سینمادوستی؛ مستندهای ایرانی در گفتگو با مدیر جشنواره اپن سیتی

حق نشر عکس ncrdt

در جشنوارهٔ اپن سیتی شهر لندن بیش از هفتاد فیلم مستند از نقاط مختلف جهان طی شش روز ‫-از هفدهم تا بیست و دوم ژوئن‫- در ده سالن سینمای لندن به نمایش در می آید و در این میان سینمای مستند ایران، سهم قابل توجه‌ای دارد‫.

این جشنواره از مهمترین جشنواره‌های فیلم مستند در بریتانیاست. بانی این جشنواره مایکل استوارت استاد دانشگاه یو.سی.ال است که سابقه‌ای طولانی در ساخت مستندهای تلویزیونی آی‌تی‌وی و بی‌بی‌سی دارد و توانسته در کمتر از چهار سال، آن را به عنوان جشنواره‌ای معتبر، دانشگاهی و غیرتجاری به علاقمندان سینمای مستند بشناساند.

یکی از بخش‌های ۹گانهٔ جشنوارهٔ امسال با نام "سینمادوستی‫: مستندنگاری ایران" ۹ فیلم مستند کوتاه و بلند را نمایش خواهد داد که در عین تنوع، همگی در یک مضمون مشترکند و آن نمایش ابعاد گوناگون زندگی اجتماعی ایرانیان در سدهٔ اخیر است‫: انقلاب دزدیده شدهٔ من ساختهٔ ناهید پرسون، جری و من ساختهٔ مهرناز سعیدوفا، نینجای ایرانی از مرجان ریاحی‫، سپیده از بریت مدسن، هزار و یک قطره اشک ساختهٔ فاطمه احمدی، من نگهدار جمالی وسترن می‌سازم از کامران حیدری، پنجره‌ای به تهران ساختهٔ ایمان بهروزی، راننده و روباه از آرش لاهوتی دربارهٔ محمود کیانی فلاورجانی و فیلم کلاغ و روباه ساختهٔ محمود کیانی فلاورجانی آثاری اند که در این بخش جشنوارهٔ اپن سیتی داکس به نمایش درخواهند آمد‫.

حق نشر عکس ncrdt

گفت‌وگوی بی‌بی‌سی فارسی با ترزا اُ‫برایان، مدیر اجرایی جشنواره را درباره بخش سینمادوستی، سینمای ایران، و بخش های دیگر جشنواره بخوانید‫.

ایدهٔ سینمادوستی (مستندنگاری ایران با نمایش ۹ مستند) از کجا به ذهنتان رسید‫؟ و چطور شد که در کنار پرداختن به سینمای ایران، یک بخش کامل هم به مرور آثار یک فیلمساز اسرائیلی (آوی مغرابی) اختصاص داده شده است؟

این اولین سالی است که جشنواره کل یک بخش را به یک فیلمساز و یک بخش دیگر را به سینمای یک کشور اختصاص داده است و راستش را بگویم واقعا اتفاقی این کشور، ایران از آب درآمد و آن فیلمسازِ منتخب هم، اسرائیلی‫! ما می‌خواستیم حتماً یک مهمان ويژه داشته باشیم‫ و خیلی فکر کردیم که چه کسی می‌تواند باشد. قبلاً فیلم‌های آوی مغرابی را در سال‌های پیش اپن سیتی داکس نمایش داده بودیم‫ ولی فکر کردیم او در کشورهای دیگر خیلی شناخته شده است ولی در لندن نه چندان‫.

دیگر این که او نسبتاً جوان به شمار می‌آید و حضورش می توانست به جشنواره رونقی بدهد که همین طور هم شد‫ (پنج جلسه نمایش کارهایش به علاوه یک جلسهٔ پرسش و پاسخ و یک کلاس آموزشی‫) یک دلیل دیگر هم داشتیم‫! فیلم مستند برای من فقط پرداختن به مسائل و مشکلات نیست‫. قبول دارید که فرم هم خیلی مهم است و آوی مغرابی کسی است که هم فرم و هم محتوا در کارهایش دیدنی و جدی هستند‫؛ خیلی با فرم بازی می کند‫؛ با مفهوم فیلم در فیلم، خودافشاگری و انعکاس فردیت در فیلم‫. دیدگاه‌های سیاسی آوی هم به عنوان یک فیلمساز چپ که به خاطر شرکت نکردن در جنگ اسرائیل با لبنان به زندان افتاده طبعاً جالبند‫. ایران هم، همان‌طور که گفتم اتفاقی پیش آمد‫.

