نوه اسکار وایلد محاکمه او را روی صحنه برد

Image caption مرلین هلند تنها نوه اسکار وایلد یکی از نویسندگان نمایشنامه "محاکمات اسکار وایلد" است

کار نویسندگی اسکار وایلد با محاکمه اش در سالهای پایانی قرن نوزدهم، که جنجالی ترین محاکمه دوران ویکتورین بریتانیا بود، عملا متوقف شد. اکنون یک تئاتر جدید که بر اساس مباحث کامل این محاکمات نوشته شده، برای اولین بار بخش هایی از این دادگاه را روی صحنه تئاتر بازسازی می کند.

مرلین هلند نوه اسکار وایلد یکی از نویسندگان این نمایشنامه، امیدوار است که به این وسیله بتواند بخشی از ابهامات این پرونده را روشن کند که سرشار از زرق و برق های شهرت و مملو از مجادلات حقوقی و جرم شناسانه بود.

امروز ساختمان شماره ۱۳ در خیابان آلبمارل واقع در مرکز لندن، فروشگاه مجلل یکی از تولیدکنندگان مشهور پوشاک آمریکایی است. ولی در دهه های پایانی قرن نوزدهم این ساختمان یک کلوپ تفریحی آقایان نجیب زاده و متمول بود و اسکار وایلد هم یکی از اعضای این کلوپ بود.

ساختمان کناری آن نیز اکنون یک جواهر فروشی مشهور و گرانقیمت است ولی در سال ۱۸۹۵ هتلی بود به نام کارتر که لرد کوئینزبری در آن یک اطاق اجاره کرده بود.

روز هجده فوریه ۱۸۹۵ لرد کوئینزی وارد کلوب آلبمارل شد و به دربان کلوب یک یادداشت کوتاه داد و گفت آن را به دست اسکار وایلد برساند.

دست خط او را به سختی می توان خواند و املا او بسیار عجیب است. اما اکثر صاحبنظران و پژوهشگران معتقدند که در متن این یادداشت چنین نوشته شده است: "برای اسکار وایلد که خود را همجنس‌باز نشان می دهد." در جامعه ویکتوریایی بریتانیا که به پرهیزکاری ظاهری و محافظه کاری اخلاقی شهرت داشت، ارسال چنین یادداشتی می توانست بسیار تکان دهنده و هولناک باشد.

در آن سالها اسکار وایلد یکی از مشهورترین و محبوبترین چهره های شهر لندن بود. نمایشنامه کمدی او با عنوان "اهمیت ارنست بودن" چند روز پیش از آن همراه با استقبال و نقدهای بسیار عالی، در سالن تئاتر سنت جیمز در همان حوالی افتتاح شده بود.

Image caption نمایشنامه "محاکمات اسکار وایلد" از روز دهم ژوییه در تئاتر سنت جیمز لندن به روی صحنه رفته است

دلیل خشم لرد کوئینزبری و ارسال آن یادداشت تکان دهنده این بود که در آن ایام اسکار وایلد با پسر جوان لرد به نام آلفرد داگلاس مقلب به بوسی رابطه داشت، رابطه ای همجنسگرایانه که بر سایرین پوشیده بود.

احتمالا لرد کوئینزبری امیدوار بود که ارسال این یادداشت اکسار وایلد را تحریک خواهد کرد تا علیه او شکایت کند. او معتقد بود که پلیس و دادستانی در مورد زندگی خصوصی این نویسنده از روسپیان مرد به حد کافی شواهد به دست آورده اند و در صورت تشکیل پرونده شکایت حتما اسکار وایلد محکوم می شود و به زندان خواهد افتاد.

نمایشنامه ای که در این روزها در ساختمان جدید سالن تئاتر سنت جیمز روی صحنه می رود، نشان می دهد که واکنش اسکار وایلد به این نقشه تهدید آمیز بسیار شدید بود.

مرلین هلند تنها نوه اسکار وایلد و یکی از نویسندگان این نمایشنامه می گوید:"حدود نیم قرن است که مردم از من می پرسند چرا پدربزرگم تحت تاثیر آن یادداشت کوچک تحریک شد. اسکار وایلد به خوبی می دانست که موقعیت او و بوسی، پسر لرد کوئینزبری به خاطر روابط آنها با روسپیان مرد، بسیار آسیب پذیر است. شاید بخشی از واکنش او را باید در تکبر اسکار وایلد جستجو کرد. در همان زمان دو نمایشنامه او در تئاترهای لندن روی صحنه بودند. ولی در عین حال او واقعا عاشق این پسر نجیب زاده و جوان بود و گاهی اوقات عشق افراد را وادار می کند که کارهای عجیبی بکنند."

