جاسوس فرانسوی که داستان سیاره میمون‌ها را نوشت

حق نشر عکس BBC World Service

فیلم جدید "طلوع سیاره میمون‌ها" در حقیقت ادامه مجموعه فیلم هایی است که براساس یک موضوع مشابه ساخته شده اند و اولین مورد آن فیلم کلاسیک "سیاره میمون‌ها" محصول سال ۱۹۶۸ با شرکت چارلتون هوستون است. اما قبل از همه این تولیدات سینمایی کتابی به همین نام وجود داشت که همه فیلم ها از آن الهام گرفته اند.

شاید امروزه کمتر کسی نام پی‌یر بول را شنیده باشد. او نویسنده ای فرانسوی است که اولین بار ایده جالب سفر انسانها در زمان و برخورد آنها با تمدن میمون‌ها به ذهنش خطور کرد. او کتاب خود به نام "سیاره میمون‌ها" را در سال ۱۹۶۳ نوشت. اما این همه ماجرا نیست. اکنون مشخص شده که پی‌یر بول در ساخته شدن یک فیلم سینمایی دیگر یعنی "پلی روی رودخانه کوای" هم نقش مهمی داشته است.

این کتاب که بعدا از روی آن فیلم سینمایی ساخته شد در ظاهر بسیار بریتانیایی به نظر می آید، قهرمان آن یک سرهنگ ارتش بریتانیا و ماجراهای آن نشان دهنده درک خاص این شخصیت از شرافت و وظیفه شناسی به سبک بریتانیایی است.

چطور چنین کتابی توسط یک فرانسوی نوشته شده؟ و چطور این نویسنده فرانسوی ماجراهای جنگ جهانی دوم را کنار گذاشت و به دنیای داستانهای علمی - تخیلی علاقمند شد که نتیجه آن یک فیلم موفق دیگر بود؟

پی‌یر بول در سال ۱۹۹۴ در پاریس درگذشت. دوران نویسندگی او بیش از ۴۰ سال ادامه داشت و طی آن حدود ۳۰ داستان بلند و مجموعه داستانهای کوتاه نوشت. اما زندگی شخصی اش قبل از روی آوردن به نویسندگی بود که نگاه و سبک ادبی او را شکل داد.

او از اواسط دهه ۳۰ میلادی برای یک شرکت بریتانیایی تولید پلاستیک و کائوچو در مالزی کار می کرد و در دوران جنگ جهانی دوم به عنوان یک مامور مخفی برای فرماندهی عملیات ویژه ارتش بریتانیا انجام وطیفه می کرد.

حق نشر عکس BBC World Service

در کتاب "پلی روی رودخانه کوای"، او در مورد حوادث و دنیایی می نوشت که شخصا با آن آشنایی داشت.

ژان لوریو، رییس انجمن دوستداران پی‌یر بول، می گوید: "او به شدت تحت تاثیر فرهنگ انگلوساکسون بود. او در خاور دور در کنار بریتانیایی ها کار می کرد. فرهنگ انگلیسی به شدت در او رسوخ کرده بود و برای زبان انگلیسی ارزش زیادی قائل بود و وقتی که به نویسندگی روی آورد قهرمان اکثر داستانهایش انگلیسی بودند."

"پلی روی رودخانه کوای" سومین داستانی بود که پی‌یر بول چاپ کرد. دو کتاب قبلی او به نامهای "ویلیام کنراد" و "نفرین مالای" ارج گذاری مستقیم به منابع الهام ادبی او یعنی جوزف کنراد و سامرست موام بود.

پی‌یر بول در کتاب سوم می خواست منش بیش از حد صحیح و شرافتمندانه سرهنگ نیکلسون ( با بازی الک گینس) را بررسی کند. ولی در عین حال سیستم های ارزشی دو ذهنیت بریتانیایی و ژاپنی را با یکدیگر مقایسه کرده است.

کتاب با این جملات آغاز می شود: "شاید شکاف غیرقابل گذری که از نگاه بعضی، روح مردمان مغرب زمین را از مردمان خاور دور جدا می کند چیزی بیشتر از یک سراب نباشد. شاید در این جنگ حفظ وجهه برای بریتانیایی ها درست به اندازه ژاپنی ها مهم و غیرقابل گذشت بود."

سالها بعد پی‌یر بول در زندگینامه مختصر خود با عنوان "منابع رودخانه کوای" تجارب شخصی خود از دوران جنگ جهانی دوم در خاور دور را توضیح داد.

او در سال ۱۹۴۱ در سنگاپور به نیروی ارتش فرانسه آزاد پیوست و سپس به واحدی اعزام شد که بعدها نیروی ۱۳۶ نام گرفت. این درحقیقت واحد عملیات ویژه ارتش بریتانیا در آسیای جنوب شرقی بود.

