نامه ای از لندن: «... یا لعنت عقب ماندگی؟»

Image caption عالیجناب مبلّغ مسیحی، دارای نَفًس و مَسّ مسیحایی، در یک برنامۀ شفا بخشیِ تلویزیونی در آمریکا، در اوایل قرن بیست و یکم میلادی. (فرهنگ؟)

سلام. و بعد از سلام، اوّل اینکه شاید این عرضی که حالا می خواهم بکنم، به کلّی اشتباه باشد. آدم دربارۀ یک چیزی فکر می کند، تحقیق می کند، و دستِ آخِر به نتیجه ای می رسد، و این نتیجه را، درست یا غلط عرضه می کند. ادّعا هم نمی کند که از طریق «انزال وحی» (۱) به این مُدّعا رسیده است.

در این چهل سالی که در غربت انگلیس زنده مانی کرده ام، از حرفهای سفت و ثقیلی که دربارۀ «فرهنگ»، که اینجا به ش می گویند «کالچِر» (۲) و در فرانسه به ش می گویند «کوُلتور» (۳) شنیده ام و خوانده ام، بالاخره به این نتیجه رسیده ام که یا من توی این هشتاد سال عمر نتوانسته ام معنای واقعی «فرهنگ» را بفهمم، یا «فرهنگ» یک معنای واقعیِ واحد و ثابتی ندارد.

Image caption مراسم «به خود شّلاق زنی» عدّه ای از مسیحیان کاتولیک فیلیپینی برای «آمرزش گناهان» در روز جمعۀ پیش از عید فصح به یاد مصلوب شدن حضرت عیسی مسیح. (فرهنگ؟)

الآن سال چهاردهم از قرن بیست و یکم میلادی است. آیا من این حقّ را دارم که بپرسم امروز، وقتی به یک آدم، از هر جای این کرۀ زمین، می گوییم: «آدمی است بافرهنگ»، منظورمان از این صفتِ «بافرهنگ» چی هست؟ کسی که این صفت را دارد، چی دارد؟ آیا کسی که مثلاً در خراسان این چیز را دارد، همان چیزی را دارد که یک کسِ دیگر در پاریس آن را دارد؟

لغت شناسهای معروف و معتبر خودمان «فرهنگ» را «علم و دانش و عقل و ادب و بزرگی و سنجیدگی» تعریف کرده اند و «بافرهنگ» را «ادب آموخته و ادیب و رفیع و بلند مرتبه و پاک نژاد و دانا و عاقل»، و در این معنی مطابقتش داده اند با کلمه ای در زبانهای لاتینی و اروپایی از ریشۀ «اِدوکارِه» (۴) که معناش به فارسی «آموزش و پرورش» و به عربی «تعلیم و تربیت» است. لابد در لغت شناسی فارسی بینِ «فرهنگ» یا «کولتورا» (۵) و «آموزش و پرورش» یا «اِدوکارِه» لازم ندیده اند که فرقی قائل بشوند.

حالا یک سری هم بزنیم به یکی از لغتنامه های جامع و معتبر انگلیسی، ببینیم «کالچر» را که ما به ش می گوییم «فرهنگ»، چی تعریف کرده است (۶). از سیزده تا معنای اصلی و فرعی ای که این لغتنامه داده است، با دو تاش مفهوم واقعیِ «فرهنگ» بیان می شود، از این قرار: «۱: نیرومند کردن و گسترش دادنِ قوّۀ تعقّل و تفکّر از طریق آموختن و دانش اندوختن؛ و ۲- روشنفکری وُ روشن بینی ای که از این طریق در جهت تحقیق در شناخت علمی واقعیت پدیده های طبیعی و جهان مادّی و معنوی حاصل می شود.»

