گفت‌وگو با محمد علی طالبی؛ از شهر موش‌ها تا چکمه

حق نشر عکس Paria Kamyab

این روزها بریتانیا میزبان محمد علی طالبی است؛ فیلمسازی که درباره کودکان و برای کودکان فیلم های مختلفی ساخته؛ از "شهر موش ها" (کارگردان سینمایی)- یکی از پرفروش ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران- تا فیلم هایی چون "چکمه"، "تیک تاک" و "بید و باد" که در جشنواره های جهانی مختلف نمایش داده شده اند.

در برنامه ای با عنوان "سینمای کودکی" که مارک کازین منتقد ایرلندی تدارک دیده، سه فیلم طالبی (بید و باد، کیسه برنج و چکمه) در انستیتو فیلم بریتانیا نمایش داده شدند و در شهرهای مختلف بریتانیا از ادینبورگ تا آکسفورد و کمبریج با حضور کارگردان به نمایش درخواهند آمد.

در لندن با محمد علی طالبی درباره مجموعه آثارش گفت و گو کرده ام.

تقریباً همه آثار شما به شکلی درباره کودکان هستند. کمی برگردیم به عقب و دوران کودکی شما. اولین برخوردهای تان با سینما چگونه بود؟

من تقریباً از سن ده سالگی وارد کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شدم به عنوان هنرجوی فیلمسازی. آنجا بود که خیلی به سینما علاقه مند شدم. خوشبختانه این شانس را آوردم که بهترین کارگردانان سینمای ایران مثل بهرام بیضایی و عباس کیارستمی و امیر نادری و دیگران درباره کودکان فیلم ساختند و ما موفق شدیم فیلم هایی چون "رهایی" کار آقای تقوایی و فیلم هایی از این دست را ببینیم و همین باعث شد که به طرف سینما کشیده شوم.

اولین خاطرات تان از سینما چه بود؟ چیزی خاطرتان هست از اولین سینما رفتن ها؟

حق نشر عکس 1
Image caption کیسه برنج

اولین خاطرات من از سینما به قبل تر از دوره کانون برمی گردد. ما در محله ای زندگی می کردیم به نام مختاری- شاپور. سینمایی در آنجا بود به نام اورانوس که بعدها تغییراتی کرد. من همیشه پولی از پدرم می گرفتم ومی رفتم به این سینما برای تماشای فیلم هایی مثل بن هور. ما شش تا بچه بودیم و با پدر و مادرم می شدیم هشت نفر. یک فیات خیلی قدیمی داشتیم که همه سوارش می شدیم و با آن هر هفته جمعه می رفتیم سینما رکس در لاله زار. پدرم یک ترکه چوب بزرگ داشت که ما وقتی در سینما حرف می زدیم با این ترکه به ما می زد و می گفت به فیلم دقت کنید.

چطور وارد کار فیلمسازی شدید؟

ما در کانون فیلم های هشت میلی متری می ساختیم و من پنج شش فیلم کوتاه ساختم که برخی از آنها به جشنواره های جهانی رفت و جایزه گرفت. بعد از آن در یکی از کارهای کیارستمی، "قضیه شکل اول، شکل دوم"، به صورت کمک کار کردم. جاهایی که نظرخواهی می کرد، من ساختم. کیارستمی این اجازه را به من داد که با نظر و فکر خودم آن را به صورت هشت میلی متری بسازم. او هم آن را در فیلم به مردم نشان می داد تا نظر بدهند. بعد هم رفتم سر "سفر سنگ" کار مسعود کیمیایی و چند فیلم دیگر. اما بیشتر خودم به شکل حرفه ای وارد فیلمسازی شدم.

اگر نگاهی به کارنامه شما بیندازیم، دو فیلم اول شما، "شهر موش ها" و "خط پایان"، به کل دنیای دیگری هستند از فیلم های بعدی شما. این دو فیلم رگه های قوی ای از نگاه به مخاطب عام را دارند، در حالی که فیلم های بعدی این طور نیستند. این تفاوت از کجا می آید؟

حق نشر عکس sw
Image caption در کنار حمید جبلی سر صحنه شهرموشها

به این خاطر که من می خواستم با یک ترفندی وارد سینمای سی و پنج میلی متری بشوم. ما آن موقع فیلم های هشت میلی متری می ساختیم و آرزو داشتیم فیلم های شانزده میلی متری بسازیم، ولی امکانش برای ما نبود. بعد یکدفعه گفتند که شما می توانید سی و پنج میلی متری کار کنید و این خیلی خوشحال کننده بود.

وقتی که "شهر موش ها" به من پیشنهاد شد تا کارگردانی تیم را به عهده بگیرم، با این که هیچ اطلاعی درباره فیلم عروسکی نداشتم، گفتم خیلی بلدم و می شناسم این نوع کار را و بعد هفت هشت ماه درگیر کاری بودم که بلد نبودم. ولی خیلی موفقیت آمیز ساخته شد و تماشاگر خیلی زیادی داشت. در صف های سینما پتو می انداختند و می خوابیدند.

