ممنوعیت نمایش فیلم‌ها و موفقیت آنها در گیشه

حق نشر عکس s

امسال شاهد ممنوعیت اکران تعداد زیادی از محصولات سینمایی بودیم. اما افزودن یک فیلم به فهرست سیاه و برای موفقیت تجاری آن یک عامل مثبت و یا منفی است؟

اوایل امسال چندین کشور خاورمیانه اکران فیلم جدید نوح را به خاطر "تضاد آن با تفاسیر رایج در قرآن و انجیل" ممنوع کردند. ترکیه اکران اثر جدید لارس فون تریه به نام نیمفومانیاک را به خاطر صحنه‌های عیان رابطه جنسی ممنوع کرد و آن را در دسته فیلم های پورنوگرافیک قرار داد.

در این موج ممنوعیت فیلم های مستند نیز هدف قرار گرفته اند. به عنوان نمونه فیلم مستند "میدان" که در آن زندگی تعدادی از افراد فعال در جنبش میدان تحریر قاهره به تصویر درآمده، در خود مصر اجازه نمایش نمایش پیدا نکرد. البته مقامات دولت مصر ادعا می کنند که دلیل آن مشکلات اداری بوده و نه سانسور.

اما ممنوع شدن نمایش یک فیلم روی موفقیت تجاری آن چه تاثیری می گذارد؟

نوا جیتل منتقد فیلم در مجله آمریکایی آتلانتیک می گوید: "به نظر من ممنوع کردن نمایش یک فیلم در حقیقت تبلیغات مجانی برای آن اثر سینمایی است. اگر رسانه ها این موضوع را برجسته کرده و فیلم را جنجالی و بحث برانگیز معرفی کنند باعث تحریک کنجکاوی مردم خواهد شد که می خواهند بدانند این همه جار و جنجال برای چیست."

پروفسور وینسون دیکسون، استاد رشته فیلم و سینما در دانشگاه لینکلن آمریکا نیز با این نظر موافق است و می گوید: "به نظر من ممنوع شدن اکران یک فیلم به بسیاری لحاظ به نفع آن تمام خواهد شد. چون امروزه معرفی یک اثر سینمایی و رقابت با سایر محصولات مشابه به تلاش فراوانی نیاز دارد و ممنوع شدن و سانسور یک فیلم بهترین روش برای تمایز آن از دیگران و جلب توجه است."

معمولا فیلم هایی که با بودجه بسیار کمی ساخته می شوند و برای تبلیغات امکان مالی چندانی ندارند بیشتر از سایر آثار سینمایی ممنوع شده از این وضعیت سود می برند.

به عنوان نمونه فیلم نیمفومانیاک که با بودجه محدودی ساخته شده است به نسبت یک فیلم پرخرج هالیوودی مثل نوح، از قبال ممنوعیت و سانسور سود بیشتری می برد. به زبانی دیگر جنجال مشابه بر سر ممنوعیت نمایش این دو اثر سینمایی باعث می شود که هر دو آنها با وجود تفاوت عظیم در هزینه تولیدشان به طور مساوی خبرساز شوند.

اما ممنوع شدن اکران فیلم نوح در تعدادی از کشورهای خاورمیانه لزوما به این معنا نیست که فروش آن در آمریکا افزایش می یابد. پروفسور وینسون دیکسون می گوید: "سانسور و یا ممنوعیت این فیلم در خاورمیانه برای مخاطبان آمریکایی یک موضوع بی اهمیت است و بنابراین روی میزان استقبال آنها از این فیلم تاثیر نمی گذارد."

جلب توجه

تعدادی از آثار سینمایی صرفا به خاطر ممنوعیت نمایش و سانسور آنها شناخته می شوند. یک نمونه برجسته آن فیلم جعفر پناهی با عنوان "این یک فیلم نیست" محصول ۲۰۱۱ بود که زندگی او در شرایط حبس خانگی در تهران را بازگو می کند.

اینطور ادعا می شود که نسخه ای از این فیلم روی یک حافظه (فلش درایو) ضبط شده و با جاسازی آن در یک کیک تولد به صورت قاچاق از ایران خارج شد و توانست در جشنواره سینمایی کن به نمایش درآید.

ممنوعیت و سانسور در عین حال می تواند توجه افکار عمومی در رسانه های بین المللی را به یک فیلمساز ناشناخته جلب کند. نمونه آن ممنوعیت اکران یک فیلم کمدی با عنوان "سکس، خشونت، ارزشهای خانوادگی" محصول ۲۰۱۲ به کارگردانی کن کوک فیلمساز ناشناخته اهل سنگاپور بود.

ممنوعیت این فیلم باعث شد که خبر آن در رسانه های بین المللی انعکاس گسترده ای پیدا کند و در شرایطی که حکومت سنگاپور تلاش می کند چهره لیبرالی از خود ارائه دهد، بسیاری آنرا به عنوان حکومتی سانسورچی و قیم مآب مورد انتقاد قرار دادند.

در عین حال این حادثه باعث شهرت و در نتیجه موفقیت تجاری فیلم شد که بعد از این ماجراها اکران و در شکل دی وی دی نیز به بازار عرضه شد.