او در مورد دوران آموزش خود نوشته است: "آقایانی بسیار جدی به ما هنر منفجر کردن پلها، وصل کردن مواد منفجره به پهلوی کشتی ها، از خط خارج کردن قطار و فرستادن نگهبانان به آن دنیا را آموزش دادند."

حق نشر عکس BBC World Service

پی‌یر بول پس از انجام چند ماموریت در چین و برمه با اسم ساختگی و انگلیسی پیترجان رول، از مقامات ارشد دستور گرفت که از طریق رودخانه خود را به شهر هانوی برساند که در آن زمان در کنترل حکومت ویشی فرانسه بود.

او با کمک روستائیان و با استفاده از ساقه های نی یک بلم کوچک ساخت و در مسیر رودخانه به راه افتاد. در نقطه ای به نام لایچائو او را متوقف و بازداشت کردند و به فرمانده فرانسوی منطقه تحویل دادند. او تصمیم گرفت حقیقت را به این فرمانده بگوید و توضیح داد که عضو ارتش فرانسه آزاد است و ماموریت او این است که با افسران و مقامات ارتش ویشی که ممکن است به متفقین تمایل داشته باشند تماس برقرار کند.

متاسفانه این فرمانده جزو آن گروه نبود و پی‌یر بول به حبس ابد با کار اجباری محکوم شد. او دو سال بعد را در زندانی در شهر هانوی ویتنام گذراند و مدتی قبل از پایان جنگ توانست از زندان بگریزد.

ژان لوریو، رییس انجمن دوستداران پی‌یر بول، می گوید: "این حادثه برای پی‌یر بول تجربه آموزنده و مهمی بود. وقتی که او به هند و چین رفت فکر می کرد که در جبهه پیروز قرار دارد. ولی یک افسر فرانسوی او را بازداشت کرد و به او گفت نخیر شما در جبهه پیروز نیستید. همین اتفاقات موضوع خیر و شر را در ذهن او ثبت کرد و به او نشان داد که خیر فقط در مواقع خاصی می تواند واقعا خیر باشد و نه همیشه."

کتاب "پلی روی رودخانه کوای" متفاوت از فیلم سینمایی پایان می یابد. در کتاب این پل منفجر نمی شود بلکه به عنوان یادبودی از سرهنگ نیکلسون و مهارت های او پابرجا می ماند. فیلمسازان آمریکایی در هالیوود برای دادن هیجان بیشتر به لحظات پایانی داستان تصمیم گرفتند آن را منفجر کنند.

پی‌یر بول به خاطر تغییر داستانش در فیلم سینمایی اعتراضی نکرد. در آن زمان او نویسنده نسبتا جوانی بود و از دریافت حقوق معنوی این اثر و ساخته شدن فیلمی براساس کتابش خوشحال بود. اما موضوع دستکاری در ماجراهای کتاب چند سال بعد و در مورد فیلم "سیاره میمون‌ها" نیز اتفاق افتاد.

حق نشر عکس interfotoalamy

در کتاب پی‌یر بول داستان از زبان زوج جوانی که برای ماه عسل به فضا رفته و یک بطری حاوی دست نوشته ای را پیدا کرده اند نقل می شود. دستنوشته متعلق به یک روزنامه نگار فرانسوی است که ماجراهای خود در سیاره ای را که توسط میمون‌ها اداره می شود و در عوض،‌ انسان‌ها موجودات کودنی‌اند نقل می کند.

روزنامه نگار فرانسوی در پایان این حکایت به پاریس بازمی گردد و وقتی که وارد فرودگاه اورلی می شود می بیند که تمام کارکنان آن میمون هستند. یک نکته جالب دیگر نیز در پایان داستان وجود دارد. این روزنامه نگار بعدها متوجه می شود که زوج جوانی که به ماه عسل رفته بودند نیز شامپانزه‌‌اند.

یکی از صحنه های فیلم "سیاره میمون‌ها" که در کتاب وجود ندارد و احتمالا به یادماندنی ترین صحنه فیلم است کشف مجسمه آزادی است که زیرخاک دفن شده است. وجود این صحنه در فیلم نشان می دهد که مسافران در مسیر زمان به جلو رفته و بعد به کره زمین بازگشته اند، زمینی که تحت تاثیر جنگ های پیاپی ویران شده و میمون‌ها به عنوان موجودات برتر بر آن حاکم شده اند.

اما در کتاب "سیاره میمون‌ها" به قلم پی‌یر بول این حوادث نه در کره زمین بلکه در یک سیاره دور دست اتفاق می افتد. فیلمی که در سال ۲۰۰۱ توسط تیم برتون، کارگردان سرشناس، و با عنوان "سیاره میمون‌ها" ساخته شد به حوادث کتاب نزدیک تر است.

