'تازه بقعه' و 'باورهای غلتان' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این هفته در آپارات دو فیلم 'تازه بقعه' ساخته حسن بهرام‌زاده و 'باورهای غلتان' ساخته محمد آزادفکر به نمایش درمی‌آیند.

درباره فیلم

حق نشر عکس apatrattazeboghe
Image caption نمایی از فیلم "تازه بقعه"

امامزاده لقبی است که در ایران به فرزندان و نوادگان امامان شیعه داده می‌شود. در ایران از ایام دور تعدادی مقبره وجود داشته یا به وجود آمده که به دلایل مختلفی تبدیل به زیارتگاه و جاهایی برای نذر و نیاز شده‌اند. تا دوران انقلاب فقط حدود ۱۵۰۰ مقبره و بقعه وجود داشت اما با به روی کار آمدن حکومت مذهبی ظرف سه دهه آمار این امامزاده‌ها، براساس اخبار رسمی منتشر شده به حدود یازده هزار رسیده، یعنی هفت برابر شده است . اصلی‌ترین دلیل این افزایش، نیاز و باور مردم برای حل و فصل مشکلات‌شان از طریق معجزه و شفا و رفع حاجت با توسل به مذهب است . ظهور این امامزاده ها در هر منطقه بیشتر اوقات باعث رونق اقتصادی آن منطقه شده و برای متولیان امامزاده‌ها شغل و درآمد ایجاد کرده و در عین حال باخودش آیین ها و مراسمی را برای ساکنان آن منطقه به همراه آورده است. آیین ها و باورهایی که از یک قصه شروع می شوند و بعد تبدیل به یک باور می شوند. باور به اعجاز این مقبره ها و رابطه تنگاتنگی که بین ساکنین و امامزاده ها به وجود می آید، شرایط اجتماعی سنتی و در عین حال پیچیده ای را به وجود می اورد . مراسمی هم که در هر کدام از این زیارتگاه ها برگزار می شود، شکل های خیلی متفاوت و گاهی عجیب و غریبی دارد . فیلم 'تازه بقعه' نگاهی دارد به یکی از این زیارتگاه ها در شمال ایران که تازه درست شده است.

ویژگی فیلم

'تازه بقعه' ساخته حسن بهرام‌زاده گفت و گوی موافقان و مخالفان زیارتگاهی است که تازه راه افتاده است. فیلم محصول سال ۱۳۸۵ است و یک گزارش عینی و بی قضاوت است از آن چه که در برابر دوربین اتفاق می‌افتد و ذهن پرسش‌گر را به دنبال خودش می‌کشاند.

درباره کارگردان

حق نشر عکس aparatbahramzadeh
Image caption حسن بهرام‌زاده، کارگردان

حسن بهرام‌زاده، متولد ۱۳۳۶ در بندرانزلی و عضو شورای عالی انجمن مستندسازان ایران است. وی از سال ۱۳۵۴ کار خود را شروع کرده و از آن زمان نویسندگی، کارگردانی و تهیه‌کنندگی بیش از چهل مستند و مجموعه تلویزیونی را به عهده داشته است که بعضی از آن‌ها در جشنواره‌های داخلی و بین‌المللی به نمایش درآمده و جوایزی را نصیب وی کرده است.

درباره فیلم 'باورهای غلتان'

حق نشر عکس aparatrotative
Image caption نمایی از فیلم 'باورهای غلتان'

امامزاده ها و مراکز زیارتی گاهی رسم ها و اسم های عجیبی دارند. امامزاده قلقلی در شهر لوشان استان گیلان یکی از این‌هاست. امام‌زاده‌ای که مردم برای گرفتن حاجتشان و برآورده شدن نیازهاشان، باید برابرش روی زمین و پله ها غلت بزنند. درباره فلسفه این غلت زدن روایت ها و قصه های مختلفی وجود دارد. محمد آزادفکر مستندساز در فیلم 'باورهای غلتان' سری زده به امامزاده محمد‌بن‌حَنفیه و از رسم غریب حاجت گرفتن در این امام‌زاده مستندی ساخته است.

