هنر جنجالی؛ مجسمه‌هایی که سرجایشان نماندند

حق نشر عکس Reuters

پاریسی‌ها بالاخره نتوانستند با مجسمه "درخت" در شهرشان کنار بیایند و موجب برداشته شدن آن از محل نصبش شدند.

چند روز پیش چند معترض در پاریس با حمله به این مجسمه بادی کابل های نگهدارنده مجسمه را پاره کردند و نگهبان را مجبور کردند که بادش را خالی کند.

این مجسمه به دلیل شباهتش به وسیله‌ای جنسی، صدای اعتراض گروهی از پایتخت‌نشینان فرانسه را بلند کرد و حتی موجب سیلی زدن به صورت هنرمند خالق آن شد.

حالا "درخت" هم به فهرست مجسمه‌ها و آثار هنری‌ جنجال‌آفرین اضافه شده است؛ آثاری که یا معمولا از محل نصبشان برداشته شدند یا اینکه برای آفرینندگانشان دردسر ایجاد کردند.

بودای برهنه

در ژانویه گذشته نصب مجسمه‌هایی از بودا در چین دردسرساز شد. دو مجسمه از بودای برهنه در آن زمان در شهر "جینان"‌ در جنوب چین نصب شده بود. جالب اینجاست که خالق یا خالقان این دو مجسمه غول‌پیکر مشخص نشدند.

بوداهای برهنه روی دیوار و سقف یکی از رستوران‌های مشهور این شهر و در یکی از شلوغ‌ترین خیابان‌های آن جا خوش کرده بودند. یکی از بوداها در حال بالا کشیدن خود از دیوار دیده می‌شد در حالی که بودای دوم روی سقف رستوان نشسته بود.

انتشار عکس‌های این مجسمه‌ها در شبکه اجتماعی چینی ویبو با اعتراض‌های گسترده‌ای همراه شد و خیلی‌ها به این بحث پرداختند که آیا می‌شود آنها را اصلا هنر به شمار آورد یا نه.

یکی از راهبان بودایی نیز در این شبکه اجتماعی نوشت: "وقتی عکس‌های بودای برهنه در حال بالا رفتن از دیوار را دیدم، اشک‌هایم سرازیر شدند. چطور ممکن است ملتی با تاریخی هزار ساله، تا این اندازه اندک به فرهنگ خودش احترام بگذارد؟"

این اعتراض‌ها بالاخره موجب شد تا این دو مجسمه از محل نصب خود برداشته شوند. البته همان طور که می‌شد حدس زد مجسمه‌های بودا آنقدر خوش‌ اقبال نبودند که به جای امنی برای نگهداری منتقل شوند.

آدم‌های آقای گورملی

حق نشر عکس Getty

مجسمه‌های آنتونی گورملی، مجسمه‌ساز انگلیسی، برخی اوقات دردسرهایی به همراه دارند. این مجسمه‌ساز شهیر که با آثارش جهانی ویژه را در دل جهان واقعی انسان‌ها خلق کرده است در سال ۲۰۱۲ برای اولین بار آثارش را به یک کشور در آمریکای جنوبی برد.

مجسمه‌های مجموعه "افق رویداد" گورملی وقتی که روی بام ساختمان‌های سائوپائولو نصب شدند، بسیاری از ساکنان این شهر را به اشتباه انداختند و این تصور را برایشان ایجاد کردند که انسان‌های واقعی قصد خودکشی دارند.

نتیجه این بود که تلفن اداره‌های پلیس و آتش‌نشانی در این شهر به صدا در آمد و مردم نگران، از احتمال اقدام به خودکشی همشهریانشان خبر دادند. البته این تلفن‌ها مانع از ادامه نمایش ۳۱ مجسمه فلزی با ابعاد واقعی انسانی نشد.

