'جایی که دل من می تپد' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این هفته در آغاز فصل فیلم هایی درباره افغانستان در آپارات، فیلم 'جایی که دل من می تپد' ساخته خزر فاطمی به نمایش در می آید.

درباره فیلم

Image caption نمایی از فیلم جایی که دل من می تپد

قلب آدم کجا می تپد؟ جایی که به دنیا آمده، جایی که بزرگ شده یا جایی که دارد زندگی می کند؟ فیلم 'جایی که دل من می تپد' در آپارات این هفته پاسخی می دهد به این نوع سوالاتی که در ذهن هر کسی که جا به جایی را تجربه کرده ، ممکن است بوجود بیاید.

معمولا تصویری که در اغلب رسانه ها از افغانستان ارایه می شود، تصویر کشوری جنگ زده است که در آن هنوز خشونت و تعصب های سنتی قومی و مذهبی و به شدت حاکم است. و معمولا تصویر زندگی، رفاقت ها و لبخند ها به چشم نمی آید یا کمرنگ هستند دلیل آن هم این است که گفته می شود به دلیل مشکلات ناشی از جنگ و نبود امنیت هنوز هم که هنوز است، برخی افغان ها از سرزمین شان به کشورهای دیگه پناه می برند و یا تمایلی به بازگشت به افغانستان نشان نمی دهند. ولی همیشه هم اوضاع این کشور به این شکل نبوده است، افغانستان کشوری است که روزگاری مقصد پناهنده ها بوده است و از جاهایی مثل ایران عده ای هم بودن که به افغانستان پناه بردند و در اونجا زندگی کردند. شماری از ایرانی ها در اواخر دهه هشتاد میلادی و بعد از شدت گرفتن بگیر و بند گروه ها و سازمان های سیاسی در ایران، مجبور به خروج از ایران شدند و به افغانستان پناهنده شدند. خزر فاطمی در این فیلم سراغ ریشه های خودش در افغانستان می گردد.

ویژگی فیلم

این فیلم، سفری است که گاهی شاعرانه می شود، گاهی لحن گزارشی می گیرد و گاهی پر ازحس نوستالژی می شود. فیلم دو لایه دارد، در لایه اولش، یک قصه شخصی در جست و جو ریشه ها و یک دوست قدیمی و در لایه دیگرش تصویری از افغانستان امروز و مردم این کشور را روایت می کند.

خلاصه فیلم

Image caption نمایی از فیلم جایی که دل من می تپد

جایی که دل من می تپد، حکایت سفر کارگردان این فیلم به افغانستان است او در این سفر به سراغ خانه قدیمی و مدرسه و دوستان اش قدیمی اش می رود و در طول این سفر با اتفاقاتی روبرو می شود.

درباره کارگردان

خزر فاطمی سازنده این فیلم، نسل دوم یکی از خانواده های کرد ایرانی است که در تبریز به دنیا آمده است، در افغانستان بزرگ شده و حالا در سوئد یک خبرنگار و گوینده تلویزیون است . خانم فاطمی در زمینه های روزنامه نگاری و رقص تحصیل کرده است و فیلم جایی که قلب می تپد اولین تجربه مستند سازی اوست .او در این فیلم در سفری است کاملا شخصی به جستجوی گذشته و ریشه ها می رود

نگاه کارگردان

Image caption خزر فاطمی، کارگردان

از کجا می آیی؟ اهل کجایی؟ این سوالی هست که همیشه از من پرسیده می شود. من در شرایطی درد به درد در ایران به دنیا آمدم، چند ماهه بودم که پدر و مادرم از ایران فرار کردند. وقتی که همه از افغانستان می گریختند، ما به کابل پناه بردیم. تا هفت سالگی در کابل بودم بعد به سوئد فرار کردیم.

گرچه افغانستان را ترک کردیم ولی خاطرات کابل من را ترک نمی کرد. خاطرات همبازیم 'ماری' بهترین دوست ام، بمباران و جنگ. در سوئد عاشق رقص شدم و تا آنجا پیش رفتم که در مسابقات رقص کشوری اول شدم. همان وقت ها بود که جنگ در افغانستان دوباره شدت گرفت. من به کابل و آنچه از من در کابل به جا مانده بود نمی توانستم فکر نکنم. عشق بزرگم رقص را کنار گذاشتم رفتم دنبال روزنامه نگاری.

