رنگ هایی که خبر می دهند؛ نگاهی به نمایشگاه نقاشی کامران دیبا

حق نشر عکس ncrdt

مجموعه ای از تازه ترین آثار نقاشی کامران دیبا، نقاش و معمار صاحب سبک و یکی از تاثیرگذارترین هنرمندان تاریخ معاصر ایران، به تازگی در گالری آران در تهران به نمایش در آمده است.

کامران دیبا برای خلق این مجموعه نقاشی ها با عنوان "بریده جراید، تکه پاره هایی از رویدادهای جهانی"، از روزنامه ها، تیترها و اخبار مختلف بین المللی به عنوان زمینه اصلی کارهایش استفاده کرده است.

مجموعه "بریده جراید" در واقع بخشی از سری کارهای کامران دیبا به نام "روزنامه جهانی" است، با این تفاوت که در "بریده جراید" دیبا با اجرایی مینیمالیستی تر، دیگر حتی از عکس نیز استفاده نکرده است. در کارهای قبلی، از عکس های منتشر شده در روزنامه ها نیز استفاده شده بود، اما در تازه ترین تابلوها از این سری، عکس ها جای خود را به تصاویری که با حداقل خط و رنگ پدید آمده، داده اند.

ورق بزنید: کاتالوگ نمایشگاه

در بخش عمده ای از این نقاشی ها صفحات روزنامه هایی را می بینیم که به جای تیتر و حروف، از نوارهای رنگی به شکلی چالش برانگیز و ساده و به جای عکس و نقاشی از تصویرهای خطی بهره گرفته شده است.

کامران دیبا خود در باره این مجموعه آثار گفته است: "من همیشه اخبار جهانی را تعقیب می کنم و یک نوع اعتیادی به خرید روزنامه و مرور اخبار داشته ام و در یک مقطع زمانی فکر کردم که از این رویدادهای روزانه استفاده کنم."

در این مجموعه آثار اگر چه شکل و شمایل روزنامه همچنان تداعی می شود اما، این تابلوها دیگر ربطی به جهان رسانه ای مرسوم ندارد؛ گویی هنرمند با حرف عناصر سنتی و متعارف نظام فکری خاص و محدوی را مورد پرسش قرار می دهد و در مقابل خود گزارشی متفاوت از پیرامونش روایت می کند.

تک رنگ های به کار رفته در ستون های روزنامه، جایگزین خبر، تیتر و سوتیتر شده اند با تصویرهای خطی مینیمال هر کدام دستمایه و مضمون متفاوت و سیالی می شوند برای بازآفرینی جهانی فراتر از مرزهای شناخته شده و قراردادی موجود.

در این بازآفرینی واقعیت، و در ترکیب بندی کارها، رنگ ها و نحوه قرار گرفتنشان در کنار یکدیگر نقشی بنیادین دارند. انتخاب رنگ ها و شیوه کنار هم نشستن آنها، فرمی یگانه را پدید می آورد که در متن زیبایی شناسی خاص خود هویت و پیام ویژه ای می یابند.

کامران دیبا خود درباره این رنگ ها گفته است که هر رنگ نشان و نمادی از مفهوم و پدیده ای است. به این ترتیب در جهانی که کامران دیبا می آفریند زرد، قرمز، بنفش، سفید، سبز و... هرکدام به ترتیب نشانی از سیاست، خشونت، فاجعه، مذهب و محیط زیست دارند و به شکلی انتزاعی به عمیق ترین لایه ها ی رخدادهای جهان نزدیک می شوند. در این بستر مخاطب نیز همچون یک واسطه، حلقه ای از فرآیند آفرینش و بازآفرینی می شود برای درک و تلفیق لحظه های بنیادی با هنرهای مفهومی.

این سومین نمایشگاه کامران دیبا پس از انقلاب نسل ۱۳۵۷ در ایران است. پیش از این، در سال های ۱۳۸۶ و ۱۳۸۹ مجموعه ای آثار او در گالری آو و گالری ماه به نمایش در آمده بود.

تماشا کنید: گفتگوی بی بی سی با کامران دیبا

اولین سری از مجموعه روزنامه جهانی در سال ۸۹ در گالری ماه به نمایش درآمد. این کارها آغاز گرایش او به استقاده از نوعی روزنامه آرمانی بود. در خلق مجموعه اول هنرمند از اخبار و آگهی های تبلیغاتی و عکس ها تصاویر واقعی، به شکلی متضاد و چند معنایی استفاده کرده تا با تجریدی و انتزاعی کردن یک واقعیت، به جوهره و روح ایده نزدیک تر شود و با در هم شکستن عناصر واقعیت، لباس تکرار و یکنواختی را از تن یا مفهوم رسانه درآورد.