بعد از آن تهیه کننده ها مرتب می آمدند سراغم و وسوسه ام کردم تا "خط پایان" را ساختم. باز در گیشه موفق بود اما سینمایی که دوست داشتم سینمایی بود که در کانون یاد گرفته بودم و به دنبالش بودم، برای همین رفتم سراغ آن نوع سینما. با سریال "گل پامچال" استارت این نوع کار را زدم و با "چکمه" و بقیه ادامه دادم.

بحث و تفاوت عمده ای هست در این نکته که فیلم برای کودکان است یا فیلم درباره کودکان. فکر می کنید فیلم های شما بیشتر از کدام نوع هستند؟

من تقریباً تمام این ژانرها را کار کرده ام. شما اگر "شهر موش ها" را ببینید فیلمی برای کودکان است. حتی فیلمی مثل "تیک تاک" یا "چکمه". بعضی از این فیلم ها هر دو هستند؛ یعنی هم برای بچه ها هستند و هم برای بزرگسالان. یعنی نکاتی در فیلم هست که یک منتقد فیلم هم می تواند ببیند و با فیلم ارتباط برقرار کند. بعضی وقت ها هم مختص نوجوانان است، نوعی کار اجتماعی مثل "تو آزادی".

وقتی مثلاً "چکمه" را می ساختید، فکر می کردید که بچه ها هم این فیلم را خواهند دید؟

حق نشر عکس s
Image caption چکمه

دقیقاً. این فیلم سال هاست در این طرف و آن طرف دنیا به نمایش درمی آید و من این فیلم را بارها با بچه ها در کشورهای مختلف تماشا کرده ام. شاید در صد شبکه تلویزیونی در دنیا نمایش داشته و برخی از بچه ها صحنه های فیلم را برای من نقاشی کرده اند و فرستاده اند.

در ایران هم وقتی این فیلم در سینما کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان اکران شد، من رابطه بچه ها با آن را خیلی خوب حس کردم. متاسفانه در ایران ذائقه سازی برای بچه ها کم صورت می گیرد؛ این که بچه ها بیایند و جدی فیلم ببیند و نظر بدهند. برای همین ممکن است که به نظر برسد این فیلم ها برای بچه ها نیست، اما بچه ها می توانند مخاطب فیلمی چون "چکمه" باشند.

در نوع فیلم هایی که شما با آنها شناخته می شوید- از چکمه تا بید و باد- ساختار فیلم های شما متکی بر دوربین ثابت و نماهای بلند است. خودآگاه قصد داشتید با این سبک به ثبت واقعیت نزدیک شوید؟

من با نابازیگرها کار می کنم و تمام گروهم را می گذارم در خدمت صحنه و بازی بچه ها. به هیمن دلیل بسیاری از میزانسن ها را با توجه به آن چه که در صحنه اتفاق می افتد خلق می کنم. برای همین خیلی مواقع ممکن است از تکنیک بگذرم تا برسم به لحظات نابی که آن بچه ها ارائه می دهند. ممکن است شما فکر کنید که سبک و فضای خاصی را دنبال می کند ولی پشت آن به دلیل شرایطی است که وجود دارد.

می شود گفت که شما تاثیر پذیرفته اید از کیارستمی و بخصوص فیلم های کوتاه پیش از انقلاب او؟

حق نشر عکس g
Image caption بید و باد

کیارستمی برای سینمای ما یک مادر بوده. نقش بسیار اساسی ای در سینمای ایران داشته، اما قبل تر از او هم من خیلی علاقه مند به ابراهیم گلستان بودم و فکر می کنم بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران "خشت و آینه" است. فیلم های شهید ثالث، "طبیعت بی جان" و "یک اتفاق ساده" را خیلی دوست دارم. شهید ثالث از دوستان من هم بود. فیلم های شیردل، کیمیاوی و فیلمسازانی از این دست هم روی ما تاثیر داشته.

فیلم های شما غالباً مخاطب خارجی داشته اند و در ایران کمتر اکران شده اند. فکر می کنید چرا؟

فیلم های من در ایران در قالب جشنواره ای خیلی موفق بوده. شاید موفق ترین فیلمساز در جشنواره کودک و نوجوان اصفهان من بوده ام که حدود بیست تا پروانه زرین گرفته ام. می خواهم بگویم که در شکل روشنفکری اش فیلم های من در ایران طرفدار و علاقه مند دارد، اما اکران در ایران خیلی برنامه ریزی شده است و فیلم هایی با یک رشته حمایت های خاص می توانند اکران بگیرند، برای همین نه تنها من بلکه بسیاری از کارگردانان کارهایشان محجور مانده و فرصت اکران نداشته اند.

مطالب مرتبط