'گزارش خرابکاری' و 'آرش' در آپارات

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

این هفته در برنامه آپارات دو فیلم 'گزارش خرابکاری' و 'آرش' ساخته سیاوش رزمند به نمایش در می‌آید.

درباره فیلم 'گزارش خرابکاری'

حق نشر عکس aparatsabotage
Image caption نمایی از فیلم 'گزارش خرابکاری'

'گزارش خرابکاری' فیلمی مستند درباره گروه های موسیقی راک در ایران در بعد از انقلاب اسلامی است. سیاوش رزمند مستندساز، در این فیلم چند تا از این گروه ها ی جوان را در یک گاه شمار یک هفته‌ای، به تصویر کشیده است. در این فیلم دوست‌داران این نوع موسیقی در ایران از شرایط کارشان می‌گویند .

ویژگی فیلم

در 'گزارش خرابکاری' ساخته سیاوش رزمند، فیلمساز سعی کرده با زبانی تصویری و تجربه یک ساختار متفاوت، فضای حاکم بر فعالیت گروه های راک را به تصویر بکشد و نمونه هایی از موسیقی آنان را به نمایش بگذارد.این فیلم با توجه به زمان ساختش اولین نمونه‌ فیلمهای مستندی است که موسیقی زیرزمینی ایران را دست‌مایه کارش قرار داده است.

نگاه کارگردان

هفت روز را با دوست داشتنی‌ترین انسان ها سپری کردم و از هر لحظه ی موسیقی‌شان لذت بردم و 'گزارش خرابکاری' را در تولد نه سالگی اش دعوتی می دانم تنها برای شنیدن. 'گزارش خرابکاری' نه اصولا مستندی اجتماعی است نه می خواهد اشاره‌ای به آن کند. 'گزارش خرابکاری' فیلمی برای شنیدن صدای کسانی است که آنروزها هنوز کسی آنها را 'گربه های ایرانی' نخوانده بود.

فیلم در اصل سیری هفت روزه است برای آنکه صدایی دیگر شنیده شود. برای یافتن پاسخ اینکه آیا ما موسیقی راک بومی داریم یا نه؟ در اصل 'گزارش خرابکاری' را یک مستند اجتماعی نمی دانم و ترجیح می دهم آنرا 'مستند راک' یا به نوعی مستندی موزیکال بدانم. موسیقی تقریبا بخش غالب جریان فیلم ساختن برای من بوده است. موسیقی یا به عبارت دقیقتر فرهنگ راک برای من به عنوان یک جوان ۲۰ ساله در آن زمان، در اصل شکل دهنده تفکرات همسالان من در آن موقع نیز بوده است. ایده ساختن یک فیلم موزیکال راک همیشه با من بود، فیلمی درباره ی موسیقی و نه با نگاه نوعاً اجتماعی یا خبری صرف. 'گزارش خرابکاری' فیلمی درباره ی خودمان بود . یک نگاه از بیرون نبود. مرگ 'سید برت'(سید بارت) در آن سال انگیزه‌ای مضاعف شد، برای اینکه بیشتر بتوانم روی آنچه می خواستم تمرکز کنم. تهران برای "سید برت" می خواند.

درباره فیلم 'آرش'

حق نشر عکس aparatarash
Image caption نمایی از فیلم 'آرش'

موسیقی برای بعضی زبان دوم و یا شاید زبان اول به حساب آید، مخصوصاً وقتی در یک خانواده اهل موسیقی زندگی می کنید. در فیلم کوتاه 'آرش' سیاوش رزمند به سراغ آرش پسر سیما بینا خواننده شناخته شده موسیقی محلی ایران رفته است. در این فیلم کوتاه کارگردان ما را با موسیقی و شخصیت آرش میتویی گیتاریست، آهنگساز و صدابردار ایرانی آشنا می کند.

ویژگی فیلم

در این فیلم کارگردان سعی کرده تا با نشان دادن آرش در محیط استودیوی شخصی اش، حال و روز او را به عنوان یکی از خواننده ها و آهنگسازهای موسیقی غیر رسمی ایران نشان دهد. فیلمساز در این فیلم همچنان به دنبال تجربه تصویری تازه ای نیز بوده است.