ویژگی فیلم

'باورهای غلتان' ساخته محمد آزادفکر، گزارشی است از یک باور عجیب و غریب و سوالاتی که معمولا جواب روشنی برای‌شان پیدا نمی‌شود.

درباره کارگردان

حق نشر عکس aparatazadfekr
Image caption محمد آزادفکر، کارگردان

محمد آزادفکر متولد ۱۳۴۶ در تهران و فارغ التحصیل هنرهای تجسمی است. او علاوه بر تولید و ساخت فیلمهای مستند، به روزنامه‌نگاری و فعالیتهای مطبوعاتی نیز مشغول بوده است. در سال ۱۳۸۹ و در پی اعتراضاتی که پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران به وقوع پیوست وی با ساخت مستند 'خون سبز' ناگزیر به خروج از کشور شد و اکنون در آمریکا زندگی می کند. از آثار او می‌توان به فیلم کوتاه داستانیِ 'فاصله پنجره ها' و مستندهای ' آب و آتش' ،'خون سبز '، 'باورهای غلتان' و 'سفرِ رنج ' اشاره کرد که دو مستند آخری در مورد باورها و مناسک آئین هندوئیسم است.

نگاه کارگردان

نياز... ترس ... و آز... نشانه‌های بارزی از حس «خود ناكامل پنداریِ» بشرند. هر گاه كه اين سه باهم درآميزند، باورهای بشری را نقش می‌زنند و آدمی برای جبران نقصها و فرار از ترسها، آن‌گاه كه ديگر قادر نيست تا ماهيت هستی را درك كند، ناچار كليّتی را فرض می‌كند تا در سايه آن كُل؛ دغدغه‌ها ، نيازها، ترسها يا حتی عطشِ آزش را آرام كند. اما از آنجا كه خودش هم در ناخودآگاه می‌دانست كه آن كليّت، از ابتدا فرضی بيش نبوده است؛ پس با خود قرار گذاشت تا خود را بفريبد و بی آنكه دليلی حاجت كند، آن كليّت را دربست بپذيرد... و اين حزن‌آلودترين فريب اعصار آينده‌اش شد، اما كسی به راحتی فريب را پذيرا نبود، شايد برای همين بود كه بشر نام اين فريب را ايمان و باور گذاشت تا راحت‌تر بتواند آن را بين هم‌نسلان و نسلهای آينده انتشار دهد. چرا كه باورهايش او را دلگرم می‌كردند؛ به او و خانواده و قبيله‌اش نيرو می‌دادند، در سختی‌ها به كمكشان می‌آمدند و در بی‌پناهی‌ها، آنها را در برابر طبيعتی قهار، اميد می‌دادند. باورها ابزاری بودند كه اختراعش آدمی را قادر ساخت تا به طبيعت چيره شود. ترس از مرگ را كاهش دهد و به جای ترس و يأس، اميدی (هرچند واهی) در برابر ناممكن‌ها باشد.

اما باورها ابزاری بی اهميت و ناچيز نبودند كه بشر مثل نيزه در شكارها گمش كند يا مثل آتشِ غار، باغفلتی در خواب از دستش بدهد. بايد هرطور كه بود باورهايش را حفظ می‌كرد... برای همين... سختی به جان خريد... مشقت پذيرفت... رياضت كشيد... در برابر باورهاي خودش كُرنش كرد... برای باورهای خودش بناهای مجلل ساخت تا مدام قدرت باورها را به خودش يادآوری كند... و سرانجام... هركس كه آن را ناديده گرفت، دشمنش پنداشت و برايش شمشير كشيد.

اما باورها از آنجا كه در ذهن ميرای انسانِ فانی ساخته و پرداخته شده بودند، دستخوش افول و سقوط می‌شدند و در بازه‌های زمانی رنگ می‌باختند. به ناچار، برای اينكه از اين ذهن به آن ذهن و از اين نسل به آن نسل منتقل شوند، بايد غلتان می‌شدند. بايد به آنچنان روندگی می‌رسيدند تا به راحتی به درون انديشه‌های خرد و كلان بغلتند و مغزها را درنوردند... پس در هر زمان رنگی به خود گرفتند و در هر دوره پيرايه‌هایی به آن افزوده يا از آن كاسته شد.

