گوید که این حرف ویلیام باروز، نویسنده آمریکایی، مثل ستاره شمال، راهنمای او برای خلق شخصیت های فیلم بوده است: "کلاهبردارهای جهان! تنها یک نشان است که شما نمی توانید هدف بگیرید و آن نشان درون است."

به گفته سینگر، "ما همه به نوعی سر خودمان یا دیگران کلاه می گذاریم، هرچند این کلاهبرداری ها ممکن است خیلی کوچک باشد. این واقعیت زندگی است. لحظه اجتناب ناپذیر روشن شدن این موضوع برای بعضی ها باعث تغییر مثبت در زندگی آنها می شود اما برخی ها را فلج می کند."

موفقیت های فیلم

"کلاهبرداری آمریکایی" با بودجه ای نزدیک به ۴۰ میلیون دلار ساخته شد و فروش آن تا فوریه ۲۰۱۴ نزدیک به ۱۸۷ میلیون دلار بوده است. "کلاهبرداری آمریکایی" در تاریخ جوایز اسکار از سال ۱۹۸۱ تا امروز، دومین فیلمی است که در هر چهار بخش بازیگری، نامزد اسکار شده است.

سال گذشته نیز بازیگران فیلم "دفترچه امیدبخش" همین کارگردان در همه بخش های بازیگری نامزد جایزه اسکار بودند و جنیفر لارنس نیز توانست اسکار بهترین بازیگر زن را از آن خود کند. راسل خود نیز سومین بار است که برای دریافت جایزه کارگردانی در اسکار نامزد شده است.

"کلاهبرداری آمریکایی"، نامزد ۷ جایزه گلدن گلوب بوده که در آن به عنوان بهترین فیلم کمدی یا موزیکال شناخته شد و ایمی آدامز و جنیفر لارنس نیز به عنوان بهترین بازیگران زن نقش اول و نقش مکمل بخش موزیکال و کمدی انتخاب شدند. این فیلم همینطور نامزد ۱۰جایزه بفتا نیز بود اما از میان نامزدها، تنها جنیفر لارنس موفق شد جایزه بهترین بازیگر زن نقش مکمل را به دست آورد و اریک وارن سینگر و دیوید او راسل هم جایزه بهترین فیلمنامه ارژینال را دریافت کردند.

برخورد منتقدان سینمایی نیز با آن عمدتا مثبت بود و در ارزیابی وب سایت راتن تومیتو بر اساس ۲۴۰ نقد و ربویویی که بر آن نوشته شد، ۹۳ درصد امتیاز مثبت آورده است. در ارزیابی سایت متاکریتیک هم امتیاز آن ۹۰ از ۱۰۰ بوده است.

ریچارد کوپر، منتقد شیکاگو سان تایمز آن را بهترین فیلم سال نامید و ریچارد کورلیس منتقد مجله تایم نیز آن را هیجان انگیزترین و هوشمندانه ترین کمدی سال های اخیر معرفی کرده است. اما پیتر دبروگ، منتقد ورایتی آن را فیلمی مغشوش و درهم برهم خواند و از بداهه پردازی بازیگرهای آن انتقاد کرده است.