مرگ روزنامه ۹۰ ساله اونیتا، پایان یک دوران

حق نشر عکس AFP
Image caption در آخرین شماره دیجیتالی روزنامه اونیتا، روز اول اوت، آمده است: 'اونیتا زنده است'

روزنامه اونیتا، که زمانی ارگان بانفوذ بزرگترین حزب کمونیست اروپای غربی بود، به فعالیت خود پایان داد. در صفحه اول آخرین شماره روزنامه که روز چهارشنبه، سی ژوئیه، منتشر شد، با حروف درشت آمده است: "ما به آخر خط رسیدیم. پس از سه ماه مبارزه آنها پیروز شدند و اونیتا را کشتند!" باقی صفحات روزنامه سفید مانده بود.

مشکلات مالی اونیتا، به مثابه بخشی از جریان عمومی شکست نشریات سنتی، از سالها پیش شروع شده بود. روزنامه در سال ۲۰۰۰ چندی به محاق فرو رفت اما پس از ۹ ماه با شکل و شمایلی تازه زندگی از سر گرفت. اما این بار مرگ روزنامه قطعی است. روزنامه همین چند ماه پیش ۹۰ سالگی خود را جشن گرفته بود.

اونیتا از باسابقه‌ترین نشریات چپ جهان بود که در زندگی سیاسی ایتالیا نقش مهمی ایفا کرد، اما روزنامه نتوانسته بود با فضای سیاسی تازه و انتظارات برآمده از "انقلاب سایبری" هماهنگ شود. روزنامه‌ای که زمانی میلیون‌ها خواننده داشت، در سالهای آخر به تیراژی پایین، حدود ۲۱ هزار نسخه، قناعت کرده بود و تنها به کمک یارانه‌های دولتی بر سر پا مانده بود.

با این که ماتئو رنسی، نخست وزیر متعلق به "حزب دموکراتیک"، که خود از تحولات درونی حزب کمونیست ایتالیا بر آمده، خود را به ادامه نشر اونیتا متعهد کرده بود، اما نتوانست، و به قول کارکنان اونیتا "نخواست"، روزنامه "پرافتخار" را نجات دهد.

کارکنان روزنامه اونیتا از ماه آوریل گذشته حقوق دریافت نکرده‌اند و روزنامه با حدود ۶۰ میلیون دلار بدهی، اعلام ورشکستگی کرده است.

علاوه بر شرایط سیاسی و اجتماعی دشوار، اونیتا در کارزار رسانه‌ای مدرن، با رقیبانی قدرتمند روبرو بود. افزار‌های سایبری و "چندرسانه‌ای" به ویژه برای جوانان جذابیتی به مراتب بیشتر دارند و عرصه را بر رسانه‌های سنتی تنگ می‌کنند.

اونیتا به ویژه در دوره تازه انتشار که از سال ۲۰۰۱ شروع شد، کوشید رسانه‌ای مدرن و برای طیفی گسترده‌تر باشد. روزنامه اعلام کرد که در عین وفاداری به ایده‌های عمومی چپ، خود را به جناح یا سیاستی خاص وابسته نمی‌داند و قصد دارد روزنامه‌ای "عادی و همگانی" باشد. تجربه نشان داد که این نوگرایی برای زنده ماندن روزنامه کافی نبوده است.

افزون بر این، از دو سه دهه پیش روزنامه نوگرای لارپوبلیکا با گرایش چپ لیبرال، عملا همان نقشی را در ایتالیا ایفا می‌کند که اونیتا همیشه به دنبال آن بود: پایگاه و تریبونی برای تمام نیروهای پیشرو و تحول‌خواه جامعه.

پیشینه مبارزاتی روزنامه

اونیتا (اتحاد) را آنتونیو گرامشی (۱۸۹۱ – ۱۹۳۷) نویسنده و فیلسوف مارکسیست ایتالیایی، در فوریه سال ۱۹۲۴ حدود سه سال پس از انشعاب جناح "کمونیست" از بدنه حزب سوسیالیست ایتالیا تأسیس کرد. این تنها چند ماه پس از به قدرت رسیدن بنیتو موسولینی بود، از این رو مبارزه با فاشیسم هدف اصلی روزنامه قرار گرفت.

