لوسی؛ اکشن شبه روشنفکرانه لوک بسون

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption اسکارلت جوهانسن در سال‌‎های اخیر با بازی در فیلم های اکشن و تخیلی در نقش زنانی استثنایی و قدرتمند، خوب درخشیده است

فیلم لوسی، محصول دیگری از شرکت اروپا کورپ، کمپانی اکشن سازی لوک بسون، فیلمساز سرشناس فرانسوی، بر پرده سینماهای جهان آمده و با فروش بیش از ۱۱۷ میلیون دلار در گیشه های آمریکا و ۲۱۶ میلیون دلار در سطح جهانی (تا پایان ماه اوت) به پرفروش ترین فیلم هفته های گذشته سینماهای جهان تبدیل شده است.

این فیلم همچنین در حال حاضر پرفروش‌ترین فیلم سینماهای بریتانیا و فرانسه است و فروش آن در بریتانیا تا کنون ۴.۱۷ میلیون پوند بوده است.

این فیلم همچنین دومین فیلم پرخرج فرانسوی در سال ۲۰۱۳ بود که با بودجه ای نزدیک به ۶۰ میلیون دلار در تایپه، نیویورک و پاریس فیلمبرداری شد و یکی از بزرگ ترین پروژه های سینمایی شرکت "اروپا کورپ" لوک بسون بوده است، شرکتی که بسون آن را در سال ۲۰۰۰ تاسیس کرد.

لوسی بعد از لاراکرافتو مهاجمان مقبره و تحت تعقیب، سومین فیلم پرفروشی است که بر محور یک قهرمان زن شکست ناپذیر ساخته شده و بر اساس گزارش وب سایت سینمایی"موجو"، مورد استقبال وسیع جوانان آمریکایی قرار گرفته و ۶۵ درصد تماشاگران آن زیر ۲۵ سال بوده اند.

برخی از منتقدان سینمایی، لوسی را بهترین فیلم لوک بسون بعد از عنصر پنجم دانسته و بیشتر آنها بازی اسکارلت جوهانسن در نقش لوسی را ستوده اند، بازیگری که اکنون جای "فم فتال" زیبای فیلم های قبلی بسون از نیکیتا به بعد را گرفته است؛ زنی قدرتمند با جاذبه ای اغواگرانه که می داند چگونه از توانایی هایش برای شکست مردان و به زانو در آوردنشان استفاده کند.

ابتدا قرار بود آنجلینا جولی در نقش لوسی بازی کند اما بعد اسکارلت جوهانسن جایگزین او شد.

جوهانسن در سال های اخیر با بازی در فیلم های اکشن و تخیلی مثل انتقام جویان، کاپیتان آمریکا و زیر پوست در نقش زنانی استثنایی و قدرتمند، خوب درخشیده و اعتماد به نفس بیشتری برای ایفای این گونه نقش ها پیدا کرده و حالا بعد از انجلینا جولی، شارلیز ترون و میلا جووویچ، به مهم ترین بازیگر زن فیلم های اکشن تبدیل شده است.

حق نشر عکس AP
Image caption بسون، ساختن لوسی را یک ریسک می داند

به گفتۀ جوردن هافمن، منتقد فیلم گاردین، اسکارلت جوهانسن در این اکشن شبه روشنفکرانه که به گفته او بهترین کار لوک بسون بعد از عنصر پنجم است، می درخشد اما جان دی فور، منتقد هالیوود ریپورتر ضمن ستایش از بازی جوهانسن، معتقد است که فیلم نمی تواند توانایی های خداگونه او را توجیه کند.

در بسیاری از نقدها و نوشته های سینمایی، به شباهت لوسی با فیلم هایی چون ادیسه فضایی کوبریک، انیمشین ژاپنی آکیرا (ساخته کاتسوشیرو اوتو مو) و برخی فیلم های علمی تخیلی و اکشن دیگر مثل ماتریکس، اشاره شده است.

