وس اندرسون و گروه همیشگی بازیگرانش در 'گراند هتل بوداپست'

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption تیلدا سوئینتون با گریم و آرایش زیاد نقش یک زن هشتاد و چند ساله به نام مادام دی را ایفا می کند

با وس اندرسون در مورد فیلم جدیدش "هتل مجلل بوداپست" که جشنواره سینمایی برلین با نمایش آن افتتاح شد و از هفتم مارس در بریتانیا به نمایش گذاشته شده، گفتگویی داشتیم.

وس اندرسون، کارگردان آمریکایی در آثار خود شخصیت های عجیب و ویژه فراوانی خلق کرده است، از مکس فیشر و استیو زیزو گرفته تا تننبام‎های سلطنتی. تازه ترین مورد از این شخصیت های عجیب و غریب موسیو گوستاو، کارمند گراند هتل بوداپست است که در عین حال عنوان فیلم جدید وس اندرسون نیز است.

در این فیلم وس اندرسون گروه همیشگی بازیگران خود از جمله جیسون شوارتزمن، ویلیام دفو، اوئن ویلسون، آدرین برودی و البته بیل ماری را گردآورده است. علاوه بر آنها تیلدا سوئینتون، هاروی کایتل و اد نورتون بازیگران فیلم قبلی او به نام "قلمرو مهتاب" نیز به جمع همیشگی افزوده شده اند. و بالاخره نقش اصلی در فیلم گراند هتل بوداپست یعنی موسیو گوستاو به ریف فاینس، بازیگر سرشناس بریتانیایی داده شده است.

موسیو گوستاو، مسئول پذیرش هتل است که همواره روابط عاشقانه ای با میهمانان مسن هتل برقرار می کند، با دست و دلبازی یک ادوکلن قدیمی به خود می زند و در هر لحظه ای بدون مقدمه می تواند برای هم صحبت خود شعرهای عاشقانه دکلمه کند.

در این هتل تفریحی که ظاهرا استراحتگاهی است در دامنه های یک کوهستان تخیلی و در کشوری تخیلی به نام "زوبرووکا " که در اروپای شرقی واقع شده، موسیو گوستاو با تمام ریزه کاری‌های خوشگذرانی و خدمات موجود در هتل و اطراف آن آشناست.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption این اولین بازی ریف فاینس در فیلمهای وس اندرسون است

این فیلم را می توان ۵۰ درصد داستان سرقت های هنری و ۵۰ درصد ماجراهای مربوط به کشف یک قتل دانست ولی ۱۰۰ درصد آن توانایی وس اندرسون و شیوه ویژه سینماگری اوست. در این فیلم فهرید موری آبراهام بازیگر قدیمی آمریکایی نقش یک شخصیت اسرار آمیز به نام آقای مصطفی را ایفا می کند. وی در خلال داستان نقل می کند که چگونه تحت حمایت موسیو گوستاو ترقی کرده و از یک دربان معمولی هتل اکنون به صاحب هتل مجلل بوداپست بدل شده است.

ریف فاینس به شخصیت موسیو گوستاو یک سهولت و سبکی ویژه ای بخشیده و شاید اگر توسط بازیگران ضعیف ایفا می شد این شخصیت می توانست حالت زورگو و قلچماق به خود بگیرد. هر چند ریف فاینس در ایفای نقش های کمدی تجربه و شهرت چندانی ندارد ولی وس اندرسون می گوید که هیچگاه در توانایی های بازیگر بریتانیایی برای ایفای این نقش تردید نداشت.

وس اندرسون می گوید: "ریف فاینس در فیلم در بروژ به کارگردانی مارتین مک دونالد کمی ترسناک ولی در عین حال بامزه بود. فیلم بروژ مثل همه آثار این کارگردان واقعا خنده دار بود. شاید به خاطر بازی رالف فینس در نقش یک افسر بی رحم آلمانی در فیلم فهرست شیندلر همه ما او را با نقش های جدی و عبوس به یاد می آوریم. او نقشهای متفاوتی بازی کرده، از جمله در فیلم بیمار انگلیسی و یا مسابقه تلویزیونی. ولی شاید تاکنون نقشی مشابه فیلم جدید من بازی نکرده باشد. در هر صورت من هیچگاه در مورد توانایی های او تردیدی نداشتم."

وس اندرسون می گوید که نزدیک بود در فیلم قبلی خود به نام "قلمرو مهتاب " نیز به ریف فاینس نقشی بدهد.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption تونی رولوری هنرپیشه جوان و ناشناس توسط کارگردان انتخاب شده و این اولین فیلم اوست

وی می افزاید: "من این موضوع را به ریف نگفته ام، ولی به هنگام نوشتن فیلمنامه قلمرو مهتاب یک شخصیت دیگر هم در داستان بود که بعدا موقع ساختن فیلم آن را حذف کردیم. من آن شخصیت را دقیقا برای او نوشته بودم. شخصیت تیره تری بود ولی جنبه های کمدی هم داشت."

وس اندرسون به بازیگران سرشناسی که در فیلم جدید او بازی می کنند یک چهره جدید و ناشناس هم افزوده است که در فیلم نقش مصطفی جوان را بازی می کند. او بازیگری هجده ساله به نام تونی رولوری است.

