ارکستر ملی و نوید آغازی تازه در سپهر موسیقایی ایران

حق نشر عکس Isna
Image caption بردیا کیارس (راست) و علیرضا قربانی

از سخنان رئیس جمهور در میانه‌های دی‌ماه با هنرمندان بیش از شش ماه نمی‌گذرد که نخستین وعده او برای راه اندازی دو ارکستر سمفونیک و ملی جامه عمل به خود می‌پوشد.

حسن روحانی در آن دیدار که در تالار وحدت، مهمترین مکان اجرای عمده کنسرت‌های ارکستر ملی و سمفونیک، برگزار می‌شد، گفت: " از اینکه ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی به تعطیلی کشیده شده است، بسیار متاسفم و حتما این دولت در همین ماه‌های آینده آنها را احیا خواهد کرد."

برابر اعلام مدیر دفتر موسیقی "بودجه احیای این ارکستر از طرف دولت تامین شده است"، اگر چه او اشاره‌ای نکرد به این که دولت بودجه مزبور را جدای از بودجه ۱۴ میلیارد تومانی دفتر امور موسیقی وزارت ارشاد در سال ۹۳ در اختیار دفتر موسیقی گذاشته است یا اینکه بودجه ارکستر ملی در درون همین رقم قرار دارد.

در یک جمع بندی اولیه حداقل سالانه یک تا یک و نیم میلیارد تومان بودجه برای ارکستری با چنین حجمی از نوازندگان لازم است.ارکستری که درآمدهای آن از ناحیه فروش بلیت هیچگاه نتوانست یک دهم هزینه‌های آن را تامین کند.

نکته مهم اما ترجیح و تعجیل دولت بر راه‌اندازی ارکستر ملی است تا عملا این پیغام را به جامعه موسیقی بدهد که راه‌اندازی آن مهمتر از راه‌اندازی ارکستر سمفونیک تهران است.

پیش از‌ آن در مراسم دیدار‌ رئیس جمهور با هنرمندان، کامبیز روشن‌روان گفته بود "بدون وجود ارکستر سمفونیک تهران سرود جمهوری اسلامی ایران را نیز باید غیرزنده شنید" اکنون اما به نظر می‌رسد آن اجرای زنده‌ای که زودتر از سرود جمهوری اسلامی شنیده می‌شود، قطعه "ای‌ایران" ساخته روح‌الله خالقی است که در تمامی اجراهای ارکستر ملی ایران در دوره فعالیتش به عنوان قطعه آخری (بیز) برای تماشاگران اجرا می‌شده است.

در سال‌های پایانی فعالیت دور گذشته ارکستر ملی ، گروه کر این ارکستر تمامی مخاطبان حاضر در سالن بودند که یکصدا و با هیجان این سرود را با همراهی نوازندگان ارکستر ملی و رهبر ارکستر می‌خواندند. این سرود که نزدیک به ۷۰ سال از عمر آن می‌گذرد،نمادی از هویت ملی ایرانیان به شمار می‌رود که خارج‌ از چارچوب‌های دین و رنگ و مذهب در داخل و خارج از ایران طرفداران فراوانی دارد.

ارکستر ملی، احیای اجرای زنده نغمات خاطره‌انگیز

ارکستر ملی ایران ترکیبی از سازهای غربی و سازهای اصلی موسیقی کلاسیک ایران است که در فضایی مشابه ارکستر گل‌ها، اما با تعداد نوازندگان و سازهایی افزونتر (۹۳ نوازنده)فعالیت‌ می‌کند.

روز افتتاح اجرای ارکستر ملی در سال ۱۳۷۷ و در ردیف جلو، علاوه بر مسئولان، علی تجویدی، آهنگساز نامدار نشسته بود. فردی که کوتاه زمانی بعد از پیروزی انقلاب در همین تالار وحدت شاهد شکستن ساز‌ها بود.

