جشنواره فیلم ادینبورگ و مرور سینمای ایران

جشنواره فیلم ادینبورگ حق نشر عکس PA
Image caption جشنواره فیلم ادینبورگ فضای شهر را سینمایی کرده بود

شصت و هشتمین دوره جشنواره بین المللی فیلم ادینبورگ (ادینبورو) به کار خود پایان داد.

در این جشنواره دوازده روزه، ۱۲۲ فیلم بلند از ۴۷ کشور به نمایش درآمد و سی و چهار فیلم هم در دو بخش ویژه ایران و آلمان نمایش داده شد.

برگزیده های جشنواره

جشنواره ادینبورگ در حقیقت بخش مسابقه رسمی ندارد، اما چند جایزه با داورهای مختلف به بهترین فیلم های این بخش ها اهدا می شود: سینمای بریتانیا، بخش بین الملل، مستند و فیلم کوتاه.

بزرگ ترین جایزه این جشنواره که از سال ۱۹۹۰ به بهترین فیلم بریتانیایی اهدا می شود و بیست هزار پوند جایزه نقدی است، امسال به فیلم "قایم باشک" ساخته جوانا کوتس تعلق گرفت.

فیلم داستان چهار جوان لندنی را روایت می کند که در جست و جوی ایده آل های خود در یک خانه روستایی جمع می شوند و باورهای خود را درباره عشق و سکس و سیاست به چالش می کشند.

"قصری در آسمان" (جیل مکینون)، "ستاره ها را آتش بزن" (اندی گدار) و "طبیعت بی جان" (اومبرتو پازولینی) از دیگر نامزدهای این جایزه بودند.

ریاست داوران این بخش را آموس گیتای، فیلمساز اسرائیلی به عهده داشت.

جایزه بهترین فیلم بخش بین المللی به ارزش ده هزار پوند به فیلم "زهر یخ" ساخته میدی زد از تایوان و میانمار تعلق گرفت.

این فیلم داستان زنی اهل میانمار را روایت می کند که به ازدواجی اجباری در چین تن داده و حالا به شهر خود بازمی گردد و مرد ساده ای را به عنوان راننده خود به کار می گیرد.

نیکی کریمی، بازیگر و فیلمساز ایرانی، ریاست داوران این بخش را به عهده داشت.

جایزه تماشاگران هم به فیلم "تونی بن: اراده و پیمان" ساخته اسکیپ کیت از انگلستان رسید. این فیلم مستند درباره تونی بن، سیاستمدار و عضو باسابقه پارلمان بریتانیا از حزب کارگر است.

جایزه ده هزار پوندی بهترین مستند که با حمایت شبکه الجزیره اهدا می شود، به فیلم "نام من سالت است" ساخته فریدا پاچا رسید.

فیلم "زندگی شاید" ساخته مانیا اکبری و مارک کازینز، هم نامزد دریافت این جایزه بود. این فیلم مستند درباره این دو فیلمساز، رابطه آنها با سینما و مسائل شخصی زندگی شان است.

سینمای ایران

حق نشر عکس
Image caption خشت و آینه

سینمای ایران، امسال حضور پررنگی در جشنواره ادینبورگ داشت.

سینمای پیش از انقلاب ایران در برنامه ای با عنوان "انقلاب منقطع: سینمای ایران از سال ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۸ " مرور شد که در این مرور فیلم های خشت و آینه (ابراهیم گلستان)، گاو (داریوش مهرجویی)، رگبار (بهرام بیضائی)، مغول ها (پرویز کیمیاوی)، شب قوزی (فرخ غفاری)، طبیعت بی جان (سهراب شهید ثالث)، خانه سیاه است ( فروغ فرخزاد)، اون شب که بارون اومد (کامران شیردل) و انتظار (امیر نادری) به نمایش درآمد.

نمایش فیلم ها با استقبال تماشاگران روبرو شد و جشنواره ادینبورگ توانست جریان نگاه مجدد غرب به سینمای ایران را در ادامه جشنواره فریبورگ دنبال کند، هرچند به اندازه آن جشنواره به مسائل کلیدی و تفاوت نگاه های دنیای غرب و شرق اشاره نشد.

بزرگ ترین اتفاق مربوط به سینمای ایران در این جشنواره حضور ابراهیم گلستان بود. گلستان که در نود و دو سالگی برای اولین بار در این جشنواره شرکت کرد، پس از نمایش "خشت و آینه" در یک جلسه پرسش و پاسخ طولانی حاضر شد و به سئوالات تماشاگران پاسخ داد.

حق نشر عکس
Image caption ابراهیم گلستان (وسط) پس از نمایش فیلم خشت و آینه به سئوالات تماشاگران پاسخ داد

قرار بود فیلمسازان دیگری چون داریوش مهرجویی و شهرام مکری هم در این جشنواره شرکت داشته باشند، اما ظاهراً به دلیل تعطیل بودن سفارت بریتانیا در ایران، موفق نشدند به موقع ویزای خود را دریافت کنند.

یک جلسه بررسی سینمای ایران هم با حضور ابراهیم گلستان، مانیا اکبری (فیلمساز)، سعید نفیسی (استاد دانشگاه)، مهرناز سعید وفا (استاد دانشگاه)، کریس فوجیوارا (دبیر جشنواره) و نسیم پاک شیراز (از بخش فارسی دانشگاه ادینبورگ) برپا شد. در این جلسه دو فیلم کوتاه مستند هم نمایش داده شد: "گنجینه گوهر" ( جواهرات سلطنتی) ساخته ابراهیم گلستان و "تنها تصویر است که می ماند" ساخته رویا اکبری که در آن سه فیلمساز ایرانی درباره سه فیلمساز دیگر حرف می زدند: رفیع پیتز درباره پرویز کیمیاوی، امیرنادری درباره سهراب شهید ثالث و بهرام بیضائی درباره آربی اوانسیان.

اما فیلم های تازه سینمای ایران هم در جشنواره ادینبورگ حضور پررنگی داشتند. اشباح (داریوش مهرجویی)، ماهی و گربه (شهرام مکری)، خانه پدری (کیانوش عیاری)، سوت آخر (نیکی کریمی) من از سپیده صبح بیزارم (علی کریم)، ایرانی (مهران تمدن) و کفش های قرمز من (سارا رستگار) در بخش تمرکز بر سینمای ایران نمایش داده شدند.

این جشنواره یکشنبه شب (بیست و نهم ژوئن) با نمایش فیلم "ما هرگز پاریس را نخواهیم داشت" ساخته سیمون هلبرگ به کار خود پایان داد.