بعد از چند سال کار در تلویزیون سوئد تصمیمی گرفتم به افغانستان برگردم، می خواستم به دنبال خاطراتم و آنهایی که آنجا مانده بودند برگردم. این فیلم حاصل این سفر است.

گفتگو

گفتگو با خزر فاطمی کارگردان فیلم 'جایی که دل من می تپد'

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: aparat@bbc.co.uk

آدرس فیس بوک برنامه آپارات: https://www.facebook.com/aparatonbbc

خلاصه فیلم گذشته 'ماده ۶۱'

Image caption نمایی از فیلم ماده 61

قتل هایی که در حوزه روابط شخصی و خصوصی آدم ها رخ می دهد در همه جای دنیا رخ می دهد و مختص کشور خاصی هم نیست.برخلاف خیلی از فیلم های پلیسی بخشی از دلیل و انگیزه های این اتفاقات هیچ وقت روشن نمی شود چون یکی از طرفین ماجرا کشته شده و تنها روایتی که باقی مانده روایت کسی هست که در نزاع بر سر مرگ و زندگی زنده مانده است . در چنین شرایطی پلیس و قاضی پرونده هایی جنایی به سراغ انگیزه ها و شواهد می روند تا شاید بتوانند به حقیقت دست پیدا کنند. احکام و قوانین قضایی هم به کمک قاضی می آید . در ایران یکی از این ماده های قانونی در قانون مجازات اسلامی ، ماده ۶۱ بوده است که اخیر به عنوان ماده ۱۵۵ تغییر کرده . براساس این قانون به طور خلاصه اگر کسی در دفاع از خودش یا اموالش یا آنچه که به ناموس معروف شده با کس دیگری درگیر بشود و مرتکب جرمی مثل قتل بشود، باشرط و شروطی این شخص ممکن هست کارش به مجازات و زندان نکشد . همین شرط و شروط البته خیلی تفسیر پذیراست و بستگی به قاضی دارد که ماجرا را چطور ببیند.در این میان تناسب میزان خطر و دفاع ملاک در نظر گرفته می شود .

فیلم 'ماده ۶۱' به درگیری زنان بااین ماده قانونی پرداخته است و به دنبال علت‌ها و تاثیر آن بر روی زنان است کارگردان این فیلم مهوش شیخ الاسلامی ، مستندساز با تجربه ایرانی است او در فیلم ماده ۶۱ به سراغ زنانی رفته که مرتکب قتل شدن و سر و کارشون به این ماده قانونی افتاده است.. فیلمساز درساخت این فیلم به گفته خود ش با بیست و شش زن محکوم در زندان گفتگو کرده و در نهایت زندگی دو زن را روایت کرده است.

نظرات بینندگان در باره فیلم هفته گذشته

مینا

خیلی عالی بود. واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم. وقتی که ما غرق در مسائل روزمره خودمون هستیم، هستن آدمایی که غرق بدبختی، رفت امد توی این مسیر های دادگاه هستن، هستن مردمی که هر روز دارن درد میکشن. این فیلمها ما رو از روز مرگی در میاره . مرسی از اینکه به ما فرصت میدین.

طناز

دیدن این مستند واقعا مهم بود. سرم درد میکنه از وقتی این فیلم رو دیدم، واقعا تحت تاثیرش قرار گرفتم.

ایمان

واقعا زجرآور بود. نمیدونم چی باید بگم وقتی رفتم بخوابم مدام به شرایط زندگی 'فاطمه' و این که براستی چقدر درد رو تحمل کرد و آخرش هم اعدام شدبغضم ترکید. بی نهایت آزرده خاطرشدم. واقعا فرزندان اینها چطور زندگی می کنند چطور زندگی خواهند کرد. تا کی فقر و بدبختی باعث چنین شرایطی میشه. کی میدونه به اینا چی گذشته.