در این سال‌ها و به دلیل محدویت‌هایی که بر سر راه فعالیت هنرمندان موسیقی وجود داشت، عملا فضای کار بر آنان تنگ شد، به خصوص برای مجموعه‌ای از فعالان موسیقی که قرائتی خاص از موسیقی را نمایندگی می‌کردند به نام "موسیقی گل‌ها". ازاین گونه موسیقایی تا اواسط دهه هفتاد به عنوان موسیقی درباری و اشرافی یاد می‌شد وهنرمندان آن کمتر مجال کار می‌یافتند.

برخی از‌آنها (عموم خوانندگان زن) ترجیح دادند به خارج از ایران بروند و گروهی دیگر نیز جز اجراهای محفلی و گاه‌گاهی در منازل دوستان و آشنایان عملا از کارهای صحنه‌ای کنار گذاشته شدند و فرصتی برای بروز آثارشان نیافتند.

اما بعد از جنگ و حضور دولت اکبر هاشمی رفسنجانی اوضاع اندک اندک بهبود یافت و با پیروزی دولت محمد خاتمی فضا مهیا شد برای بازگشت غرو‌رانگیز نغمه‌هایی که ایرانیان از‌ آنها خاطرات فراوانی در ذهن و ضمیر داشتند.

برابر اخباری که در آن سال‌ها انتشار یافت، قرار بود هر ساله تجویدی قطعاتی بنویسند و بیژن ترقی (ترانه‌سرای نامی) روی این قطعات ترانه بسرایند و محمدرضا شجریان آن را بخواند، اما این اتفاق در عمل امکان تحقق نیافت و شجریان بعد از اجرای تالار وحدت و چهل ستون اصفهان عملا همکاری خود با ارکستر ملی را ادامه نداد.

حتی قرار بود مجموعه اجراهای ارکستر ملی و شجریان در قالب‌ آلبوم‌های صوتی و تصویری انتشار عمومی یابد تا با فروش آن پشتوانه مالی ارکستر و تامین بخشی از بودجه‌های آن فراهم شود که این اتفاق هم میسر نشد و تا به امروز که ۱۶ سال از اجرای آن نغمات خاطره‌انگیز می‌گذرد، نه شرکت موسیقی زیر نظر شجریان و نه دفتر امور موسیقی وزارت ارشاد اقدامی برای انتشار آن آثار صورت ندادند. البته بعدها برخی از قطعات ارکستر ملی که از ساخته های فرهاد فخرالدینی بود، با صدای علیرضا قربانی عرضه عمومی شد.

توقف همکاری شجریان و ظهور خوانندگانی تازه

عدم همکاری شجریان سبب شد تا دست‌اندرکاران ارکستر ملی به دنبال خواننده‌های دیگری باشند، مدتی صحبت از همکاری شهرام ناظری با ارکستر به میان آمد، که به دلیل برخی اختلاف نظرها منتفی شد.

اما فخرالدینی از پای ننشست و با به کارگیری برخی جوانان با استعداد در زمینه موسیقی آوازی، ارکستر ملی را به پیش برد.

علیرضا قربانی که گفته می‌شود معرف او علی تجویدی بود و بعدها سالار عقیلی، از جمله خوانندگانی بودند که همکاری مستمرشان با ارکستر ملی شهرت و اعتباری ویژه برایشان به ارمغان آورد.

حق نشر عکس Mehr
Image caption فرهاد فخراالدینی (راست) و سالار عقیلی

در کنار آن این ارکستر با بازتنظیم برخی از خاطر‌ه‌انگیزترین قطعات موسیقی گل‌ها و نیز اجرای قطعاتی از موزیسین‌های جوان به تولید آثار تازه روی آورد. برابر اعلام آقای فخرالدینی این ارکستر در دوره اول کاری خود(۱۳۷۷-۱۳۸۸)نزدیک به ۳۰۰ قطعه بی‌کلام و باکلام تولید و به گنجینه رپرتوارهای ارکستر ملی افزود.