یکی از شاگردان مایکل استوارت که نیمه‌ایرانی است پیشنهاد داد که چرا به جشنوارهٔ سینما حقیقت نرویم؟ اصرار داشتم که مرا بفرستند‫. هم به خاطر این که کنجکاو بودم و هم این که چند سال پیش عضو یک گروه فعال حقوق بشر در ایرلند بودم با نام دست از سر مردم ایران بردارید‫! همزمان با جنبش سبز بود. خیلی چیزها یاد گرفتم دربارهٔ ایران. جز این‌ها، طرفدار سینمای ایران هم بودم‫. آن موقع‌ها بیشتر سینمای داستانی ایران را می‌شناختم‫. الان حال و هوای مستند ایرانی را هم کم و بیش می‌شناسم‫. اگرچه این را هم بگویم که جذابیت سینمای ایران در این هم هست که مرزهای میان سینمای مستند و سینمای داستانی چندان هم روشن نیست لااقل نه به آن صورتی که این‌جا میانشان تفکیک و تمایز قائل می‌شوند‫. به هر حال در جشنوارهٔ سینماحقیقت بود که تعداد زیادی فیلم دیدم‫. میزبان‌های بی‌نظیری بودند‫. جا دارد اینجا ازشان تشکر کنم‫.

ملاک‌های انتخاب برای بخش سینمادوستی چه‌ها بود؟

یکی از مضامین اصلی این بخش، سینه‌فیلیا و عشق بی‌حد به سینما بود‫. برای همین، تعدادی از فیلم‌ها به این مضمون اشاره می‌کنند‫ مثلاً جری و من یا من نگهدار جمالی وسترن می‌سازم. یک فیلم داریم که در مدرسهٔ فیلم لندن ساخته شده به نام هزار و یک قطره اشک که به تاریخ ایران با دیدی متفاوت نگاه می‌کند از منظر یک اشکدان‫. این فیلم قبل از سپیده پخش می‌شود که فیلمیست دربارهٔ یک دختر جوان‫ که آرزو دارد ستاره‌شناس بشود‫. داستان فوق‌العاده زیبایی دارد‫ و روایتش هم جالب است. به هر حال برای انتخاب مشاورانی هم داشته‌ام ولی مسئولیت انتخاب با من و دو دوست دیگرم بود به خصوص که معذوریت‌های یک ایرانی را هم نداشتیم. می‌توانستیم فیلم‌هایی انتخاب کنیم که مضامین سیاسی دارند. چیزی که با ذات سینمای مستند عجین است ولی محدودیت‌های خاصی باعث می‌شود که فیلمساز ایرانی کمتر به سمتش برود‫.

می‌توانیم بگوییم که مضامین عمدهٔ این بخش سینمادوستی ، یکی سینه فیلیاست و دیگری زنان؟

برایم جالب است که این را می‌گویید چون فیلم من نگهدار جمالی وسترن می‌سازم و همین‌ط‫ور راننده و روباه دربارهٔ مردان و گروه های مردانه هستند. شاید بشود گفت که جنسیت و یا حتی هویت مضمون دیگر این بخش است به جای زن و زنانگی. اگرچه که می‌پذیرم حضور پنج فیلمساز زن در این بخش این شائبه را به ذهن می‌آورد که لابد جنسیت فیلمساز مهم بوده.

فرم فیلم‌های این بخش به نظرتان چه طور است؟

فرم تنوع خوبی دارد‫ مثلاً انقلاب دزدیده شدهٔ من، روایت اول شخص فیلمسازیست که خودش هم در متن فیلم حاضر است‫. در جری و من هم فیلمساز حضور دارد‫. این ظاهراً حرکت جدیدی است در ایران که فیلمسازِ فیلم مستند خودش هم در فیلمش شرکت داشته باشد‫. اگر چه این دو فیلمسازی که گفتم هر دو فیلم‌سازهای سینمای مهاجرت هستند‫. فیلم نینجای ایرانی از مرجان ریاحی ‫-که متاسفانه خودش نتوانست به خاطر ویزا اینجا در جشنواره حاضر باشد‫- ‫هم از دید فیلمساز است‫ و فقط داستان یک زن نینجا را نمی‌گوید. داستان های‌زیادی را حین همین روایتش بازگو می‌کند.

