جشنواره ادینبورگ؛ ستایش از هنر زیر سایه رفراندوم اسکاتلند

حق نشر عکس s
Image caption "جنگ" عنوان نمایشی است از روسیه است

لابلای اخبار جنگ و خونریزی، جشنواره ادینبورگ که یکی از بزرگ ترین جشنواره هنری جهان محسوب می شود، یک ماه تمام هنر و ستایش از هنر و جشن و شادی را پیشنهاد می کند؛ همان چیزی که از ابتدا موجب پدید آمدن این جشنواره شد: مرهم گذاشتن بر زخم های جنگ دوم جهانی و دعوت به صلح و دوستی از طریق هنر.

حالا در شصت و هفتمین دوره برگزاری، جشنواره ادینبورگ نقطه مهمی در تقویم هنری جهان محسوب می شود؛ جشنواره ای که در دو بخش بین المللی و حاشیه (فرینج)، سعی دارد هم شناخته شده ترین چهره های تئاتر، رقص، باله، اپرا و موسیقی کلاسیک را گرد بیاورد و هم فرصتی باشد برای جوان ترها تا استعدادهای خود را بروز دهند.

در بخش بین المللی که آثاری از سراسر جهان به دعوت خود جشنواره اجرا می شوند، بیش از ۲۴۰۰ هنرمند از ۵۳ کشور به این شهر زیبای تاریخی دعوت شده اند و در بخش حاشیه- که هر گروهی خود می تواند با اجاره یک سالن در آن شرکت کند- ۳۱۹۳ نمایش از ۴۷ کشور شرکت کرده اند که نسبت به سال قبل، رشد یازده درصدی را نشان می دهد.

زیر سایه رفراندوم

شاید جشنواره ادینبورگ هیچ گاه این میزان درگیر سیاست نبوده است. کمتر از یک ماه به رای گیری ای مانده که می تواند تاریخ اسکاتلند را دگرگون کند؛ موضوع این رفراندوم این است که اسکاتلند جزوی از بریتانیا باقی بمانند یا کشور مستقلی شود.

هرچند برگزار کنندگان جشنواره از ابتدا اعلام کرده اند که سعی دارند به طور کلی از سیاست دور بمانند، اما به هر حال فضای شهر و جشنواره تحت تاثیر این لحظه تاریخی است تا آنجا که برخی نمایش های شرکت کننده در این دوره هم از این قاعده مستثنا نیستند.

یکی از بزرگ ترین و پر سروصداترین نمایش های جشنواره امسال، اثری است به نام جیمز که در سه قسمت در هفت و نیم ساعت اجرا می شود و تاریخ اسکاتلند را در قرن پانزدهم در دوره سه پادشاه مورد بررسی قرار می دهد.

این تئاتر باشکوه که توسط تئاتر ملی اسکاتلند تولید شده، به شکلی بر مساله قومیت و اسکاتلندی بودن - هرچند گاه به زبان طنز- تاکید دارد و مساله خراج دادن به بریتانیا در آن زمان و تلاش برای مستقل شدن به شکلی تلویحی را به امروز مربوط می کند. از سخنرانی پایانی ملکه اسکاتلند در مجلس می توان این تعبیر را داشت که نمایشنامه نویس (رونا مورنو) به شکلی تلویحی در حال حمایت از جدا شدن اسکاتلند است و از رای گیری پیش رو به عنوان یک فرصت یاد می کند.

خداحافظی مدیر جشنواره

امسال هشتمین و آخرین سال مدیریت جاناتان میلز است که با تغییر او - که به شکل غریبی مصادف است با رای گیری ای که می تواند جنبه های مختلفی از جشنواره را در سال های آتی تحت تاثیر قرار دهد- به نظر می رسد دوران متفاوتی برای بخش بین المللی جشنواره ادینبورگ رقم خواهد خورد.

حق نشر عکس s
Image caption یکی از بزرگ ترین و پر سروصداترین نمایش های جشنواره امسال، اثری است به نام جیمز که در سه قسمت در هفت و نیم ساعت اجرا می شود و تاریخ اسکاتلند را در قرن پانزدهم در دوره سه پادشاه مورد بررسی قرار می دهد

جشنواره ادینبورگ تا پیش از جاناتان میلز غالباً بر ارتباط با اروپا متمرکز بود (دلیل اولیه ای که جشنواره بخاطر آن تاسیس شد) اما میلز سعی کرد کشورهای دوردست تری را در جشنواره دخیل کند: «وقتی در سال ۱۹۴۷ جشنواره افتتاح شد، قرار بود که به شدت با اروپا در ارتباط باشد و حالا این ارتباط در اروپا تثبیت شده، برای همین من فکر می کنم حالا بیشتر نیاز هست تا با بخش هایی از دنیا که ما در موردش کمتر می دانیم مرتبط شویم، جاهایی نظیر آسیا، آمریکای جنوبی و آفریقا. ما نیاز داریم که تبادل فرهنگی بیشتری با آنها داشته باشیم؛ بخاطر دلایل محیطی، سیاسی و البته از همه مهمتر هنری.»

میلز برای اولین بار (و آخرین بار تا به امروز) آثاری از ایران را هم به این جشنواره دعوت کرد. تعزیه اثر عباس کیارستمی و کشتی شیطان نمایشی از آتیلا پسیانی تنها آثار ایرانی است که در بخش بین المللی ادینبورگ شرکت کرده اند.

امسال صدمین سالگرد آغاز جنگ اول جهانی است و در کنار برنامه های مختلف هنری و غیر هنری در اروپا در کنکاش درباره چند و چون این جنگ، ادینبورگ هم تم اصلی امسال خود را بر این جنگ بنا نهاده است.

مساله جنگ و تاثیر آن بر هویت و زندگی مردم محور اصلی چند نمایش و رقصی است که برای اولین بار در جشنواره ادنیبورگ اجرا می شوند.

"جنگ" عنوان نمایشی است از روسیه به کارگردانی ولادیمیر پانکوف که دنیای گروهی از جوانان هنرمند را پیش از جنگ اول جهانی در پاریس روایت می کند که باور دارند "زیبایی" جهان را نجات خواهد داد.

"جبهه" هم نمایشی است از بلژیک به کارگردانی لوک پرسوال که وقایع جنگ را طی مدت چهار سال در بلژیک با چهار زبان مختلف روایت می کند.

هنرمندان ایرانی در فرینج