خشایار

وقتی شریعت جای قوانین بشری رو بگیره انتظار هیچ عدالتی رو نمیشه داشت. احکامی کور که تبعیض و نابرابری در اون بیداد میکنه. تبعیض های جنسیتی، قومی، مذهبی، عقیدتی و سیاسی ..

این فیلم نمونه ای بود که سربسته نشون می داد نابرابری های جنسیتی در احکام شریعت می تونه به راحتی بی گناهان رو به پای چوبه دار ببره.

گلنوش

فیلم امشب عالی بود از این دست فیلم ها بیشتر پخش کنید.

ژنیوس

به امید روزی که صدای زنان نیز شنیده شود...

بهرام

Image caption نمایی از فیلم 'ماده 61' ساخته مهوش شیخ الاسلامی

واقعا فیلم زیبایی بود. اما منم فکر می کنم یه جورایی یک طرفه قضاوت شد هیچ کس از مقتول حرفی نزد ...

مهین

کاش این فیلم رو نمی دیدم.

اعظم

ممنون که این فیلمو نمایش دادین. خیلی تاثیر گذار بود، بعد از گذشت سه روز از دیدنش هنوز خیلی از صحنه های فیلم ذهنمو درگیر خودش کرده.

مهناز

در طول فیلم مرتب خودمو تو شرایط مشابه فرض می کردم و اینکه آیا واقعاً باید چه کرد؟

پرستو

اصلا صحبتهاى افسانه با عقل جور در نمی آد. این خانم چرا باید تو اون خونه چند شب باشه. چرا از روز قبل چاقو برده. چرا به قصد کشتن ضربه زده. مى تونست بره تو پارک بخوابه مگه اونقدر یه شهر بى قانونه که مجبور بود تو اون خونه بمونه. چرا گرماى هوا رو بهونه کرده به نطر کدوم مهمتره. چقدر یه شوهر بى غیرته که زنش رو چند شب تو خونه مردى تنها مى ذاره. روز قبل که این اتفاق افتاده که این خانم چاقو با خودش برده چرا به شوهرش ماجرا رو نگفته تا بیاد پیشش.

عرفانی

به قول بچه افسانه آیا اگه مادرش تن به این کار می داد بعدن قانون چکارش می کرد و در چه مدت زمانی رای صادر می شد. مطمئنن اینقدر طولش نمی دادند. به امید پیروزی قانون.

نگارین

تا صبح خوابشو می دیدم. مسخرست یه همچین اتفاقی خودش فاجعست حالا بخوای واسش اعدام هم بشی....

بهاره

خیلی فیلم تاثیر گذاری بود. من تا صبح خوابم نبرد و همش اون سوال دختر افسانه توی ذهنم می چرخید که اگر مادرم به خواسته ی اون مرد پاسخ می داد، آیا مادرم رو به جرم زنا سنگسار نمی کردند ؟ این قوانین قضایی پر از اشتیاهه . واقعا وجود هیات منصفه در دادگاه خیلی کمک می کنه به دادن حکم درست تا این که یه قاضی حکم بده آخه مگه اون خداست که می تونه بری از اشتباه باشه.

سیاوش

این فیلم همین که انسانهای را به تفکر وا می دارد و با حقیقتی دردناک که ممکن است در نزدیکی هرکدام از ما رخ دهد آشنا می سازد و تبعات آن را گوشزد می کند برای همه ما دستاوردی بزرگ است و به عقیده حقیر دستگاه قضایی می بایست از عوامل تهیه فیلم تقدیر و تشکر کند.

نیلوفر

این فیلم برای جامعه ما نیاز است خواهشا یک هفته دیگر این فیلم را برای مردم پخش کنید. این فیلم گویای خیلی بحثها است فکر کنید فکر کنید.

