بداهه در طغیان ریتم، گفت‌وگو با حسین علیزاده

حق نشر عکس mehr

حسین علیزاده، آهنگساز و نوازنده در ماه نوامبر کنسرت های پژوهشی ویژه ای را در چند شهر اروپایی برگزار کرد. یکی از آن ها در خانه بلژیک در شهر کلن آلمان بود. او در این کنسرت ها کوشید تا شیوه های بداهه پردازی و آهنگسازی خود را به شکلی تحلیلی به مخاطبان خود بشناساند.

کنسرت حسین علیزاده در این تور اروپایی دو ویژگی ممتاز و کارساز داشت. اول آن که قید و بند شعر را از گردن موسیقی برداشته بود و حاضران دو ساعت با وجد به موسیقی بی کلام گوش سپردند.

علیزاده راهی را که خالقی در رشد و پرورش موسیقی بی کلام گشوده بود، هموارتر و گسترده تر می کند.

ویژگی دوم کنسرت علیزاده اعتبار بخشیدن بیشتر به ساز تنها که بهترین وسیله آزمایش مهارت و خلاقیت و احساس موزیکالیته نوازنده است. هنگام بداهه نوازی در ساز است که معلوم می شد نوازنده چند مرده حلاج است.

کار تکنوازی نیز قدمت بسیار دارد ولی هر تکنوازی را توان بداهه پردازی نیست. علیزاده فرصت کنسرت را غنیمت شمرده بود تا کمال یافتگی خود را در عرصه بداهه پردازی نیز از نظر مخاطبان بگذراند.

از او درباره تکنوازی و ارزش آن و تمرکزش بر روی موسیقی بدون کلام پرسیدم.

علیزاده می گوید که موسیقی بدون کلام را از سال‌های قبل از انقلاب شروع کرد و انقلاب که شد موسیقی برگشت به موسیقی با کلام که به گفته او برای این که بودنش با کلمه توجیه می شد.

او می‌گوید: "موسیقی بدون کلام اگر به صورت تکنوازی نباشد، این پرسش را به دنبال دارد که آیا موسیقی ما واقعا ردیف سازی است یا هنوز ترجمه ای در ردیف آوازی است. تمام ضرباهنگ هایی که در شعر است، نقش دارند در اوزان موسیقی بدون کلام. تجربه من در بداهه نوازی این است که موتیف ها فقط روی سیلاب های شعرها نگردند، بلکه موتیف های سازی و تکنیک سازی در بداهه نوازی نقش داشته باشند."

حق نشر عکس Isna
Image caption صبا و حسین علیزاده

"سعی من این است که کاملا در قالب موسیقی سازی واقعا موسیقی سازی را ارایه کنم، نه این که دایما ردیف را تکرار کنم. چون ردیف کاملا تحت تاثیر کلام است. البته موتیف های ردیف را برای بداهه نوازی استفاده می کنم."

کنسرت تازه حسین علیزاده را می توان بداهه ای در طغیان ریتم نامید. ریتم ها چون امواج خروشنده و سیال به ساحل می رسند و جای را به موج های بعدی می سپارند.

موسیقی سنتی ایران همین طغیان را تجربه کرده است. علیزاده از آفریده های بداهه خود شیوه کلاسیک تم و واریاسیون را به کار می گیرد و از یک نغمه آشنا مجموعه ای می سازد رنگین شبیه به سوییت و سونات و از این راه غنای بالقوه موسیقی ایران را به نمایش می گذارد.

سازها در جریان تاریخ

علیزاده را در کنسرت اروپایی‌اش، پسرش، صبا (کمانچه) و بهنام سامانی (تمبک) همراهی کردند. او این بار ترجیح داد که با همان سازهای قدیمی بر روی صحنه برود.

علیزاده با آنکه در کنار محمدرضا شجریان از جمله مشهورترین موزیسین‌هایی است که در عرصه طراحی ساز و به کار گرفتن آنها کنسرت‌هایش پا گذاشته‌، سازهای ابداعی را کاملا جایگزین سازهای قدیمی نمی‌داند.

در سال‌های اخیر استفاده از سازهای ابداعی در کنسرت‌های موسیقی سنتی ایرانی مورد بحث و جدل در محافل موسیقایی قرار گرفته است.

حق نشر عکس Fars
Image caption محمدرضا شجریان چندین ساز ابداع کرده است

از جمله کنسرت‌های اخیر شجریان در اروپا که با همراهی چندین ساز ابداعی خود او همراه بود با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شد.

این سئوال مطرح است که آیا سازهای تازه بر گستره موسیقی سنتی می افزایند و کار آهنگسازی را آسان تر می کنند یا صرفا صدای سازهای موجود را تقویت می کنند؟

به هر روی ورود سازهای تازه در عرصه موسیقی سنتی مخالفان فراوان نیز دارد. در میان دلایل مخالف، یکی دو استدلال پر توان به چشم می خورد که هنوز جوابی نگرفته است. از جمله می گویند موسیقی ایرانی پیش از هر چیز به رنگ و بوی خود شناخته می شود و سازهای تازه این رنگ و بو را از بین می برند و در واقع هویت ملی آن را مخدوش می سازند و آنگونه که علیزاده می گوید کمکی هم به قدرت آفرینشی آن نمی رساند.

