ناگفته‌ها و سوء تفاهم‌های سینمای ایران؛ میزگردی در جشنواره فریبورگ

میزگرد سینمای ایران در بیست و هشتمین دوره جشنواره بین المللی فریبورگ در سوئیس، با هدف نگاه دقیق تر به تاریخ سینمای ایران و گوشه های ناگفته آن در غرب، با حضور چند فیلمساز و منتقد ایرانی برگزار شد.

جشنواره فریبورگ امسال از چهارده فیلمساز ایرانی شناخته شده در جشنواره های جهانی خواست تا سه فیلم منتخب خودشان را از سینمای ایران اعلام کنند. بخشی از این فیلم های انتخابی در جشنواره فریبورگ به نمایش درآمد و باقی آنها در جشنواره های ادینبورگ و تورنتو به نمایش گذاشته خواهد شد.

در این جلسه که برخی از منتقدان غربی و دبیران جشنواره های جهانی هم جزو مخاطبان آن بودند، شهرام مکری (فیلمساز)، احسان خوشبخت (منتقد ماهنامه فیلم چاپ تهران)، زهره احمدپور سامانی ( همکار فیلمنامه نویس ماهی و گربه و هنرمند تئاتر) و محمد عبدی (منتقد فیلم) حضور داشتند. قرار بود مانیا اکبری هم به عنوان فیلمساز در این جلسه حضور داشته باشد، اما به دلیل ناخوشی نتوانست در جلسه حاضر شود و به جای او پسرش، امین ماهر، از تجربه بازی در فیلم ده کیارستمی و تجربه اخیر فیلمسازی اش گفت. کارین برناسکونی منتقد سوئیسی، اجرای این جلسه را بر عهده داشت.

برناسکونی پس از معرفی سخنران ها، با اشاره به رای گیری از چهارده فیلمساز ایرانی برای انتخاب بهترین فیلم های تاریخ سینمای ایران و برنامه تدارک دیده شده، بحث را با سوالی درباره این برنامه، فیلم های انتخابی و تفاوت دیدگاه های احتمالی، با محمد عبدی آغاز کرد.

محمد عبدی گفت: "به گمان من نگاه غرب به سینمای ایران تا به امروز یک نگاه محدود بوده و بسیاری از این فیلم های ارزشمند سینمای ایران پس از دهه ها یا حتی برای اولین بار در اروپا نمایش داده می شوند."

او وسعت و حجم تولیدات سینمای ایران طی دهه ها را یکی از دلایل این امر خواند و گفت: "من حدود بیست سال پیش یک رای گیری از فیلمسازان و منتقدان ایرانی برگزار کردم. پنجاه و چهار فیلمساز ایرانی برای اولین بار فیلم های عمرشان را انتخاب کردند. بسیاری از فیلم هایی که این جا می بینید در آن فهرست هم بود. اما فیلمسازی که در رای منتقدان و فیلمسازان به عنوان برترین فیلمساز تاریخ سینمای ایران انتخاب شد، با فاصله بسیار زیاد، بهرام بیضائی بود و نه عباس کیارستمی. همین نشان می دهد که منتقدان و روشنفکران ایرانی غالباً نظر متفاوتی با نظر غربی ها دارند. امیدوارم این جشنواره آغازی باشد برای برطرف کردن اختلاف ها و نگاه مجدد به سینمای ایران. مرگ یزدگرد ساخته بهرام بیضائی در برنامه هست که پس از دهه ها حالا می توانید تماشایش کنید؛ یک فیلم شگفت انگیز در یک فضای بسته که به گمانم درس فیلمسازی است."

شهرام مکری گفت: "وقتی که از آدم پرسیده می شود که مهمترین فیلم های تاریخ سینمای ایران کدام ها هستند، با این که چه فیلم هایی را دوست دارید، تفاوت دارد. بعضی از فیلم ها در طول تاریخ تاثیراتی گذاشته اند که نمی شود نادیده شان گرفت اما ممکن است جزو فیلم های دوست داشتنی هر شخص نباشند. من در جواب سوال جشنواره برای این برنامه، فیلم هایی را که دوست دارم انتخاب کردم. فکر می کنم دیگران هم همین کار را کرده اند و به همین دلیل این فهرست متفاوت است از قبلی ها و از فیلم هایی که معمولا جشنواره های جهانی انتخاب می کنند."