فيلم باورهاي غلتان در لابه‌لای مراسمی مذهبی، به دنباد همان نيازهای اوليه بشر می‌گردد كه او را واداشت تا باور را خلق كند. مستند باورهای غلتان، از ترس... نياز... و آز می‌گويد كه آدمی را وامی‌دارد تا مثل باورهايش غلتان شود. اين مستند در رد يا تأييد باوری نيست، اما قدرتِ باوری را به نمايش می‌گذارد كه حتی باورمندانش از چگونگی آمدنش خبر موثقی ندارند. تنوع روايتهای موجود از منشأ پيدايش اين رسم، همين حقيقت را تأييد مي‌كند. اين باور مُشتی است از خروار كه تاريخ بشر را انباشته...

فيلم با تصاويری گنگ و مبهم همچون لحظة خلق باورها آغاز می‌شود و رفته رفته بيننده را با باوری آشنا می‌كند كه طی آن افراد اعمالی را انجام می‌دهند كه تقارن آن با عصر اطلاعات، كمی عجيب به نظر می‌رسد. به همين دليل مصاحبه‌ها با افراد نه لحنی كرنشگر دارند و نه استهزا آميز. هدف از مصاحبه‌ها كندوكاوِ دلايلي بوده است كه افراد را براي رساندن به نيازهايشان به چنين عملی ترغيب كرده است. به غير از اشاره‌های كوتاه و گذرا، هرگز بر مكان جغرافيايی امامزاده تأكيد نشده است تا مبادا مخاطب به رفتن به اين مكان ترغيب شود. شايد بتوان گفت مخاطبان اين مستند، هم باورمندانش هستند و هم منتقدانش. هر دو گروه می‌توانند به فراخور ديدگاههايشان آن را باور، يا رد كنند و اين تأييدی است بر ظهور و سقوط باورها در بازه‌های زمانی مختلف و نسلهای مختلف.

موسيقی و تدوينِ 'باورهای غلتان' نيز حاصل ساعتها گفت‌و‌گو بين كارگردان و عوامل فيلم بوده است. در مستند باورهاي غلتان، موسيقی نقشِ همراه دارد و كارگردان به جز در قطعه پايانی قصد نداشته كه موسيقی با هويتی شاخص جلوه‌گری كند. موسيقي از ابتدای فيلم، همپای تصاوير، با فضایی ناواضح و گنگ آغاز می‌شود. همانطور كه در ابتدای فيلم، تصاوير كنجكاوی مخاطب را تحريك می‌كند، فضای موسيقی نيز تعليق گونه می‌شود. اما به مرور در صحنه‌های بعدی موسيقی بارِ احساسی بيشتری به خود می‌گيرد و در فصل ميانی، مروری بر حال و هوای عاطفی زائران نيز دارد و سرانجام در فصل پايانی، با قطعه‌ای حزين، برداشت كارگردان را از موضوع ارائه می‌دهد. آهنگساز به فضای مذهبی امامزاده اشاره‌ای محدود می‌كند. با اينكه در نماهايی كه فضای امامزاده و ضريح ديده می‌شوند، موسيقی برخوردی احترام آميز دارد؛ اما قصد آن را هم ندارد كه فضايی روحانی در فيلم ايجاد كند.

خلاصه فیلم‌های هفته گذشته 'چهل‌منبر' و 'نقش‌ آرزو'

حق نشر عکس aparatmenbar
Image caption نمایی از فیلم 'چهل منبر'

مراسم چهل‌منبرکه مختص زنان است، آیینی است که در ایران ریشه بسیار قدیمی دارد و درلرستان و چند شهردیگر ایران از جمله بیرجند ، لاهیجان و مشهد با نام های متفاوت مثل هفت منبر ، پنج منبر و غیره انجام می‌شود. اما مراسم چهل‌منبری که در استان لرستان به ویژه شهرستان بروجرد انجام می‌شود، قدیمی ترین شکل این سنت است. سنتی که در آن زن ها برای عملی شدن آرزوهاشان سر و صورت خودشان را پنهان می‌کنند و روزه سکوت می گیرند و به راه می افتند و برای دریافت حاجت‌هایشان از امام حسین در چهل محل مذهبی شمع روشن می‌کنند. فیلم 'چهل‌منبر' به این موضوع می پردازد.