کامران دیبا در کارهایش از پنج زبان زنده دنیا از جمله انگلیسی عربی و چینی استفاده می کند، اما خط فارسی را کمتر به کار برده است. استفاده همزمان از زبان های مختلف و در هم آمیختن آنها تلاش دیگری است برای درهم شکستن مرزهای موجود و رسیدن به فضایی گسترده که نقاش خود آن را جهانی می داند؛ حتی در اولین سری کارها که هنوز خبرها و حروف پنهان شده زیر رنگ ها به راحتی قابل خواندن هستند.

در مجموعه بریده جرید اما دیبا گامی فراتر می رود و به رنگ در مقایسه با حروف نقشی پررنگ تر می دهد ، آن چنان که متون و حروف ناخواناتر می شود و به خاطر همین استفاده بی قیدتر از زبان، کارهای انتزاعی تر شده، انرژی سیال بیشتری را رها می کنند.

معمارِ نقاش

کامران دیبا متولد سال ۱۳۱۵ و فارغ التحصیل رشته معماری از دانشگاه هوارد (Howard) آمریکا است. او در دهه چهل برای تحصیل به امریکا رفت و علاوه بر معماری، نقاشی نیز دغدغه روزهایش بود.

در آمریکا تحت تاثیر مکتب های مختلف هنری و نقاشی روز قرار گرفت و سبک ها و دوره های مختلفی را تجربه کرد؛ هر چند همیشه در بیشتر کارهایش رد پای سنت های ایرانی به چشم می خورد.

تعلق خاطر او به هنرهای سنتی ایران و استقاده از عناصر ایرانی در کارهایش همزمان بود با پیدایش مکتب سقاخانه در ایران. به همین دلیل کارهایش در کنار آثار هنرمندانی چون پرویز تناولی، حسین زنده رودی و بعدها صادق تبریزی، منصور قندریز، فرامرز پیلارام و مسعود عربشاهی مورد توجه قرار گرفت.

اگرچه فرم های انتزاعی به همراه خطوط تزیینی برگرفته از نگارگری ایرانی کارهایش را با کارهای دیگر هنرمندان مکتب سقاخانه متفاوت می کند.

اندیشه های پیشرو و ایده های نو او که با پیشینه تاریخی فرهنگی و هنری ایران در هم آمیخته بود، تاثیری قابل توجه بر هنر ماصر ایران و محافل هنری دوران گذاشت.

به عنوان مثال از نمایشگاه او با عنوان "آب باز زبردست" در گالری سیحون در دهه چهل به عنوان یک اتقاق یاد شد. این نمایشگاه از اولین نمونه های هنر چیدمانی و هنر مفهومی اجرا شده در ایران است.

در این نمایشگاه، فضای گالری با جعبه های بزرگی پر شده بود که روی آنها فیگورهای انسان در ابعاد واقعی نقاشی شده بود. روی این جعبه ها اسباب ولوازام آب و لوله کشی نصب شده بود و همزمان صدای چک چک قطره های آب در نمایشگاه تکرار می شد.

او با این نمایشگاه همچون مارکو گریگوریان، پرویز تناولی و مرتضی ممیز در مقام پیشگامان هنری قرار گرفت که بعدها به هنرهای مفهومی معروف شد.

نقاشِ معمار

با وجود همه این کارها، شاید کامران دیبا به دلیل آثار بسیار مهمی که در حوزه معماری پدید آورده، بیشتر به عنوان معماری برجسته و صاحب سبک شناخته می شود.

او پس از بازگشت به ایران، به عنوان معمار مشغول به کار شد. موزه هنرهای معاصر تهران، پارک و فرهنگسرای شفق، فرهنگسرای نیاوران، منزل مسکونی پرویز تناولی، مسجد جندی شاپور و شهرک شوشتر از شاخص ترین و مهم ترین کارهای او در ایران به حساب می آیند.

کامران دیبا در معماری نیز نگاه شاعرانه خود را حفظ کرده و همچون نقاشی هایش از عناصر سنتی و بومی بهره گرفته است و زیبایی پدید آمده از این رهگذر را در خدمت نیازهای انسان مدرن و جامعه شهری امروز قرار داده است.