ادامه دارد...؛ دنباله‌های موفق ده فیلم بزرگ تاریخ سینما

استودیوهای فیلمسازی معمولا به فیلم دوم و یا سوم از یک مجموعه سینمایی به عنوان ماشین پولسازی نگاه می کنند و با تهیه قسمت دیگری از یک فیلم موفق سعی می کنند سود سریعی به جیب بزنند.

اما ساخت قسمت دوم و یا دنباله یک فیلم به عنوان یک روش داستان گویی می تواند فرصت های خوبی به فیلمساز بدهد. به عنوان مثال می توان همان فیلمنامه را از منظر و زوایای دیگری بسط داد و یا زندگی شخصیت های اصلی داستان را در مراحل بعدی زندگی آنها تعقیب کرد.

پدر خوانده ۲، ۱۹۷۴

حق نشر عکس BBC World Service

فیلم دوم از مجموعه پدر خوانده اثر فرانسیس فورد کاپولا که چهل سال در پیش دسامبر ۱۹۷۴ به بازار آمد به هر دو هدف رسیده و از آنچه در قسمت اول پدر خوانده به آن دست یافته بود فراتر رفته است.

قسمت دوم پدر خوانده تحلیل و تصویر دقیقی از آمریکای قرن بیستم است که نشان می دهد این جامعه نه یک زمینه مناسب برای درهم آمیزی ایده آل نژادها و فرهنگ ها بلکه بیشتر به فرشی شبیه است که تار و پود آن تجربه سخت مهاجران، فقر گسترده شهرنشینان و تبعیض نژادی است.

این فیلم با چند صحنه خیره کننده در مورد روزهای قبل از وقوع انقلاب کوبا حتی سیاست خارجی آمریکا را نیز زیر ذره بین می گیرد. فرانسیس فورد کاپولا یک داستان و فیلم گانگستری را عمیق تر کرده و در قالب آن به روح جامعه و ملت آمریکا نقب می زند.

پیش از غروب، ۲۰۰۴

حق نشر عکس BBC World Service

کارگردان فیلم های با ارزش در قسمت دوم به جای تکرار همان سبک و سیاقی که فیلم اول را موفق کرد، به قابلیت ها و امکانات تازه داستان گویی روی می آورد.

این دقیقا همان کاری است که ریچارد لینکلیتر کارگردان و فیلمنامه نویس پیش از غروب به شکل استادانه ای موفق شده انجام دهد. این فیلم ۹ سال پس از قسمت اول از این مجموعه با عنوان پیش از طلوع ۱۹۹۵ به سراغ دو شخصیت اصلی داستان یعنی جسی (با بازی ایتن هاک) و سلین (با بازی ژولی دلپی) می رود و حوادث زندگی آنها در این سالها را بازگو می کند.

این دو شخصیت در قسمت اول داستان و زمانیکه جوانتر بودند به دست سرنوشت در قطاری که به شهر وین می رود با هم آشنا می شوند، تمام روز را در شهر می چرخند و عاشق یکدیگر می شوند . ولی مجبورند با هم خداحافظی کنند.

فیلم اول این مجموعه کاملا یک فانتزی و گریز از محدودیت های واقعی زندگی است. اما موضوع اصلی قسمت دوم این مجموعه بر باد رفتن آرزوها، عملی نشدن انتظارات و غم ناشی از گذشت زمان و پشیمانی از نادانی های دوران جوانی است. پیش از غروب مثل تمام قسمت های دوم فیلم های با ارزش یک سر و گردن از قسمت اول بالاتر است.

تعقیب در الجزایر، ۱۹۴۵

حق نشر عکس BBC World Service

یکی از اولین مجموعه های سینمایی موفق هالیوود ۱۴ فیلمی بود که براساس داستان و شخصیت شرلوک هولمز ساخته شدند.

در این مجموعه که ساخت آن از سال ۱۹۳۸ شروع شد بازیل راتبون نقش این کارآگاه و نایجل بروس نقش واتسون دوست و دستیار او را بازی می کردند.

