موسیقی و اسطوره؛ نگاهی به فیلم زندگی جیمز براون

Image caption جیمز براون در سال ۱۹۷۱ سالی که با ترانه ماشین سکس شهرتش به اوج رسید

بالاخره فیلمی در مورد زندگی جیمز براون که پدرخوانده موسیقی سول لقب گرفته بود ساخته شده است. اما آیا این فیلم پیچیدگی های زندگی این خواننده مشهور را دقیقا منعکس می کند؟

پیشگامان افسانه ای موسیقی راک ان رول و آر ان بی، مثل الویس پریسلی، لیتل ریچارد، جری لی لوئیس و جیمز براون خالق بسیاری از لذت بخش ترین موسیقی های نیمه دوم قرن بیستم هستند. اما ژانر موسیقی که همه آنها از آن الهام گرفته بودند، یعنی موسیقی بلوز و گاسپل ، آمیخته ای بود از شادی و یاس و وجد و مشقت.

یکی از دلایل موفقیت همه این خوانندگان شور و انرژی بود که نه فقط با موسیقی بلکه با شخصیت خود و حضورشان روی صحنه به علاقمندان منتقل می کردند.

بلند شو (Get on Up) فیلم جدیدی که در مورد زندگی جیمز براون ساخته شده با بازی خارق العاده چدویک بوسمن، از نظر شور و انرژی نهفته در آن دست کمی از فیلم مربوط به زندگی و موسیقی ری چارلز ندارد که ده سال پیش به کارگردانی تیلور هکفورد روی پرده رفت.

علاوه بر این به نظر من تاکنون هالیوود فیلمی نساخته است که به این خوبی زمینه های اندوهگین شکل گیری و تبلور موسیقی آر ان بی را منعکس کند و به تماشاچی انتقال دهد.

در این داستان واقعی می بینیم که جیمز براون در روستایی دور افتاده در بیشه زارهای ایالت کارولینای جنوبی متولد می شود. مادر او ( با بازیگری ویولا دیویس) زنی افسرده و مفلوک و پدرش ( با بازیگری لنی جیمز) مردی خشن و متجاوز است.

حق نشر عکس AP

جیمز براون در سنین کودکی در یک انبار زندگی می کند و مراسم غسل تعمید او در اوج احساس و درد در همان انبار برگزار می شود.

بعدها به خاطر سرقت یک کت و شلوار زندانی می شود. پس از آزادی از زندان کار خوانندگی را شروع می کند و از همان زمان رقص پای منحصر به فرد و جادویی خود را روی صحنه اجرا می کند. حرکاتی که مثل این بود که گویا دارد روی آب جوش می رقصد، حرکاتی که گویا هم فرار از این شرایط بود و هم حمله به آن.

چدویک بوزمن بازیگر نقش جیمز براون، تمام حرکات او روی صحنه، رقص پا و حتی شیوه منحصر به فرد او در بداهه خوانی را به خوبی اجرا می کند. اما مهمتر از همه اینها او حالت هذیان گونه ویژه جیمز براون در اجرای موسیقی فانک را خیلی خوب تقلید می کند. نوآوری ها و بداهه خوانی های جیمز براون در مسیر متحول کردن موسیقی آر ان بی و نقش او در رهایی بخشیدن به طرفداران این سبک موسیقی به خوبی در این فیلم منعکس شده است.

تقریبا تمام فیلم های داستانی که در مورد ستاره های موسیقی راک و یا آر ان بی ساخته می شوند یک موضوع محوری را دنبال می کنند و آن مسیر به شهرت رسیدن یک جوان گمنام به وسیله یک آوای جدید و جذاب موسیقی، غرق شدن در شهرت و افراط در خودپرستی و مواد مخدر، آزار و بدرفتاری با اطرافیان و بالاخره سقوط است. این سقوط شاید سرآغازی برای نجات او از این وضعیت باشد.

در آغاز این مسیر جذابیت موسیقی او به شنوندگان حس رهایی می بخشد ولی در پایان داستان سئوال این خواهد بود که آیا او می تواند خودش را نیز رها کند.

از درد به لذت رسیدن

فیلم بلند شو نیز براساس همین مسیر اسطوره ای پیش می رود ولی ازتمام فیلمهای مشابهی که تاکنون ساخته شده است جلوتر می رود. چون این فیلم داستان مردی است که با نغمه های سرکش موسیقی خود تلاش کرد جهان را تغییر دهد ولی موسیقی او از چنان خشم عمیقی برمی خواست که چه خوب و چه بد او را به یک نابغه خودکامه بدل کرد که در هزار توی دنیای خودش گرفتار است.

حق نشر عکس PA
Image caption جیمز براون در سال ۲۰۰۶ در ۷۳ سالگی درگذشت

بوزمن که چندی پیش در فیلم چهل و دو نقش جکی رابینسون را بازی کرده بود، از جیمز براون روی صحنه چهره و شخصیت بسیار جذابی ارائه می دهد و بیرون از صحنه فردی است پیچیده و غیرقابل اعتماد که حتی شیوه حرف زدنش موذیانه به نظر می رسد. با وجودیکه تماشاگر مجذوب این شخصیت می شود ولی در عین حال تلخی های شخصیت او و به خصوص رفتار خودخواهانه و آزاردهنده اش با اطرافیان به خوبی منعکس شده است.

کارگردان فیلم تیت تیلور است که قبلا از او فیلم کمک را دیده ایم و فیلمنامه توسط جز و جان هنری باترورث نوشته شده است.

