چشمان بزرگ، فیلم تیم برتون درباره کلاهبرداری هنری بزرگ آمریکا

حق نشر عکس The Weinstein Company
Image caption ایمی آدامز در نقش مارگارت کین در فیلم چشمان بزرگ

داستان فیلم جدید تیم برتون ماجرای حقیقی کلاهبرداری هنری بزرگی است که در دهه شصت میلادی در آمریکا روی داد و افشای آن سالها بعد بسیاری را به حیرت واداشت.

در آن زمان تابلوهای نقاشی والتر کین از کودکان سرراهی، با چشمان بزرگ و اشک آلودشان، در میان منتقدان واکنش های منفی به دنبال داشت اما استقبال عمومی از آنها بسیار خوب بود و والتر کین از محل فروش آن تابلوها به ثروت کلانی رسید. سالها بعد برملا شد که این تابلوها را نه والتر کین بلکه همسرش مارگارت کشیده است و این زوج آنها را به اعتبار نام والتر کین فروخته اند.

اما چرا مارگارت حاضر شد در این کلاهبرداری شرکت کند؟ آیا بدون چرب زبانی های والتر کین و اگر حقیقت از ابتدا گفته می شد، این نقاشی ها به این حد مشهور می شدند؟

تیم برتون در فیلم جدید خود به نام چشمان بزرگ به این سئوالها می پردازد. در این فیلم ایمی آدامز در نقش مارگارت و کریستوفر والتز در نقش واکتر کین بازی می کنند و ترنس استمپ هم نقش یک منتقد هنری مشهور در شهر نیویورک به نام جان کانادی را ایفا می کند.

برای نوشتن فیلمنامه اسکات الکساندر و لری کاراسنرویسکی با تیم برتون همکاری کرده اند که در فیلم اد وود محصول ۱۹۹۴ نیز سابقه همکاری دارند.

تیم برتون در مصاحبه ای با بی بی سی دلایل علاقه ویژه خود به تابلوهای نقاشی چشمان بزرگ و اشک آلود را توضیح می دهد و از واکنش خود به انتقادهای تند منتقدان می گوید.

از چه زمانی به تابلوهای والتر کین این توجه ویژه را داشتید؟

از دوران کودکی. همیشه به نظرم می رسید که محصولات هنری محبوبی هستند چون تقریبا در خانه هر کسی یک نمونه آن پیدا می شد. از اتاق نشیمن خانه ها و دفاتر کار گرفته تا اتاق انتظار و مطب پزشکان و دندانپزشکان همه جا این تابلوها نصب شده بودند. معمولا خیلی از خاطرات دورن کودکی به مرور حذف می شوند ولی خاطره این تابلوها در ذهن من باقی ماند.

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption تیم برتون سالها قبل از شروع کار روی این فیلم کشیدن یک نقاشی را به مارگارت کین سفارش داده بود

من به فرهنگ و پدیده های فرهنگی پاپ یا به اصطلاح مردم پسند علاقمندم و به همین خاطر همیشه این تابلوها در ذهن من بودند. تا اینکه اواسط دهه نود میلادی دوستی در نیویورک داستان تابلوهای کین را برایم تعریف کرد. من هم مثل همه تا آن موقع فکر می کردم که نقاش این تابلوها والتر کین است. وقتی فهمیدم که نقاشی ها کار همسرش مارگارت بوده به شدت حیرت کردم و با خودم گفتم چه داستان جالبی.

در یکی از سفرهایم به شهر سانفرانسیسکو به دیدار مارگارت کین رفتم که هنوز هم در آن شهر یک گالری نقاشی دارد و یک تابلوی نقاشی به او سفارش دادم. سالها بعد متوجه شدم که اسکات الکساندر و لری کارازویسکی براساس این ماجرا یک فیلمنامه نوشته اند.

به نظر شما بین مارگارت کین و اد وود، دو هنرمندی که مورد تحقیر برخی قرار گرفته اند، تشابهی وجود دارد؟

با وجودیکه خیلی ها سعی کردند این آثار را بی ارزش کنند ولی به نظرم خیلی ها هم سعی کرده اند از آن تقلید کنند. خیلی ها را می شناسم که از تابلوهای چشمان بزرگ الهام گرفته اند. باید پذیرفت و اذعان کرد که مردم به یک دلیلی این تابلوها را در محل زندگی و کار خود نصب می کردند.

حتی اگر از آن متنفر باشید، باید بپذیرید که یک نکته جالب و یا گیرایی در این تصاویر وجود دارد. درست مثل اد وود، او بدترین فیلمساز دنیاست ولی در عین حال در آثار او یک حالت شعرگونه عجیبی وجود داشت و فیلم های او حتی از بسیاری از آثار سینمایی که جایزه اسکار را برده اند، به یاد ماندنی تر هستند.

من همیشه به این سئوال که چه چیزی بد و چه چیزی خوب است علاقه ویژه ای داشته ام چون خود من شخصا آن را تجربه کرده ام. من با این شخصیت ها احساس نزدیکی می کنم چون داستان آنها همیشه این دو جنبه را دارد.