حق نشر عکس aparatarezoo
Image caption نمایی از فیلم 'نقش آرزو'

راه و روش های غریب دیگری هم برای گرفتن حاجت و گره از کار گشودن در مکان‌های دیگر ایران هست که بسیاری از آن‌ها ریشه در خرافات و افسانه ها دارند . از نذر نخود و قسم دادن مقدسین گرفته تا فوت کردن و ورد خواندن وخواب‌نما شدن و درخت مقدس و مار مقدس دیدن و خیلی کارهای دیگر. زیارتگاه‌ها بقعه‌ها و سقاخانه‌ها در هر منطقه هم رسم و رسوم خودشان را دارند. 'آب باد' جایی است که مردم‌اش برای رسیدن به آرزوهاشان، آن‌ها را روی سنگ و خاک نقاشی می‌کنند . فیلم 'نقش آرزو' سری می زند به 'آب باد' و با پسرک شمع‌فروش و زندگی‌اش ما را آشنا می‌کند.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

احسان

دیدن مستند چهل منبر از آپارات خیلی برایم جالب بود. این فیلم را یک بار در خانه هنرمندان در تهران و یک بار درفرانسه دیده بودم اما هر بار بنا به دلایلی مجبور شدم سالن را ترک کنم. کنجکاو بودم آخرش را ببینم. پایان جالبی داشت و صحبت های حسن صلح جو قبل از نمایش فیلم خیلی خوب و مفیدبود. جایی که یکی از مصاحبه شونده ها می گوید ما عدالت و امنیت نداریم را خیلی دوست داشتم. تنها مشکل این فیلم فیلمبردار بودن خود کارگردان بود اما سوال پیچ کردن مردم خیلی جالب بود و فیلم را فضای سرد و سیاه خارج می کرد. فیلم روان و خوبی بود. مستندی هم که هفته گذشته درباره آن امامزاده پخش کردید نیز خیلی خوب و دیدنی بود. فیلمبرداری این فیلم اگر اشتباه نکنم کار تورج اصلانی بود و خیلی خوب بود. برای انتخاب و پخش این مستندهایی که فقر فرهنگی ما و اعتقادات بی ریشه و اساس ایرانی جماعت را نشان میدهند سپاسگزارم.

کوشا

هر دو فیلم خوب بود اما دومی بهتر. در فیلم اول فکر می‌کنم خیلی از جاها فیلم‌ساز یا همان فیلم‌بردار قصد مسخره کردن و قضاوت در مورد این اعتقادات را داشت و سوالاتش از شخصیتها هدف‌دار بود اما در فیلم دوم کاملا بی طرفانه بود. مشکل فیلم دوم هم به نظرم این بود که از اواسط کار از حال و هوای مستند در می آمد.

زهرا

به نظرم این دوفیلم و همین‌طور فیلمهای قبلی آپارات همه دارای موضوعهای خیلی خاص و جالبی بودند و همه‌شان ارزش دیدن و فکرکردن و یا نقد و بررسی را دارند و بعضی چیزها مخصوصا جهل و خرافات مذهبی که در مردم ریشه کرده را نشان می دهند و این از خواندن صدکتاب هم پرمعناتر است . مجری برنامه بیطرف است و این خیلی خوبه ولی اگر خود کارگردان فیلم یا یک کارشناس در مورد فیلم بیشتر توضیح بدهند،برای بیننده فهم‌اش بهتر می‌شود.

وحیده

فیلم 'نقش آرزوها' خیلی خوب بود. بیننده را متاثر می‌کرد. اما این اواخر بعضی وقتها فکر می‌کنم که این فیلم ها را انتخاب می کنید که مردم ایران را آدمهای بی‌خودی نشان بدهید که وقتی یک کاری می کنند خودشان هم نمی دانند دارند دقیقا چه کار می کنند. اعتقاداتشان به نظر مزخرف می رسد و اصلا خودشان هم به این اعتقادشان شک دارند. فیلم هایی که توی این یک ماه اخیر پخش کردید همه اشاره به اعتقادات قلبی مردم دارد که برای خودشان قابل احترام هستند و من و شمای روشنفکر نباید آنها را به سخره بگیریم. به نظر من اگر جهت فیلم‌هاتان را عوض کنید برایتان بهتر است.