نگاه کارگردان

'آرش' تصویری است از سیمای انسانی بی نظیر و موزیسینی درخشان که از آغازگران آنچه راک ایرانی می خوانیم بوده است. آرش موخره ایی آرام همانند خود موسیقی بلوز برای 'گزارش خرابکاری' می تواند باشد هرچند فیلم شخصیت و ساختاری کاملا مجزا را دارد. 'آرش' یک تک نگاری از موسیقی و دیدگاههای آرش میتویی خواننده و نوازنده ی سبک بلوز و راک است. فکر اصلی 'آرش' از ایده ی ساختن یک فیلم درباره ی بلوز شکل گرفت . این ایده هم زمان بود با حضور دوباره ی آرش بعد از غیبتی طولانی در عرصه ی موسیقی. جدای از تمامی قضایای دخیل در این فرایند، فضای روحی و اتمسفر موزیکالی که شخصیت آرش داشت موجب شد تا ارتباط مستقیمی با او از نظر فکری و موزیکال پیدا شود. 'آرش میتویی' با موسیقی ساده، شدیدا شخصی و منحصر به فردش، جایگاه ویژه ای دربین طرفداران این سبک موسیقی داشته است. در تمام لحظات فیلم تلاش بر این بوده که دوربین نقشی همانند گیتار الکتریک داشته باشد.

درباره کارگردان

حق نشر عکس aparatsiavash
Image caption سیاوش رزمند، کارگردان

سیاوش رزمند، کارگردان متولد تهران و دانش‌آموخته سینما، رسانه و ارتباطات دانشگاه کینگستون لندن است. او با ساختن فیلم های تجربی کوتاه کار فیلمسازی خود را آغاز کرده است. علاوه براین دو فیلم وی ۱۵ فیلم کوتاه و تجربی ساخته است. از ساخته‌های او می‌توان به فیلم‌های او اشاره کرد: سایه ها ، صورت ها و بستر ها (۲۰۱۰)، وقتی خورشید می دمد (۲۰۱۰)، رقصنده ها (۲۰۱۱)، بهار عربی: جنبشی بی پایان (کار مشترک با: باسل الحاج - ۲۰۱۲)، مادریگال ها (۲۰۱۴)

خلاصه فیلم‌های هفته گذشته 'رفیقان عزا' ساخته خلیل رشوندی، 'اینجا جاده‌ها پایان ندارند' ساخته توفیق امانی و 'زنگ انشا' ساخته علی‌رضا میراسداله

حق نشر عکس aparatfellowers
Image caption نمایی از فیلم 'رفیقان عزا'

ریشه رواج عزاداری‌های مذهبی و مراسمی که با نام تاسوعا و عاشورا شناخته می‌شود، به دوران تسلط آل بویه در قرن چهارم هجری در برخی مناطق شیعه‌نشین برمی‌گردد اما در ایران در دوران صفویان بود که با حمایت گسترده حکومت، سنت سوگواری ماه محرم و عاشورا رونق گرفت و دسته‌جات عزادار سینه‌زن و سنگ‌زن در محلات مختلف به راه افتاد. تاریخ‌نویس‌ها می‌گویند که در ده روز اوّل ماه محرّم از طرف شاه و بزرگان و اعیان کشور، در پایتخت و شهرهای دیگر، مجالس روضه‌خوانی دایر می‌شد و ظاهرا حتی در زمان جنگ با دشمنان هم از این عزاداری‌ها به عنوان یک حربه برای تحریک جنگاوران استفاده می‌شده است. در دوره قاجار هم به تجملات و حاشیه‌های این مراسم بیشتر پرداخته شد. بعد از انقلاب اسلامی سال ۵۷، این مراسم تبدیل به یک مساله عمده برای حکومت شد و تریبون‌های رسمی به ترویج گسترده‌تر این مراسم پرداختند ،اما نوع برگزاری مراسم در مکان‌های مختلف تفاوت‌های خیلی زیادی دارند. یکی از جالب‌ترین و تصویری‌ترین شکل های برگزاری مراسم عاشورا و تاسوعا در لرستان و به خصوص در شهر خرم آباد برگزار می‌شود. در فیلم 'رفیقان عزا'، کارگردان نگاهی مشاهد‌ه‌گر به آغاز و انجام سنت سوگواری عاشورا در این منطقه دارد.

درباره 'اینجا جاده‌ها پایان ندارند'

حق نشر عکس aparatroad
Image caption نمایی از فیلم 'اینجا، جاده‌ها پایان ندارند'

یکی از ویژگی‌های مناطق غربی ایران، وجود تعصبات خاص قومی و مذهبی در این منطقه است . تعصبات عجیب و غریبی که به دلایل گوناگون همچنان در این مناطق قربانی می‌گیرد. در فیلم 'اینجا جاده ها پایان ندارند' که فیلمی داستانی است، کارگردان به این موضوع پرداخته است.