نمایشنامه تازه مرلین هلند که قبل از لندن در شهرهای مختلف بریتانیا روی صحنه رفته براساس متن کامل مباحثات اولین دادگاه که در آوریل ۱۸۹۵ برگزار شد نوشته شده است. در اولین دادگاه مربوط به پرونده شخص متهم لرد کوئینزبری بود که به خاطر "توهین ناروا" به اسکار وایلد محاکمه می شد.

در سومین روز دادگاه شکایت اسکار وایلد از طرف مقابل به شکست انجامید و وکلای مدافع لرد کوئینزبری مدارک مفصلی را در محکومیت اسکار وایلد به دادستانی تحویل دادند. براساس این مدارک اسکار وایلد به بی شرمی و رفتار ناشایست متهم شد.

مرلین هلند می گوید: "متن دستنویس مباحثات دادگاه که من و همکارم جو اوکانر براساس آن نمایشنامه را نوشته ایم، حدود ۸۵ هزار کلمه است. تا قبل از این فقط یک نسخه ۳۵ هزار کلمه ای از مباحث دادگاه در دسترس بود. بنابراین اکنون از جزییات محاکمه تصویر کامل تری داریم."

او می افزاید: "این نسخه کامل در سال ۲۰۰۰ پیدا شد و در آن زمان به کتابخانه ملی بریتانیا سپرده شد. می توان گفت که در حقیقت جام مقدس اسکار وایلد است و وقتی که آن را دیدم، بدون اغراق می گویم، نزدیک بود از روی صندلی بیافتم."

Image caption این نمایشنامه که قبلا در شهرهای مختلف بریتانیا به نمایش درآمده براساس متن کامل جلسات محاکمه اسکار وایلد تنظیم شده که در آوریل ۱۸۹۵ در دادگاه اولد بیلی لندن برگزار شد.

مرلین هلند برای دسترسی به این متن کامل قبول می کند که محل نگهداری آن طی یک قرن گذشته را هرگز برملا نکند. او می افزاید: "در این محاکمه جنگ لفظی و حقوقی شدیدی بین پدربزرگم و ادوارد کارسون وکیل مدافع لرد کوئینزبری روی داد. ولی در عین حال ما برخی از اتهامات وارد شده از سوی دادستانی علیه اسکار وایلد را هم در نمایشنامه جدید گنجانده ایم. این اعلام جرم ها در دادگاههای دوم و سوم این پرونده مطرح شدند، یعنی زمانی که وضعیت بر علیه اسکار وایلد چرخیده بود."

از روی متن گزارش دادگاه می توان دید که در محاکمه اول هیئت منصفه علیه اسکار وایلد اتفاق نظر نداشت و از مجموع دوازده عضو آن ده نفر با مجرم بودن او موافق بودند.

مرلین هلند می گوید: "در طول محاکمه اسکار وایلد با حرارت فراوان از هنر خود و همینطور عشقش به داگلاس بوسی دفاع کرد. سپس از روابط خود با روسپیان مرد دفاع کرد اما در این زمینه با مشکل زیادی مواجه شد. ما در این نمایشنامه جدید هر سه این عناصر را گنجانده و بازسازی کرده ایم. اما کاملا مشخص است که تمام جزییات آن محاکمه طولانی را نمی توان در یک نمایشنامه دو ساعته گنجاند."

مرلین هلند می گوید که دادگاه پدر بزرگ او به اعتباری اولین مورد از محاکمه یک ستاره یا شخصیت فرهنگی مشهور بود.

او می افزاید: "در زمان وقوع این محاکمه فن آوری چاپ و رسانه های چاپی پیشرفت کرده بود وگزارش این دادگاه ها تقریبا همزمان در کشور های دیگر مثل آمریکا و یا استرالیا چاپ می شد. همان رسانه ای که اسکار وایلد از آن برای شهرت جهانی خود بهره جسته بود به یکی از عوامل سقوط او بدل شد."

مرلین هلند می گوید: "بنابراین مردم عادی اخبار مربوط به این رخداد تکان دهنده را می خواندند. البته روزنامه ها در آن زمان جزییات مربوط به دنیای زیرزمینی همجنسگرایی را که قبل از آن هیچگاه در یک دادگاه مهم عنوان نشده بود حذف می کردند."