خیلی مایل هستم در رابطه با این فیلم خود دولت ایران و فیلم سازان کاری کنند رسانه های صوتی و تصویری و دیگر افرادی که می توانند نقشی در آگاه سازی مردم داشته باشند خودی نشان دهند. در یک کشور نیاز به انقلاب در هر سی سال نیست بلکه نیاز رسیدگی به مسائل و مشکلات جامعه و مردم معمولی جامعه است. مسائلی همچون یک ازدواج یا بیکاری ... و غیره که می تونه خیلی پیش پا افتاده باشه اما در نهایت کار به قتل برسه و دزدی !

خانم مهوش شیخ اسلامی نمی دانم چگونه موفق به برداشت این تصاویر به این راحتی در اوین شدند !!! و از همه مهمتر ایجاد ارتباط با این افراد که در بند بودند و اعتماد به راحتی نمی تونه صورت بگیره. ولی این خانم به زیبایی این کار را انجام دادند . ای کاش بودند اشخاصی که مسائل را از نگاه جامعه شناسی و مدکار احتماعی و روانپزشک و دولت مردان به این قضیه نگاه می کردند و لحظه ای فکر می کردند. من با عدالتی که در این فیلم دیدم بین دو زن صورت گرفته اصلا موافق نبودم چرا که به نظر من فاطمه بیشتر مستحق آزادی بوده تا افسانه اما باز می بینیم که قانون و عدالت قاضی به نادرستی عمل می کند. البته تا جایی که در فیلم نشان داده من نظر می دهم. فاطمه دو دختر داشت که حتی قانون آن دو دختر را ندید و به آینده آن دو دختر اعتنایی نکرد فقط مادر که فاطمه باشد را به دلیل حمایت از دختر خود که مورد تجاوز همسر واقع شده بود را نجات داده، به اعدام محکوم کرد!!! عجب قانون نویسان و قاضیان درست و عادلی دارد ایران ما ... افسانه به نظر من با نهایت صداقت برخورد نکرد هر چند که من بلاخره خوشحالم این زن آزاد شده اما در کلام و رفتار افسانه من چیزیهایی را دیدم که از هوش و افکار قبلی که او در مورد این جریان داشته می گوید ... در کل خود افسانه هم به دلیل فقر دست به دزدی زده و در نهایت به بریدن و کشتن آن مرد رسیده ... یک لحظه باید فکر کرد خشونت تا چه حد زیاد بوده که افسانه با زدن ۲۷ ضربه چاقو و در نهایت با وجود زنده بودن آن مرد آلت تناسلی او را بریده !!! همه اینها از درون به هم ریخته انسانها در ایران صحبت می کند اولین بار سخت است کاری را کردن دفعه دوم به مراتب می تواند عادی تر باشد. پس باید بیشتر توجه به قانون و اجاری قانون و در نهایت به اینکه زن باید ظرافتهایی را به عنوان یک مادر داشته باشد چرا که قرار است در دامان او کودکان شکل بگیرند . راستی یکی به من بگوید مردان دولت مرد یا دکترها و وکلا با کدام یک از زنها شیطنتهای خود را در طول زمان عمرشان انجام می دهند ؟؟؟ پس این داستان را باید ادامه دار دید تا زمانی که انسانها حریم شخصیتی و تعهد کاری در جامعه را نداشته باشند قصه همین حدیث است . خانم مهوش شیخ اسلامی خسته نباشید.

رعنا

واقعا عالی بود، من که شوکه شدم!

مرجان

این فیلم فوق العاده است. انسان را در بهت فرو می برد.

سوزان

فیلم بسیار تکان دهنده و تاثیر گذاری بود.

سپیده

وقتی نصف آدم حسابت کنن وقتی بعد از عمری زندگی مشترک یک هشتم ازشوهرت ارث ببری وقتی بین مادر و جدپدری حضانت فرزند ازت سلب میشه وقتی شهادت ارزشی نداره، وقتی بهت تجاوز بشه و درهرصورت چه تن بدی چه دفاع کنی محکومی

و... وای ازین همه بی عدالتی به مادر به خواهر به دختر به همسر به زن.