درباره'زنگ انشاء'

حق نشر عکس aparatpersonal
Image caption نمایی از فیلم 'زنگ انشاء'

'زنگ انشاء' یک انیمیشن کوتاه درباره آرزوهای دانش‌آموزان فقیر یک مدرسه در یک جغرافیای خیالی است. آرزوی قهرمان قصه این فیلم این است که در آینده یک فوتبالیست حرفه‌ای موفق شود تا به این ترتیب، مشهور، محبوب و پولدار شود.

نظرات بینندگان درباره فیلم‌های هفته گذشته

شراره

"اینجا جاده‌ها پایان ندارند" واقعا خوب بود. تحمل داستان دردناک فیلم فقط با دیدن طبیعت زیبای کردستان ممکن بود.

کامی

اقای رشنویی که خودش لر است و با این فرهنگ عجین شده اصلا نتوانست فلسفه این آیین را به ببینده منتقل کند. تصویر های گنگ و کات شدن پی در پی تصویر و آن موسیقی که به زبان لری به علی دوسی معروف است هیچ ربطی به مراسم و این آیین نداشت.

راما

فیلم اول به نظر من خوب بود. آنهایی که می‌گویند تخریبی بود به این نکته توجه نکردند که قمه زنی و زنجیر زنی با شیشه های شکسته در آن به تصویر کشیده نشده بود اگر آنها را هم نشان داده بود که بدتر می‌شد.

در ضمن این چیز ها فقط در لرستان نیست و من خودم چیزی ندیدم توی فیلم که به استان خاصی اشاره کرده باشد یا بخواهد نژاد پرستی باشد. اصلاً مگر یک فیلم کوتاه چقدر گنجایش دارد که بخواهد فلسفه عزاداری را نشون بدهد و اصلا کارگردان همچین قصدی را هم نداشت. فیلم دوم اوج فلاکت و بدبختی مردمی که در جاهای دور افتاده زندگی می کنند را نشان داد. مردم از یک چیز کوچک کوه می سازند و اصلا ذره ای به فکر فرد مقابل نیستند. وجدان ندارند. غیرت ندارند. مظلوم کشند. یادتون هست وقتی از آدم میپرسیدند که اگر زمان امام حسین زنده بودی می‌رفتی کمکش ما همه میگفتیم آره ! ولی آن مردم انگار نماد خودمان بودند که داشتند مظلوم کشی میکردند. مظلوم همیشه مظلوم است و زمان نمی‌شناسد و اکثریت همیشه علیه او بودند و هستند و خواهند بود. فیلم سوم هم خیلی جالب بود. کلا چیز های خوب به آدم های زرنگ می‌رسد و عدالت در این جهان برقرار نیست. یک عده آرزوی خیلی چیزها را به قبر می‌برند و هیچ کس هم به آنها اهمیت نمی‌دهد. شاید تقصیر داشته باشند شاید هم نه.

امیر

ﻋﺠﺐ ﺍﻧﻴﻤﻴﺸﻨﯽ ﺑﻮﺩ ﺍﺯ ﺁﺛﺎﺭ ﺟﻨﺎﺏ ﻣﻴﺮﺍﺳﺪﷲ . ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺯﻳﺒﺎ ﮔﻴﺮﺍ و ﺷﻴﻮﺍ ﺑﻮﺩ.

دانیل

صدای زیبای حشمت رجب زاده تاثیر بسیاری بر روی فیلم رفیقان عزا داشت.

آوین

داستان "اینجا جاده‌ها پایان ندارند" بسیار ناراحت کننده ای بود،بی اختیار گریستم و همسرم کانال را عوض کرد.

مژگان

فیلم دوم خوب بود اما در فیلمهای دیگر خیلی بهتر از اینها به تعصب پرداخته بودند.

احمد

اين حركت جديد خيلی خوبه: گذاشتن عكس از لحظات بياد ماندنی فيلم.

منیژه

به یزدان اگر ما خرد داشتیم

کجا این سرانجام بد داشتیم

سینا

یِک گوگلِ ساده هم که کنی ؛ می‌بینی این آیین مالِ زمانِ زرتشت و تقدیسِ خاک و آتش بوده است. از هزار سال قبل از ورودِ اسلام هم لرها در سوگِ عزیزانِ از دست رفته‌شان ؛ این آیین را برگزار می کردند . "سوگ سیاوش" را هم بخوانی ردِ این آیین را پیدا می کنی.

سالمی

برگزار کنندگان و شرکت کنندگان، نادان و بی سواد هستند.