او اما معتقد است که طبیعت و سرشت انسان از آن زمان هیچ تغییر نکرده است و می افزاید: "در سالهای اخیر هم مواردی از شکایت به خاطر افترا را شاهد بودیم که در آنها افراد مدعی می دانستند که حقایق کاملا بر علیه آنها است. گو اینکه از مورد اسکار وایلد و شکست او در دادگاه درس نگرفته اند. شاید این مدعیان هم مثل اسکار وایلد در این توهم بودند که بر فراز قانون هستند."

از زمان وقوع محاکمه اسکار وایلد بسیاری روش برخورد داگلاس بوسی را تقبیح کرده و معتقدد که او به جای دفاع از معشوق خود، بیشتر به حمله به پدر منفورش توجه می کرد. اما مرلین هلند به این ماجرا نگاه سخاوتمندانه ای دارد.

او می گوید:" بله او اسکار وایلد را تحریک می کرد تا از پدرش انتقام بگیرد. اما درعین حال تردیدی نیست که پدربزرگ من هم عاشق لرد داگلاس بود و می خواست دل او را به دست بیاورد. لرد داگلاس خلق و خوی تندی داشت و به شکلی بسیار ناشایست می توانست در اوج خودخواهی رفتار کند. ولی او فرد بد ذاتی نبود و مسلما از نگاه اسکار وایلد جنبه های شخصیتی قابل تحسینی داشت. ولی خوب مثل هر رابطه عاشقانه دیگر در نهایت رابطه این دو نفر برای همه ما اسرار آمیز است."

Image caption مرلین هلند می گوید که اسکار وایلد در جریان دادگاه ریسک های غیرضروری و زیادی کرد

مرلین هلند می افزاید :"آنچه در سال ۱۸۹۵ بر سر اسکار وایلد آمد واقعا خوفناک بود. چون همجنسگرا بود و به خاطر اینکه برای دیگران سرمشقی باشد او را به دو سال زندان محکوم کردند. طبق قوانینی که در آن زمان حاکم بود او مجرم شناخته شد. می توان دید که اسکار وایلد تحت تاثیر تشویق های لرد داگلاس، در جریان محاکمه خیلی ریسک کرد اما دردناک تر از همه این است که پس از پایان دوران زندان در سال ۱۸۹۷ او کاملا درهم شکسته بود."

اسکار وایلد پس از آزادی از زندان بقیه عمر خود را در فرانسه و ایتالیا سپری کرد. شاید به همین خاطر است که نوه او، مرلین هلند، اکنون در ناحیه بورگاندی فرانسه زندگی می کند.

او خاطر نشان می کند: "پدر بزرگ من از همان اوان جوانی و سالهایی که در شهر دوبلین زندگی می کرد یک فرد خوش صحبت و بسیار اجتماعی بود که به توجه مردم و رابطه با دیگران نیاز داشت. او واقعا عاشق گفتگو و جمع دوستان و هم صحبتان بود."

"او در سه سال آخر عمرش بعضی از دوستان نزدیک خود را می دید و لرد داگلاس دوباره وارد زندگی او شد. اما فردی بود که دیگر از جامعه طرد شده بود، جامعه ای که او به شدت به آن علاقه داشت. شاید به همین خاطر است که در سالهای پس از محاکمه و تبعید او دیگر نتوانست هیچ نمایشنامه خوبی بنویسد."

اسکار وایلد در سال ۱۹۰۰ و در ۴۶ سالگی درگذشت.

مرلین هلند می افزاید: " به یک اعتباری می توان گفت که لرد کوئینزبری به هدف خود رسید. پدر بزرگ من به خاطر روش ویژه زندگیش و آنچه در آن زمانه نابکاری تلقی می شد ابتدا زندانی و سپس مجبور به تبعید شد. بدنامی و طرد شدن از جامعه در مرگ زودرس او دخیل بود."

"اما با وجود همه این مسایل هر نسلی که می گذرد مردم به آشنا شدن با زندگی او علاقه بیشتری نشان می دهند و این علاقه حتی به نسبت زمانی که من جوان بودم بیشتر شده است. اسکار وایلد به شهرت علاقه فراوانی داشت و اگر می توانست ببیند که امروزه حداقل به اندازه سال ۱۸۹۵ مشهور است حتما بسیار خوشحال می شد."