تعقیب در الجزایر دوازدهمین قسمت از این مجموعه را می توان بهترین مورد دانست. داستانی بسیار مهیج، با فضاسازی جذاب و راز آلود که تمام حوادث آن در طول جنگ جهانی دوم و در عرشه یک کشتی بخاری کوچک اتفاق می افتد.

این فیلم با اتکا به فیلمنامه هوشمندانه، طنز و استیل قوی آن و نه صحنه های اکشن پرخرج تماشاچی را به خود جذب می کند. امروزه این تقریبا به یک قانون بدل شده که قسمت های بعدی یک اثر سینمایی حتما باید از قسمت اول پرخرج تر باشند. اما حقیقت این است که در دوره های طولانی از تاریخ هالیوود قمست های بعدی همیشه از فیلم اول کم هزینه تر بودند.

هزینه تولید تعقیب در الجزایر به نسبت سایر قسمت های این مجموعه بسیار ناچیز بود ولی همین کم خرج بودن باعث شد که سازندگان فیلم نوآوریهای فراوانی را به کار بگیرند.

به عنوان نمونه با ایجاد فضایی مه آلود در اکثر صحنه های فیلم، هم فقر و ارزان قیمت بودن صحنه آرایی را پوشاندند و هم به فضای فیلم یک جذابیت و زیبایی ویژه ای دادند. در فقدان صحنه های تعقیب و گریز و یا زد و خورد، این فیلم روی دیالوگ شخصیت ها تمرکز کرده و در نتیجه درام قوی تری خلق کرده است.

پیشتازان فضا ۲ : خشم خان، ۱۹۸۲

حق نشر عکس BBC World Service

این دومین قسمت از مجموعه فیلم های سینمایی بود که براساس یک سریال تلویزیونی با همین نام که در دهه شصت و هفتاد میلادی پخش می شد، ساخته شد.

اولین قمست از این مجموعه سینمایی با عنوان پیشتازان فضا: فیلم سینمایی، در سال ۱۹۷۹ ساخته شد. بودجه قسمت دوم به نسبت فیلم اول بسیار بیشتر بود اما نیکلاس مه‌یر کارگردان این فیلم بخش زیادی از جلوه های ویژه را کنار گذشتت و به جای آن روی خلق یک درام مهیج و پرتنش تمرکز کرد.

پس زمینه ماجراهای این فیلم در حقیقت رقابت بین آدمیرال تی کرک ( با بازی ویلیام شاتنر) و دشمن اصلی او ( با بازی ریکاردو مونت آلبان) بود. در طول این فیلم چند صحنه بیشتر از تصویر گسترده فضا را نمی بینیم و به جای آن صحنه های کلوزآپ از چهره شخصیت های داستان و یا فضای داخلی و شلوغ فضاپیماها اولویت پیدا کرده اند.

نیکلاس مه‌یر به چهره بازیگران بیش از جزییات فضایی توجه کرده است و همین باعث شده که قسمت دوم پیشتازان فضا به یکی از محبوب ترین فیمل های علمی - تخیلی بدل شود.

سانشیرو سوگاتا قسمت دوم، ۱۹۴۵ (حماسه جودو، قسمت دوم)

حق نشر عکس BBC World Service

آکیرا کوروساوا، کارگردان برجسته ژاپنی در فیلم های اولیه خود بسیار ظریف و زیبا تصویر سازی می کرد. این داستان حماسی مربوط به جودو که در دو قسمت ساخته شد، جزو همین دوره از کارهای او هستند.

قسمت اول از سانشیرو سوگاتا (حماسه جودو) محصول ۱۹۴۳ اولین فیلم بلند او بود. فیلم های بعدی او مملو از شخصیت های مردانه و خشونت ناگهانی است. اما دو فیلم سانشیرو سوگاتا درمورد تاثیر انضباط هنرهای رزمی بر پالایش روح و روان است.

