«اَلاِحسان کُلّ الایمان»

Image caption یکی از بسیار جاهای دنیا که مردم آب آشامیدنی پاک و پالودۀ ساکن یا جاری ندارند.

باز داری شام می خوری، تلویزیون هم روشن است، و برنامه هرچی هست، به فاصلۀ هر پنج دقیقه، ده پانزده تا آگهی تجارتی به خوردت می دهند، از جمله یک آگهیِ «تجارت احسان» یا «خیریه» (۱).

مثلاً می بینی یک دختر بچّۀ پنج، شش ساله، یک کوزه یا سطل در دارِ پلاستیکی به دست، می آید به لبِ یک چاله آبِ گل آلودِ کثیف، آمیخته به شاش و تپالۀ گاو وحیوانات دیگری که آبشخورشان همین چاله آب است، و این دختر که تقریباً در تمام مدّت فیلمبرداری نمی تواند چشم از دوربین بردارد، اوّل ظرف پلاستیکی اش را از آب همین چشمۀ شفا بخشِ مُمِدّ حیاتی و مُفَرّح ذاتی (۲) پُر می کند، و بعد دو تا دستش را پیاله می کند و چند قُلپ از آن آب می خورد، و خبر نگار و فیلمبردار را راضی و خوشحال می کند و همان طور چشم به دوربین دوخته، کوزۀ پلاستیکی را می گذارد روی کولش و با قیافه ای یکپارچه معصومیت و مظلومیت می رود، لابد، پی کارش.

و حالا نوبت گویندۀ این آگهیِ «تجارت احسان» است که بگوید چیزی به این مضمون که: «اگر نمی خواهید این بچّه و خانواده اش از این آب کثیف و پُر میکروب بخورند، ماهی دو پوند به مؤسّسۀ خیریۀ ما اعطاء کنید!»

Image caption تیبریوس (Tiberius)، قیصر روم در زمان عیسی مسیح.

و اگر یک هفته هر روز، از صبح تا شب، رو به روی یکی از کانالهای تلویزیون تجارتی بنشینید و بشمرید، می بینید بنگاههای تجارتی خیریه تعدادشان آن قدر زیاد است که گاهی آدم فکر می کند مسیحیهای انگلیس باید از همۀ مسیحیهای مملکتهای دیگرِ دنیا مسیحی تر باشند، آن هم به دو دلیل.

دلیل اوّل اینکه مسیحیهای انگلیس این حرف عیسی مسیح آویزۀ گوش و هادیِ هوششان شده است که باید به فقرا احسان بکنند؛ و دلیل دوّم اینکه به حکم عیسی مسیح، حسابِ حکومت را از حساب خدا و مذهب همیشه جدا نگهداشته اند، و بر اساس همین «اصلِ احسان» فهمیده اند که احسان را همیشه «دارا» به «فقیر» می کند، پس جامعه باید همیشه دارا و خیلی دارا داشته باشد تا آنها برای مسیحیِ مؤمن بودن به فقیرها و خیلی فقیرها احسان بکنند. همانا که همین اصل خودش پایۀ نظام مقدّس (۳) سرمایه داری شده است.

دلیلِ دوّم یک توضیحِ مختصر می خواهد. از حضرت مسیح می پرسند که مالیات دادن به دولت روم جایز است یا نه، و عیسی می گوید یک سکّه پول رایج بیاورند. می آورند و عیسی ازشان می پرسد روی این سکّه اسم و تصویر کیست؟ جواب می دهند اسم و تصویر قیصر روم. و آنوقت عیسی این حکم ابدی را اعلام می کند که: «آنچه از قیصر است به قیصر رد کنید و آنچه از خداست به خدا.» (۴) یعنی در کار دولت فضولی و دخالت نکنید. مالیاتتان را بدهید، سرتان را بیندازید پایین، بروید کلیسا، دیندار باشید، که همانا و به راستی که «دنیادار» سر و کارش با خداست!

Image caption پولُس رسول، یا پل قدّیس، که بعد از خودِ مسیح، بزرگترین و مهمّترین شخصیت در آیین مسیحیت است.

خوب، بعد هم که «مسیحیت»، نه در بیت المقدس، بلکه به همّت و با ایمان «پولُسِ رسول» یا «پُلِ قدّیس» (۵)، مستقرّ شد و رونق گرفت، توصیۀ او به پیروان عیسی سه چیز بود: «ایمان و امید و احسان» و تأکید کرد که «امّا مهمّترین اینها احسان است.» و حتّی گفت: «آنانی که غلامان زیرِ یوغ می باشند، آقایانِ خویش را لایق کمال احترام بدانند که مبادا نام و تعلیم خدا بد گفته شود.»