درست مثل جیرد گیلمن و کارا هیوارد، دو هنرپیشه جوان فیلم قلمرو مهتاب که از طریق برگزاری آزمون بازیگری در دبیرستانهای آمریکا انتخاب شدند، این بار نیز وس اندرسون برای انتخاب تونی رولوری از همان روش استفاده کرده است چون به گفته خودش "می خواست کسی را پیدا کند که هیچکس او را نمی شناسد."

وس اندرسون می افزاید:" من به ندرت از بازیگران جوان شناخته شده استفاده می کنم. من می خواستم یک چهره جدید و یک فردناشناخته را پیدا کنم. ولی چنین کاری بسیار دشوار است چون چنین افرادی منتظر شما ننشسته اند که بروید و آنها را پیدا کنید . باید دنبال آنها گشت."

"چهره او طوری است که به راحتی می تواند متولد لبنان، مصر و یا اسرائیل باشد. ولی در فیلم من او اهل یک کشور تخیلی و ساختگی است. ما در خاورمیانه و بعد در اروپا به دنبال یک چنین چهره ای می گشتیم ولی در نهایت او را در یکی از شهرهار کالیفرنیا پیدا کردیم."

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption بیل ماری یکی از بازیگران ثابت فیلمهای وس اندرسون است و از مجموع هشت فیلم این کارگردان در هفت فیلم او بازی کرده است

شخصیتی که تونی رولوری نقش وی را بازی می کند در واقع پناهنده ای اهل یکی از کشورهای خاورمیانه است هر چند لهجه او هیچ نشانی از زادگاهش ندارد. در حقیقت از تمام بازیگران خواسته شده است که در این فیلم با لهجه طبیعی خود بازی کنند و از درآوردن ادای لهجه های ساختگی مخصوص اروپای شرقی که در سینمای هالیوود متداول است، پرهیز کنند.

تاثیر به کار بردن لهجه های طبیعی بازیگران به اندازه موارد دیگر، مثلا لهجه اسکاتلندی شون کانری در نقش یک افسر نیروی دریایی شوروی در فیلم شکار اکتبر سرخ و یا لهجه ایرلندی کالین فارل در فیلم تاریخی اسکندر، نامطلوب از کار درنیامده است.

وس اندرسون می افزاید: "ما می توانستیم از روش کهنه هالیوودی استفاده کنیم که حتی در فیلمهای آمریکایی که ماجرای آن در پراگ و یا ورشو اتفاق می افتد بازیگران با لهجه آمریکایی موردپسند هالیوود حرف می زنند. ولی در این فیلم هر کس با لهجه خودش حرف می زند. ما بازیگران آمریکایی، انگلیسی و حتی ایرلندی داریم هر چند که در داستان فیلم ظاهرا همه آنها اهل این کشور تخیلی به نام زوبرووکا هستند، به غیر از تونی رولوری که نقش یک پناهنده اهل سرزمین تخیلی دیگری در خاورمیانه به نام اق سلیم ال جبات را بازی می کند."

فیلم "گراند هتل بوداپست" دو جشنواره سینمایی برلین و گلاسکو را افتتاح کرده و تاکنون اشتیاق زیادی به آن نشان داده شده است.

مجله ورایتی از این فیلم به خاطر خلق فضای ویژه سالهای دهه ۱۹۳۰ میلادی تجلیل کرده که "تصویری زنده و خلاقانه از یک دوران سپری شده را ارائه می دهد."

ولی گروه دیگری از منتقدان سینما تحت تاثیر تصویرسازی های وس اندرسون قرار نگرفته و معتقدند که این فیلمساز آمریکایی در تازه ترین فیلم خود در همان حریم و محدوده همیشگی خود حرکت کرده است.

هر چند از روی ویژگی‌هایی نظیر استفاده مکرر از زاویه های خاص فیلمبرداری و یا خلق کادرهای ویژه تصویری، می توان فیلمهای وس اندرسون را به راحتی تمیز داد ولی خود او می گوید که همواره تلاش کرده که هر فیلم را از سایر فیلمهایش متفاوت بسازد.

او می افزاید: "من همیشه احساس می کنم که دارم روش متفاوتی را به کار می گیرم. شاید این تفاوت بسیار اساسی نباشد ولی بدون شک احساس می کنم که کارم در هر یک از فیلمها متفاوت است. به عنوان مثال این فیلم در سه دوره زمانی متفاوت در اروپا اتفاق می افتد و شاید برداشت و ترجمه ای که ازتاریخ اروپا ارائه می دهد نقطه تمایز آن باشد. داستان در اروپای شرقی اتفاق می افتد، دیالوگ های فراوانی دارد و بسیار خشونت بار است. با تمام فیلمهای قبلی من تفاوت های زیادی دارد."

" اما وقتی که ساختن یک فیلم جدید را شروع می کنم به مرور شبیه های فیلم های قبلی من می شود و وقتی که به محصول نهایی نگاه می کنم متوجه می شوم که من مسیر تحول فیلم را کاملا کنترل نکرده ام."

مطالب مرتبط