حق نشر عکس Paramount Pictures Corporation
Image caption نوح

اما خود کارگردان مطمئن نیست که این ممنوعیت تا چه حد روی موفقیت فیلم تاثیر گذاشته است. او می گوید"به نظرم جنجال و بحث هایی که به راه افتاد تا حدی به فیلم کمک کرد چون علاوه بر پوشش رسانه ای باعث شد کنجکاوی بخشی از مردم تحریک شود."

ولی شکی نیست که ممنوعیت فیلم او باعث شد که این کارگردان تقریبا ناشناخته یکباره به یکی از مشهورترین فیلمسازان سنگاپور بدل شود و در عین حال برجسارت او افزود .

او می گوید: "واقعا مطمئن نیستم که این موضوع روی فعالیت حرفه ای من در عرضه فیلمسازی تاثیر مثبتی داشت و یا نه. ولی تحت تاثیر این نوع فشارها من از پرداختن به موضوعات حساس و بحث برانگیز صرف نظر نخواهم کرد."

شرکت های توزیع کننده آثار سینمایی هم معمولا از این عامل بهره می گیرند و در تبلیغات، پوستر و حتی بسته بندی نسخه های دیجیتال فیلم به موضوع ممنوعیت نمایش و یا سانسور آن اشاره می کنند.

به اعتقاد پروفسور وینسون دیسکون توزیع کنندگان به نحو بسیار فعالی از این عامل بهره برداری می کنند. او می گوید:"روش کار این شرکت ها این است که از هر عاملی برای تبلیغات و عرضه بهتر فیلم به بازار استفاده کنند. بنابراین اگر عاملی مثل ممنوعیت نمایش و یا سانسور به تبلیغ بهتر و درآمد بیشتر فیلم کمک کند بدون تردید و با تمام امکانات از آن استفاده خواهند کرد."

تبلیغات ناخواسته

هر چند ممنوعیت یک اثر سینمایی در بسیاری موارد باعث توجه و فعالیت بیشتر توزیع کنندگان فیلم می شود ولی در عین حال ممکن است برای خود فیلمسازان دردسرآفرین و حتی نگران کننده شود.

به عنوان نمونه تحریم گسترده فیلم "حمله" اثر زیاد دویری کارگردان لبنانی در سال ۲۰۱۳ در کشورهای عربی که موضوع آن حملات انتحاری بود، باعث شد که درغرب پوشش خبری گسترده ای پیدا کند.

این کارگردان می گوید که دلیل اصلی تحریم فیلم این بود که در اسرائیل و با شرکت بازیگران اسرائیلی ساخته شده و به این خاطر او یکی ازقوانین لبنان مربوط به تحریم اسرائیل مصوب سال ۱۹۵۵ را نقض کرده است.

ممنوعیت نمایش و تحریم آن در جهان عرب باعث شهرت این فیلم شد ولی خود کارگردان را دلسرد کرد. زیاد دویری در آن زمان گفته بود: "با قاطعیت می توانم بگویم که من به دنبال چنین تبلیغاتی نبودم. تبلیغات ناشی از جنجال مثل یک شمشیر دولبه است و بنابراین برخی ممکن است فکر کنند که ما با ایجاد جنجال قصد داشتیم فیلم را مشهور کنیم. ولی واقعیت این نیست و هر فیلمی خودش فی النفسه و بدون تبلیغات و جنجال باید گویا باشد."

این مورد خاص از ممنوعیت نمایش به طور بالقوه می توانست فروش و درآمد تجاری فیلم را در سینماهای غرب افزایش دهد ولی در خود کشور محل تولید و بازار محلی آن که کشورهای عربی هستند، تاثیر معکوسی داشت و به ضرر مالی فیلم منجر شد.

زیاد دویری سال گذشته در واکنش به تحریم فیلمش در کشورهای عربی گفت: "تهیه کنندگان عربی که هزینه تولید این فیلم را پرداخت کرده اند نخواهند توانست سرمایه گذاری خود را جبران کنند. از نظر مالی شخصا به خود من ضربه ای نمی زند چون من جزو تهیه کنندگان و سرمایه گذاران نیستم."

گروه دیگری از محصولات سینمایی، فارغ از اینکه چقدر به خاطر ممنوعیت نمایش شهرت پیدا کنند، هیچگاه به موفقیت مورد نظر نخواهند رسید. پروفسور وینسون دیکسون معتقد است که انواع متفاوتی از آثار سینمایی در این دسته بندی قرار می گیرند.

او می افزاید: "به اعقتاد من فیلم هایی که به شدت خشن هستند یا فیلم های بسیار سکسی و یا فیلم هایی که خیلی بد ساخته شده اند و هیچکس به تماشای آن علاقه ای ندارد هر چقدر هم که خبرساز و جنجالی باشند موفقیت زیادی کسب نمی کنند."

در پایان می توان گفت که روی هم رفته ممنوع و یا سانسور کردن یک فیلم به جای محدود کردن نمایش باعث موفقیت تجاری آن خواهد شد. این حقیقتی است که حکومت ها و نهادهای تصمیم گیر حاضر نیستند آن را بپذیرند. و دلیل آن این است که در اکثر موارد انگیزه اصلی برای سانسور و ممنوعیت نمایش یک فیلم نه جلوگیری از اکران آن بلکه جلب نظر و بسیج یک گروه سیاسی یا مذهبی خاص است و باید پذیرفت که از این منظر ممنوع کردن یک فیلم می تواند خیلی موثر باشد.