مهمترین انتقادی که در این دوره به ارکستر ملی صورت می‌گرفت، عدم بهره‌گیری از ظرفیت‌های موزیسین‌هایی بود که آثارشان وجه و منظری ملی داشت، اما هیچگاه در ارکستر ملی آثارشان اجرا نشد.

پرویز مشکاتیان و محمدرضا لطفی دو موزیسینی بودند که‌ طراز ملی کارشان مشخص بود و حتی آثاری با تنظیم‌های ارکسترال داشتند، اما آثارشان بخت اجرای زنده با ارکستر ملی را نیافت. در مقابل برخی از آثار حسین علیزاده، به خصوص قطعه نی‌نوای او با ارکستر ملی اجرا شد. ضمن آنکه قطعاتی چون موسیقی سریال سربداران (از ساخته‌های فخرالدینی) هم با این ارکستر اجرا شد.

استعفای فخرالدینی و حضور علیزاده با رهبرانی جوان

تغییر ساختار اداری ارکستر ملی و حوادث سیاسی سال ۸۸ دست به دست هم داد تا فرهاد فخرالدینی از رهبری ارکستر کناره گیری کند.

دفتر امور موسیقی یک سالی منتظر ماند و رایزنی‌هایی برای بازگشت این موزیسین کهنه‌کار انجام داد که نتیجه‌ای حاصل نشد. در نهایت در پاییز سال ۸۹ ارکستر با شورای فنی تازه‌ای به ریاست حسین علیزاده و به کارگیری یک چهره جوان به عنوان رهبر ارکستر (بردیا کیارس)کار خود را آغاز کرد.

فرهاد فخرالدینی اما بیکار ننشست و ابتدا به رایزنی با خانه موسیقی پرداخت تا خارج از چارچوب‌های دولتی و زیر چتر این نهاد موسیقایی ارکستری در طراز ارکستر ملی را سامان دهد که نتیجه‌ای حاصل نشد.

مدتی بعد فخرالدینی با دعوت از سالار عقیلی ارکستر مهرنوازان را با نوازندگان قدیمی ارکستر ملی سازمان داد.

حق نشر عکس Mehr
Image caption حسین علیزاده

نکته جالب توجه همزمانی اجرای ارکستر ملی با ارکستر مهرنوازان در آبان سال ۱۳۹۱ بود که یکی با رهبری فخرالدینی و‌ آواز سالار عقیلی در برج میلاد و مقابل ۲۰۰۰ تماشاگر و دیگری با اجرای آثار حسین علیزاده (موسیقی دلشدگان با آواز محمد معتمدی) در تالار وحدت (با ۷۰۰ تماشاگر) رقابتی تماشایی را پیش چشم اهالی موسیقی گذاشتند.

حسین علیزاده البته با نوشتن یادداشتی برای آقای فخرالدینی و دعوت از او در یکی از اجراها از خدماتش تجلیل به عمل آورد. دوره کاری دوم ارکستر ملی به اجرای آثار نسل‌های تازه‌تر موسیقی گذشت، اما آن انسجام درونی دوره اول کاری را هیچگاه به دست نیاورد و نتوانست گفتمانی خاص را سامان دهد.

بازگشت پدر ارکستر ملی

اکنون و بعد از چند سال دوری و با تمهیدات و تامین بودجه، ارکستر ملی با رهبری فرهاد فخرالدینی آغاز به کار می‌کند؛ مردی که علیزاده از او به عنوان "پدر ارکستر ملی" یاد کرده است. نفس راه اندازی ارکستر ملی خود می‌تواند پیامی به اهل هنر باشد و نیز منتقدان که دوره تازه‌‌ای از فعالیت‌های موسیقی آغاز شده است.

مشکل بودجه که همه‌گاه گریبانگیر ارکسترهای دولتی است، از قرار تا حدودی برطرف شده است. مسئله‌ای که در صورت نداشتن راهکاری برای درآمدزایی این ارکستر حجیم و پرتعداد، امکان بازگشتش وجود دارد.

مطالب مرتبط