نبردهای ایران و یونان به روایت هالیوود

حق نشر عکس Warner Brothers
Image caption رودریگو سانتورو در نقش خشایارشای جوان

هشت سال بعد از نمایش فیلم جنجالی "۳۰۰" ساخته زک اسنایدر درباره نبرد ترموپیل بین ایران و یونان، که از نظر بسیاری از ایرانیان در رویدادهای تاریخی تحریف شده بوده و تصویری غیرانسانی از پادشاه هخامنشی و سپاه ایران به نمایش گذاشته شده بود، اینک هالیوود، قسمت دوم این فیلم را با نام "۳۰۰ : ظهور یک امپراتوری"، به صورت سه بعدی روانه سینماها کرده است.

"۳۰۰: ظهور یک امپراتوری"، همانند "۳۰۰"، فیلمی فانتزی و حماسه ای جنگی است که هالیوود بر اساس کتاب مصور منتشر نشده "خشایارشا" نوشته فرانک میلر (نویسنده فیلم "۳۰۰") ساخته است و درباره جنگ های دریایی معروف آرتمیسیوم و سالامیس است که بعد از پیروزی سپاه ایران در ترموپیل و فتح آتن، بین سپاه خشایارشا به فرماندهی آرتمیس و سپاه یونان به فرماندهی تمیستوکل درگرفت.

این فیلم، ابتدا "۳۰۰: نبرد آرتمیسیوم" نام داشت اما در سپتامبر ۲۰۱۲ به "۳۰۰: ظهور یک امپراتوری" تغییر نام داد. زک اسنایدر که فیلم "۳۰۰" را کارگردانی کرده بود، در این فیلم به عنوان تهیه کننده و نویسنده فیلمنامه همکاری کرده و نوام مورو، کارگردانی آن را به عهده داشته است.

برخلاف قسمت اول که پخش آن با اعتراض گسترده بسیاری از مردم و نیز دولت ایران رو به رو شد، تا الان که نزدیک به سه هفته از نمایش جهانی این فیلم می گذرد، هنوز واکنش خاصی نه از سوی مردم ایران و نه دولت، نسبت به این فیلم دیده نشده و تنها برخی سایت ها و رسانه های دولتی در ایران، خبر پخش جهانی آن را به عنوان یک فیلم "ضد ایرانی" دیگر از هالیوود منتشر کرده اند.

روایت فانتزی

"۳۰۰: ظهور یک امپراتوری"، با اینکه ظاهرا فیلمی تاریخی است اما در واقع همانند فیلم "۳۰۰"، فیلمی فانتزی و ساخته و پرداخته ذهن خیال‌پرداز فرانک میلر، خالق داستان‌های گرافیکی و مصور (کمیک استریپ) است. همه صحنه های این فیلم در استودیوی "نوبویانا فیلم" صوفیه، پایتخت بلغارستان به شیوه کامپیوتری (virtual studio) که در آن بازیگران در مقابل پرده سبز بازی می‌کنند و از آنها فیلمبرداری می‌شود، ساخته شده‌است.

حق نشر عکس Warner Brothers

فضای پس زمینه نیز بعدا به کمک تکنیک CGI به فیلم اضافه شده‌است.

با این که این فیلم سه بعدی است و از تکنیک های سی جی آی تازه تری نسبت به فیلم "۳۰۰" استفاده کرده اما نوآم مورو، کارگردان این فیلم، نسبت به زک اسنایدر، خلاقیت کمتری در تبدیل یک داستان کمیک به سینما نشان داده است. به علاوه میزان خشونت "۳۰۰: ظهور یک امپراتوری" اصلا قابل مقایسه با فیلم "۳۰۰" نیست. فیلم، پر است از صحنه های دلخراش قطع دست و پا و شکافته شدن سرها و پاشیده شدن خون در هوا.

تحریف تاریخ

"۳۰۰: ظهور یک امپراتوری"، همانند فیلم "۳۰۰"، حاوی تحریف ها و جعل هایآشکار تاریخی است.

مهم ترین دروغ تاریخی این فیلم مربوط به جنگ ماراتن و کشته شدن داریوش بزرگ در این جنگ با "تیری اعجاب انگیز" (به تعبیر پروفسور پل راتلج) است که از کمان تمیستوکل رها می شود. به اعتقاد پل راتلج، استاد دانشگاه کمبریج داریوش بزرگ و پسرش خشایارشا اصلا در این جنگ شرکت نداشته اند بلکه فرمانده سپاه ایران در این جنگ، داتیس (وارتافرن)، برادرزاده داریوش بزرگ بوده است.

به علاوه داریوش بزرگ، ۴ سال بعد از نبرد ماراتن یعنی در سال ۴۸۶ قبل از میلاد، در حالی که داشت خود را برای جنگ های دیگری علیه یونان آماده می کرد، درگذشت.

تحریف تاریخی بزرگ دیگر این فیلم در مورد آرتمیس است. آرتمیسی که در این فیلم تصویر شده و اوا گرین نقش او را بازی می کند، هیچ شباهتی با چهره این فرمانده زن شجاع در روایت های تاریخی آن ندارد.

در روایت های تاریخی از جمله روایت هرودت، آرتمیس یکم، ملکه کاریا، زنی زیبا و شجاع و یکی از فرماندهان نیروی دریایی و از رایزنان جنگی خشایارشا بود و در تاریخ از او به عنوان نخستین زنی که در سمت فرماندهی نیرومند ترین نیروی دریایی جهان خدمت می کرد، یاد می شود.

