'خانه زیر آب' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این هفته در آپارات فیلم 'خانه زیر آب' ساخته سپیده فارسی به نمایش در می‌آید.

درباره فیلم

حق نشر عکس aparathouseunderwater

طبیعت گرایی و باور داشتن به نقش اتفاقات در زندگی روزمره در ادبیات و سینما به شکل‌های متفاوتی مورد توجه قرار گرفته و در مورد آنها آثاری خلق شده است. در فیلم 'خانه زیر آب' در قالب یک فیلم پلیسی با شخصیتی آشنا می شویم که دچار این اتفاقات شده است. فیلم اقتباسی آزاد از سه داستان کوتاه بیژن نجدی نویسنده فقید ایرانی است که فیلمنامه آن توسط او، با همکاری محمد رضایی‌‏راد به رشته تحریر در آمده است. در آثار نجدی می‌توان نقش طبیعت و تقدیر را دید. او لایه های واقعی زندگی را در بستری از اتفاقات فرا واقعی قرار می‌داد، به اشیا و محیط جان می‌داد و با با نثر شاعرانه‌اش داستان‌هایی از زندگی مردم عادی خلق می‌کرد . فیلم حکایت مرتضی است که پس از آزادی از زندان راهی زادگاه خود در شمال ایران می‏‌شود اما برای رسیدن به آرامش باید از ورطه کابوس های زندگی گذشته خود عبور کند.

ویژگی فیلم

'خانه زیر آب' فیلمی در ژانر سینمای جنایی پلیسی است، اما از نگاهی متفاوت و با رویکردی متفاوت. فیلمی که در آن یک داستان پلیسی با تعابیر و مفاهیم روانشناختی و اسطوره‌ای پیوند می‌خورد تا تصویری از یک شخصیت محکوم به سرنوشت، در جامعه ای دلگیر ثبت شود. فیلمبردای روی دست و فضا سازی خیلی خوب، به باورپذیر شدن این شرایط خیلی کمک کرده است. این فیلم که فیلمبرداری آن از زمستان سال ۱۳۸۷ تا خرداد ۱۳۸۸ دراستان گلستان انجام شده است و تاکنون در ایران به نمایش عمومی در نیامده است، در بخش مسابقه جشنواره‌‏های فیلم دوبی ، فریبورگ و دوربن نیز شرکت داشته است.

درباره کارگردان

حق نشر عکس aparatfarsi
Image caption سپیده فارسی، نویسنده و کارگردان

سپیده فارسی کارگردان ایرانی الاصل مقیم پاریس متولد ۱۳۴۴ در تهران است. وی در دهه هشتاد میلادی ایران را به مقصد پاریس با هدف تحصیل در ریاضیات ترک کرد اما به سمت هنرهای تصویری و به ویژه عکاسی و بعد هم سینما کشیده شد. وی چندین و چند فیلم کوتاه و بلند ساخته که با آنها حضوری موفق در جشنواره های بین المللی داشته است. بعضی از فیلمهای او عبارتند از: خانه زیر آب(۲۰۱۰) ، تهران بدون مجوز(۲۰۰۸) ، هرات (۲۰۰۸) ، نگاه (۲۰۰۷)، خواب خاک(۲۰۰۲)، سفر مریم (۲۰۰۲) ، مردان آتش(۲۰۰۱) ، دنیا خانه من است(۲۰۰۰) . خانم فارسی پس از 'خانه زیر آب' و ساخت یک مستند به نام 'یونان ابری' در سال ۲۰۱۳، به تازگی آخرین اثر داستانی خود، ردّ رز (گًل سرخ) را به پایان برده است.

خلاصه داستان

مرتضی که پس از سالها از زندان آزاد می شود به دنبال غرق شدن پسر به زادگاهش باز می‌گردد اما مطلع می‌شود که آب جنازه پسرش را پس نداده است و به کنار مرداب می‌رود. ساعتی بعد مأموران شهربانی مرتضی ای بهت زده را کنار جنازه کودکی گمنام بازداشت می‌کنند. افسر مسئول پرونده (طاهر) مرتضی را از سالها پیش می شناسد. بازگشت مرتضی خاطراتی را زنده می‌کند که طاهر سالها سعی در گریز از آنها داشته است. این اولین بار نیست که کودکی در این مکان غرق می شود، آنجا که به باور همگان خانه ای زیر آب خفته است.