پگاه

فیلم 'چهل منبر' خیلی فیلم جالبی بود. به نظرمن افرادی که این مراسم را انجام می دهند حتما باید این فیلم را ببینند اما از تهیه‌کننده برنامه می خواستم بپرسم که چرا شما سعی دارید فیلم هایی را که ضد مذهب و خرافات هستند را طوری نشان بدهید و در موردشان حرف بزنید که انگار برعکس است؟ این فیلم 'چهل منبر' که دیشب و امروز نشان دادید کاملا ضد مذهب و خرافات بود . در تمام فیلم عقیده فیلمساز معلوم است که به این مراسم مذهبی انتقاد دارد مثل آن جایی که پیرزن و پیرمرد می گویند گوشمان نمی شنود کر هستیم یا آن جایی که بعد از مراسم پرواز پرنده ها را نشان می دهد که انگار زن ها از قفس آزاد شدند، یا سوالاتی که می پرسد از مردم. حتی تو بعضی از صحنه ها نگاهی تمسخر آمیز دارد به مردمی که این کار را انجام می دهند. . به نظر من اصلا سیاه و سفید بودن این فیلم و توی زمستان بودنش خودش نشان دهنده خیلی چیزهاست.به نطر می‌رسد بی بی سی علاقه ای ندارد مردم را آگاه کند . چرا مجری با شهامت و جسارت نمی توانند در مورد این فیلم ها صحبت کنند. پیش از نمایش فیلم جوری در مورد این فیلم حرف زدند که انگار این برای تشویق مردم ساخته شده و همه باید مراسم چهل منبر را انجام دهند . بهتر است مجری این برنامه موضع خودشان را روشن کنند. شما با مذهب این شکلی و خرافاتی که این قدر ریشه در فرهنگ ما دارد موافق هستید یا نه ؟ ظاهرا قصد دارید بیشتر از آگاه کردن مردم با حرفهایتان به تبلیغ چنین مراسم خرافی بپردازیذ. من خودم تحقیق زیادی در این مورد داشتم و حتی از نزدیک دیدم اما هر چه قدر هم این فیلم ها به فهم تماشاگر کمک کند حرف های شما تاثیر برعکس آن را دارد. در سایت شبکه بی بی سی از قول حمیده شریف راد نوشته اید که 'ساخت این فیلم یک طرح پرسش با تماشاگری است که در این عصر برای دستیابی به نیاز های مادی و معنوی خود به جای تلاش و حرکت به سوی آن، به گرو نگه داشتن شمع ، استکان و چراغ پناه می‌برد. من سعی کردم با ساخت این فیلم اشاره ای هر چند کوچک و مختصر به رابطۀ ناگسستنی خرافات و دین با واقعیت زندگی روزانۀ مردم در این گونه مراسم داشته باشم '. آدم نمی فهمد چرا از این طرف همچین چیزی را در سایتتان میگذارید و از طرف دیگر مجری برنامه مردم را تشویق به انجام چنین مراسمی می کند. بهتر است یک جواب قانع کننده بدهید .

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: کلیک aparat@bbc.co.uk

آدرس فیس بوک برنامه آپارات:کلیک https://www.facebook.com/aparatonbbc

جمعه ۲۱:۰۰ ۲۲:۰۰ ۲۲:۳۰ ۱۷:۳۰
تکرار شنبه ۱۳:۰۰ ۱۴:۰۰ ۱۴:۳۰ ۰۹:۳۰
تکرار یکشنبه ۲۴:۰۰ ۰۱:۰۰ ۰۱:۳۰ ۲۰:۳۰
تکرارسه شنبه ۱۵:۰۰ ۱۶:۰۰ ۱۶:۳۰ ۱۱:۳۰
تکرارچهارشنبه ۲۴:۰۰ . ۰۱:۰۰ ۰۱:۳۰ ۲۰:۳۰
تکرار پنج شنبه ۱۱:۰۰ ۱۲:۰۰ ۱۲:۳۰ ۰۷:۳۰

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

مطالب مرتبط