مرتضی حنانه؛ بیست و پنجمین سالمرگ

حق نشر عکس s

مرتضی حنانه که اینک بیست و پنج سال از درگذشتش می گذرد، یکی از پر آوازه ترین موسیقیدانان ایران به شمار می رود. او از هنر آموختگان دوره ریاست پرویز محمود در هنرستان عالی موسیقی بود و در بنیاد نخستین ارکستر سمفونیک تهران با او همکاری داشت.

حنانه و یارانش هر روز در گوشه و کنار شهر می گشتند تا نوازندگان پراکنده ای را گرد آورند، با آن ها کار کنند و به آرزوی دوست خود پرویز محمود که آرزوی خود آن ها نیز بود، جامه عمل بپوشانند و ارکستر سمفونیک تهران را در سال ۱۳۲۵ بنیاد کنند.

مرتضی حنانه در یازدهم اسفند ماه سال ۱۳۰۱ در تهران زاده شد و در سال ۱۳۱۳ پس از پایان کار دبستان، در هنرستان موسیقی تهران نام نوشت و ساز بادی "کُر" را به عنوان ساز تخصصی انتخاب کرد.

کُر یا هورن سازی بود که کمتر کسی به سراغش می رفت ولی به هنگام تشکیل ارکستر سمفونیک تهران سخت مورد نیاز قرار گرفت و حنانه توانست با مهارت هایی که در نواختن آن یافته بود، این نیاز را برطرف سازد.

او سرانجام در سال ۱۳۲۰ موفق شد دیپلم هنرستان را به دست آورد. متاسفانه هنوز در هنرستان دوره عالی وجود نداشت. از سوی دیگر به سبب درگیر شدن جنگ دوم جهانی، استادان چِک که سازهای بادی را در هنرستان تدریس می کردند، به میهن خود بازگشتند.

جنگ همه چیز را در هم ریخته بود و جایی برای ادامه فعالیت های هنرستان باقی نمی گذاشت. در میان همه این بدبیاری ها، شانس بزرگی نصیب حنانه شد.

آشنایی و دوستی با پرویز محمود که تازه از بلژیک بازگشته بود و دنبال نیروی جوان می گشت. این آشنایی و بهره گیری از کلاس حنانه در هنرستان سخت در زندگی هنری او موثر افتاد و او را پس از چند سال به عرصه آهنگسازی و رهبری رسانید.

در سال ۱۳۲۸ با سفر بی بازگشت پرویز محمود به آمریکا، مرتضی حنانه همراه با دوستانش غلامحسین غریب، حسن شیروانی و جلیل ضیاء پور نشریه فرهنگی و پیشرو "خروس جنگی" را بنیاد گذاشتند. این هنرمندان جوان و پیشرو می خواستند سنگر محکمی برای دفاع از نظرات خود در برابر سنت پرستان به وجود آورند.

حنانه در کنار این کار رسانه ای، به گردآوری آثار پراکنده محمود می پرداخت و آن ها را برای اجرا با ارکستر سمفونیک تهران که از سوی روبیک گریگوریان رهبری می شد، آماده می ساخت.

نقطه عطف

حق نشر عکس s

در همین سال ها حنانه آفریده معروف خود "سوییت شهر مرجان" را بر روی قصه ای از غلامحسین غریب به پایان برد. شهر مرجان را روبیک با ارکستر سمفونیک تهران رهبری کرد و شهرتی برای آفریننده اش فراهم آورد.

سال ها بعد این سوییت در شکل نخستین آوازی خود چند بار با صدای فرح عافیت پور و منیره وکیلی در تهران به اجرا درآمد.

مرتضی حنانه البته پیش از آن یک فانتزی، یک کاپریس برای پیانو و ارکستر و همچنین یک اوراتوریو با عنوان "بهرام یشت" نوشته بود ولی هیچکدام چون سوییت شهر مرجان برای او موفقیت به همراه نیاورد.

در سال ۱۳۳۰ با مهاجرت روبیک گریگوریان به آمریکا، مرتضی حنانه پس از سرپرستی کوتاه مدت روبن صفاریان، به رهبری ارکستر سمفونیک تهران رسید و از آن پس به ذوق و سلیقه خود به اجرای آثار موسیقی پیشرو پرداخت.

برگزاری جشن هزاره بوعلی سینا در سال ۱۳۳۲ در تهران، نقطه عطفی در زندگی هنری حنانه به وجود آورد. اجرای مجدد سوییت شهر مرجان با ارکستر سمفونیک تهران و به رهبری خود آهنگساز، توجه سفیر ایتالیا را که در مراسم حضور داشت به سوی او جلب کرد تا آن جا که یک بورس مطالعاتی در ایتالیا را در اختیارش گذاشت.

دوبله در ایتالیا

حنانه در این سفر در انستیتوی واتیکان در زمینه کنترپوان و هارمونی کلاسیک و مدرن به مطالعه پرداخت. این مطالعات طبعا از مدت بورس تجاوز می کرد و حنانه برای تامین معاش به کارهای جنبی دیگر روی آورد. از جمله در سازمان های دوبلاژ فیلم مشغول به کار شد.

دوبلاژ بسیاری از فیلم های ایتالیایی آن سال ها که بازار بسیار گرمی هم در ایران داشت، زیر سرپرستی حنانه انجام گرفته است. "جاده" از فدریکو فلینی و "طلای ناپل" از ویتوریو دسیکا از کارهای موفق دوبلاژ های حنانه به شمار می رود.

حق نشر عکس s

سرانجام کار تحصیل در انستیتوی موسیقی واتیکان به پایان رسید و حنانه در سال ۱۳۴۰ به ایران بازگشت. او از آن پس در ایران به عنوان پرکارترین موسیقیدان پیشرو به شمار رفت.

