«عصر فوریت و اختصار»

Image caption چشمم افتاد به نوشتۀ روی شیشۀ یکی از این رستورانهای فسقلیِ زنجیره ایِ «بنشین فوری بخور/ بگیر فوری بِبر»!

سلام.

اگر یادتان باشد، هفتۀ پیش در نامه ای که عنوانش بود «انقلابِ املایی»، در خاتمه اش، از قولِ زبان فارسیِ اصیل و ارجمندِ دیروزها، امّا به اسارت و خواری و بردگی افتادۀ امروز، نمی دانم در خِطاب به کیها گفتم: «شما را به حقیقتِ انسانیت قسم، چیزهای دیگر به کنار، املای فارسی را مُدرن و دِمُکراتیک و انقلابی نکنید!»

دیروز توی یکی از خیابانهای اصلیِ محلّه چشمم افتاد به نوشتۀ روی شیشۀ یکی از این رستورانهای فسقلیِ زنجیره ایِ «بنشین فوری بخور/ بگیر فوری بِبر» که می بینم تهرانیها راحت و بی دردِ سر مثلِ انگلیسیها به ش می گویند «فست فود» (۱)، و من بیچارۀ ایرانی در لندن دارم زور می زنم اسمی بَراش پیدا کنم، دیدم توی یک تابلو چارگوش، عکس چهار تا پاکت «فست فود» چاپ کرده اند و بالاش با خطّ ِ درشتِ عجغ وجغی نوشته اند «کیدز پَک» (۲)، که می ترسم تهرانیهای امروز هم، مثلِ انگلیسیهایِ «دیروز گم کرده»، به ش بگویند «کیدز پک»، آن هم با کلّی احترام و افتخار!

Image caption راستی، اگر مطابقِ رسم و قاعدۀ هزار سال گذشته بنویسیم «تو تنها نیستی» و «عاشقتم»، کهنه پرست و مُرتجع حساب می شویم؟

نه خیر! من الآن چهل سالی می شود که تهرانی نیستم و نمی دانم نسل تهرانیِ این چهل سال اخیر برای ترجمۀ فارسیش با «رویکرد» و «رهیافت» خودشان به چه «گزینه» ای رسیده اند! یادم است هفتاد و اندی سال پیش، صبح که می رفتیم مکتب، ننه مان یک دستمال بسته گوشت کوبیده و یک تکّه نان سنگک و گاهی یک دانه سیب و یک مشت مویز و از این جور چیزها می داد به دستمان. خودش می گفت: «صبر کن، بچّه! دارم سفره ت را می بندم!»

حالا «پًک» را که در املای رسمی باید با «ck» بنویسند، «c» ش را انداخته اند، مثل اینکه ما «واو» خورشید را بیندازیم، که هیچ، به جای «چایلد» (۳) هم که می شود «کودک» یا «بچّه»، نوشته اند «کید»، که دراصل از قدیم ندیما تا قرن هفدهم میلادی نه فقط در انگلیسی، بلکه در همسایه هاش آلمانی و دانمارکی و سوئدی هم معنیش فقط «بزغاله» بود، بله، بزغاله، وهنوزهم هست. از آن به بعد که کم کم مردم طبقۀ خیلی پایین ، خدا می داند چرا، به «بچّه» گفتند «بزغاله»، همان طور که خیلی از عوام، از سر غیظ، یا به شوخی می گویند: «توله». هیچوقت نشنیده اید کسی به کسی بگوید: «تو که نان نداری خودت را سیر کنی، چرا این قدر توله پس می اندازی؟»، در حالی که در فارسی به بچّۀ «سگ» و حیوانهایی مثل شیر و خرس و پلنگ می گویند «توله».

Image caption یک دبیر شیمی داشتیم، مهندس بود، وزنه بردار بود، خوش تیپ بود، خوش لباس بود، امّا عصبانی که می شد، به کوتاه قدها می گفت «بزغاله!» و به بلند قدها می گفت «گوساله!»

و امّا اگر یادتان باشد، اصلِ حرفِ من سرِ مُدرن و دموکراتیک و انقلابی کردنِ املای فارسی به همّت والای بعضی از مشاهیر ادبیاتِ معاصر بود که در این امرِ خیر با همدیگر مسابقه می دهند، و چیزی که با دیدن «سفرۀ پاکتی بچّه ها» به ذهنم افتاد که در پشتبندِ نامۀ قبلی بگویم این است که می بینم این انگلیسیها، آنوقتها، یعنی در حدود ششصد سال پیش که هنوز علمشان توی کلیساهاشان بود و علمدار تمدّن و فرهنگ و صنعت و اقتصاد و سیاستِ جدید دنیا نشده بودند، خط داشتند، الفبا داشتند، امّلای واحد و رسمی نداشتند و هرکس کلمات را آن طور که توی محلّه اش تلفّظ می شد، می نوشت.

ما که حالا هزار سالی طول کشیده است تا به یک نیمچه املای تقریباً واحد و رسمی رسیده ایم، چرا داریم بر می گردیم به دورۀ هرج و مرج (۴) املاییِ اینها؟ ها؟ هاه هاه هاه هاه!

_______________________

۱- فست فود: Fast Food.

۲- کیدز پک، که درستش Kids’ Pack است، و حالا چون در همه چیز عصرِ «فوریت» و «اختصار» و «بِزَن بُرویی» است، بعضیها «c» آن را می اندازند و می نویسند «pak»، همان طور که مثلاً جملۀ «You are not alone» را همان بعضیها این طور می نویسند:«U R not alone» و جملۀ اصولاً مقدّسِ «I love you» را این طور: «i luv u».

۳- چایلد – child – بچّه، طفل که جمع آن بیقاعده است و می شود «چیلدرِن»: children.

۴- برای «هرج و مرج املایی» در زبان انگلیسی در پیش از قرن هفدهم میلادی می توانید به مقالۀ «The Chaos of Spelling» به این نشانی در اینترنت مراجعه کنید:

en.copian.ca/library/learning/academic/english/spelling/page۳.htm‎

مطالب مرتبط