در قسمت دوم از این مجموعه به خصوص کنترل خشونت در مرکز توجه داستان قرار گرفته است. در صحنه های اول فیلم می بینیم که یک استاد نجیب جودو که در فیلم اول حکایت پختگی شخصیت او به تصویر درآمده، با نپذیرفتن مبارزه با یک مشت زن آمریکایی قدرت خود را نشان می دهد. صحنه های پایانی فیلم که یک نبرد بی سرو صدا در برف را نشان می دهد واقعا به یادماندنی است.

۲۰۴۶ ، ۲۰۰۴

حق نشر عکس BBC World Service

فیلم قبلی وونگ کار وای کارگردان هنگ کنگی به نام در حال و هوای عشق، داستان رمانتیک آشنایی زن و مردی بود که هر دو در یک رابطه زناشویی نامطمئن زندگی می کردند و با وجود علاقه ای که بین آنها شکل گرفت نتوانستند زندگی موجود خود را ترک کرده و با یکدیگر باشند.

چو مو وان شخصیت مرد داستان، پس از پایان این عشق نافرجام دلشکسته و سرشار از پشیمانی، به آنگکور وات یکی از معابد قدیمی بوداییان در کامبوج می رود و داستان عشق خود را در گوش دیوارهای این بنای قدیمی زمزمه می کند.

در فیلم ۲۰۴۶ به کارگردانی وونگ کار وای که می توان آن را قسمت دوم و یا دنباله در حال و هوای عشق تلقی کرد، خلاء درونی شخصیت مرد داستان به مرز خطرناکی می رسد و وجود او را می خورد. او برای فراموش کردن درد ناشی از عشق نافرجام خود رابطه های دیگری برقرار می کند اما هر چه این کار را بیشتر تکرار می کند خلاء درونی او بزرگتر می شود.

فیلم ۲۰۴۶ شعری آهنگین در وصف یادآوری احساسات است و این کار را نه با بازگویی داستان بلکه با خلق تصاویری انجام می دهد که می توان آن را یک موسیقی تصویری توصیف کرد.

بیگانه ها، ۱۹۸۶

حق نشر عکس BBC World Service

سیگورنی ویور مفهوم و نقشی که امروزه آن را قهرمان زن فیلم های اکشن می دانیم در فیلم بیگانه ها خلق کرد.

جیمز کامرون کارگردان بیگانه ها، با زحمت فراوان توانست این شخصیت زن را به یک فمینست واقعی بدل کند. در قسمت اول از این مجموعه که با عنوان بیگانه و به کارگردانی ریدلی اسکات ساخته شد، شخصیت سیگورنی ویور به نام الن ریپلی در گردباد حوادث فقط به فکر نجات دادن خودش است.

اما در فیلم بیگانه ها که از فیلم اول یک سر و گردن بالاتر است، الن ریپلی مثل یک جنگجوی آبدیده به نبرد هیولاها می رود. فیلم بیگانه ها در حقیقت یک داستان جنگی و حماسی از نبرد دو قبیله دشمن است که هریک از آنها توسط یک شخصیت زن شجاع و نیرومند رهبری می شوند.

الن ریپلی در راس یک قبیله و ملکه بیگانه در راس قبیله دیگر قرار دارد. قدرت و سبعیت این دو شخصیت مونث نه به رغم غریزه های لطیف مادرانه آنها بلکه دقیقا از همین غریزه ها سرچشمه می گیرد.

ایندیانا جونز و آخرین جنگ صلیبی، ۱۹۸۹

حق نشر عکس BBC World Service

فیلم اول این مجموعه با عنوان مهاجمان صندوق گمشده محصول ۱۹۸۱ و به کارگردانی استیون اسپیلبرگ به الگویی برای فیلم های ماجراجویی جدید بدل شد و در نحوه فیلمبرداری صحنه های اکشن تحول بزرگی ایجاد کرد.

