«قافیه را گم کرده ایم!»

حق نشر عکس .
Image caption تصویر روی جلد «فرهنگ قافیه»، که مؤسّسۀ انتشارات دانشگاه آکسفورد آن را منتشر کرده است.

چند روز پیش، یکی از آشناهای بی عقده و بزرگوار این بندۀ حقّ، با لحن کوبندۀ رسوا کننده ای گفت: «چرا تازگیها افتاده ای تو گودِ بازی با کلمه ها! روضه یعنی باغ، رضوان یعنی باغبان!»

سرم را تکان دادم و گفتم: «از تمام نامۀ هفتۀ گذشته فقط همین را فهمیدی؟ اگر این جور باشد که تو می گویی، از حرفهای سقراط و افلاطون بگیر تا بحثهای نیوتُن و اینشتاین تا غزلهای سعدی و حافظ، همه ش بازی با کلمه هاست!»

توی دلم گفتم: «بیا، این هفته هم از موضوعی حرف بزن که این آشنای بی عقدۀ بزرگوار مطمئنّ بشود که درست فهمیده است و درست گفته است!» خیلی وقت بود که فکر کرده بودم این موضوع را مطرح کنم، امّا از ذهنم پریده بود و فراموش کرده بودم. اوّل بار هم که به فکر این موضوع افتادم، وقتی بود که این چند بیت از یک شعرِ رفیق شفیق درست پیمانم، استاد زشکی را خواندم. می فرماید:

حق نشر عکس .
Image caption دو بیت از یک غزل «ویلیام شکسپیر» که در آن «لایز» (lies) با «آیز» (eyes) و «دِیز» (days) با «پریز» (praise) قافیه گرفته شده است.

«یاد دارم که دبیرِ شرعیات

داشت دنیایی اَدِلّه در بساط!

هم به سیرت، هم به صورت با نفوذ،

صحبتِ او جان نواز و دل فروز؛

در کلاسِ درسِ او نشنید کس

یک جوابِ لغو و یک حرفِ عبث! ...»

شمایی که الآن این چند بیت را شنیدید، (نه آنهایی که دارند آن را می خوانند) چه عیب و ایراد فنّی ای در آنها ملاحظه می کنید؟ اگر نوشتۀ این بیتها جلو چشمتان بود، به احتمال زیاد، در همان بیت اوّل می گفتید:«این که نمی شود! یارو حتماَ سوادِ شاعری نداشته است که شرعیات وُ بساط را همقافیه گرفته است! تای دو نقطه با طای دسته دار!» و بعد هم می گفتید: «زکی! نفوذ وُ فروز؟ کس و عبث؟ سین با ث سه نقطه؟ زکی! واقعاً مسخره است!»

حق نشر عکس .
Image caption چون از رضوان، باغبان بهشت، تصویری نداریم، به تصویری از «حوای باغبان»، آوا گاردنر، زیباترین هنرپیشۀ قرن بیستم هالیوود نگاه می کنیم.

اگر یک همچین نظری داشته باشید و این کلمه های «همصدا» در فارسی، امّا «متفاوت الصّدا» و «متفاوت الحروف» در عربی را همقافیه ندانید، باید عرض کنم که شاعرهای انگلیسی، از بزرگترینهاشان که شکسپیر و امثال او باشند تا کوچکترینهای امروزیشان که نمی شناسمشان، همه از لحاظ قافیه شناسی بی سوادند و لایق «های زکی»های شما و کارشان هم، به قول شما، واقعاً مسخره است، چون آنها هم مثل استاد زشکیِ این چند بیت (۱)، کلمه ها را با صداشان همقافیه می دانند، نه با حروفشان (۲).

مثلاً در انگلیسی کلمه های (۳) «سیز» (sieze) و «گریز» (grease) همقافیه اند. همین طور کلمه های «های» (high) و «اسکای» (sky)، و کلمه های «راف» (rough) و «استاف» (stuff)، امّا همقافیه بودنِ اینها در «صدا» ست، نه در «حروف».

حالا اگر ما به جای اینکه خطّمان را از عربهایِ «ساسانی برانداز» بگیریم، از یونانیهای «هخامنشی برانداز» گرفته بودیم، مثلاً چهار تا حرف برای صدای «ز» نداشتیم. برای عربها «ذال» و «ز» و «ضاد» و «ظا» چهار تا صدای متفاوت و مستقلّ است، امّا برای ما یک صداست با چهارتا حرف.

باشد! هیچ عیبی ندارد! کلمه های عربی را عین عربها می نویسیم تا ریشه و مشتقّات آنها را بشناسیم، امّا هیچ لازم نیست که خودمان را بکشیم تا مثلاً «قاف» و «غین» را مثل آنها تلفّظ کنیم که خدا را خوش بیاید، و بعد از هزار سال هنوز هم، اَستَغفُرِالله، از «چراغ» نخواهیم که با «اتاق» همقافیگی کند.

_________________________________

۱- استاد زشکی در شعرهای دیگری هم بیتهایی دارد که در آنها مثلاً « سپاس» را با «خلاص»، «سلاح» را با «کلاه»، «تبعیض» را با «تیز» و «نحس» را با «بحث» همقافیه گرفته است. لابد قصدش، هم اضافه کردنِ مزه ای به طنزش بوده است، هم اشاره به اینکه چرا ما با وام گرفتن کلمه هایی از زبان عربی، زبانمان را هم بردۀ خطّ عربی کرده ایم، امّا آنها به راحتی «برنامه» ما را می کنند «برنامج» و «چرچیل» را می کنند «تشرشیل» و «روزولت» را می کنند «روزفلت» تا زبانشان بردۀ هیچ خطّی نباشد!

۲- همه می دانیم که هر حرفی در الفبای هر زبانی علامت صدایی معیّن و مستقلّ است که در اصطلاح زبانشناسی به آن می گویند «فونم» (phoneme) و ما می توانیم، با توجّه به ریشۀ یونانیِ این کلمه آن را «آوا» بخوانیم. بر این اساس مثلاً زبان فارسی برای حرف «ز» و «ذ» و «ض» و «ظ» عربی فقط یک «آوا» دارد، امّا هریک از آنها برای عربها یک «آوا»ی متفاوت و مستقلّ است. پس آسمان به زمین نمی آید، اگر در شعر «چیز» را با «مریض»، «گریز» را با «لذیذ»، «تازه» را با «قراضه»، و «نیاز» را با «لحاظ» همقافیه به حساب بیاوریم.

۳- seize (گرفتن، تصرّف کردن، دریافتن)، grease (روغن، چربی، چاپلوسی، چرب کردن، رشوه دادن، و...)، high (بلند، عالی، بلند پایه، و...)، sky (آسمان، فلک، و...)، rough (خشن، ناهنجار، بد رفتار، و...)، stuff (چیز، مادّه، چرند، انباشتن، و ...) در این کلمه ها به ترتیب z) و s)، (igh و y) ، (gh و ff) همصدا یا هماوا تلفّظ می شود و در شعر انگلیسی همقافیه است.

مطالب مرتبط