سینمای ایران؛ فیلم‌هایی که در محاق توقیف ماندند

در هفته‌های اخیر هشت فیلم سینمایی ایرانی محلی برای مناقشه میان نمایندگان اصولگرای مجلس و وزارت ارشاد شده‌اند که سرنوشت بیشتر آنها همچنان نامعلوم است و مشخص نیست چه زمانی شانس نمایش عمومی پیدا می‌کنند.

خطر توقیف همیشه بالای سر فیلم‌های ایرانی هست، اما بسیاری از فیلم‌های توقیفی بعد از مدتی –با تغییر دولت‌ها و یا خوابیدن سر و صداها- روی پرده رفته‌اند.

تنها تعداد محدودی از فیلم‌ها هستند که برای همیشه بایگانی شدند و با گذشت سال‌‎ها کسی دیگر هیچ حرفی از احتمال اکران آنها نیز به میان نمی‌آورد. نگاهی می ‌اندازیم به بعضی از این فیلم‌ها:

چریکه تارا (۱۳۵۹)

حق نشر عکس z

چریکه تارا، روایتی سمبلیستی از زندگی زنی روستایی است که با به ارث بردن شمشیری قدیمی از پدربزرگش، جنگجویی اساطیری بر او ظاهر می‌شود و اندکی بعد به او دل‌ می‌بازد.

این فیلم بهرام بیضایی طی سال‌های ۵۷ و ۵۸ ساخته شد و در جشنواره کن سال ۱۹۸۰ (۱۳۵۹) برای بار نخست به نمایش درآمد اما از کسب مجوز نمایش در ایران بازماند، بیش از هرچیز به این دلیل که پوشش نقش اصلی آن، سوسن تسلیمی، با استاندارهای تازه "حجاب اسلامی" در ایران پس از انقلاب نمی‌خواند.

خط قرمز (۱۳۶۰)

نخستین فیلمی که مسعود کیمیایی پس از انقلاب ساخت اما هرگز رنگ پرده را ندید.

این فیلم که از روی فیلمنامه‌ای از بهرام بیضایی ساخته شده ماجرای یکی از اعضای ساواک را روایت می‌‌کند که با دختری به نام لاله ازدواج می‌کند بی‌آنکه همسرش چیزی از شغل او بداند، اما در روزهای آشوبناک انقلاب ۵۷ زن به شغل او پی‌برد و در نهایت او را به قتل می‌رساند.

فیلم در نخستین جشنواره فجر به نمایش درآمد و سپس برای اکران عمومی وادار به اعمال تغییراتی شد. اما حذف و اضافات نتوانست رضایت مدیران را جلب کند، بازهم به این دلیل که بازیگران فیلم از "حجاب اسلامی" برخوردار نبودند.

مرگ یزدگرد (۱۳۶۱)

حق نشر عکس a

بهرام بیضایی نسخه سینمایی تاتر "مرگ یزدگرد" را -که به کارگردانی خودش در سال ۱۳۵۸ روی صحنه رفته بود- به پیشنهاد شبکه یک تلویزیون ایران ساخت اما در زمان تحویل آن با اصلاحیه‌ای ۶۹ بندی مواجه شد.

پس از اعتراض کارگردان به این اصلاحات، تلویزیون آن راچنان که بود در جشنواره نخست فیلم فجر سال ۶۱ به نمایش درآورد اما پس از آن به بایگانی سپرد.

گذشته از نحوه روایت بیضایی از تاریخ، پوشش بازیگران زن فیلم یکی دیگر از دلایلی بود که باعث شد "مرگ یزدگرد" به اکران عمومی درنیاید.

نوبت عاشقی (۱۳۶۹)

حق نشر عکس a

نمایش فیلم "نوبت عاشقی" در جشنواره فجر سال ۱۳۶۹ زلزله ای پر بسامد در سینمای نوپای ایران به راه انداخت.

محسن مخلباف که تا آن زمان "هنرمندی مکتبی" به شمار می آمد به خاطر تبلیغ "سوسیالیزم جنسی"، به تصویر کشیدن "عشق مادی و دنیایی" و مهم‌تر از آن نگاه نسبی‌گرایانه به "رابطه خیانت‌آلود زنی شوهردار با مردی اجنبی" در این فیلم هدف انتقادات بسیار قرار می‌گیرد.

دامنه انتقاداتِ رسانه‌های رسمی کشور و چهره‌های انقلابی وقت به کارگردان محدود نشد و دامن مقامات سینمایی و حتی وزیر ارشاد وقت (محمد خاتمی) را نیز گرفت.

شب‌های زاینده‌رود (۱۳۶۹)

حق نشر عکس s

شب‌های زاینده‌رود هم در جشنواره نهم فجر و همراه با فیلم دیگر کارگردانش، "نوبت عاشقی" نمایش داده شد و درست به ‌همان اندازه مورد حمله قرار گرفت.

فیلمساز متهم ‌شد که با نمایش مسائلی مانند دل باختن یک "جانباز" به دختری "بی‌بند و بار" یا خودکشی یک همسر شهید قصد دارد پیام‌هایی چون "سرخوردگی قشر ایثارگر" و "بی‌حاصل بودن انقلاب" را به بینندگان القا و "روابط آزاد جنسی" را تشویق کند.