آرتیمس

چه قانون خوبی، اگر به خواسته طرف تن بدی، سنگسار می شی، اگر مقاومت کنی و بُکشیش، اعدام می شی، فقط یک راه هست و اونم اینه که بعد از اینکه مورد تجاوز قرار گرفتی خودتو گم و گور کنی و تا آخر عمر به عنوان یک قربانی تجاوز با افسردگی و بیماری روحی زندگی کنی، واقعاً قانون مجازات اسلامی حتی تو جنگل هم کاربرد نداره.

راحله

درود بر زنانی که مردان بی شرافت رو سر بریدند و ... بریدند تا از شرافتشون دفاع کنن.

ریحانه

وقتی فاطمه رو با افسانه مقایسه می کنیم ماجرای فاطمه رو بیشتر میشد درک کرد یا بیشتر تو یه شرایط روانی وحشتناکی قرار گرفته بود تا افسانه . ولی چون افسانه پشتوانه ای داشت شوهرش پاش وایساده بود تونست رضایت بگیره و آزاد بشه . ولی فاطمه چون هیچکس رو نداشت محکوم به فنا شد . هیچکس کمکش نکرد نه قانون نه وکیل نه هیچ چیز دیگه ای با اینکه احتمالا اعتیادشم تاثیر داشته تو قتل. البته درسته که فقط در حالت کلی نگاه می کنیم به قول اون خانوما ما فقط یک طرف قضیه رو که قاتل بود رو شنیدیم. ولی همین قدر هم نشان دهندی یک بی عدالتی بزرگی بود.

ابراهیم

این بار مردان قربانی خشونت زنان می شدند. خشونتی بیش از خطایشان. قضاوت نمی کنم، اما خشونتی که تنها خودشان راوی و شاهد آن بودند. درست و غلطش بماند...

بهناز

بی نهایت عالی بود. یکی از ظلمهای پنهان علیه زنان. خدایی مثل طالبان نیستن؟

زمان

تکان دهنده و تحول گرا بود. سرانجام تحولی صورت پذیرفت و خاموشی زنان قربانی، به پایان رسید. باشد تا تحولی در نگاه مردان نسبت به زنان ایجاد و به انسان بودن اشان، احترام بگذارند.

فاطی

من این فیلم را دیدم آدم رو ویران مى کنه.

شیوا

تکان دهنده، تلخ، ناباورانه تلخ.

علیرضا

دیدمش... فیلم خیلی تلخ بود.

نگارین

داغونم کرد این فیلم چند شبه کابوس می بینم. از آدمیزاد پست تر هم هست؟ هم اونی که تجاوز می کنه و هم اونی که شوهرشو سلاخی می کنه میریزه تو کیسه زباله.

شیما

وای خیلی دردناک بود. بهترین قسمتش اونجایی بود که دختر خانوم دومی گفت اگه مادرم تبعیت می کرد حکمش زنا بود و وقتی مقاومت می کنه اعدام.

مریم

دلم گرفت بدجور. واقعا کاره کارگردان درسته.

نیره

همان زمانی که فاطمه محکوم به اعدام شده بود و کلی سر و صدا کرد، خوب یادمه.. حتی شنیدم که از پای چوبه دار پایین آمد. ولی دیگه از اتفاقات بعدش خبر نداشتم که آخر اعدام شد. خیلی ناراحت کننده است، خیلی.

فروغ

به هر دلیل که باشه این همه خشونت در وجود یک زن جای بحث دارد.

نگار

درد های مستتر در جوامع اسلامی، فیلم تاثیر گذارى بود و صحبت هاى کارشناسان مکمل خوبی برای فیلم بودن.

فرناز

یک بار دیگه دلم به حال خودم و زنهای ایرانی سوخت. از خود دفاع کنی اعدام می شوی از خود دفاع نکنی سنگسار می شوی. قانون ضد زن.

مونا

چه کار بزرگی کرده خانم شیخ الاسلامی این فیلم چقدر تامل برانگیز بود از همه نظر از جنبه حقوقی روانشناسی جامعه شناسی وخیلی جنبه های دیگر. چقدر جامعه مانیازمند این چنین فیلم هایی ست. توضیحات میهمانان برنامه فوق العاده مفید بود.

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

مطالب مرتبط