هر سال یک فیلم و یک دعوای تکراری؛ گفت و گو با عبدالرضا کاهانی

عبدالرضا کاهانی با فیلم هایی چون "بیست"، "هیچ" و "اسب حیوان نجیبی است" در ایران مطرح شد و در جشنواره های جهانی هم موفق بود؛ از جمله با دریافت جایزه هیات داوران جشنواره کارلووی واری برای فیلم "بیست".

به تازگی آخرین ساخته او با نام "ما وقت داریم" در چهل و نهمین دوره جشنواره کارلووی واری به نمایش درآمد؛ فیلمی که در فرانسه ساخته شده و اولین تجربه این فیلمساز در خارج از ایران است.

عماد دانشجوی ایرانی ای است که در شهر کوچک بوزانسون با دوست دخترفرانسوی اش زندگی می کند؛ اما رویای مدل شدن و رفتن به پاریس را در سر می پروراند. فیلم از جایی آغاز می شود که دختر به او می گوید بچه دار شده. فیلم با یک گره پایانی شوک دهنده درباره واقعیت این بچه به پایان می رسد.

گفت و گو با آقای کاهانی در جشنواره کارلووی واری صورت گرفته است.

چطور شد که به فیلمسازی در خارج از کشور روی آوردید و این فیلم را در فرانسه ساختید؟

اکران "بی خود و بی جهت" در ایران با فشارهای زیادی همراه بود. فقط آن فیلم هم نبود، یک رشته فیلم بود که به زحمت پروانه ساخت گرفتم. دعواها از جشنواره فجر شروع شد و بعد که با هزار و یک اتفاق، وزارت ارشاد راضی به اکران بی خود و بی جهت شد، حوزه هنری که بیشتر سینماهای کشور را در اختیار دارد، گفت که سینماهایشان را به این فیلم نمی دهند. گفتیم مجوز داریم، گفتند مهم نیست و نباید به این فیلم مجوز می دادند. "اسب حیوان نجیبی است" هم مشکلات زیادی داشت و همین طور فیلم "هیچ". "هیچ" اولین فیلمی بود که گفتند در داخل می تواند اکران شود اما به خارج از کشور نباید برود. به زعم آنها سیاه نمایی داشت.

"اسب حیوان نجیبی است" و "بی خود و بی جهت" هم اجازه نمایش در خارج از کشور را نداشت. البته ما "اسب حیوان نجیبی است" را بعضی جشنواره ها فرستادیم که بعدا برای پخش کننده خارجی فیلم دردسر شد. خلاصه این که حس کردم زیاد در چشم هستم؛ هر سال فیلم داشتم در جشنواره و هر سال یک دعوای تکراری. تصورم این بود که یک کم باید فاصله بگیرم و بعد از سه سالی که از فضاهای بین المللی عقب ماندم و فیلم هایم به دلایلی که گفتم به جشنواره ها نرفت، تصمیم گرفتم ارتباطات بین المللی گذشته ام را زنده کنم. آمدم فرانسه که در جایی خلوت و یک شهر کوچک به نام بوزانسون باشم به دور از دعواها و هم یک محیط جدید را تجربه کنم. تهیه کننده فرانسوی پیدا کردم و بخشی از سرمایه تهیه شده، اما ساخت آن فیلم که سرمایه زیادی می خواهد نیازمند یک پروسه سه چهارساله است و من فکر می کنم که باید حوصله کرد. منتها چون نمی توانم بی کار باشم شرایطی پیش آمد که به کمک شهرداری همان شهر و کانال سه تلویزیون فرانسه و به کمک یکی از دوستانم در ایران به نام مجتبی جباری که ورزشکار مطرحی هم هست، این فیلم را ساختم. سرمایه گذار ایرانی برایم مهم بود چون می خواستم فیلم ایرانی- فرانسوی باشد و به همه بگویم که برمی گردم...

Image caption نمایی از فیلم 'ما وقت داریم'

اما در کارلووی واری به عنوان محصول فرانسه به نمایش درآمد...

فکر می کنم اشتباه کرده اند. در تیتراژ قید شده محصول ایران و فرانسه.

فیلم به زبان فرانسه ساخته شده، مشکل زبان نداشتید؟

در ابتدا داشتم و می ترسیدم، اما این ترس به مرور ریخت. دوستانی پیدا کردم که مترجمان خیلی خوبی بودند و مجموعاً سه تا مترجم با من بودند و وقتی با بازیگران کار می کردم، با مترجمان هم تمرین می کردیم و فاصله من با بازیگران کمتر و کمتر شد.

در فیلم های قبلی، شما معمولا از هنرپیشه های شناخته شده سینمای ایران استفاده می کردید، اینجا چطور شد که رفتید سراغ نابازیگر؟

این یک فیلم جمع و جور است و شبیه فیلم های قبلی ام نیست. نگاهم این بود که خودم را آماده کنم برای ساخت آن فیلم بزرگ تر که گفتم. بودجه فیلم و کمک ها در حدی بود که می شد یک فیلم جمع و جور ساخت. مساله دیگر این که سن هنرپیشه های اصلی فیلم بین هفده تا هجده سال است و در این سن چندان هنرپیشه حرفه ای هم وجود ندارد. برای همین تصمیم گرفتم تست بگیرم و بعد از تست خیلی ها، رسیدم به این دو نفر.