اما در این فیلم، می بینیم که سربازان یونانی بعد از کشتن پدر و مادر آرتمیس در کودکی، او را به بردگی جنسی در کشتی های خود گمارده و بعد هم نیمه جان او را در خیابان رها می کنند تا اینکه سرداری ایرانی او را نجات داده و به او فنون جنگاوری می آموزد. آرتمیس، در این فیلم، زنی شیطان صفت، کینه توز و شهوت پرست است که با بیرحمی سر مخالفان خود را از بدن جدا کرده و لبان خونی آنها را می بوسد.

در این فیلم، گفته می شود که آرتمیس، مدافع لشکرکشی به سالامیس بود در حالی که به روایت هرودت، آرتمیس در بین رایزنان جنگی خشایارشا، تنها فردی بود که مخالفت خود را با جنگ سالامیس اعلام کرد چرا که به اعتقاد او نیروی دریایی ایران قدرت مقابله با نیروی دریایی یونان را نداشت اما او در نهایت به درخواست پادشاه ایران گردن نهاد و به عنوان یکی از فرماندهان ناوگان دریایی ایران با پنج کشتی جنگی خود در این جنگ شرکت کرد و برخلاف آنچه در فیلم نشان داده شد، فرمانده کل نیروی دریایی ایران در این جنگ نبوده است.

در صحنه ای از فیلم، آرتمیس بعد از موفقیت های تمیستوکل، او را به کشتی خود فراخوانده و در حین معاشقه با او، پیشنهاد مقامی در سپاه ایران را به او می دهد اما تمیستوکل نمی پذیرد و آرتمیس سوگند می خورد که از او انتقام بگیرد که این ماجرا نیز به اعتقاد پل راتلج، هیچ صحت تاریخی ندارد.

تحریف تاریخی دیگر این فیلم، مرگ آرتمیس در نبرد سالامیس به دست تمیستوکل است، در حالی که به روایت هرودت، او از این جنگ، جان سالم به در می برد.

از سوی دیگر خشایارشایی که در این فیلم تصویر شده، با آن شمایل برهنه و زنجیرها و حلقه های دور گردن و آرایش چهره اش، هیچ شباهتی به یک پادشاه مقتدر بزرگ ترین امپراتوری جهان در آن عصر ندارد. تغییر ماهیت او به موجودی فراطبیعی(انسان-خدا)، بعد از غسل کردن در درون حوضچه ای در یک غار، نیز روایتی کاملا تخیلی و مغایر با تاریخ است.

نگاه منتقدان سینمایی به فیلم

حق نشر عکس Warner Brothers
Image caption سالیوان استیپلتون در نقش تمیستوکل

فیلم "۳۰۰: ظهور یک امپراتوری" برخلاف فیلم "۳۰۰"، نتوانست نظر اغلب منتقدان سرشناس سینمایی را جلب کند. بسیاری از آنها شخصیت پردازی ضعیف، بازی های بد و عدم پایبندی به تاریخ را از ضعف های اساسی این فیلم دانستند. با این حال اغلب منتقدان، کوریوگرافی صحنه های نبرد دریایی را که به صورت اسلوموشن کار شده است، ستوده اند.

تاد مک کارتی، منتقد هالیوود ریپورتر، در نقدی منفی و طعنه آمیز علیه آن نوشت: "با این که جرارد باتلر بعد از فیلم "۳۰۰" در ۱۷ فیلم متوسط بازی کرد اما با این حال، غیبت او در این فیلم به شدت حس می شود."

جیمز روچی از سایت سینمایی "فیلم دات کام"، صفر امتیاز به فیلم داد و آن را یک "جوک سه بعدی" دانست.

تام لانگ از "دیترویت نیوز" نیز آن را یک حمام خون و نه چیزی بیشتر خواند. جیمز براردینلی از "ریل ویووز"، ۲ و نیم ستاره از ۴ ستاره به فیلم داد. به اعتقاد براردینلی، فقدان خلاقیت در این فیلم منجر به نارضایتی بنیادی از آن شده است.

اسکات بولس از "یو اس اِی تودِی" از ۴ ستاره، ۲ ستاره به فیلم داد و نوشت: "برای کسی که در این فیلم دنبال مفهوم فیلمنامه می گردد، "۳۰۰" مثل اسب ترواست. باورپذیری و معقول بودن را فراموش کنید."

اما اسکات فانداس از مجله "ورایتی" فیلم را ستود و درباره اش نوشت: "این فیلم سرگرم کننده، فاقد طنین اسطوره ای فیلم "۳۰۰" است که از آن یک فیلم کلاسیک ساخت اما با معیارهای خودش خوب کار می کند."

منتقد دیگری به نام ریچارد روپر از ۵ ستاره به فیلم ۴ و نیم ستاره داد و آن را یک پیروزی از نظر طراحی صحنه و لباس و استفاده از تکنیک های خیره کننده سی جی آی دانست.

با این حال به نظر می رسد تماشاگران عادی سینما رویکردی نه چندان بدی نسبت به این فیلم داشته اند. "۳۰۰: ظهور یک امپراتوری" که نمایش عمومی آن کمتر از سه هفته پیش آغاز شد، در حال حاضر در رده سوم جدول پرفروشترین های سینمای آمریکای شمالی در سال ۲۰۱۴ جا دارد.

مطالب مرتبط