'امتحان' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این هفته در آپارات فیلم 'امتحان' ساخته ناصر رفایی به نمایش در می‌آید.

درباره فیلم

حق نشر عکس aparatexam2
Image caption نمایی از فیلم 'امتحان'

کنکور همیشه صحنه حضور کسانی بوده است که با یک دنیا آرزو چشم به آینده دارند. آدم هایی از همه طبقات اجتماعی جامعه با مشکلات و انگیزه ها و دلایل متفاوت. برای یک جامعه شناس حوزه امتحانی کنکور و رفتارهای آدم هایی که در آن جا جمع می شوند، مثل هر جای دیگری می تواند تصویر دقیقی از شرایط یک جامعه ارائه دهد. ناصر رفایی فیلم ساز ایرانی با همین نگاه به سراغ موضوع کنکور رفته و اولین فیلم بلندش را با نام 'امتحان' در همین زمینه ساخته است. فیلمی که در ایران کمتر دیده شد. این فیلم درباره اتفاقاتی است که در یک حوزه امتحانی دخترانه کنکور کمی قبل از شروع امتحان می‌افتد.

ویژگی فیلم

فیلم 'امتحان' ساخته ناصر رفایی، یک فیلم جسورانه از یک موضوع ساده است. فیلم‌ساز با تمرکز بر یک موقعیت جغرافیایی واحد در یک زمان واحد و با تصویر کردن آدم هایی که قرار است یک کار واحد انجام بدهند، اما هر کدامشان انگیزه و داستان متفاوتی دارند، سعی کرده تصویری جامعه شناسانه از وضعیت بخشی از جامعه ایرانی در یک دوره تاریخی خاص ارائه دهد. فیلمی که پر از قصه های ظاهرا نامرتبط زندگی ادم های مختلف یک اجتماع است. با وجود این که کارگردان از بازیگران حرفه ای و سابقه دار در این فیلم استفاده نکرده است ولی بازی های فیلم بسیار خوب و واقع گرایانه به نظر می‌رسد و کارگردان توانسته این بازیگران را در میزانسنهای متفاوت و در فضای پرجمعیت صحنه‌های فیلم خوب هدایت کند. این فیلم بازیگر نقش اصلی ندارد و اتفاقات در زمان حقیقی آن یعنی نزدیک به دو ساعت قبل از امتحان کنکور می‌افتد.

درباره کارگردان

حق نشر عکس aparatrefaie
Image caption ناصر رفایی، کارگردان

ناصر رفایی متولد ۱۳۴۳ در تهران است. وی کار در حرفه سینما را از سال ۱۳۶۹ به عنوان دستیار کارگردان، برنامه ریز و مدیر تولید در فیلمهای سینمایی شروع کرد و در ادامه موفق شد اولین فیلم بلند سینمایی اش را 'امتحان' را در سال ۱۳۸۰ در تهران بسازد. این فیلم در جشنواره های داخلی و بین المللی خوش درخشید . وی در ادامه فیلمهای صبحی دیگر (۱۳۸۴) خانه امن (۱۳۸۹) و چتر سبز (۱۳۹۱) را کارگردانی کرده است. گوشه ای از جوایز او برای فیلم امتحان عبارتند از : سیمرغ بلورین ویژه هیئت داوران جشنواره بین المللی فیلم فجر ،جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره مانهایم ، جایزه بالون نقره ای جشنواره نانت سه قاره ، جایزه ویژه برای مجموع بازیگران فیلم در جشنواره نانت سه قاره.

شناسنامه فیلم

نویسنده ، کارگردان، تدوین و طراحی صحنه و لباس: ناصر رفایی

گروه کارگردانی: یعقوب غفاری،محمد نیاکان، فائزه عزیزحاجی، رایا نصیری

بازیگران: رایا نصیری، فرزین آقایی، اقدس خوشخو، سیدعلی حسینی، ناهید رفایی، نسیم صلاحی‌نژاد، ناهید سرومیلی، آرزو رامشینی سمیه باباوند، محمدرضا اسدی، سارا اسدی، زهره گردان، مریم جهانی مطلق، بیتا اکبری، آزاده شهبازی