شناسنامه فیلم

نویسنده و کارگردان: سپیده فارسی

نویسندگان فیلمنامه : محمد رضایی‌راد، سپیده فارسی

بازیگران: مسعود رایگان، بیژن امکانیان، فریبا کامران، سروش صحت، شبنم مقدمی ، بهنام تشکر، حمید مولوی ، آیه کیانپور، نوشین حسن زاده، عارف کرد، پورنیک کاوش و مراد تورانی

موسیقی‌ فیلم: ترکیبی از قطعاتی ساخته‌ کیهان کلهر و جوسلین پوک

مدیرفیلمبرداری: رضا شیخی

تدوین: هایده صفی‌‏یاری

صداگذاری و میکس: حسین مهدوی

صدابرداری: امیرحسین رسولی

طراح‌‏صحنه و لباس: جهانگیر میرزاجانی

طراح گریم: امیر ترابی

طراحی پوستر: رضا عابدینی

مجری‌‏طرح و مدیرتولید: حمید مولوی

تهیه کنندگان: علیرضا شجاع نوری، جواد جواهری، کارل باومگارتنر، پیتر فون فوگلپول

محصول ۱۳۸۸ ، زمان : ۹۰ دقیقه

درباره کارشناس برنامه

حق نشر عکس aparatmag
Image caption مقصود صالحی، کارشناس برنامه

مقصود صالحی دانش آموخته تئاتر و سینماست. پیش از این نوشته هایی از او در روزنامه ها و مجلات ایرانی به چاپ رسیده است. دوره کارشناسی ارشد دراماتورژی در مدرسه سلطنتی گفتار و درام در لندن گذراند. هم اکنون تمرکز او بر کار تجربی تئاتر در گروههای تئاتری و پژوهش در زمینه تاریخ و ادبیات است.

گفتگو

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: کلیک aparat@bbc.co.uk

آدرس فیس بوک برنامه آپارات:کلیک https://www.facebook.com/aparatonbbc

خلاصه فیلم هفته گذشته یه بوس کوچولو ساخته بهمن فرمان‌آرا

حق نشر عکس no
Image caption نمایی از فیلم 'یه بوس کوچولو'

اسماعیل شبلی‌ نویسنده ای بیمار که مرگ را در نزدیکی خود احساس می کند ، در حال نوشتن داستانی کوتاه به نام 'نبش قبر' است. نویسنده دوم محمدرضا سعدی، دوست قدیمی شبلی پس از ۳۸ سال دوری از ایران، به وطن برگشته تا در زادگاهش بمیرد. او در تمام این سال ها با اقوام و دوستانش ارتباطی نداشته است. این دو پس از سالها دوباره همدیگر را می بینند.فیلم ماجرای سفر این دو نویسنده است به جغرافیای ایران و در طول تاریخ ایران . در این سفر مرگ در هیبت فرشته ای زیبا این دو نویسنده را همراهی می کند. فرشته ای که برای همه یک بوسه کنار گذاشته است .

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

مریم

فیلم متفکرانه وتاثیرگذاری بود وقتی در پایان در تیتراژ نام کارگردان را خواندم تازه فهمیدم چرا این قدر متفاوت بود. آقای فرمان آرا یک دید خاصی به مفاهیم دارند که با حضور بازیگران توانمندی مثل آقای کیانیان و بقیه پر رنگ تر هم شده بود.

موسی

فيلمی به غايت بد بود. آن هم در ذم بزرگ مرد داستان نويسی و فيلمسازی ايران كه آن روزها که فيلم های كافه ای و بزن بكوب مرسوم بود، خشت وآينه را می سازد( كه شاهكاری است) و بعد هم اسرار گنج دره جنی را می سازد. استاد ابراهيم گلستان نيازی به معرفی ندارد .هيچ گاه نمی شود نويسنده ای چندين شاهكار داشته باشد اما بی شك ابراهيم گلستان چه فيلمای داستانی وچه مستند های ماندگارش و چه داستانهايش همه در حد يك شاهكارند. تنها جرمش اين بود وهست كه بسيار صريح ،رك راست و صادق است و ما مردمان ايران اسير دروغ و هندوانه زير بغل گذاشتن و همديگر را با لقبهایی چون استاد ودانشمند و حكيم خطاب کردن ایم. ملت تعارفات هستیم.