تاثیر پذیری لوسی از این فیلم ها، تا حد زیادی آشکار است و لوک بسون نیز صادقانه به مرجع های سینمایی اش اعتراف کرده و گفته است که می خواسته نخستین بخش فیلم اش شبیه لئون (ساختۀ خودش)، بخش دوم آن شبیه سرآغاز (Inception) (کریستوفر نولن) و قسمت سوم آن شبیه ادیسه فضایی (استنلی کوبریک) باشد.

استفاده ۱۰ درصدی از مغز

لوسی، دربارۀ زنی است که قابلیت های مغز او به تدریج افزایش می یابد تا جهان پیرامون خود را آنچنان که هست ببیند.

فیلم از این افسانه علمی ریشه گرفته که انسان، تنها از ۱۰ درصد قابلیت مغزی اش استفاده می کند و ۹۰ درصد مغزش بدون استفاده باقی می ماند. نظریه ای که بنیان علمی محکمی ندارد و بسیاری از دانشمندان و متخصصان مغز و اعصاب آن را رد کرده اند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption بسون می گوید هدف او ساختن یک فیلم اکشن هدف دار بود

به اعتقاد ریف بلک برن، نویسنده بلفاست تلگراف، ایدۀ ده درصدی مغز، چیزی بیشتر از یک افسانۀ شهری نیست. به گفته او با استناد به نظر باربارا ساهاکیان، متخصص مغز و اعصاب، دقیقا نمی توان گفت چه مقدار از مغز ما به طور کمّی فعال است اما قطعاً بیشتر از ۱۰ درصد است.

اما به اعتقاد تای بر، منتقد فیلم بوستون گلوب، لوک بسون از افسانه ۱۰ درصدی مغز، آگاهانه و به عنوان یک استعاره استفاده کرده است.

لوک بسون، خود در توضیح جنبه علمی این موضوع می گوید: "من خیلی به علم علاقمندم و وقتی فهمیدم که هر سلول مغزی می تواند ۱۰۰۰ پیام در هر ثانیه بفرستد و ما در بدنمان ۱۰۰ بیلیون سلول داریم، برای من اعجاب آور بود."

به گفته بسون، مغز لوسی ۴۰۰ گرم است در حالی که مغز انسان مدرن حدود ۱.۴ کیلوگرم است. او می گوید نمی خواست فیلم مستندی دربارۀ مغز بسازد بلکه هدف او ساختن یک فیلم اکشن هدف دار بود؛ فیلمی سرگرم کننده که روی جنبه های علمی و تجربی متمرکز باشد.

بسون، ساختن این فیلم را یک ریسک می داند و می گوید: "این فیلم دربارۀ ما، میراث ما و آموخته های ماست. شاید برخی از مردم بگویند این دیگر چه فیلمی است اما برخی هم ممکن است از آن استقبال کنند. این یک ریسک بود. روی هر فیلمی نمی توان این ریسک را کرد اما اگر ریسک نباشد، پیشرفتی هم در کار نیست."

لوسی (اسکارلت جوهانسن)، دختر دانشجویی در تایپه است که از طرف دوست پسرش که دلال مواد مخدر بوده و به قتل رسیده، باید بسته ای حاوی مواد مخدر کریستالی و خطرناک را به گروهی از گانگسترهای کره ای تحویل دهد.

اما گانگسترها او را اسیر کرده و به زور با یک عمل جراحی، یک بسته مواد مخدر را داخل شکمش جاسازی می کنند تا به اروپا منتقل کند اما بر اثر درگیری او با یکی از گانگسترها که قصد تجاوز به او را دارد، بستۀ داخل شکمش پاره می شود و مواد آن جذب بدن لوسی شده و او پس از مدت کوتاهی متوجه می شود که قدرت مغزی و فیزیکی بالایی پیدا کرده که می تواند با استفاده از آن بر پیرامونش اثر بگذارد.

