حلول روح تحول در تهران؛ نگاهی به کتاب 'ایران انقلابی'

حق نشر عکس bbc

«اگر روح تغییر در جهان بنا به بحران‌ها از جایی به جای دیگر در حرکت باشد، آنگاه این روح در تابستان ۸۸ در تهران احضار شد... ایرانی‌ها گاهی درباره اهمیت کشور خود در جهان غلو می‌کنند اما همین یک واقعه موید اهمیت ایران است.»

مایکل آکسورثی، نویسنده کتاب، مسئول سابق بخش ایران در وزارت امور خارجه بریتانیا در خلال سال های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۰ و در حال حاضر، استاد و مدیر مرکز مطالعات ایرانی دانشگاه اگزتر بریتانیا است.

کتاب‌های «شمشیر پارسی: نادرشاه» در سال ۲۰۰۶ و «امپراطور ذهن: تاریخ ایران» در سال ۲۰۰۸ از او به چاپ رسیده. کتاب تازه او «انقلاب ایرانی» با عنوان فرعی «تاریخ جمهوری اسلامی» است که انتشارات آلن لن و پنگوئن در ۴۹۶ صفحه آن را به چاپ رسانده است.

کتاب «ایران انقلابی» در هفت بخش نگاشته شده است. دو بخش اول مرور فشرده از مشروطه تا انقلاب است و مابقی فصول به خود انقلاب و حوادث سی و پنج سال اخیر پراخته است: شکل‌گیری جمهوری اسلامی، رقابت بین گروه‌های انقلابی، پیروزی روحانیون بر رقبای خود، جنگ هشت ساله، شکل‌گیری حزب جمهوری اسلامی و نزاع جناح‌های مختلف درون نظام، اعدام‌های سال ۶۷، درگذشت رهبر انقلاب و مسئله جانشینی، شکل‌گیری تازه جناح‌های درون نظام، دوره سازندگی، هشت سال اصلاحات، رویدادهای ۸۸ و دوران احمدی نژاد.

نویسنده در این کتاب تلاش کرده است که تاریخ سی و پنج ساله ایران را از خلال حوادث و از درون کنش‌ها و واکنش‌ روایت کند و مورد تحلیل قرار دهد.

منابع وسیع مکتوب و مواجهات شفاهی که در کتاب به آن اشاره شده، تاییدکننده این است که او نمی‌خواهد فقط از جایگاه محقق غربی یا شرق‌شناسانه ایران را ببیند.

به همین دلیل است که وقتی خواننده ایرانی کتاب را می‌خواند، روایت‌ها برای او غریب نیست.

نویسنده نشان داده است که صرفا به منابع تحقیقی وابسته نیست و تلاش کرده روحیات ایرانی‌ها را نیز در نظر بگیرد.

آکسورثی در مقدمه کتاب که به حوادث انتخابات ۱۳۸۸ اشاره دارد، نوشته است:«جهان شاهد این بود که ایرانی‌ها سی سال بعد از انقلاب، و یک صد سال پس از انقلاب مشروطه، با صدها هزار نفر به خیابان می‌آیند و خواهان آزادی، دولت دموکراتیک و پایان استبدادند. ایرانی‌ها گاهی درباره اهمیت کشور خود در جهان غلو می‌کنند اما همین یک واقعه [تظاهرات معترضانه به نتایج انتخابات ۸۸] موید اهمیت ایران است.»

نگاه نویسنده به حوادث ۸۸ نیز با نگاه دولتمردان غربی متفاوت است، وقتی می‌نویسد: «اگر روح تغییر در جهان بنا به بحران‌ها از جایی به جای دیگر حرکت کند، آنگاه این روح در تابستان ۸۸ در تهران احضار شد.»

می‌توان تاکید کرد که مایکل آکسورثی کتاب را همدلانه با ایرانیان نوشته است. او نمی‌خواهد تصویر مخدوشی که ایرانیان در جهان کم و بیش به مشهور شده‌اند را تکرار کند، به همین دلیل، سعی ‌می‌کند به دلیل موقعیت ژئوپولیتیکی ایران و خاطره تاریخی معاصر، مسیر حرکت ایران به عنوان کشوری که از نگاه غربی «دردسرساز» است و تن به قواعد بین‌المللی نمی‌دهد را نشان دهد.

«در واقع، نفوذ بیشتر ایران در منطقه طی سال‌های ۲۰۰۶-۲۰۰۵، در نتیجه راهبرد ماکیاولی نبود که محمود احمدی‌نژاد یا دیگر افراد در رهبری ایرانیان دست به آن زدند، بلکه محصول مستقیم عملیات نظامی آمریکا در منطقه بود، که دو دشمن اصلی ایران، یعنی صدام و طالبان را نابود کرد.»

آکسورثی همانطور که خود در کتاب تاکید کرده است، دلیل نگاهی دیگر داشتن به ایران را تغییر نگرش اروپایی و غربی به کشورهای مانند ایران می داند. به عقیده او قبلا غربی‌ها به توسعه در معنای مدرنیته غربیش در خاورمیانه، به دور از الگوهای سنتی زندگی مردم آن منطقه نگاه می‌کردند، اما الان راه‌های توسعه دیگری در جریان است و الگوی غربی دیگر تنها گزینه توسعه نیست.