روزنامه با این که خود را رسما "ارگان حزب کمونیست ایتالیا" می‌خواند و آرم "داس و چکش" بر پیشانی داشت، اما به الهام از نظرات گرامشی، که با تکیه بر کسب "هژمونی فرهنگی در جامعه سرمایه‌داری"، به کمونیسمی باز، جبهه‌ای و فراگیر معتقد بود، می‌کوشید زبان تمام نیروهای چپ و مردمی باشد.

اونیتا در دوران تسلط فاشیسم و سپس اشغال کشور توسط آلمان نازی، نزدیک دو دهه توقیف بود، اما به یمن سازماندهی توانا و فداکاری کارکنان آن، به صورت زیرزمینی مرتب منتشر می‌شد.

روزنامه در افشای جنایات فاشیست‌ها، پخش اخبار "مقاومت" و روحیه بخشیدن به مبارزان نقشی برجسته ایفا کرد. در این سالها همکاری با نشریه، پخش و حتی خواندن آن جرمی سنگین به شمار می‌رفت.

در فیلم‌های سینمایی فراوانی که از آن دوران حکایت می‌کنند، نقش اونیتا در مبارزه با فاشیسم نشان داده شده، از جمله در فیلم کلاسیک "رم شهر بی‌دفاع" به کارگردانی روبرتو روسلینی.

پس از پایان جنگ جهانی دوم و وزنه سنگین حزب کمونیست در "جبهه مردمی"، اونیتا تیراژی میلیونی داشت و یکی از مهمترین روزنامه‌های کشور بود که به ویژه در انعکاس اخبار جنبش کارگری و بسیج کارگران در اکسیون‌ها و پیکارهای مبارزاتی فعال بود.

از اوایل دهه ۱۹۷۰ با گسترش ایده‌های "چپ نو" در میان جوانان و گرایش حزب به "اوروکمونیسم"، به موازات افول حزب، از نفوذ روزنامه اونیتا نیز کاسته شد، هرچند هنوز با بیش از ۲۴۰ هزار تیراژ روزانه همچنان از نشریات معتبر کشور شناخته می‌شد.

از اواخر دهه ۱۹۸۰ بحران عمومی ایدئولوژی کمونیستی دامن اونیتا را گرفت. روزنامه تا سال ۱۹۹۱ ارگان رسمی حزب کمونیست بود. از این سال حزب در روند اصلاحات درونی، نام خود را به "سوسیالیسم دموکراتیک" تغییر داد و پس از آن نیز به سازمان‌ها و گروه‌های دیگری منشعب شد.

در جریان این تحولات، اونیتا نیز سیاستی بازتر در پیش گرفت و سعی کرد چارچوب ایدئولوژیک را کنار بگذارد و با کارپایه‌ای تازه، سیاست عمومی چپ را بیان کند. با وجود این اصلاحات، از شمار خوانندگان روزنامه روز به روز کاسته شد تا این اواخر که تنها حدود ۲۱ هزار تیراژ داشت.

در اونیتا در طول چندین دهه گروهی از بهترین روزنامه‌نگاران و برجسته‌ترین روشنفکران ایتالیا قلم زدند، که برخی از آنها شهرت جهانی دارند: نویسندگانی مانند الیو ویتورینی، چزاره پاوزه، ایتالو کالوینو، آلبرتو موراویا تا اومبرتو اکو و سینماگرانی مانند جیلو پونتوکورو (سازنده فیلم معروف "نبرد الجزیره") و پیر پائولو پازولینی و...

با مرگ اونیتا بی‌شک عده زیادی خوشحال خواهند شد، قبل از همه سیاستمداران فاسدی که روزنامه همیشه از روابط پنهانی آنها با مافیا پرده برمی‌داشت.

و احتمالا از همه بیشتر سیلویو برلوسکونی، نخست وزیر اسبق، که چند بار علیه اونیتا به دادگاه شکایت کرد و یک بار در سال ۲۰۰۵ کارزاری تبلیغاتی علیه آن به راه انداخت. او نسخه‌ای از اونیتای سال ۱۹۵۳ را در برابر رسانه‌ها به نمایش گذاشت که در آن "ارگان حزب کمونیست" در مرگ یوسف استالین عزا گرفته بود.