کارگردان در طول فیلم خیلی راحت زمان و مکان را تغییر داده و به شخصیت اصلی داستان اجازه می دهد که به هر گوشه ای از زندگی خود را بازگشته و خطاب به تماشاچیان صحبت کند. به این ترتیب تمام فیلم به صورت یک کولاژ آزاد از زندگی جیمز براون درآمده که هیچگاه تماسش با موسیقی او و یا رنجی که او سعی دارد از آن بگریزد قطع نمی شود.

موسیقی و اسطوره

چدویک بوزمن به شکلی بسیار هنرمندانه ظاهر، رفتار و حرکات جیمز براون را در لحظاتی که روی صحنه است بازی می کند ولی در عین حال کاملا و مطلقا او نیست.

او به تماشاچی نشان می دهد که چگونه تمام زندگی جیمز براون با تمام فشارها و زیرکی هایش یک بازیگری پیوسته بود.

یکی از معدود صحنه هایی در این فیلم که او نقاب همیشگی خود را از چهره کنار می زند لحظه ای است که پس از اجرای یک کنسرت مادرش برای دیدن او به پشت صحنه سالن نمایش آپولو آمده است. مادری که در دوران کودکی او را رها کرده بود برای بهره مند شدن از موفقیت مالی او به دیدارش می رود.

حق نشر عکس AP
Image caption چدویک بوزمن بازیگر نقش جیمز براون، تمام حرکات او روی صحنه، رقص پا و حتی شیوه منحصر به فرد او در بداهه خوانی را به خوبی اجرا می کند

چدویک بوزمن و ویولا دیویس این صحنه گریه آور ولی در عین حال آکنده از خشم را بسیار زیبا بازی می کنند.

جیمز براون به مرور به یک هیولای بدرفتار بدل می شود. با زنان اطراف خود مثل اسب های میدان نمایش رفتار می کند و برخی از آنها را به شدت کتک می زند.

با اعضای گروه موسیقی خود به اشکال مختلف بد رفتاری کرده و آنها را مجبور می کند که او را " آقای براون" خطاب کنند. چهره ای که از جیمز براون در این فیلم تصویر می شود چندان دوست داشتنی نیست به طوری که در مقایسه با او شخصیت زنباره و معتاد به هروئین ری چارلز که در فیلمی به همین نام تصویر شد بود، تازه کار و ملایم به نظر می آید.

اما با وجود نشان دادن تمام ضعف ها و اشکالات شخصیت جیمز براون، این فیلم از رسالت این خواننده در پایه گذاری سبک موسیقی فانک و تعالی آن غافل نمی شود. در دوران اوج شهرتش وقتی جیمز براون ترانه هایی مثل "من احساس خوبی دارم" (I feel good) را در سال ۱۹۶۵ اجرا می کرد، موسیقی او حتی از موسیقی راک هم دوره او نیرومندتر و آتشفشانی تر بود.

در یکی از صحنه های خنده دار فیلم می بینیم که هنگام تمرین ترانه "لطفا، لطفا، لطفا" توسط جیمز براون در استودیو، یکی از مدیران شرکت تولید موسیقی با شکاست می گوید: "این که ترانه نیست، شعر ندارد و فقط کلمه لطفا را تکرار می کند." اما برای جیمز براون فقط یک کلمه کافی بود. او قصد ندارد داستان بگوید. او با تکرار همین کلمه، خوشحال و مسرور در ماه آشمانش زوزه می کشد.

حق نشر عکس AP
Image caption او به پدرخوانده موسیقی سول معروف بود

همزمان با ادامه ماجراهای فیلم موسیقی فانک در آن مورد استفاده قرار گرفته و عظیم تر و تاثیر گذارتر می شود. در یکی از صحنه های فیلم جیمز براون در جریان یک تمرین مرتب کار نوازندگان را قطع می کند و به آنها دستور می دهد که چطور بنوازند و چرا نمی توانند با او همراهی کنند.

تماشاگر ابتدا ممکن است فکر کند که جیمز براون قصد آزار آنها را دارد تا اینکه بالاخره به آنها توضیح می دهد که تمام آلات موسیقی ای که گروه مشغول نواختن است، یعنی گیتار، ترومپت، ساکسیفون باید طوری بنوازند که گویا همگی درامز هستند.

او با الهام گرفتن از دوک الینگتون به خوبی دریافته بود و می دانست که چگونه باید تمام اجزای یک ارکستر را به یک ماشین نیرومند تولید نواهای موزون تبدیل کرد.

در سال ۱۹۷۱ زمانی که او ترانه "ماشین سکس" را در شهر پاریس اجرا می کند، می توان تمام اجزا و نغمه های موسیقی پاپ سیاهپوستان آن زمانه را در همین ترانه شنید. از صدای گرفته فانک دهه ۷۰ گرفته تا نغمه پرخاشگر و بلند موسیقی رقصی دیسکو و صداهای کوبه ای و پر ضرب موسیقی هیپ هاپ همه در این ترانه جیمز براون شنیده می شوند.

با تماشای این فیلم می توان دید که تبلور تمام این موسیقی ها در نبوغ جیمز براون با پرداخت چه هزینه ای میسر شد. در حقیقت این فیلم همچون شمشیری دو لبه از یک سو به تماشاچی امکان می دهد تا در موسیقی استادانه جیمز براون سفر کند و از سوی دیگر به ما نشان می دهد که برای رسیدن به این هدف جیمز براون چه بهایی پرداخت و دیگران را به پرداخت چه هزینه هایی وادار کرد.