او معتقد است که ایران را باید آنطور که هست دید، و بین اسلام ایرانیان و اسلام القاعده تمایز قائل شد؛ در عین حال که به اعتقاد او حکومت دینی ایران حقوق شهروندانش را نادیده می‌گیرد اما ایرانی‌ها عمدتا مسلمانان متعصب نیستند و حتی می توان عمده ای از شهروندان ایرانی را سکولار خواند.

قصد نویسنده این است که نشان دهد که نگرانی‌ها، ارزش‌ها، مشکلات و کنش‌ها و واکنش‌های ایرانی‌ها، وقتی در بستر واقعی خودشان دیده شود، توضیح‌پذیر و عقلانی است. بنابراین این کتاب کاملا همدلانه و حتی مانوس با فضای داخلی ایران است.

نویسنده علاوه بر مستندات تاریخی، فراموش نکرده است که برخی شایعات یا جوک‌ها درباره مقامات، حوادث یا سانسورهای خنده‌دار را هم چاشنی کتابش کند.

در این کتاب، علاوه بر روایت مرحله به مرحله حوادث، برخی تحلیل‌ها و ذکر رویدادها قابل توجه است.

آکسورثی در بخشی به زمینه فکری آیت‌لله خمینی هم پرداخته است و کتاب «ولایت فقیه» را که مبنای نظری برای تشکیل حکومت اسلامی است، مورد توجه قرار داده است. او علاوه بر ذکر زمینه‎های سیاسی و فقهی، به زمینه‌ها و علائق فلسفی و عرفانی او که در آن زمان در حوزه های علمیه وجهه مثبتی نداشته، اشاره کرده است.

او از همین زمینه عرفانی آیت‌لله خمینی کمک گرفته تا جمله مشهور او در بازگشت از تبعید به ایران را تحلیل کند.

نویسنده علاوه ذکر تفاسیر مختلف درباره جمله «من احساسی ندارم» را به بازتاب عرفانی ابن عربی در شخصیت رهبر انقلاب مربوط دانسته است. ابن‌عربی، تجربه بشری را به دو تجربه درونی و تجربه بیرونی از دنیا تلقی می‌کرده است. این دو دنیا بازتاب یکدیگرند اما انسان از طریق «پالایش نفس» می‌تواند دو دنیا را «متجانس» کند.

آکسورثی سپس با نقل قولی از کتاب آیت الله خمینی نتیجه می‌گیرد که «انسان کامل» که او از آن حرف می‌زده، «بازتاب‌دهنده واقعیت روحانی جهان» بود.

یکی از نکات مهمی را که آکسورثی در کتابش بر آن انگشت گذاشته است، روند شکل‌گیری حکومت اسلامی است.

به نظر آکسورثی، در انقلاب‌های کبیر فرانسه و روسیه، آنهایی که قدرت را به دست گرفتند پس از توفیق انقلاب، قدرت از دستان خارج شد «اما [آیت الله] خمینی برخلاف انتظار لیبرال‌ها و چپ‌ها، قدرت را گرفت و تا زمان مرگ آن را نگه داشت.» رمز کار او از نظر نویسنده در این بود که مسئولیت دولت را به دیگران می‌داد که قابل تعویض بود. به بیان دیگر، آیت الله خمینی با ایجاد فاصله‌ای بین قدرت رهبر و دولت توانست خطر از دست دادن قدرت را مانند دو انقلاب مذکور کاهش دهد زیرا همیشه دیگرانی در دولت بودند که مقصر شناخته شوند.

آکسورثی می‌نویسد که آیت الله «خمینی واقعا می‌خواست با بنی‌صدر کار کند» اما مهدی بازرگان و ابوالحسن بنی‌صدر نتوانستند در رقابت با دیگر حلقه‌های اطراف آیت‌الله خمینی آنها را کنار بزنند. به عقیده آکسورثی مجاهدین خلق برای حذف رقبایش به اندازه کافی خشن بود اما از حمایت‌های وسیع مردمی برخوردار نبود «حمایتی که آیت الله خمینی و حزب جمهوری از آن بهره‌مند بودند.»

آکسورثی هچنین اشاره می‌کند که در کتاب «حکومت اسلامی» یا «ولایت فقیه»، آیت الله خمینی از گفتن کلیات نظری پیشتر نرفته است و پیاده کردن حکومت اسلامی در عمل طی مراحلی انجام گرفت.

به تصور او، در زمان گنجاندن ولی فقیه در قانون اساسی، محمد بهشتی به عنوان عضوی موثر در مجلس خبرگان قانون اساسی احتمالا بیشتر تحت تاثیر محمد باقر صدر روحانی شیعه ای بود که نظریاتش درباره حکومت اسلامی نسبت به مندرجات کتاب آیت الله خمینی، عملیاتی‌تر بود.

کتاب «ایران انقلابی» با توصیف جنبش سبز و چالش هسته‌ای ایران تا دوره احمدی نژاد پایان می‌یابد.