علیرضا

عالي بود،بخصوص ديالوگ ها که خاص خود فرمان آرا بود

مدیش

یکی از بهترین فیلمهای سینمای پس از انقلاب است بدون شک...

پریسا

فیلم جالبی بود و زندگی سعدی شباهتی به زندگی کاوه گلستان داشت .نقش هدیه تهرانی ام خاص بود

علی

تحسین گستاخانه تر از انتقاد است. جرم ابراهیم گلستان هم انتقاد بوده است.

علی رضا

فیلم را دیدم. فیلمنامه بد نبود. بعضی صحنه ها هم قوی بودند. یکی صحنه شلاق زدن اسب تو میدان نقش جهان.

کاری به شخصیت هایی که از ایشان اقتباس شده ندارم. ولی بعضی از سکانس ها خیلی بچه گانه و آماتوری بود. 1.سکانسی که همسایه شبلی با صورت ماسک زده داخل خانه شبلی می شود یک نمونه است. جناب فرمان آرا می‌خواست یک کمی نمک به فیلم بزند ولی شورش کرد. 2.سکانس پاسارگاد که شبلی داره در مورد حقوق بشر کورش حرف می‌زند، نمونه دیگر است. نفس این کار دیگر خیلی لوث و لوس شده چه برسد به این که این قدر مستقیم گفته شود. 3.سکانسی که شبلی می‌میرد و سعدی بغلش کرده و نما از بالاست و فریاد میزند: ایرااااااااان. حیف فیلم که با این نمونه ها خراب شود.

بهاره

واقعا متاسفم برای آقای فرمان آرا . باید خدمت ایشان عرض کنم که به قول ایشان این پیرمرد استاد ابراهیم گلستان همچنان یکی از ستون های قدرتمند ادبیات و سینمای ایران است و یکی از بنیان گزاران ادبیات و سینمای مدرن می باشند و اینکه بین عوام شهرت ندارند باید بگویم کارهای ایشان در حد خانه قمر خانوم ( فیلم ساخته شده توسط جنابعالی ) نیست که انتظار برود همه آن را بشناسند. هنوز هم بسیاری از اهالی هنر و ادب هر سخن ، خبر و هر ایده ای ولو کوچک از ایشان را به جان خریدارند.

زیبا

مثل بقیه فیلمهای آقای فرمان آرا عبرت آموز و غمگین کننده بود ، چندبار آن را دیده ام و همیشه حس غمگینی پیداکردم ولی باز دوست دارم ببینم .

آریاز

مهاجرت زمانی خوب است که چیزی بارتو باشد و برای پیشرفت بروی وقتی هنوز در ایران دو نفر نشسناسندت و چیزی نداشته باشی، خارج رفتن بیهوده محض است.

امیر

عالی بود. واقعا آدم را می برد به يک دنيای ديگر. بخصوص بازی استاد مشايخی و بازی گرم كيانيان دركنارهم فوق العاده بود. كاش يک بار كيانيان در فيلمهای بهمن قبادی هم ايفای نقش بكند.

ربین

بسیار زیبا ... "اگه شناسنامه تو پاره کنی اسم پدرت عوض نمیشه ...!"

شقایق

سخت توانستم با آن ارتباط برقرار کنم .

کورش

هرگز سینمای فرمان آرا را دوست نداشته ام ,البته شازده احتجاب را استثنا می کنم، آن هم به دلیل حضور گلشیری در نوشتن فیلمنامه و سر صحنه بودنش که باعث شد، فیلم خوب از آب در آید. و اما یک بوس کوچولو: باور کردنی نیست که فیلم سازی این همه تلاش کند تا با نویسنده و فیلم ساز دیگری (ابراهیم گلستان ) که بی تردید یکی از بزرگان ادبیات و سینمای ایران است , تسویه حساب کند، آن هم بدین شکل شعاری ! کاوه گلستان بشود کامران، لیلی گلستان بشود فخری گلستان.