تهیه کننده: داوود رشیدی

مجری طرح: جلیل شعبانی

مدیر فیلمبرداری: فرزاد جودت

گروه فیلمبرداری: سیروس جعفری، غلام ولدخانی، داوود شعبانی، بابک شکارچی

صدابردار:ناصر شکوهی‌نیا، یدالله نجفی

زمان ۸۰ دقیقه - محصول ۱۳۸۰ - ایران

خلاصه فیلم

در یک حوزه‌ امتحانی کنکور دختران در صبح روز برگزاری امتحان اتفاقات مختلفی می‌افتد. با حضور اولین گروه از داوطلبین در جلوی حوزه امتحان، فیلم آغاز می‌شود و با باز شدن درهای حوزه فیلم به پایان می‌رسد. هر کدام از داوطلبان با مسأله و مشکلی رو‌به ‌روست. دختری همراه با پدرش متعصبش به حوزه آمده است. زنی با چشم کبود شده از همسرش گلایه می کند که دست بزن دارد، مادری مخالف درس خواندن و امتحان دادن دخترش است و به وضعیت ظاهری دیگر دختران اعتراض می کند. زنی دیگر همراه با بچه چهار ماهه اش آمده و تأکید می کند که با همین وضعیت و بعد از ازدواج دیپلمش را گرفته و حالا منتظر همسرش است تا او با مراقبت از بچه فرصت شرکت بر سر جلسه امتحان را پیدا کند. زنی دیگر هراسان به گوشه‌ای از حیاط پناه می‌برد چون همسرش مخالف امتحان دادن اوست و معتقد است که زن بعد از ازدواج باید مشغول کارهای خانه باشد. زنی دیگر که شوهرش بر سر او منت می گذارد تا اجازه داده در کنکور شرکت کند، با دیدن دوستان هم مدرسه‌ای همسرش با آن ها گرم می گیرد و شیرین‌زبانی می‌کند. زنی دیگر که سوار بر ویلچر است، تصمیم گرفته امتحان بدهد. زنی میان‌سال به سراغ زن جوان‌تر می رود و او را تشویق می کند که به هر ترتیبی که هست با شوهرش مخالفت کند و برای گریز از آزارهای او به جز شرکت در کنکور،‌ حتی در صورت لزوم جدا شود، چون همین اتفاق برای او نیز افتاده و او پس از هفده سال از همسرش جدا شده و خود از بچه هایش نگهداری می‌کند. پس از یک ساعت اعلام می‌شود که امتحان بزودی شروع می‌شود و درهای سالن بسته خواهد شد، در حالی که یکی از شرکت کنندگان به دلیل جا ماندن کارتش پیش دوستش نمی‌تواند امتحان بدهد و زنی هم که با نوزادش در انتظار همسرش بود، همچنان جلوی در منتظر می‌ماند.

درباره کارشناس برنامه

حق نشر عکس aparatasal
Image caption عسل باقری، استاد دانشگاه و پژوهش‌گر نشانه‌شناسی

عسل باقری متولد ایران و دارای مدرک دکتری زبان‌شناسی و نشانه‌شناسی از دانشگاه سوربن فرانسه و مدرس دانشگاه رن در این کشور است. عنوان تز دکتری وی 'روابط زن و مرد در سینمای بعد از انقلاب ایران از دیدگاه نشانه‌شناسی' است. او همچنین مطالعات تخصصی ویژه ای از منظر نشانه شناسی درباره چند تن از فیلمسازان زن ایران هم چون رخشان بنی اعتماد دارد. وی نویسنده مقالات متعددی درباره سینمای ایران در مجلات معتبر و نیز سخنران مدعو در این زمینه در دانشگاه ها و مراکز فرهنگی بوده است. پاره ای از عناوین این مقالات و سخنرانی ها به شرح زیر است:

'نمایش هویت در سینمای ایران در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد' ، 'سینما در ایران: گردش کار، سانسور و تولید فرهنگی'، 'نمایش زن در سینمای ایران پس از انقلاب' ، 'شهر، سومین ضلع یک مثلث عشقی در سینمای پس از انقلاب ایران'.

