روشنفکران ملی‌گرای عراق نگران نابودی 'هویت عربی'

Image caption مجسمه متنبی، شاعر بزرگ عرب، در کنار دجله

اوضاع عراق به ویژه با حمله نیروهای 'دولت اسلامی' (داعش سابق) و چیرگی پیکارجویان عرب‌گرا و سنی‌گرای افراطی بر برخی از نواحی کشور، بیش از پیش بحرانی شده است.

وحدت ملی کشور با شعار "هویت عربی" یا "العروبه" که در زمان صدام حسین دست‌کم قوامی ظاهری داشت، با اشغال کشور از سوی نیروهای ائتلاف به سرکردگی آمریکا در بهار ۲۰۰۳ به زوال رفت. فروپاشی نظام ناسیونالیستی صدام، زمینه را برای برآمدن نیروهایی هموار کرد که با "هویت عربی" مشکل دارند: شیعیان و کردها.

وضعیت بحرانی، نگرانی و خشم بسیاری از روشنفکران، نویسندگان و هنرمندان را برانگیخته است. بیشتر کارشناسان و دانشوران کشور را ترک کرده‌اند. اهل فرهنگ، از این که کشور تا این حد دستخوش آشوب و پراکندگی است، شکوه سر می‌دهند. به ویژه روشنفکران ملی‌گرا از این که هویت "عربی" سرزمین آنها لگدمال شده، سر به اعتراض برداشته‌اند.

اوج این خشم و اعتراض در سروده‌ای از سعدی یوسف، یکی از بزرگترین سخن‌سرایان عراق ابراز شده است. او در قطعه‌ای شاعرانه به عنوان "مصر عرب و عراق عجم"، فریاد شکوه بر می‌دارد که: "ما در عراق عجم هستیم و من بر آنم که در مصر عرب زندگی کنم."

شاعر که در لندن زندگی می‌کند، شعر را به تاریخ ۱۵ نوامبر ۲۰۱۴ سروده است.

جانمایه شعر این پیام است که عنصر عربی در کشور عراق رنگ باخته و اینک دو قوم "عجم" و کرد کشور را تسخیر کرده‌اند. در عراق "عجم" همواره نامی برای ایرانیان است. شاعر از کردها با کنایه‌ای تحقیرآمیز یاد کرده است.

Image caption تازه‌ترین شماره مجله فرهنگی بانیپال، چاپ لندن، ویژه هشتاد سالگی سعدی یوسف

"کتاب شاعر را به آتش بکشید!"

شعرواره سعدی یوسف در رسانه‌ها و شبکه‌های مجازی بازتابی گسترده داشت. هواداران ناسیونالیسم عرب، به ویژه در عربستان و کرانه خلیج فارس، شعر را ستودند و آن را زبان حال خود دانستند. این محافل از این که شیعیان عراق به ارکان حکومت راه یافته و کردها در شمال کشور حکومت خود را ساخته‌اند، به شدت خشمگین هستند.

در برابر، بسیاری از روشنفکران و نویسندگان که با نظم کنونی سازگاری بیشتری دارند، از سعدی یوسف به شدت انتقاد کرده، موضع او را نژادپرستانه و مغایر با واقعیات کنونی عراق دانسته‌اند. این واکنش‌های عصبی چنان اوج گرفت که عده‌ای خواستار سوزاندن آثار سعدی یوسف شدند.

شاعری به نام قاسم ربیعی روشنفکران و فرهنگیان را فرا خواند که روز جمعه ۲۱ نوامبر با گرد آمدن در کنار مجسمه متنبی، شاعر بزرگ عرب در کنار رود دجله در مرکز بغداد، کتاب‌های سعدی یوسف را به آتش بکشند.

آقای ربیعی به خبرگزاری "الجزیره" گفت: وقتی سعدی یوسف به "عجم" دشنام می‌دهد، منظور او شیعیان هستند، غافل از این که آنها هم اهل عراق هستند و میهن خود را دوست دارند. او شاعر را به پراکندن تخم نفاق و اختلاف مذهبی متهم کرد. او گفت برای شاعرانی مانند سعدی یوسف شعارها و ارزش‌های ذهنی از مردم عراق مهمتر هستند.

دعوت به کتابسوزی با موجی از انتقاد روبرو شد. محافل روشنفکری و بنیادهای فرهنگی عراق کتابسوزی را عملی "وحشیانه" دانستند و به جای آن خواستار برخورد انتقادی با افکار و آثار یوسف شدند.