اما فیلم دوم و یا دنباله آن با عنوان ایندیانا جونز و آخرین جنگ صلیبی، پرداخت عمیق تری دارد و یک تحلیل غنی از شخصیت های داستان ارائه می دهد. در این فیلم ایندیانا جونز با بازی هریسون فورد و پدرش با بازی شون کانری، که بیست سال است یکدیگر را ندیده اند در جستجوی جام مقدس دست به دست هم می دهند.

در این داستان جام مقدس عیسی مسیح در حقیقت بهانه و یا استعاره ای برای سفر درونی شخصیت اصلی داستان به سوی بلوغ است.

شاید دلیل پختگی و غنای داستان این است که تام استوپارد نمایشنامه نویس بریتانیایی فیلمنامه آن را صیقل داده و به قول استیون اسپیلبرگ بخش اعظم دیالوگ های فیلم به قلم اوست. نتیجه کار بهترین فیلمنامه ای است که تاکنون برای یک فیلم ماجراجویی نوشته شده است.

به خاطر چند دلار بیشتر، ۱۹۶۵

حق نشر عکس BBC World Service

سرجیو لئونه استاد فیلم هایی که به ژانر وسترن اسپاگتی شهرت یافت، قبل از آنکه به داستانهای طولانی مثل فیلم "خوب، بد، زشت " روی بیاورد، در فیلم به خاطر چند دلار بیشتر که در حقیقت دنباله فیلم قبلی او به نام به خاطر یک مشت دلار است، یک داستان کوتاه اما پر ماجرا را خلق کرده است.

این فیلم دو جایزه بگیر را دنبال می کند که کلینت ایستوود و لی وان کلیف نقش آنها را بازی می کنند. این دو در میانه داستان برای شکار و کشتن یک قانون شکن بسیار پلید ( با بازی جان ماریا ولونته) با هم متحد می شوند.

به خاطر چند دلار بیشتر را شاید بتوان جدی ترین فیلم در مورد موضوع رفاقت دانست و از نظر فنی و نحوه پرداخت به نسبت "به خاطر یک مشت دلار" بسیار بهتر است.

در عین حال اولین فیلم سرجیو لئونه است که در آن کارگردان با زمان روی دادن صحنه های تیراندازی اصلی داستان به خوبی بازی می کند. قبل از شروع هر صحنه مهم تیراندازی، دوربین روی نمای نزدیک شخصیت ها تمرکز کرده و به جای صدای شلیک های مکرر که در فیلم های قبلی او می دیدیم موسیقی خشن اما جالب انیو موریکونه فضا را پر می کند.

امپراتوری ضربه می زند، ۱۹۸۰

حق نشر عکس BBC World Service

دومین فیلمی که جورج لوکاس از مجموعه جنگ ستارگان ساخت که در حقیقت پنجمین قسمت از این مجموعه است، تماشاچیان را به نقاط بسیار دوردست و تاریک در انتهای کهکشان می برد. در قسمت های اول مجموعه جنگ ستارگان قهرمانان داستان پیروز می شوند و مورد ستایش قرار می گیرند. اما در "امپراتوری ضربه می زند" قهرمانان داستان کتک خورده ، مجروح و در حال فرارند.

در این فیلم جورج لوکاس تهیه کننده و نویسنده فیلمنامه و اروین کرشنر کارگردان، از بنیانی ترین شیوه های سینمایی برای خلق صحنه های نبرد هوث استفاده کرده اند که شش دهه قبل از آن توسط دیوید وارک گریفیث فیلمساز آمریکایی و کارگردان فیلم مشهور "تولد یک ملت" به کار گرفته شده بود.

این فیلم موفقیت مجموعه سینمایی جنگ ستارگان را عمیق تر و متنوع تر کرد به طوریکه هنوز هم موفق ترین مجموعه فیلم در عرصه سینمای جهان است. این فیلم یک بار دیگر ثابت کرد که نور وقتی که در محاصره تاریکی باشد درخشندگی بیشتری دارد.