او از این پس قادر است مغز آدم ها را بخواند، با سرعتی باورنکردنی تایپ کند، خطوط تلفن را دست‌کاری کند و آدم‌ها و اجسام را از راه دور تکان دهد. پس از آن او تصمیم می گیرد که از دشمنانش انتقام بگیرد.

همزمان با افزایش قدرت ذهنی و فیزیکی لوسی، پروفسوری به نام نورمن (با بازی مورگان فریمن) در پاریس سرگرم سخنرانی درباره توانایی های مغز انسان است.

او در جواب دانشجویی که می پرسد اگر کارایی مغز به ۱۰۰ درصد برسد چه اتفاقی می افتد می گوید؛ "یعنی ما به قلمرو علمی تخیلی رسیده ایم". و در آخر نیز می گوید "ما چیزی در این باره نمی دانیم" اما لوسی و تجربه های عجیبش، می تواند، دانش و شناخت او در این زمینه را تکمیل کند.

هالیوودی فرانسوی

حق نشر عکس AFP
Image caption بیشتر فیلم های لوک بسون، معرف تخیل شگفت انگیز و سبک بصری قدرتمند اوست

لوک بسون را باید هالیوودی ترین فیلمساز فرانسوی خواند. فیلمسازی که بیشتر در ژانر فیلم های گانگستری- جنایی با مایه های فانتزی و علمی تخیلی فیلم ساخته است و آدم های فیلم های او را اغلب، گانگسترها، قاچاقچیان مواد مخدر، آدم ربایان و تاجران سکس و فحشا، تشکیل می دهند.

او علاوه بر کارگردانی و تهیه فیلم های اکشن، فیلمنامه نویس تعداد زیادی از فیلم های این ژانر بوده و فیلم های موفقی مثل تاکسی(۳ قسمت)، بوسه اژدها، ترنسپورتر، ناحیه ۱۳، و ربوده شده(۲ قسمت) را نوشته و تهیه کرده است.

بیشتر فیلم های لوک بسون، معرف تخیل شگفت انگیز و سبک بصری قدرتمند اوست، سبکی که نشانه های آن را می توان در همین فیلم لوسی نیز مشاهده کرد.

بخش اول فیلم از جنبه های رئالیستی و منطق روایی بیشتری برخوردار است اما به تدریج با ورود فیلم به فضای فانتزی، انسجام روایی فیلم از دست می رود. ایدۀ فلسفی استفاده از پتانسیل کامل مغز(حتی در ابعاد تخیلی اش) به درستی در فیلم اجرا نمی شود و به جای آن بسون، بیشتر از این ایده برای ساختن صحنه های اکشن فیلم و درگیری لوسی با گانگسترهای کره ای استفاده کرده است.

نوشته هایی که لابلای فیلم می آید و سیر تدریجی افزایش قدرت مغزی لوسی را به صورت درصدی نشان می دهد نیز کیفیتی شبیه بازی های ویدئویی به فیلم بخشیده است.

بیشتر منتقدان، سستی پلات و شلختگی فیلمنامه و اتکای فیلم به تئوری علمی اثبات نشده دربارۀ کارایی مغز انسان را از مهمترین ضعف های فیلم برشمرده و بر این باورند که بسون سعی دارد حفره های منطقی و داستانی اش را با هیجان های سست و جذابیت اسکارلت جوهانسن پر کند.

از سوی دیگر استقبال وسیع تماشاگران سینما از فیلم لوسی، نشان می دهد که لوک بسون اگرچه هنوز نتوانسته به جایگاه هنری سابق اش بازگردد اما در عوض توانسته است بر اساس تخیلات جوشانش، با ساختن فیلم های تجاری اکشن، پرهیجان و جذاب، ۹۰ دقیقه تماشاچیان را سرگرم کرده و آنها را راضی از سالن سینما خارج کند.