نظر کارشناس

نگاهی کوتاه به فیلم امتحان ناصر رفایی اولین لایه این فیلم به موضوع کنکور می پردازد، کنکور دختران. این مطلب اهمیت خود را در کثرت دانشجویان دختر ایرانی، بیش از ۶۰ در صد، پیدا می کند. فیلم آینده این دختران را زیر سوال می برد و اینکه آنها چگونه جای خود را در جامعه ای در گیر شده بین سنت و مدرنیته، پیدا خواهند کرد. فیلم به صورتی مستند گونه برای نزدیکتر شدن به واقعیت، بدون موسیقی و با وحدت مکان و زمان سعی دارد آینه ای باشد از جامعه. موزاییکهایی از زندگی در کنار هم قرار گرفته اند تا ساختمان اجتماعی را باز نمایی کنند. فیلم هرگز قضاوت نمی کند، صحنه اول فیلم که پلان سکانسی بسیار بلند است نشانه ای از این بی طرفیست: مثل کسی که دوربینش را می گذارد که حوادث را ثبت کند. در این راستا الگوهای مختلف اجتماعی در فیلم نشان داده شده اند : خانواده ای مرفه و مدرن با پاترولی صورتی، خانواده هایی سنتی تر، نامزدی مهربان با پیراهنی صورتی، شوهری مرد سالار و خشن و یا شوهری به ظاهر مدرن اما چشم چران که هر کدام از لحاظ نگاه جامعه شناسانه جای تحلیل و بررسی دارند. اما در کنار مستند گونه بودن اگر با دقت به فیلم نگاه کنیم متوجه صحنه آرایی دقیق می شویم که نکته هایی را در بر دارد. با در کنار هم گذاشتن این نکته ها که به تنهایی شاید معنایی برای همه نداشته باشند جمله های تصویری معنایی ساخته می شود که متضاد با تصویر اولیه فیلم که رنگی سیاه دارد چه در فیلم و چه در یونیفرمهای مدرسه، نمادهایی مثبت را بازنمایی می کنند. تضادی که بین سنت و مدرنیته و یا به عبارتی جنگی ارزشی که در فیلم وجود دارد از طریق نمادهایی مثل ظاهر دخترانی مدرن با عینک آفتابی تکیه داده به موزاییکهایی سنتی یا تفاوت طرز فکر بین فرزندان و والدین به تصویر کشیده شده است. آنچه در فیلم به نظر من نشانه هایی از امید است در بسیاری از لحظه های کوچک فیلم قابل لمس است از جمله جوجه ای که از لانه بیرون افتاده و در آخر بر سر جایش بر می گردد تمثیلی از دختران جوانی که راه خود را پیدا خواهند کرد است و یا اسم نوزاد، "پایا"، که چند دقیقه ای راجع به آن بحث می شود و دختران به دنبال معنای آن می گردند و در صحنه بعدی کوه البرز در پس زمینه هیاهوی این دختران دیده می شود باز تمثیلی از صلابت زنان آن جامعه تلقی می شود. در داستانهای این دختران که البته فقط به آنها اشاره می شود ما متوجه می شویم که حتی آنان که مشکلات زیادی هم دارند با این حال تلاش برای جلو رفتن می کنند: زنی که بدون اجازه شوهرش برای امتحان آمده یا دختری که می گوید شوهرش او را می زند اما او هم شوهرش را می زند یا دخترانی که در مقابل دیدگاه سنتی مادرشان ایستادگی می کنند از این جمله هستند. کارگردان با نگاهی بسیار زیرکانه با فیلم گرفتن از کلیت و جمعیت وارد حریم خصوصی این دختران می شود، حریمی که نشان دادنش در سینمای ایران کار هر کسی نیست. ما با فروشنده های روسری و شانه سر و جوراب نایلن به زنانگی پنهان شده پشت مقنعه راه پیدا می کنیم و با کلام این دانش آموزان به قسمت کوچکی از زندگی خصوصی آنها وارد می شویم و ذهن هر کداممان نسبت به قوه تخیلمان این داستانها را ادامه می دهد. یکی از بارزترین این مقولات، صدای پای پر عجله و به در کوبیدن صحنه بی تصویر اما با صدای آ خر فیلم که هر کدام از ما را به سمتی می برد می باشد: آیا شوهر شب کار آن مادر جوان بالاخره آمد؟ آیا سال آینده او سر وقت خواهد آمد؟ آیا همسرش بالاخره کنکور خواهد داد؟ این سوالاتیست که فیلم مطرح می کند و خوشبختانه به آنها جوابی نمی دهد. به این دلیل فیلم به سینمای اجتماعی واقعیت گرای کارگردانانی مثل رخشان بنی اعتماد نزدیک است نه در ساختار بلکه در آزاد گذاشتن ذهن بیننده و راه نفس کشیدنی برای ما اگر دلمان بخواهد که امیدوارانه نگاه کنیم. مصداق این صدای پا و کوبیدن بر در مصداق درخت نارنج است در آخرین صحنه فیلم خون بازی، رها کردن سناریو نیست به عنوان جزیی از یک ساختار بلکه نوعی نشانه است که با نشانه های دیگر فیلم در کنار هم دیدی پر از امید می تواند برای ما به جا بگذارد. آن در بزرگی که بسته شد به روی ما نمادیست از تصمیم گیری این دختران به تنهایی برای آینده خود چرا که ما و پدران و مادران و همسران و نامزدها در پشت این در مانده ایم.