اگر از این مقوله هم بگذریم و به ساختار فیلم بپردازیم , باز هم نه حرفی برای گفتن دارد و نه فیلمنامه ای منسجم که توانسته باشد به مقوله مرگ و زندگی نگاهی نو داشته باشد . دیالوگ ها ی شعاری مثلا فلسفی هم نه تنها فیلم را نجات نمی دهد , بلکه بیشتر شبیه به مقاله ای ابتدایی در این زمینه می کند . در واقع یک بوس کوچولو کپی ناشیانه از مهر هفتم برگمان است .

امید

من که اصلا قصه فیلم را نفهمیدم. کاش کارگردانش می آمد کمی درباره آن توضیح می داد.

مهران

من تنها حرفی که می‌زنم این است که چرا دارید وقت من‌را که همراه شما هستم می‌گیرید و یک فیلمی پخش می‌کنید که دوره و زمانش گذشته و از نظر داستانی هم اصلا قابل بحث نیست.

اسماعیل

بنظر می رسد امثال فرمان آرا دورانشان به پایان رسید حالا می خواهند انکار کنند که درباره ابراهیم گلستان درست نیست خوب بگویند. همان گونه که کیمیایی ها هر روز سعی در حرف جدید دارند که مردم آنها را فراموش نکنند.

سعید

من این فیلم رو برخلاف خیلی از دوستان ندیده بودم و تا آخرِ برنامه همراهیش کردم. اما انتقادی داشتم بر نقد فیلم : متاسفانه من هیچ کلامی از آقای دباشی و آقای جاهد نشنیدم که رنگ و بوی نقد داشته باشد. ظاهرا این آقایان بیشتر در فکر تخریب آقای فرمان آرا بودند (به هر دلیلی) . مجری بسیار نقادانه‌تر و ریزبینانه تر صحبت کرد.

بابک

این فیلم حرف ندارد. فکر کنم این بار که دیدم بیستمین بار باشد ولی باز هم دوست دارم ببینم این فیلم را. زیباترین صحنه فیلم زمانی است که آن درشکه چی اسبش را با شلاغ می زند و سعدی میاد و جلویش را می گیرد.

مهران

فیلمسازی مثل آقای فرمان‌آرا را مادربزرگهای ما هم می‌شناسند. من دنبال فیلم‌سازانی هستم که حرف جدیدی بزنند. نه حرفهایی که ما از تریبون‌های داخلی هم می‌توانیم بشنویم. اینها یک بت بزرگ محسوب می‌شوند و ما ‌ فرهنگ قدیس گرایی داریم.

محسن

کارگردان می توانست اين قدر صريح ابراهيم گلستان را بازسازى نكند. هم از حيث معيارهای يك اثر هنری با كيفيت و متعالی و هم از حيث معيارهای شرف انسانی اين بازسازى درست نيست. با فحش دادن به گلستان کسی بزرگ نمی شود . شما قصه ات را درست و اصولى بگو مصداق يابى و تعميم قصه را بر عهده مخاطب بگذار، ای هنرمند!

علیرضا

فیلم نقدی است از حال کسانی که آستانه تحملشان نسبت به ماندن در ایران کم بود( شاید به دلیل خودشیفتگی زیاد) من با این جور افراد زیاد در ارتباط بودم. رفتند با این نیت که آنجا بیشتر تحویلشان می گیرند و فکر می کردند، فرش قرمز برایشان پهن می کنند. اما خودم معتقدم که ماندن و ساختن حتی به قیمت سوختن، ارزشمندتر است. البته تصمیم دوستان برای مهاجرت هم محترم است. نقد عملکرد ابراهیم گلستان درباره پسرش، میتواند محترم باشد. شبلی را در پاسارگارد همه شناختند اما سعدی را نه و این یعنی مرگ نویسنده. واقعیت این است که ادبیات و هنر موقعی جهانی میشود که داخل مرزهای بومی تولید شود. وقتی خالق اثر از مرزها بیرون برود، نور تولیدش کم میشود.

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

مطالب مرتبط