Image caption مراسم ختنه کردن یک دختر در یکی از کشورهای آفریقایی. (فرهنگ؟)

خوب، با این دو تا تعریف فارسی و انگلیسی از کلمۀ «فرهنگ»، از شما نمی پرسم، از فلان پژوهشگر مردم شناسیِ (۷) فلان کانال تلویزیون غربی می پرسم: «تو که عالم هستی، اهل تحقیق علمی هستی، عصر خرافات اجدادی را پشت سر گذاشته ای، و این معنیهای اصلی و جهانی و علمی «فرهنگ» را می دانی، چه طور است که در موقع صحبت از مجموعۀ رسمها و سنّتها و عقیده ها و رفتارهای وابسته به زندگی شبانی و قبیله ای چند هزار سال پیش این قوم یا آن قوم که در دهۀ دوّم قرن بیست و یکم میلادی هم در تابوتِ فکری اجداد خود نفس می کشند، به اسم فرهنگ یاد می کنی؟»

اگر من همین امروز، به ریش کوپرنیکها و گالیله ها و نیوتنها و اینشتینهای (۸) فرهنگ شما می خندیدم و می گفتم: «من عین جدّ اعلای خودم که در حدود سه هزار سال پیش ظهور کرد، اعتقاد دارم که خدا، در روز سوّم آفرینش، دو نیّر بزرگ ساخت، نیّر اعظم را برای سلطنت روز و نیُر اصغر و ستارگان را برای سلطنت شب» (۹)، باز هم همچین اعتقادهایی را، دور از جنابِ فرهنگِ خودتان، جزو فرهنگ من می دانستید، یا لعنت عقب ماندگی؟»

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

_______________________________________

۱- اصطلاح «اِنزالِ وحی» به معنای فرود آمدن وحی از سوی باری تعالی به گزیدگان او زیاد به کار می رود. در وب سایت «پژوهش»، «مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما» آمده است : «لَقَدْ جاءَکَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلا تَکُونَنِّ مِنَ الْمُمْتَرینَ. (سورۀ یونس: آیۀ ۹۴) « به یقین حق، همه اش از پروردگارت بر تو آمد، پس مبادا از روی آورندگان به تردید باشی.» البته آشکار است که مصداق اصلی حق در این آیه، «انزال وحی» است؛ چنانکه از بخش اول آیه روشن می شود. اگر معرفت به اموری مانند انزال وحی ممکن نباشد، تکلیف به یقین و پرهیز از شکّ، در چنین مواردی از حکمت الهی به دور است.»

۲- «کالچر» (culture)، فرهنگ، «کالچرد» (cultured) با فرهنگ، که البتّه با کلمۀ «اجوکِیتِد» (educated)، یعنی «تحصیلکرده» فرق می کند. آدم ممکن است که از دانشگاه، مثلاً کالیفرنیای جنوبی درجۀ دکترای مدیریت گرفته باشد، امّا بافرهنگ نباشد.

۳- «کُولتور» (culture)،«فرهنگ»، در املاء با انگلیسی یکسان، در تلفُظ متفاوت.

۴- «ادوکارِره» (educare)، تربیت کردن. کلمۀ «education» انگلیسی به معنای آموزش و پروش از همین ریشه است.

۵- «کولتورا» (cultura) فرهنگ (لاتینی).

۶- یکی از جامع ترین لغتنامه های اینترنتی که دسترسی به آن آسان است «The Free Dictionary» نام دارد، با این نشانی:www.thefreedictionary.com

۷- مردم شناسی (anthropology). البتّه هر خبرنگاری نمی تواند پا توی کفش مردم شناسها بکند و درست راه برود.

۸- «Copernicus»، «Galileo Galilei»، «Isaac Newton»، و «Albert Einstein»، چهار تن از بزرگترین دانشمندان غربی.

۹- آیه های ۱۶ و ۱۷ و ۱۸ در ترجمۀ فارسی سفر پیدایش از «عهد عتیق» در کتاب مقدّس (Holy Bible): «و خدا دو نیّر بزرگ‌ ساخت‌، نیّر اعظم‌ را برای‌ سلطنت‌ روز و نیّر اصغر را برای‌ سلطنت‌ شب‌، و ستارگان‌ را. و خدا آنها را در فلک‌ آسمان‌ گذاشت‌ تا بر زمین‌ روشنایی‌ دهند، و تا سلطنت‌ نمایند بر روز و بر شب‌، و روشنایی‌ را از تاریکی‌ جدا کنند. و خدا دید که‌ نیکوست‌.»

مطالب مرتبط