دو فیلم مخملباف در کنار مسائل دیگری که حساسیت‌های جناح محافظه‌کار حکومت را برانگیختند بهانه‌ای شد تا دو سال بعد در خرداد ۷۱ محمد خاتمی وادار به استعفا از وزارت ارشاد شود.

در مسلخ عشق (۱۳۶۹)

یکی از نخستین فیلم‌های کمال تبریزی که در سال ۶۹ ساخته شد اما به واسطه موضوع حساسش روی پرده نرفت.

این فیلم جنگی زمانی را به تصویر می‌کشد که ابوالحسن بنی‌صدر هنوز رئیس‌جمهور و فرمانده کل قوا بود و –برخلاف نمونه‌های مشابه- شکست نیروهای ایران در یکی از عملیات انجام شده طی جنگ هشت ساله را روایت می‌کند.

در فیلم آقای تبریزی، محمود آیت فرمانده ارشد ایرانی طی عملیات به دلیل ناهماهنگی‌های ارتش به همراه نیروهایش شکست می‌خورد.

"در مسلخ عشق" در جشنواره فجر به نمایش درآمد اما به دلیل ملاحظاتی که همواره در نحوه روایت جنگ ایران و عراق وجود داشته است مناسب اکران عمومی تشخیص داده نشد و به بایگانی سپرده شد.

دایره (۱۳۷۸)

حق نشر عکس s

یکی از فیلم توقیف شده جعفر پناهی که در سال ۷۸ ساخته شد و به اتهام "سیاه‌نمایی" رنگ پرده را ندیدند.

فیلم داستان زنانی از طبقه محروم جامعه را به تصویر می‌کشد که از زندان می‌گریزند اما در خارج از زندان پناهی نمی‌یابند و هریک به نحوی به حبس باز می‌گردند.

از کارگردان خواسته شد برای دریافت مجوز نمایش اصلاحیه‌ای ۱۷ دقیقه‌ای بر فیلمش اعمال کند اما جعفر پناهی زیر بار نرفت. در نهایت فیلم در خارج از ایران نمایش داده شد و شیرطلایی ونیز در سال ۲۰۰۰ را از آن خود کرد اما به سبب موضوع و نگاه انتقادی‌اش در ایران هرگز به صورت عمومی اکران نشد.

طلای سرخ (۱۳۸۲)

حق نشر عکس w

این فیلم را جعفر پناهی از روی فیلمنامه عباس کیارستمی و با سرمایه‌گذاری مشترک ایران و فرانسه ساخت.

"طلای سرخ" ماجرای مرد جوان و پریشان‌حالی را روایت می‌کند که درگذشته در جبهه جنگیده است و امروز با تحویل پیتزا به خانه ‌ها امرار معاش می‌کند؛ اما فقر و شکاف طبقاتی او را به سوی خشونت سوق می‌دهد.

فیلم در جشنواره‌های متعددی روی پرده رفت و در برخی از آنها از جمله کن و شیکاگو جایزه نیز گرفت؛ اما فضای تیره و تار آن و اصرار پناهی بر عدم اعمال اصلاحیه‌ها مانع از اکران آن در سینماهای ایران شد تا این فیلم نیز به سایر آثار توقیفی کارگردانش بپیوندد و بایگانی شود.

آفساید (۱۳۸۴)

حق نشر عکس s

فیلم دیگری از جعفر پناهی که در ورزشگاه آزادی ساخته شد تا تلاش ناکام چند دختر جوان و نوجوان برای ورود مخفیانه به استادیوم در روز برگزاری مسابقه فوتبال ایران-بحرین (بازی‌های مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۶) را به تصویر بکشد.

آفساید در جشنواره‌های متعدد خارجی نمایش داده شد و جوایزی از جمله خرس طلای برلین را نیز نصیب کارگردانش کرد اما علیرغم امید کارگردان به نمایش فیلم همزمان با آغاز بازیهای جام جهانی همان سال، ورود زنان به استادیوم‌ها با مخالفت سفت و سخت علما مواجه شد و این فیلم -که نگاهی طنزآمیز و انتقادی به تابوی ورود زنان به استادیوم داشت- نیز از راهیابی به پرده سینماها بازماند.

با این‌حال "آفساید" به دست قاچاقچیان فیلم افتاد و عواید فروش غیرقانونی آن به جیب سودجویان رفت.

سنتوری (۱۳۸۶)

حق نشر عکس a

این فیلم که ابتدا "علی سنتوری" نام داشت در سال ۸۶ ساخته شد و نمایش آن در جشنواره فجر همان سال با استقبال گسترده مخاطبان مواجه شد، اما علیرغم داشتن پروانه نمایش به دستور وزیر وقت ارشاد، محمد حسین صفار هرندی و "به احترام سینما، هنرمندان، ‌اعتقادات مردم و فرهنگ عمومی" توقیف شد.

داریوش مهرجویی برای به نمایش درآمدن فیلمش حتی به رهبر ایران نیز نامه‌ای نوشت اما نه تنها فیلم از توقیف درنیامد، که نسخه دی‌وی‌دی آن نیز به دست قاچاقچیان افتاد و به صورت گسترده به فروش رسید.

در نهایت دیوان عالی عدالت اداری وزارت ارشاد را به خاطر صدور مجوز و سپس توقیف فیلم مکلف به پرداخت خسارت کرد.

مطالب مرتبط