برای نمونه "انجمن نویسندگان عراق" (اتحاد الأدباء العراقیین) ضمن انتقاد از مواضع سعدی یوسف، فراخوان به سوزاندن کتاب‌های او را به شدت نکوهش کرد. بیانیه انجمن یادشده، کتابسوزان را نوعی "تروریسم فکری" و یادآور دوران فاشیسم هیتلری دانسته است.

فاضل ثامر، دبیر "انجمن نویسندگان عراق"، در سایت اینترنتی خود از سعدی یوسف انتقاد کرد که در توهین به ارزش‌های فرهنگی مردم عراق، "تا دفاع از شورشیان داعش در فلوجه" پیش رفته است. او در مصاحبه با روزنامه "العالم" (که پایگاه عربی سی‌ان‌ان آن را نقل کرده) می‌گوید: "به سعدی یوسف می‌گوییم باید هشیار باشد که چه کسانی برای گفته‌ها و اظهارات او کف می‌زنند. این اظهارات به جایگاه شعری و ملی او آسیب می‌زند و فرهنگ عراق را با نفرت و حقارت آلوده می‌کند".

در همین راستا، کانون نویسندگان اقلیم کردستان عراق، در بیانیه‌ای اظهارات سعدی یوسف را محکوم کرد. به گزارش خبرگزاری کردی "شفق نیوز" وزارت آموزش دولت خودگردان کردستان در اطلاعیه‌ای به حذف شعرهای یوسف از کتاب‌های درسی فرمان داد و آن را "دستور شخص وزیر" خواند.

در حسرت "عراق عرب"

Image caption خیابان متنبی روزگاری قلب فرهنگی بغداد بود اما امروز دیگر رونق گذشته را ندارد

عراق "گهواره تمدن بشر"، قلمرو سومر و آشور و بابل و در سپیده‌دم تاریخ خاستگاه مدنیت بوده است. عصر طلایی بغداد در دوره اسلامی، یادآور اقلیم افسانه‌ای هزار و یک شب و از مفاخر فرهنگ عرب است. بسیاری از اندیشوران و فرهنگ‌سازان بزرگ اسلام و عرب از همین خطه برخاسته‌اند، از جاحظ و متنبی و کندی تا اخلاف معاصر آنها مانند محمد مهدی جواهری و معروف رصافی.

عراق در نیمه دوم قرن بیستم از پایگاه‌های اصلی ناسیونالیسم عرب بوده است. جریان‌های ناسیونالیستی مانند "قومی" و "بعثی" ده‌ها سال در این کشور با شعار اتحاد و اعتلای "امت عرب" به میدان آمده، به قدرت رسیده و بر تمام اهالی کشور تحکم کرده‌اند.

تنها در مقطع تاریخی اخیر است که تصویری تمام‌نما از کشور عراق با مردمان و اقوام بسیار و فرهنگ‌های رنگارنگ در برابر دیدگان قرار گرفت. تصویری که نشان داد این کشور یکپارچه "عرب" نیست، بلکه "دیگری" هم وجود دارد؛ طیفی از مردمان کرد و ترکمن و ایزدی و سریانی و... اینجا نفس می‌کشند و حق خود را می‌طلبند. ملی‌گرایانی که عمری با قالب‌های ذهنی و آرمانی به سر برده بودند، از دیدن این تصویر به وحشت افتادند، پس به انکار یا تحقیر آن دست زدند.

سعدی یوسف، زاده ۱۹۳۴ در بصره، که روشنفکران عرب به تازگی هشتاد سالگی او را جشن گرفتند، بیشتر عمر خود را در خارج، از کشورهای عربی تا فرانسه و بریتانیا گذرانده است. او نه تنها در عراق، بلکه در سراسر دنیای عرب سیمایی پراعتبار است.

برخی از قصیده‌ها و شعرهای او به کتاب‌های درسی راه یافته و از آنها آوازهای مردمی و سرودهای ملی ساخته شده است. بسیاری از کارهای او به زبان‌های بیگانه، از جمله انگلیسی و فرانسوی‌، ترجمه شده است.

سعدی یوسف همواره به طیف نیروهای مبارز، از چپ تا ملی، گرایش داشت. در آغاز از حمله نیروهای ائتلاف به عراق برای سرنگون کردن نظام صدام حسین، پشتیبانی کرد، اما با فرو رفتن کشور در نابسامانی و هرج و مرج از نیروهای بیگانه، به ویژه ایالات متحده، زبان به انتقاد گشود.

سعدی یوسف از نادر روشنفکران عرب بود که جنبش‌های موسوم به "بهار عربی" را نکوهش کرد و آن را "توطئه کثیف عوامل امپریالیسم" خواند.