حنانه در سال۱۳۴۱ توانست ارکستر بزرگ تازه ای را به نام فارابی بنیاد کند و آفریده های خود و دیگران را به اجرا درآورد. ارکستر فارابی در طول ۷ سال زندگی خود، نزدیک به ۸۰ قطعه از آفریده های آهنگسازان ایرانی را به پای اجرا و ضبط در رادیو رسانید.

حنانه عقیده داشت که گام به گام می توان گوش مردم را با موسیقی بهتر و پرورده تر آشنا ساخت. به همین جهت می کوشید بسیاری از ترانه های روز و مورد پسند مردم را با ارکستراسیون های تازه بازسازی کند.

بزرگ ترین مشغله ذهنی مرتضی حنانه چند صدایی کردن موسیقی ایران بود. روز و شب در این فکر بود که برای آهنگسازی از موسیقی ایران باید آن را چند صدایی کرد.

باید در دل همین ردیف سنتی قواعد تازه چند صدایی را بیرون کشید و تئوری آن را تدوین کرد. کوشش های حنانه در این مورد او را به ابتکار هارمونی زوج رسانید که سال ها برای آن زحمت کشید و خود آن را به کار بست. ولی هارمونی زوج مورد موافقت همه موسیقیدانان قرار نگرفت.

مرتضی حنانه می گفت: "این که می گویند موسیقی شرقی ذاتا تک صدایی و موسیقی غربی، ماهیتا چند صدایی است، درست نیست. اولا موسیقی غرب نیز در آغاز تک صدایی (مونوتونی) بوده است و موسقیدانان اندیشمند به مرور آن را پرورش داده و به مرحله چند صدایی رسانیده اند."

"ثانیا در بسیاری از نمونه های موسیقی روستایی در مشرق و از جمله در ایران، دست کم می توان ملودی هایی دو صدایی پیدا کرد که گوش ها نیز به شنیدن آن عادت کرده است. ضعف دانش موسیقی و تنها به شیوه اجرا اندیشیدن سبب شده که موسیقی ما ابتدایی باقی بماند و آهنگسازان از امکان بازی با اصوات و نتیجه ترکیب آن ها غافل بمانند...از زمان علینقی وزیری است که رفته رفته ارزش ها و امکانات موسیقی ملی آشکار شده است."

'موسیقی ما طفیلی شعر است'

به باور حنانه نوازنده هنرمند نیست، فقط مجری موسیقی است. هنر ذات خلاقه دارد و نوازنده چیزی را خلق نمی کند. شعر و نقاشی و آهنگسازی هنر است و نوازندگی هنر نیست.

او می گفت: "تقلید از آن چه از اجدادمان یاد گرفته ایم، هنر نیست، سنت است. هدایت چرا بزرگ است؟ برای آن که دنبال رستم و اسفندیار و لیلی و مجنون و شیخ صنعان نرفته است. زبان، موضوع، احساس، اندیشه و تکنیک ویژه خویش را دارد. هنر یعنی همین. امروز اگر کسی بخواهد مثل حافظ و مولوی شعر بگوید، یک شاهی ارزش ندارد...اگر نیما، نیما می شود، برای آن است که زحمت می کشد، فکرش را به کار می ندازد و شیوه خاص خودش را پیدا می کند."

"موسیقی ما طفیلی شعر است، آنگونه که باید پیشرفت نمی کند، وقتی از زیر بار شعر بیرون آمد آن وقت می شود فی نفسه موسیقی"

از مرتضی حنانه، جدا از سوییت شهر مرجان و فانتزی و کاپریس برای پیانو و ارکستر که از آن ها یاد کردیم، آثار دیگری نیز به جای مانده است از جمله: نزاع عزراییل و شیطان، بر روی یک قطعه کمدی از شب پره، خواب یک شیطان کوچک، پیام دماوند به اِتنا(برای کودکان و نوجوانان)، صبر و ظفر برای ارکستر مجلسی همراه با پیانو و چنگ، بزرگداشت فردوسی، کاکوتی و کارهای کوچک و بزرگ بیشمار روی مایه های موسیقی سنتی و نغمه های موسیقی بومی ایران.

حنانه در سال های پایانی دهه چهل، با انحلال ارکستر فارابی، و با توجه به تجربه های سینمایی که در ایتالیا اندوخته بود، به موسیقی فیلم روی آورد و با آفریده های خود توفیق بسیاری از فیلم های متوسط را نیز تضمین کرد.

او از جمله برای فیلم های فرار از تله، گرگ بیزار، قصه ماهان، سلام سرزمین من، موج و گلیم و تیرباران موسیقی نوشته است. موسیقی سریال های تلویزیونی "هزار دستان" از کارهای اوست که آن را بر اساس پیش درآمدی در اصفهان از مرتضی نی داوود نوشته است. امپرومپتوی راگیا، لالایی و قطعه ای بر روی شعری از نیما یوشیج، از آخرین کارهای او به شمار می رود.

از حنانه چند کتاب نیز به یادگار باقی مانده است. برگردان فارسی ارکستراسیون تالیف شارل کوکلن، برگردان و تفسیر مقاصدالالحان از موسیقیدان قرن نهم هجری "عبدالقادر مراغه‌ای" و "گام های گمشده" که مهم ترین تالیف او به شمار می رود و در آن از هارمونی زوج سخن گفته است.

مرتضی حنانه سرانجام در بیست و پنجم مهر ماه سال ۱۳۶۸ پس از یک بیماری نسبتا طولانی در تهران درگذشت.