کلمنت پی‌یر، مسئول بایگانی دستنوشته های پی‌یر بول در کتابخانه ملی فرانسه، می گوید: "بین کتاب و فیلم تفاوت زیادی هست. در فیلم مسئولیت بشر نشان داده می شود و در واقع اقدامات بشر موجب ویرانی کره زمین شده است. اما کتاب در حقیقت منعکس کننده این نکته است که تمام تمدنها سرنوشتی جز زوال و نابودی ندارند و خطای بشری در آن بررسی نمی شود. از بین رفتن تمدن و بازگشت به بربریت امری گریز ناپذیر است."

آثار پی‌یر بول را می توان به دو ژانر اصلی تقسیم کرد، داستانهای مربوط به دوران جنگ جهانی دوم و داستانهای علمی - تخیلی.

کلمنت پی‌یر می گوید: "به نظر من ارتباط بین این دو ژانر اصلی این است که در هر دو آنها پی‌یر بول قهرمانان داستانهای خود را در موقعیتی بسیار دشوار قرار می دهد و توانایی آنها را برای انطباق با شرایط بررسی می کند. او با خلق شرایطی بسیار سخت توانایی های قهرمانان خود را به چالش می کشد."

پی‌یر بول کتابهای خود را به زبان فرانسوی بسیار ساده ای می نوشت. او در رشته های علمی تحصیل و مدتی هم در همین عرصه کار کرده بود. به گفته ژان لوریو، رییس انجمن دوستداران پی‌یر بول، داستانهای او از یک منطق علمی بی‌رحم تبعیت می کنند. در حقیقت او ابتدا نتیجه گیری نهایی داستان را می نوشت و بعد به عقب بازمی گشت و به مرور جزییات داستان برای رسیدن به آن نتیجه گیری را می پروراند.

بعد از پایان جنگ جهانی دوم پی‌یر بول احساس کرد که زندگیش رسالت دیگری دارد و مابقی عمر خود را وقف نویسندگی کرد. او به شهر پاریس رفت و در آنجا با خواهر و خواهر زاده اش که به آنها علاقه فراوانی داشت زندگی کرد.

حق نشر عکس BBC World Service

ژان لوریو، رییس انجمن دوستداران پی‌یر بول، شوهر خواهر زاده اوست. پس از مرگ پی‌یر بول تمام دست نوشته های او به ژان لوریو و همسرش رسید. یکی از این مدارک که وجود آن چند هفته پیش علنی شد، نسخه اصلی و فرانسوی فیلمنامه ای است که پی‌یر بول برای ساخت فیلم دیگری از "سیاه میمون‌ها" تهیه کرده بود.

فیلم کلاسیک "سیاره میمون‌ها" با بازی چارلتون هوستون چنان موفق بود که شرکت فیلمسازی فاکس قرن بیستم به سرعت تصمیم گرفت فیلم دیگری به عنوان دنباله آن تهیه کند. پی‌یر بول تهیه این فیلمنامه را شروع کرد و حتی بخش پایانی فیلم اول و ماجرای کشف مجسمه آزادی را در این فیلمنامه گنجاند. ولی در نهایت محصول کار او غیرقابل استفاده بود.

ژان لوریو می گوید: "این توافق نظر وجود دارد که پی‌یر بول نویسنده بسیار خلاقی بوده ولی سینما را به خوبی درک نمی کرد."

امروز پی‌یر بول حتی در زادگاهش فرانسه تقریبا از یادها رفته است. او در دوران حیات خود نیز فرد گوشه گیری بود و از شهرت و جنجال های دنیای ادب و داستان نویسی پرهیز می کرد. او هیچگاه ازدواج نکرد.

کلمنت پی‌یر، مسئول بایگانی آثار پی‌یر بول در کتابخانه ملی فرانسه، می گوید: "به نظر من دلیل فراموش شدن او در فرانسه تا حدی این است که ما دقیقا نمی دانیم او را در چه دسته یا گروهی از نویسندگان قرار دهیم. برخی فکر می کننند که او زیاد از حد "هالیوودی" بود. ولی به اعتقاد من او عمیقا در فرانسه ریشه داشت."

ژان لوریو بیست سال از زندگی خود را برای زنده نگاه داشتن خاطره مردی صرف کرده که به او علاقمند است. او می گوید:" آخرین کلمات پی‌یر بول به هنگام مرگ خطاب به من و همسرم این بود: امیدوارم آنها مرا فراموش نکنند."

مردی که داستانهایش الهام بخش دو اثر سینمایی بزرگ بوده و داستانهای دیگری نوشته است، مسلما لایق ارزش‌گذاری بیشتری است.