داستان فیلم داستان عجیبی است و ربطی به فیلم های قبلی شما ندارد. این قصه از کجا می آید؟

از تنهایی هایم در بوزانسون می آید. یک افغانی را دیدم که دوستی داشت که ماجرایش دقیقاً ماجرای فیلم ماست. آن شخص یک دوست دختر فرانسوی داشت که مابقی آن تقریباً شبیه فیلم است. بعداً فهمیدم که این مشکلی که داستان فیلم مطرح می کند در اروپا وجود دارد. از طرفی فکر کردم که دارم در فرانسه فیلم می سازم و دارم به آنها و فرهنگ شان اعتراض می کنم و این ممکن است اذیت شان کند. اما از طرف دیگر خوشحال بودم چون در ایران همیشه به عنوان یک معترض شناخته می شدم و حالا این فیلم ثابت می کند که روحیه من اصلاً همین شکلی است و مشکل را توضیح می دهم، مشکلی که می تواند در فرانسه هم باشد.

فکر نمی کنید که تنها قهرمان شما یک ایرانی است که وارد فرهنگ غرب شده که ظاهراً پر از مشکل به نظر می رسد....دختر فرانسوی کاملاً منفعل است و پدر او هم که آدم بد داستان است. فکر نمی کنید که این یک جور قهرمان پروری ایرانی است بخصوص که در صحنه آخر پسر با وجود این که نمی خواهد با این دختر بماند، مثل یک قهرمان از خودگذشتگی می کند...

این جور فکر نمی کنم اما دوست دارم که یک عده در ایران این طور فکر کنند و فیلم را در ایران نمایش بدهند. دختر به نظرم منفعل نیست، انفعال را بازی می کند. عمداً می خواهد کاری نکند و فقط امروز و فردا می کند. این آدم در این مقطع از زندگی اش این طور است...

Image caption نمایی از فیلم 'ما وقت داریم'

اما هر تماشاگر غربی ای فیلم را ببیند، فکر می کند که چرا این دختر جلوی این شرایط نمی ایستد، چرا پرخاش های مرد را تحمل می کند، چرا نمی رود از پدرش به پلیس شکایت کند، چرا بچه اش را نمی اندازد... شخصیت و اعمالش به عمق نمی رود...

در فیلم خودش می گوید که چرا بچه را نمی اندازد... به این خاطر که دارد از پدرش شکایت می کند و می خواهد سندی داشته باشد....

فکر نمی کنید که این اطلاعات خیلی دیر داده می شود؟ یعنی همه چیز خلاصه می شود در یک شوک در چند دقیقه آخر...

کاملاً درست است... بقیه فیلم هایم هم همین طور است... ایده نوشتاری فیلم هایم از همین جا می آید. ممکن است تو این را چیز خوبی ندانی، اما من این را چیز خوبی می دانم. برای من داستان چندان مهم نیست، شخصیت بیشتر اهمیت دارد. بهانه ای پیدا می کنم که تماشاگر با شخصیت ها بیشتر آشنا شود....

اما فکر می کنید این شخصیت مرد ایرانی که خیلی پرخاشگر است، تماشاگر را با خودش همراه می کند؟

باید این طور نگاه کنیم که فیلمی است که قصه اش در سه چهار روز می گذرد، و در این چند روز وضعیت این پسر در چنین شرایطی این طور است. فکر می کنی این تماشاگر را اذیت می کند؟ یعنی تصویری که از پسر ساخته ایم، به نظر می رسد که همیشه همین طور است؟ اگر این طور باشد اشتباه کرده ام...

گفتید امید دارید که فیلم را در ایران نمایش بدهید، اما صحنه هایی هست که در ایران قابل نمایش نیست، مثل در آغوش گرفتن همدیگر یا در رختخواب دراز کشیدن. حاضر هستید با حذف این صحنه ها نمایش داده شود؟

نه، سانسور نمی کنم. ولی حتماً به وزارت ارشاد می دهم که تصمیم بگیرد. فیلم را نمی شود پنهان کرد. من فیلم را به آنها می دهم اگر خواستند صراحتاً بگویند نه.

هم موقع نوشتن و هم موقع ساختن احتمالاً آزادی تازه ای را حس کردید. این اولین تجربه فیلمسازی شما بدون سانسور است. چه حسی داشتید؟

به خودم ثابت کردم که من همین هستم. بی خودی یک عده نگران هستند. من از آزادی حرف می زنم اما می دانم که در فضای آزاد هم یک قوانینی برای خودم دارم. این فیلم ته آن است. از نظر خودم از نظر آزادی خیلی تفاوتی با فیلم های قبلی ام ندارد، اما تفاوت در ساخت و نوشته است: برای آنها خیلی دعوا کردم، برای این اصلاً دعوا نکردم. شهرداری بوزانسون یا تلویزیون فرانسه که فیلم را حمایت کرده اند، اصلاً داستان فیلم من را نمی دانند. این برای من شگفت انگیز است. هرگز نپرسیدند که چه فیلمی می خواهی بسازی! فیلم های قبلی ام را دیده بودند یا دیدند و بر اساس آنها کمک کردند. تمام جلسات ما بر این اساس گذشت که ما چه چیز احتیاج داریم و آنها چطور می توانند کمک کنند.