اما مجسمه‌های گورملی در ساحل کراسبای در نزدیکی لیورپول سرنوشت دیگری پیدا کردند. این مجسمه‌ساز در سال ۲۰۰۵ مجموعه "جایی دیگر" را در کراسبای نصب کرد که شامل ۱۰۰ مجسمه فلزی انسان با ابعاد واقعی بود. این مجموعه مخالفان و موافقان فراوانی داشت و مسئولان منطقه کراسبای یک سال پس از نصب مجسمه‌ها تصمیم داشتند که آنها را به جای دیگری منتقل کنند.

مخالفان این تصمیم به خیابان‌های لیورپول رفتند و اعتراض خود را نشان دادند. در نهایت فقط تعداد محدودی از این مجسمه‌ها در سال ۲۰۰۸ از جای خود برداشته شدند تا مانع از ایجاد خطر برای آنهایی شوند که در ساحل کراسبای به ورزش‌های آبی می‌پردازند.

قوس کج

در سال ۱۹۸۱ از "ریچارد سرا" دعوت شد تا مجسمه خود با عنوان "قوس کج"‌ را در میدان "فدرال پلازا" در نیویورک نصب کند. این اثر که به شکل یک دیوار بود سه و نیم متر ارتفاع و نزدیک به ۳۵ متر طول داشت. جنس این دیوار از فلز زنگ زده بود.

با نصب این مجمسه در نیویورک، میدان فدرال عملا به دو قسمت تقسیم شد و همین موضوع صدای اعتراض کارکنان ساختمان‌های دولتی در آن میدان را بلند کرد. کشمکش برسر این مجسمه در نهایت به دادگاه کشید.

مخالفان آن مجسمه که غالبا از کارمندان اداره‌های دولتی میدان فدرال بودند، عقیده داشتند که آن دیوار فلزی نه تنها هیچ سودی برای آنها ندارد بلکه "موجب جلب خالقان گرافیتی، موش‌ها و تروریست‌هایی می‌شود که ممکن است بخواهند آن دیوار را منفجر کنند".

در سال ۱۹۸۹ پرونده قضایی این اختلاف به پایان رسید و دادگاه رای به برچیده شدن آن مجسمه داد. در نتیجه "قوس کج" را تکه تکه کردند و از میدان فدرال بیرون بردند.

لنین در مرکز راکفلر

یکی از دیوارنگاره‌های دیه‌‌گو ریورا، نقاش معروف مکزیکی، از جمله آثاری است که سرنوشتی مشابه "درخت" پیدا کرد. البته آن دیوارنگاره موجب خشم و عصبانیت مردم نشد. در واقع حتی مجال آن را پیدا نکرد که مقابل چشمان مردم به نمایش دربیاید.

در سال ۱۹۳۲ نلسون راکفلر از ریورا دعوت کرد تا روی یکی از دیوارهای مرکز راکفلر در نیویورک، یکی از آثار خود را خلق کند.

ریورا که در آن زمان به عنوان یکی از پیشگامان جنبش هنر مدرن مکزیک شناخته می‌شد و دیوارنگاره‌های فراوانی را در شهرهای مختلف خلق کرده بود این پیشنهاد را پذیرفت و یک سال بعد از آن راهی نیویورک شد.

کار روی این دیوارنگاره که قرار بود نمادهایی از پیشرفت‌های صنعتی، سیاسی و علمی را در بر بگیرد به خوبی پیش می‌رفت تا اینکه ریورا چهره ولادمیر لنین، رهبر انقلاب ۱۹۱۷ روسیه، را به دیوارنگاره خود اضافه کرد. طبیعی بود که این تصمیم چندان به مذاق راکفلر خوش نیاید.

راکفلر از ریورا خواست تا لنین را از دیوارنگاره پاک کند. اما نقاش مکزیکی تلاش کرد تا به شکل دیگری این مشکل را رفع کند و به راکفلر پیشنهاد کرد تا در ازای حفظ چهره لنین، چهره یکی از رهبران آمریکا مانند آبراهم لینکلن را هم به دیوارنگاره اضافه کند.

در نهایت این دو نتوانستند به توافق برسند و کار خلق دیوارنگاره مرکز راکفلر نیمه‌تمام ماند و کل آن اثر از روی دیوار پاک شد.