صبا

خاک بر سر گذاشتن در سوگواری خرافه نیست و با فرهنگ ایرانی و لری غریبه نیست و این مسئله به محرم محدود نمی‌شود.

مهران

من بعنوان یک جوان ایرانی برای تمام ادیان الهی احترام قائلم و اجازه نمی‌دهم کسی هم به اعتقادات من توهین کند اما حقیقت این رفتارها باعث می‌شود آتو بیفتد دست منتقدین چنین رفتاری. از سوی علمای دینی هم پذیرفته نیست اما عده ای افراطی باعث سرخوردگی شیعه شده اند.

زهره

فیلم " اینجا جاده ها پایان ندارند" در عین کوتاهی بسیار عمیق بود!

نسترن

دارم " رفیقان عزا " را می بینم . ولی از فلسفه این " غرق در گل و خاک شدن " هیچ سر درنمی‌آورم . بهتر نیست اخلاقمان را حسینی کنیم؟

مینا

من با اینکه کامل متوجه لهجه فیلم اول نمی‌شوم ولی آن شعر را خیلی دوست دارم، کلی با آن گریه کردم، فکرمی‌کنم آن شعر مربوط به ازدست دادن کسی می‌شود که تا آنجایی که من می‌فهمم اصلا ربطی به فیلم نداشت.

کامی

اسم خواننده فیلم اول اقای حشمت الله راجب زاده بود ! این فیلم فقط یک فیلم تخریبی بود. خدایی من خودم آدم مذهبی نیستم ولی هر سکانس فیلم فقط جنبه تخریب را داشت حتی حرفهای بسیار ساده که بین اطرافیان کنار دوربین هم ترجمه شده بود.

ستاره

فیلم اول کار بسیار ضعیفی بود و اصلا نتوانست به درستی نشان بدهد و واقعا متاسفم.

سیاوش

جالب است که فیلم "رفیقان عزا" جنبه انتقادی زیر پوستش دارد و این در ایران یک جورهایی عجیب است. من خودم این مراسم را از نزدیک دیدم، واقعا مردم اعتقاد دارند که این گل برایشان سلامتی می‌آورد و شفای بیماری است. حتی کسانی که از شهرهای دیگر می‌آیند به خاطر جو موجود تن به این شکل عزاداری می‌دهند و تجربه‌اش می‌کنند‌.

حمیده داودی

فیلم "اینجا جاده ها..." اشکم را در آورد. ای خدا یعنی یک روزی می‌شود در مریوان این قتلهای ناموسی و خودسوزیها تمام شود؟ خیلی تعصب خشک و خالی داریم نسبت به کرد بودنمان، ناموسمان و چیزهای الکی دیگر.

محمد حسین

بهتر بود قبل از پخش فيلم در مورد اين ايين كهن خرم آباد توضيحاتی می‌دادید از قبيل اين که می‌گفتید که آيين گل ماليدن منحصر به امام حسين (ع) نيست و مردم اين ديار برای عزيزان و بستگان از دست داده‌شان نيز به گل(خاك رس و گلاب)آغشته می‌شوند. اين فيلم اگر چه كوتاه بود ولی ای كاش به صحنه‌های ديگر هم اشاره می‌شد(از جمله پخش نذری غير از سيگار كه شامل شير ،كيك، فرنی، شله زرد می‌شود).

تیارا

من خودم لرم وقتی کسی از عزیزان و اقوام درجه یک را از دست می‌دهیم کمی گل روی سر و شانه می‌گذاریم. خیلی کم وحالت نمادین دارد. این رسم هم که در فیلم نشان داده شد، چند سالی است آن هم فقط در خرم اباد و در روز عاشورا رسم شده و البته به صورت افراطی از این رسم کهن در محرم استفاده می‌کنند.

رضا

من دیروز فیلم ها را دیدم و چقدر متاثر شدم برای خودم و برای وطنم و افسوس خوردم . به تهیه کنندگان و کارگردانهای این فیلم ها دست درد نکن می‌گویم.

نادر

زنگ انشا واقعا عالی بود...اما نمی‌دانم چرا چهره ها اینقدر نامتعارف طراحی شده بود.

رویا

فیلم آخر خیلی خوب بود....خیلی خیلی خوب بود

ستاره

"اینجا جاده ها پایان ندارند" بسیار زیبا بود. " زنگ انشا " هم همین طور . اما "رفیقان عزا" خیلی انگار مبهم بود.