علیزاده می گوید که ساز پیشینه‌ای تاریخی می خواهد تا بتوان کوچک ترین تغییری در آن داد و باید همراه با فرهنگ جامعه و تاریخ شکل بگیرد تا معنی پیدا کند.

او می‌گوید: "این ها بیشتر سازهای تجربی است تا شاید بتواند رنگ های بیشتری ایجاد کند. اما ارکستر یک سازمان و اصولی دارد که از نظر وسعت سازها، همان شکلی است که ارکستر سمفونیک در طی تاریخ گرفته و آثاری که آهنگسازان نوشته اند."

"در این سال ها هیچ سازی در ایران ساخته نشده که به جنبه ارکستری موسیقی کمک کرده باشد. فقط تجربه هایی است شخصی. در بسیاری موارد ما حتی آن ها را بد صدا کرده ایم."

علیزاده با دو ساز ابداعی خود، سلانه و شورانگیز چند برنامه‌ اجرا کرده و آلبوم‌هایی منتشر کرده است. با این حال می گوید که سازهای ابداعی جدید هیچکدام روی اصول نبوده‌اند.

"ساز سلانه من هم یک تجربه بود. این ساز نمی تواند جایگزین سازی بشود و یا راهی را باز کرده باشد. قطعا این ها یک تداومی می خواهد. واقعا یک مرکز و عده ای متخصص می خواهد که تخصصی روی این ها نظر داده بشود و رفته رفته اصلاح بشود تا شما ببینید که چه سازی جای چه سازی را می گیرد. من در میان این سازهای تازه ساخت، حتی آن هایی راکه آقای شجریان ساخته اند، فکر می کنم که در کشورهای منطقه که از نظر فرهنگی به ما نزدیک هستند این سازها را به صورت صیقل شده و با صدا دهی با ثبات بیشتری هم دارند."

افراط در نوآوری

وضعیت موسیقی در ایران در سه دهه اخیر تغییرات چشمگیری را نشان می‌دهد. در دهه نخست صحبت از انهدام موسیقی می‌رفت.

در دهه دوم برخی روزنه ها گشوده شد و موسیقی رفته رفته به حالت عادی در می آمد و زمینه را برای تغییرات اساسی دهه سوم فراهم می کرد.

حق نشر عکس FARS

اینک پس از آن همه محدودیت، افراط گرایی در دگرگونی ها سبب نگرانی موسیقی‌دانان سنتی شده است. علیزاده این افراطگرایی در ایران را موضوعی "حاد" می داند و می گوید: "چیزی که نمی توان منکر شد، این است که نسل جوان خواسته‌ی خودش، انرژی و حتی ذوق و شوق خودش را دارد."

"اما موضوعی که در مورد همه مسایل ایران از جمله مسایل فرهنگی و هنری صادق است، مساله هویت است. آیا ما جامعه ای داشتیم یا داریم که تاریخ در آن اهمیت داشته باشد. مثلا از دروره ساسانی تا امروز، به طور دقیق و پیوسته در آن دوره موسیقی چه طور بوده تا به ما رسیده؟ همیشه یک وقفه‌هایی وجود دارد و نسل‌های ما هیچوقت به هم وصل نشدند. قبل از انقلاب اتفاقاتی مثلا در رادیو و تلویزیون یا مرکز حفظ و اشاعه موسیقی افتاد که آگاهانه نسبت به آن‌ها برخورد شد و نسل جوان را به تاریخش وصل می کرد."

"نسل امروز همه امکانات را دارد جز ریشه‌ها و هویت تاریخی. مشکل ما این است. این مساله خود به خود حل نخواهد شد. باید روی آن فکر شود."

موسیقی تلفیقی به جای موسیقی هنری

علیزاده می گوید که در میان جوانان یک سردرگمی وجود دارد و این سئوال را مطرح می کند که "چه کسی می‌خواهد نوآوری کند؟ اگر سنت ها را به یک دیوار تشبیه کنیم، اول باید بدانیم که از کجای این دیوار عبور کنیم. بسیاری از جوان ها هستند که استعداد نوآوری را دارند ولی نمی‌دانند چه چیزی را باید عوض کنند."

علیزاده عقیده دارد که جوان‌ها نمی‌دانند که چه چیز کهنه‌ای را دارند نو می‌کنند و بخشی از این نوآوری "تقلید از کشورهای همسایه یا موسیقی اسپانیولی" می داند. به گفته او "نوعی موسیقی تلفیقی عمدتا جایگزین موسیقی هنری شده است."