و به این ترتیب آقایان در پناه حکومت لایقِ احترام ماندند تا به خادمان و غلامان و زیردستان و فقیران «احسان» کنند. پس، و بنابراین، خطا نیست اگر نتیجه بگیریم که همانا، هر ملّت و قومی که بیشترین بنگاههای خیریه و صندوقهای صدقات را داشته باشد، بلاشکّ مؤمن ترین است. آمّین!

__________________________________________

۱- کلمۀ «احسان» در زبان انگلیسی «charity» است، که تعریف آن در معنی اصلی «اعانه یا صدقه دادن به فقیران» است . معنیهای نزدیک به «احسان» در فارسی خوبی، نیکی، نیکوکاری، بخشش، دستگیری و مانند اینهاست. در ترجمۀ رسمی فارسی کتاب مقدّس در موردهایی آن را به «محبّت» و در موردهایی به «احسان» برگردانده اند. خیرات، مَبَرّات، و صدقات هم در حیطۀ همین معنیهاست. امّا اینکه در نامۀ بالا عنوان «تجارتِ احسان» به کار رفته است، واضح است و همه کم و بیش از واقعیت «charity business» خبر دارند.ا

۲- صفتهای «مُمِدّ حیات» و «مُفَرِحِ ذات» ساختۀ استاد سخن سعدی شیرازی در دیباچۀ «گلستان»: «هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون بر می آید مفرح ذات...»

۳- در دینهای یکتا پرستی اهل کتاب «سرمایه داری» و «مالکیت خصوصی» و «نظام طبقاتی» مبتنی بر مشیت الهی، حقیقت مسلّم دانسته شده است. بنابراین بدون تردید می توانیم صفت «مقدّس» را پشتوانۀ «سرمایه داری» بکنیم و اجرمان با خدا باشد.

۴- این قضیه در ترجمۀ فارسی کتاب مقدّس در انجیل «مَرقُس»، باب ۱۲ به این صورت آمده است: «... بدو گفتند ای استاد ما را یقین است که تو راستگو هستی و از کسی باک نداری چونکه به ظاهر مردم نمی نگری، بلکه طریق خدا را به راستی تعلیم می نمایی. جزیه (مالیات = Tax) دادن به قیصر جایز است یا نه. بدهیم یا ندهیم * او ریاکاری ایشان را درک کرده بدیشان گفت چرا مرا امتحان می کنید. دیناری نزد من آرید تا آن را ببینم * چون آن را حاضر کردند بدیشان گفت این صورت و رقم کیست؟ وی را گفتند از آن قیصر * عیسی در جواب ایشان گفت آنچه از قیصر است به قیصر ردّ کنید و آنچه از خداست به خدا، و از او متعحّب شدند *»

۵- پل قدّیس، پولُس رسول (St. Paul) در دنیای مسیحیت، بعد از خود مسیح، بزرگترین و مهمّترین شخصیت است. برای اطّلاعات بیشتر می توان به اینترنت مراجعه کرد. در «قاموس کتاب مقدّس» دربارۀ او آمده است: «... در شهر طرسوس قلیقیه متولد گشته است و امتیاز رعیتی روم را ارثاً از پدر یافته. والدینش از سبط بن یامین بودند که او را بر حسب رسوم و قواعد یهود تربیت نمودند. تحصیلات خود را در اورشلیم فراگرفته صنعت خیمه دوزی را نیز یاد گرفت. در راه دمشق اعجازاً هدایت یافته تابع مسیح شده مسیح برای او عمده مقصد گردید دل و جان و اندیشه و قوت و قدرت خود را تماماً به مسیح سپرده من بعد چه در حیات و چه در ممات غلام عیسی مسیح شد.»

تصویرها:

۱- یکی از بسیار جاهای دنیا که مردم آب آشامیدنی پاک و پالودۀ ساکن یا جاری ندارند.

۲- تیبریوس (Tiberius)، قیصر روم در زمان عیسی مسیح.

۳- پولُس رسول، یا پل قدّیس، که بعد از خودِ مسیح، بزرگترین و مهمّترین شخصیت در آیین مسیحیت است.

مطالب مرتبط