شهرام مکری گفت این بحث که آیا نگاه غربی تنها آن چیزی را که خودش دوست دارد از سینمای ما می خواهد یا نه، بحثی است که بین منتقدان و فیلمسازان ایرانی همیشه جریان داشته است: "سوال این است که آیا می توانیم فیلم های پلیسی یا علمی- تخیلی بسازیم و در جشنواره های جهانی نمایش بدهیم؟ و آیا چون سینمای غرب آنها را دارد، این نوع فیلم ها را دیگر از ما نمی خواهند؟ این یک بحث آکادمیک و منتقدانه ای است که سال هاست در ایران وجود دارد و موافقان و مخالفان زیادی دارد. برخی در ایران می گویند اصلاً مهم نیست جشنواره ها چه می خواهند و برخی می گویند فیلمسازان ایرانی تبدیل شده اند به سفارش گیرندگان از جشنواره های خارجی و باب میل آنها فیلم می سازند. در حال حاضر اختلاف نظر زیادی در ایران وجود دارد."

Image caption شهرام مکری

مجری جلسه از امین ماهر به عنوان نسل بسیار جوان ایران که به تازگی فیلمسازی را آغاز کرده خواست تا به نگاه این نسل اشاره کند. امین ماهر گفت: "اگر بخواهم اظهار نظر کنم باید بگویم که به نظرم نباید نظر شخصی مان را درباره فیلمسازها و قیاس آنها عنوان کنیم. تردیدی نیست که عباس کیارستمی سینمای ایران را به جهان معرفی کرده است."

او اضافه کرد که "خشت و آئینه" ابراهیم گلستان را دوست دارد و هفت بار به تماشای آن نشسته است و فکر می کند این فیلم موج نویی را در سینمای ایران به وجود آورد. ماهر اضافه کرد: "نگاهی که به شخصه سینمای ایران را برای من ارزشمند می کند جنبه های هنری آن است و اگر سینمای ایران روزی به راهی برود که فیلم های ترسناک یا علمی- تخیلی بسازد- جدا از آن که تکنولوژی اش را هم نداریم- با شکست مواجه خواهد شد و خوشحالم که به این سمت و سو نمی رود."

فیلم خوب، فیلم بد، فیلم مهم

احسان خوشبخت گفت: "تاکید خاصی روی سینمای ایران صرفاً به این خاطر که در آنجا به دنیا آمده ام و بزرگ شده ام ندارم. برای من مساله فقط فیلم خوب، فیلم بد و فیلم مهم است. سینمای ایران در هند شروع شده و از لحظه تولد یک ماهیت ترنس نشنال (فراملی) داشته. نکته دوم این که آغاز چیزی که ما امروز به عنوان موج نو می شناسیم با کسانی بوده نظیر فرخ غفاری که شدیداً تحت تاثیر سینما و فرهنگ فرانسه بوده اند. آغاز موج نوی سینمای ایران افتتاح سینماتک تهران است که غفاری این کار را به سفارش دوست نزدیک اش هانری لانگلوآ انجام می دهد. خیلی از کارگردان هایی که فیلم هایشان را در اینجا می بینید، تحصیل کرده کشورهای مختلف هستند: شیردل در ایتالیا، کیمیاوی در فرانسه و مهرجویی در آمریکا."

آقای خوشبخت در ادامه گفت: "نتیجه این که با محمد عبدی موافقم که بین نگاه غربی به سینمای ایران و نگاه ایرانی تفاوت وجود دارد، ولی برخلاف او می خواهم نتیجه متفاوتی بگیرم که این تفاوت باعث برخورد منفی و مخرب نشده است و یک تعامل بین آنها به مرور زمان ایجاد شده است. آیا می شود تصور کرد که بدون فرانسوی ها قدردانی ای که از سینمای آمریکا می کنیم اصلاً وجود داشت؟ تصور من این است که تنها دیدگاه ایرانی و منتقد ایرانی کافی نیست. وقتی سال ۱۹۹۷ طعم گیلاس نخل طلای جشنواره کن را گرفت، هیچ نقدی در ایران چاپ نشد که توضیح بدهد که چرا این فیلم فوق العاده ای است. با تفاوت بسیار زیاد، یکی از نوشته های تاثیرگذار، نقد جاناتان روزنبام بود که ترجمه شد و به چاپ رسید. این بهترین نوشته ای بود که به زبان فارسی درباره این فیلم در آن مقطع می شد خواند."

