کارتیه برسون؛ چشم قرن بیستم

حق نشر عکس Henri CartierBressonMagnum Photos courtesy Fondation Henri CartierBresson
Image caption صف مردم در جلوی بانک برای خرید طلا- شانگهای،‌۱۹۴۸

نمایشگاه آثار هانری کارتیه برسون در موزه ژرژ پمپیدوی در پاریس ، جلوه های ناگفته ای از زندگی و آثار یکی از اسطوره های عکاسی را عیان می کند: عکاس شگفت انگیزی که طی چند دهه شاهکارهای زیادی خلق کرد و این نمایشگاه که پس از مرگ اش، اولین مرور آثار او در اروپا محسوب می شود، شاید کامل ترین همه آنها تا به امروز باشد؛ با بیش از پانصد اثر هنری شامل عکس، طراحی، نقاشی، فیلم و مدارک مربوط به او که چهارصد عکس این مجموعه به گفته برگزار کنندگان نمایشگاه آنهایی هستند که خود او بهترین آثار عکاسی اش خوانده است.

سوررئالیستی که واقعیت را دوست داشت

هرچند کارتیه برسون خود را "بی غل و غش ترین عکاس سوررئالیست نسل خودش" می داند، اما در آثار او- در دهه هایی که به شهرت رسید- تلاش برای ثبت "واقعیت" چشمگیر است. از این رو گفته می شود که از لنز زوم یا هر نوع لنز اضافه دیگری استفاده نمی کرد و تمام عکس هایش را با لنز معمولی گرفته است.

تمام سفرهای او از آرژانتین تا کوبا و چین تلاش او را برای ثبت لحظه هایی نمایش می دهد که صراحت و واقعی بودنشان چشمگیر است.عکس هایی که او مثلاً از چین گرفته، لایه های مختلفی از یک اجتماع پیچیده را آشکار می کند و در عین حال ثبت صریحی است از فقر مردم و تلاش دولتی برای هم سنگ- و یکی کردن- همه آنها. تصویری که کارتیه برسون از یک صف جلوی بانک در چین ارائه می کند، در عین نمایش وضعیت اقتصادی حاکم، از چهره هایی حکایت دارد که هر یک شاید داستانی برای گفتن دارند و نمایش این چهره های درهم در این فضای متشنج، با ترکیب بندی ای حساب شده - با فضای خالی در بالا و پائین - به این چهره ها در وسط عکس که به مانند یک خط ممتد این سوی کادر را به سوی دیگر آن وصل می کنند، تصویری ارائه می دهد که برای همیشه در ذهن بیننده اش باقی می ماند.

"چشم قرن"

کارتیه برسون می گوید عامل درک او چشم هایش هستند و حاصل این درک را طی هشت دهه کار با ما قسمت کرده است. شاید به همین دلیل او را "چشم قرن" خوانده اند، چشمی که یک قرن- قرن بیستم- را به ثبت رسانده و تصاویرش آینه ای است شفاف و صیقل یافته از تاریخ بشر در این دوره. او سوررئالیسم را ثبت کرد، جنگ های داخلی اسپانیا را به تصویر کشید، آینه ای شد در برابر جنگ جهانی دوم، استعمار کشورها و ماه مه ۱۹۶۸ و دگرگونی اروپا را با ما قسمت کرد و سی سال نگرانی از جنگ سرد را در برابر ما قرار داد.

یک مرور تاریخی

این نمایشگاه، آثار کارتیه برسون را در سه دوره متوالی به ترتیب تاریخی با مخاطب قسمت می کند: بخش اول آثار او از سال ۱۹۲۶ تا ۱۹۳۵ را در برمی گیرد که آثار کمتر دیده شده این عکاس هستند و پیوند او را با سوررئالیسم و دوستان سوررئالیستش به نمایش می گذارد.

بخش دوم نگاه اجتماعی- سیاسی او را از زمان بازگشت از آمریکا در سال ۱۹۳۶ تا رفتن دوباره به نیویورک در سال ۱۹۴۶ تصویر می کند و بخش سوم از سال ۱۹۴۷ که او شرکت "مگنوم" را پایه گذاری کرد تا اوایل دهه هفتاد که عکاسی خبری را کنار گذاشت در برمی گیرد.

نکته جالب این که بر خلاف دیگر نمایشگاه های کارتیه برسون، این نمایشگاه به پرینت های تازه ای از عکس ها اختصاص ندارد، بلکه تا جای ممکن پرینت های مربوط به همان زمان عکاسی گردآوری شده است.

چهره های متفاوت یک عکاس

حق نشر عکس Getty
Image caption کارتیه برسون در کاخ الیزه، ۱۹۸۱

غالب نمایشگاه هایی که از آثار کارتیه برسون ترتیب داده شده، چهره واحدی از این عکاس ترسیم می کنند، اما برگزار کنندگان این نمایشگاه بزرگ، اصرار دارند که تنوع کاری او را با مخاطب قسمت کنند.

کارتیه برسون از اوایل دهه بیست تا اوایل قرن بیست و یکم عکس گرفت؛ یعنی یک دوره بسیار طولانی که مایه ها و شکل و شمایل متفاوتی را شامل می شود.

از طرفی شاید بسیاری از بازدیدکنندگان ازعلایق کارتیه برسون به سوررئالیسم خبر نداشتند و یا نمی دانستند که او سال ها به طراحی و نقاشی هم مشغول بوده است.

کارتیه برسون و سینما

کمتر کسی از رابطه کارتیه برسون با سینما خبر دارد، اما او خود می گوید سینما به او نگاه کردن را یاد داد.

در اولین سفرش به مکزیک در سال ۱۹۳۴ با سینما بیشتر آشنا شد و فکر کرد برای بیان اندیشه های سیاسی اش می تواند از فیلم که مخاطب بیشتری از عکس دارد استفاده کند. در سال ۱۹۳۵ کار کردن با دوربین و مستندسازی را از پل استراند در نیویورک یاد گرفت و اولین فیلم کوتاهش را ساخت. در بازگشت اش به پاریس در سال ۱۹۳۶، تلاش داشت که به عنوان دستیار گئورگ ویلهم پابست یا لوئیس بونوئل به کار بپردازد اما موفق نشد تا بالاخره به دستیاری ژان رنوار انتخاب شد و در فیلم های معروفی چون گردشی در ییلاق و شاهکاری چون قاعده بازی دستیار او بود.