از نشست سلولوئید‫ بگویید.

یک قسمت از سینمادوستی به یک نشست سینمایی اختصاص دارد به نام فرهنگ سینمایی زیرزمینی‫؛ داستان‌هایی از سینمادوستی در ایران و قرار است به فیلمبردار فیلم نینجای ایرانی، مهناز محمدی که هم اکنون در زندان اوین است تقدیم شود. در این جلسه که نزدیک به یک ساعت خواهد بود فیلمسازان دربارهٔ فرهنگ سینمایی قبل و بعد از انقلاب از دید خودشان صحبت خواهند کرد‫. فیلم ساختن دربارهٔ ایران از خارج و داخل ایران هم مورد بحث قرار خواهد گرفت‫، همین طور امکان ساخت فیلم ودشواری‌های احتمالیش برای فیلمسازان غیرایرانی در داخل ایران‫.

شما چند وقت است که با جشنوارهٔ اپن سیتی داکس همکاری می‌کنید؟ چه شد که به تیم اجرایی جشنواره ملحق شدید؟

جشنوارهٔ مستند اپن سیتی امسال چهارساله می‌شود‫. بعد از این که سال اول جشنواره برگزار شد من به گروه برگزارکننده‌ها ملحق شدم‫. ایده‌ای داشتم و آن این بود که جشنواره پویا باشد و بدل به عرصه‌ای تجاری و مملو از فرش قرمز نشود‫. جایی باشد که در آن کارگردانان سینمای مستند با دوستداران و تماشاگران این نوع سینما دیدار می‌کنند‫. لندن ایجاب می‌کرد که این جشنواره چنین روحیه‌ای داشته باشد‫ چون جو شهر، فرهنگی و باز است.

از اساس ایدهٔ مایکل (استوارت) هم همین بود و برای همین نام جشنواره را (اپن سیتی/ شهر باز ) گذاشته بود. البته ممکن است کسانی با این منطق و وجه تسمیه‌ٔ جشنواره چندان موافق نباشند‫ مثلاً در همین جشنواره همیشه فیلم‌هایی هم بوده‌اند که سازندگانشان دربارهٔ لندن چیزی خلاف این را می‌گویند ولی این چالش بخشی از ذات کار است و همین جالبش می‌کند‫.

به هر حال من کار با اپن سیتی را دوست دارم. ممکن است عجیب به نظر برسد به خصوص با توجه به حجم عظیم کاری که در طول سال باید برای این یک هفته انجام بدهیم. جز جشنواره، ما هر ماه نمایش فیلم هم داریم. یک گروه آموزشی به نام مدرسهٔ فیلم اپن سیتی را هم می‌گردانیم که دوره‌های کوتاه مستندسازی برگزار می‌کند. به تازگی کارشناسی ارشد مستندسازی را هم در همین مدرسه راه انداخته‌ایم. یک مسابقهٔ دیگر هم داریم به نام خیابان من که آنلاین است و هدفش این است که آدم‌ها از شهر و محله و کوچه و خیابانشان فیلم‌های کوتاه مستند بسازند و آپلود کنند‫.

این‌ها بخش‌های آموزشی جشنواره‌اند ولی چیزی که من به جشنواره اضافه کردم و از بابتش هم بسیار خوشحالم، سینما‫-چادر است که باعث می‌شود جشنواره واقعاً جشنواره بشود‫! هرسال باید این خیمه و سایه‌بانمان را جمع کنیم و سال بعد دوباره علمش کنیم‫! خیلی کار و زحمت می‌برد ولی حقیقتاً حال و هوای بی‌نظیری به جشنواره می‌دهد‫؛ مثل این است که در دل لندن برای خودت یک دهکده بسازی‫. تازه امسال در این چادر چند تا مهمانی و کنسرت هم برگزار می‌کنیم‫! مثلاً یک مهمانی به نام شب‌های ایرانی با حضور پویا محمودی، آهنگساز فوق العاده و گروه همراهش‫.