فتح سرزمین موتسارت؛ گروه‌های ایرانی در جشنواره موسیقی گلات اندورکهرت

Image caption گروه نیشتمان. عکسها از روشی آبا

نام کشور اتریش با موسیقی کلاسیک پیوند خورده است. در شهر وین، قدم به قدم با تصاویر موتسارت روی جعبه های شکلات و لیوان و چتر و بادبزن و جاسیگاری رو به رو می شویم و در خیابان هم کسانی که لباس های قرن هفدهم پوشیده اند همیشه سعی می کنند بلیت موسیقی کلاسیک بفروشند.

اما هفتاد کیلومتر دورتر از وین یعنی در شهر کرمس، موسیقی حکایت دیگری دارد به خصوص در ایام جشنواره ای به نام گلات اند ورکهرت.

در این جشنواره خبری از موسیقی کلاسیک نیست و به جای آن، گروه هایی از سرتاسر دنیا دعوت می شوند تا موسیقی بومی خودشان را عرضه کنند.

بعضی از گروها تلفیقی هستند و بعضی دیگر کاملا محلی، اما نقطه مشترک همه این گروه ها این است که در کشورهای خودشان کاملا شناخته شده اند و جزء بهترین ها به شمار می روند.

این جشنواره در سال ۱۹۹۷ برای اولین بار برگزار شد و از آن به بعد هر سال در ماه ژوئیه تکرار می شود.

امسال در هجدهمین دوره این جشنواره دو گروه در روز اختتامیه روی صحنه رفتند که متشکل از هنرمندان ایرانی و کرد کشورهای کرد نشین بودند. اولی گروه نیشتیمان به سرپرستی سهراب پور ناظری و حسین زهاوی و همراهی هنرمندان کرد ایرانی و عراقی و ترک بود و دومی گروه تلفیقی قصیده بود که در آن محمد معتمدی به اتفاق سینا جهان آبادی و حبیب مفتاح بوشهری روی صحنه رفتند.

اجرای گروه نیشتمان (سرزمین)

گروه نیشتمان ( با آلبوم نیشتمان گروه شمس اشتباه نشود) گروهی است به سرپرستی سهراب پورناظری و حسین زهاوی که متشکل از هنرمندان کرد سرزمین های مختلف کرد نشین است. سهراب پورناظری نوازنده تنبور و آهنگساز چند سالی است که با این گروه دور دنیا می گردد و موسیقی کردی را معرفی می کند.

حسین زهاوی دیگر عضو اصلی این گروه- پدید آورنده گروه نیشتمان- و نوازنده سازه های کوبه ای است که آقای پورناظری را در این سفرها یاری می کند و گوران کمال نوازنده عود از کردستان عراق و ارتان تکین نوازنده سرنا از ترکیه هم از دیگر اعضا ثابت گروه‌اند.

در این گروه دو نوازنده فرانسوی هم هستند. روبین واسی که سازهای کوبه ای آفریقایی را به شکلی اعجاب انگیز می نوازد و لیلا رنولت نوازنده کنترباس. بخشی از خوانندگی به عهده سهراب پورناظری است و بخشی دیگر به عهده مریم ابراهیمپور که البته در اجرای شهر کرمس غایب بود و به جای او سارا اقلیمی می خواند.

کنسرت گروه نیشتمان اولین اجرای شب آخر جشنواره بود که با دونوازی سهراب پورناظری و حسین زهاوی آغاز شد و تکنیک بالای پورناظری و سرعتش در نواختن تنبور مخاطبان را که عمدتا اطریشی و اروپایی بودند به وجد آورد.

بعد از آن باقی اعضا گروه وارد شدند و با ریتم های تند کردی و قطعاتی که بسیار زیبا در کنار هم قرار گرفته بودند شب خوبی را برای مخاطبان آغاز کردند. این اجرا که قرار بود یک ساعت به طول بینجامد با تشویق حضار نیم ساعت بیشتر ادامه یافت و خاطره خوشی از موسیقی کردی (هرچند در لحظاتی تلفیقی) در ذهن حضار به جا گذاشت.

اجرای گروه قصیده

تلفیق موسیقی ایرانی با سبک های دیگر سالهاست که انجام می شود و کم کم برای شنونده جا افتاده است که می توان سازهای ایرانی را در کنار سازهای غربی نشاند و اجرا کرد.

اما در زمینه آواز ایرانی کار تلفیقی چندانی تا امروز انجام نشده است. محمد معتمدی از خوانندگان جوان و پیشروی ایران است که در کنار خوانندگی به سبک سنتی از نوآوری و کارهای خلاقه هم رو گردان نیست.

او برای شناساندن موسیقی و به خصوص آواز ایرانی به مردم دنیا از هیچ تلاشی فروگزار نمی کند و پروژه قصیده گواه این مدعاست و یکی از اولین نمونه های تلفیق آواز است.

این پروژه اولین بار در سال ۲۰۱۱ در دوسالانه فلامنکو آمستردام اجرا شد، و در آن محمد معتمدی در کنار "رزاریو لترمندیتا" خواننده اسپانیایی نشست و در بخش های آوازی لحظاتی به هم رسیدند و موفق شدند که کار نسبتا هماهنگی را به لحاظ فرم و ملودی و ریتم ارائه دهند.

در آن اجرا سینا جهان آبادی نوازنده کمانچه محمد معتمدی را همراهی می کرد و "سالوادور گوتیر" نوازنده گیتار فلامنکو و "سرخیو مارتیدز" نوازنده کاخُن هم رزاریو را همراهی می کردند.

از آن به بعد پروژه قصیده یا گروه قصیده مسیر خودش را ادامه داد و اجرای این گروه در شهر کرمس اتریش پخته تر از همیشه بود.

نوای خوش کمانچه سینا جهان آبادی به خوبی در کار جا افتاده بود و گیتار سالودور گوتیر زیر آواز محمد معتمدی خوب نشسته بود. حبیب مفتاح بوشهری، نوازنده سازهای کوبه ای هم مثل همیشه حس و حال کار را دو چندان می کرد.

اما یکی از نقاط ضعف کار زمان زیاد آوازها بود به خصوص که برای شنونده آلمانی نه اشعار فارسی معنی داشت و نه اشعار اسپانیایی. یک بروشور ساده که معنی اشعار روی آن چاپ شده بود می توانست کمک بزرگی به مخاطب باشد که با بخش دیگری از فرهنگ دو کشور (شعر) بیشتر آشنا شود.

بعد از پایان اجرای محمد معتمدی، مردم برای خوردن شام به محوطه باز جشنواره رفتند و من گفتگوی کوتاهی با جو اچینگر سرپرست و برپا کننده جشنواره داشتم. از او پرسیدم که چطور با موسیقی ایران و کردستان آشنا شده است و او جواب داد که با کار محمد معتمدی و سهراب پورناظری از قبل آشنا بوده و موسیقی شان را بسیار می پسندد؛ به همین دلیل هم این دو اجرا را در روز اختتامیه جا داده است.

او در ادامه گفت که نام هایی مانند کیهان کلهر، حسین علیزاده و کامکارها برای برپا کنندگان جشنوارههای موسیقی بسیار شناخته شده‌اند و برای آنها حضور چنین هنرمندانی در برنامه هایشان باعث افتخار است.