کردیش

فیلم جاده ها پایان ندارند. خیلی جالب است وفیلمی است که بسیاری از تعصبات کورکورانه مردان کرد هنوز پابرجا بوده و این هم ناشی از فقر فرهنگی مردان روستایی بوده وچه بسیار جنایتهای خانوادگی وفامیلی به سبب همین تعصبات روی داده است که نمونه آن قتل های ناموسی ازآن موارد است.

حسن

مردم در غرب کارناوال سکس و گاو بازی راه می‌اندازند و رسانه های غربی آن‌را فرهنگ غنی نمایش می‌دهند و هرآنچه در مراسم مذهبی اتفاق می‌افتد را به اصل حقانیت نسبت می‌دهید تا کمبود های فرهنگ غربی به چشم بیننده نیاید. کمی انصاف نیاز دارید.

فال

مملکتی که روشن فکرهایش مهمترین اصل دمکراسی یعنی احترام به عقاید را رعایت نمی کنند، هیچ وقت بجایی نمی رسند.

چطور کارناول معروف برزیلی‌ها با آن وضع پوشش زیباست! چطور جشن گاوبازی اسپانیا با تمام شقاوتش ، جشن هالووین با تمام وحشتش, جشن گوجه با تمام اصرافش از نظر شما خرافات و زشت نیست ؟ بعد یک رسم سنتی و تاریخی که از زمان های دور مرسوم بوده، بد است؟ هر رسم و سنتی زیبایی ها و بدی های خودش را دارد و ممکن است، افراطی هم در آن باشد، اما مهم احترام گذاشتن به آن هاست! چه خوشمان بیاد یا نه؟

فرهاد

نمی‌دانم چرا خیلی‌ها این چند روزه سنت گل مالی را اینقد سوژه کردند؟ هر کس عقیده ی خاص خودش را دارد، ترکها قمه می‌زنند، عربها صورت می‌کنند، و لرها گل میمالند.

سارا

به زنگ انشا رسیدم که عالی بود.

سعید

فيلم من و توفيق أمانی و ٣ ايرانی ديگر سال ٢٠٠٩ در فستيوال فيلم پورتو پرتقال ولی در نهايت این فیلم "اینجا جاده‌ها..." بود که جایزه بهترین فیلم را گرفت.

نرگس

انیمیشن آخر از همه غمگین تر بود.

کاوه

"اینجا جاده ها پایان ندارد" را دیدم . فیلمی خوش ساخت با روایت عالی . لذت بردم .

عبدالرضا

دو فیلم اول گوشه ای از تعصبات دینی را به رخ می‌کشد. اولی هنوز غرق تکنولوژی گاو آهن است دومی میراث آن در جامعه‌ای که زنان ستم مضاعف دارند. این یکی نوبر است که همچنان حکومت مرد سالاری چنگ به رخ تاریخ می کشد. کارگردان در این جاده با استفاده بازیگران و فضای مناسب در القای این اندیشه موفق عمل کرده است. در "زنگ انشا" کارگردان با استفاد مناسب از مکانیسم دفاعی (عمل عکس العمل )استفاده‌ای را برده و آن هم این است که تماشاچی را غافلگیر می‌کند. من لذت بردم.

آرشیو برنامه های آپارات

برای دسترسی به صفحات برنامه‌های گذشته آپارات روی اینجا کلیک کنید.

مشاهده برنامه از طریق وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی

این فیلم در ساعات اعلام شده در جدول زیر از طریق لینک پخش زنده تلویزیون وب‌سایت بی‌بی‌سی فارسی نیز قابل مشاهده است.

برای مشاهده برنامه از طریق لینک پخش زنده تلویزیونی وب سایت بی‌بی‌سی اینجا را کلیک کنید.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: کلیک aparat@bbc.co.uk

آدرس فیس بوک برنامه آپارات:کلیک https://www.facebook.com/aparatonbbc

جمعه ۲۱:۰۰ ۲۲:۰۰ ۲۲:۳۰ ۱۷:۳۰
تکرار شنبه ۱۳:۰۰ ۱۴:۰۰ ۱۴:۳۰ ۰۹:۳۰
تکرار یکشنبه ۲۴:۰۰ ۰۱:۰۰ ۰۱:۳۰ ۲۰:۳۰
تکرارسه شنبه ۱۵:۰۰ ۱۶:۰۰ ۱۶:۳۰ ۱۱:۳۰
تکرارچهارشنبه ۲۴:۰۰ . ۰۱:۰۰ ۰۱:۳۰ ۲۰:۳۰
تکرار پنج شنبه ۱۱:۰۰ ۱۲:۰۰ ۱۲:۳۰ ۰۷:۳۰

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

مطالب مرتبط