عسل باقری

خلاصه فیلم هفته گذشته 'فوتبال با حجاب' ساخته دوید اسمن و آیت نجفی

یک تیم فوتبال زنان از کشور آلمان موافقت می‌کند که با تیم فوتبال زنان ایران یک دور مسابقه رفت و برگشت بدهند. آنها که در تیمشان بازیکن دختر مسلمان نیز هست، موافقت می‌کنند که برای حضور در ورزشگاه و جلوی دوربین فیلمسازان این فیلم مانند بازیکنان زن تیم ایران و تماشاگران زن ورزشگاه با حجاب در ورزشگاه حاضر شوند. اما اتفاقاتی که در زمان این مسابقه رخ می‌دهد باعث می‌شه که بازی برگشت این دو تیم در آلمان از سوی مقامات دولتی ایران بازی لغو شود.

نظرات بینندگان درباره فیلم

ایوب

من یک کارگر ساختمانم. الان باید خواب می‌بودم ولی واقعا فیلم جذابی بود. خیلی قشنگ بود. واقعا متاسفم برای ایران. دلم برای نیلوفر می‌سوخت چه بهانه‌های احمقانه‌ای آوردند که بازی نکند.

خواهش می‌کنم بیشتر در مورد زنان ایران فیلم پخش کنید.

نادیا

اولین و آخرین باری بود که استادیوم فوتبال را از نزدیک دیدم. ما با شور و هیجان هر دو تیم را تشویق می‌کردیم ولی مثل اینکه اجازه نداشتیم با شادی این کار را انجام بدهیم. یک شعف گذرا .از این که زنان کشور ما هم تیمی دارند که میتواند بازی بین المللی داشته باشد خوشحال بودیم.

محسن

فیلم خوبی بود. به امید ایرانی بدون تبعیض جنسیتی.

سپیده

تیتراژ پایانی فیلم و ترانه‌ای که روی آن خوانده می‌شد بسیار زیبا بود.

سام

مثل همیشه آبرو ریزی بود. من وقتی این فیلم را در فرانسه با دوستم نگاه می‌کردم ، از اتفاق‌هایی که در ایران برای تیم آلمانی می‌افتاد،عرق شرم می‌ریختم .

مریم

فیلم خوبیه. زمان خوبی هم برای نمایشش انتخاب شده.

زهره

من را یاد مسابقه کشوری دوچرخه سواری انداخت که با چه مصیبتی زیر کلاهمان یک مقنعه زده بودیم و وسط مسابقه مقنعه من هی لیز می‌خورد از زیر کلاهم! یک موتور سوار هم بود که هی می‌گفت: شماره "۹۶" حجابت رو رعایت کن! من نمی‌دانستم رکاب بزنم یا حجاب رعایت کنم؟

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: aparat@bbc.co.uk

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

مطالب مرتبط