احسان خوشبخت ضمن اشاره به حضور کریس فوجیوارا، دبیر جشنواره ادینبورگ، در سالن گفت که او سال گذشته فیلم تابور، اولین فیلم علمی- تخیلی سینمای ایران را در جشنواره ادینبورگ نمایش داد در حالی که در ایران کسی درباره این فیلم مبهوت کننده حرف نزد: "حالا چه کسی پیش داوری های خود را دارد؟ ایرانی ها یا خارجی ها؟"

تصویر کامل تر جهان از ایران

مجری جلسه از ترکیب شرق و غرب حرف زد و از عناصر شرقی و غربی در فیلم ماهی و گربه پرسید و زهره احمد پور سامانی، همکار فیلمنامه نویس این فیلم، گفت: "ماهی و گربه بر اساس نقاشی های موریتس اشر و قصه های هزار و یکشب شکل گرفته. شهرزاد قصه گو و دایره های داستانی تو در تویش در فیلم به کار گرفته شده و شاید به نوعی همان حرکت آدم های اشر است که به هم ریختگی را در بستر خطای دید و پرسپکتیو برای ما تعریف می کند.برای همین نمی دانم باید بگویم که روایت در ماهی و گربه غربی است یا شرقی؟ از این صحبت می خواهم بگویم که این فهرست، محصول انتخاب های در لحظه فیلمسازان ایرانی است. من مطئن نیستم که اگر از جشنواره های جهانی برای انتخاب بهترین های سینمای ایران رای گیری شود باز نتیجه همین خواهد شد. بسیاری از فیلم های منتخب جشنواره های جهانی بخاطر تصویر اگزوتیکی که از ایران نمایش می دهند مورد توجه واقع شده اند. اما به هر حال زمان گذشته و تصویر جهان از ایران کامل تر شده است. "

احسان خوشبحت ضمن اشاره به دسترس نبودن فیلم های تاریخ سینمای ایران گفت: "ما طوری حرف می زنیم که انگار همه فیلم های تاریخ سنیمای ایران در سوئیس یا فرانسه یا آمریکا در دسترس است و هر مدیر جشنواره ای می تواند برود و همه آنها را تماشا کند. این طور نیست. شهرام مکری اینجا کنار ما نشسته و من برای پیدا کردن فیلم اولش هیچ راهی نتوانستم پیدا کنم جز این که از خودش بخواهم که برایم بیاورد. بنابراین انتخاب فیلم از سینمای ایران با محدودیت های روشن و قابل درکی روبروست."

محمد عبدی در ادامه درباره چند سوء تفاهم توضیح داد: "من طبق نظر شخصی ام بیضائی و کیارستمی را مقایسه نکردم، فقط توضیح دادم که در آن رای گیری نتیجه چقدر متفاوت است با نظر غربی ها. این فقط یک تفاوت بزرگ در نگاه غربی ها و منتقدان و فیلمسازان ایرانی است. همین طور من نگفتم که نگاه غربی مخرب است. فقط متفاوت است. یک دلیل مهمش این است که بسیاری از فیلم های سینمای ایران به دلایل دولتی در خارج از کشور نمایش داده نشده اند. حتی فکر می کنم فیلمسازانی که این فیلم ها را انتخاب کرده اند، برخی از فیلم های مهم تاریخ سینمای ایران را ندیده اند و دلیلش همان نکته ای است که احسان خوشبخت اشاره کرد و آن این که امکانی برای دیدن این فیلم ها وجود ندارد."

کارین برناسکونی ضمن اشاره به دو دیدگاه مختلف درباره کیارستمی، گفت که نکته جالب این است که درهای غرب بخصوص فرانسه به روی سینمای ایران باز بوده و منتقدان و جشنواره های جهانی به اشاعه سینمای ایران در جهان کمک کرده اند.

شنوندگان هم در انتهای جلسه سوالات خود را درباره سینمای ایران مطرح کردند. مکری در پاسخ به سوالی درباره شرایط فیلمسازی در ایران به دو نوع فیلمسازی در این کشور- به طور رسمی یا به شکل زیرزمینی- اشاره کرد و گفت که هدف فیلمسازان شکل دوم، کشورهای دیگر است، چون اجازه نمایش در ایران پیدا نمی کنند.

درباره فیلسمازان زن ایرانی و شرایط کار آنها هم پرسیده شد و زهره سامانی و شهرام مکری در مجموع به سخت تر بودن شرایط برای زنان اشاره کردند، و محمد عبدی با اشاره به تناقض های جامعه ایران، برای اطلاع حضار گفت که به رغم مرد سالار بودن این جامعه، نسبت تعداد فیلمسازان زن به مرد در ایران، در مقایسه با غالب کشورها، بالاست.

مطالب مرتبط