چشمان بزرگ به نسبت آثار قبلی شما فیلم کم هزینه تری است و جلوه های ویژه در آن بسیار کم است. آیا به این خاطر برای شما فیلم شخصی تری است؟

بعد از ساختن چندین فیلم بزرگ ساختن یک فیلم کم خرج و تولید سریع فیلم تجربه جالبی بود. یک چنین پروژه هایی به من یادآوری می کنند که چرا به ساختن فیلم هایی در این سطح علاقمند هستم. در یک چنین پروژه های محدودی فشار شرکت های فیلمسازی و یا حامیان مالی وجود ندارد و فقدان این فشارها به نظر من بسیار خوب است.

در این فیلم جان کانادی منتقد هنری می گوید: "وجود افرادی مثل والتر کین ثابت می کند که برای حفاظت از جامعه در برای یک چنین جنایاتی وجود منتقدان هنری ضروری است." رابطه خود شما با منتقدان هنری در دورن فعالیت سینمایی چطور بوده؟

در آغاز کار و فیلم های اولیه من برخورد منتقدان بسیار منفی بود. فیلم های من را در فهرست ده فیلم بد سال قرار می دادند. مثلا می گفتند که شخصیت بتمن را خیلی تیره و تار تصویر کرده ام. و البته در مواردی هم برخی از منتقدان نظر مثبتی داشتند.

در مجموع من خوش شانس بودم چون فیلمسازانی را می شناسم که در آغاز کار و اولین فیلم خود نقدهای خیلی مثبتی داشتند ولی بعد دوران سقوط آنها شروع شد.

به نظرم در مجموع موقعیت من در طول سالها کارگردانی متعادل بوده. من فیلم هایی ساخته ام که از نظر منتقدان بسیار بد بودند ولی موفقیت تجاری آنها خوب بوده و در مقابل فیلمهایی داشتم که نقدهای مثبتی داشته ولی از نظر تجاری ناموفق بودند.

به عنوان نمونه نمایش اخیر آثار من در موزه هنر مدرن شهر نیویورک از سوی منتقدان به شدت مورد انتقاد قرار گرفت شاید حتی بدتر از برخورد آنها با والتر کین بود. ولی در عین حال این نمایشگاه بیشترین تعداد بازدیدکنندگان را داشت. بنابراین همیشه ترکیبی از واکنش های خوب و بد را داشته ام و این به شکل غریبی باعث می شود که به یک حالت تعادل برسم.

___________________________________________________________________________

تاریخچه زندگی والتر و مارگارت کین

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption ایمی آدامز و کریستوفر والترز در نقش خانم و آقای کین
  • مارگارت در سال ۱۹۵۵ در یک نمایشگاه نقاشی در شهر سانفرانسیسکو با والتر آشنا شد.
  • آنها همان سال ازدواج کرده و در سال ۱۹۶۵ از هم جدا شدند.
  • مارگارت در سال ۱۹۷۰ و پس از نقل مکان به هاوایی حقیقت را در مورد این تابلوها به یک خبرنگار گفت.
  • او از والتر به دادگاه شکایت کرد و قاضی دادگاه به هر دو آنها دستور داد که یک تابلوی کودکی با چشمان بزرگ را نقاشی کنند.
  • والتر مدعی شد که به دلیل درد ناحیه شانه نمی تواند نقاشی کند.
  • والتر در سال ۲۰۰۰ درگذشت، سالها قبل از آنکه کار روی فیلمنامه چشمان بزرگ شروع شود.
  • مارگارت اکنون ۸۷ ساله است و در حومه سانفرانسیسکو زندگی می کند.
  • او هنوز هم تمام وقت به کار نقاشی مشغول است.
  • آمادئو مودیلیانی یکی از نقاشان مورد علاقه مارگارت است.
  • برای فیلم "چشمان بزرگ" در مدت دو ماه سیصد تابلوی نقاشی و صدها طراحی کشیده شد.
  • مارگارت در این فیلم یک نقش کوچک و نمادین دارد.

____________________________________________________________________________

حق نشر عکس BBC World Service
Image caption مارگارت کین (چپ) در کنار ایمی آدامز بازیگر نقش او در فیلم " چشمان بزرگ" که در این فیلم یک نقش کوتاه و نمادین برعهده دارد

فکر می کنید که پس از سالها تجربه و در این مرحله از زندگی هنری خود می توانید با انتقادها بهتر برخورد کنید؟

حقیقت این است که من خیلی این نقدها را نمی خوانم. من به این نظرات چه مثبت باشند و چه منفی، چندان توجه نمی کنم چون از طریق صحبت با دیگران به حد کافی نظرات گوناگون را می شنوم. بنابراین در یک دنیای خیالی هم زندگی نمی کنم.

پروژه سینمایی بعدی شما فیلم "خانه خانم پرگرین برای کودکان ویژه" است. آسا باترفیلد هنرپیشه فیلم هوگو هم جزو بازیگران آن است. دید کلی شما برای ساخت این فیلم چیست؟

به نظر می رسد که زمان چندانی از ساخت فیلم "هوگو" نگذشته اما از آن زمان تاکنون آسا بزرگتر شده و امروزه یک جوان بالغ است. او هنوز هم جلوی دوربین حضور و بازی خیره کننده ای دارد و از کار مجدد با او خیلی خوشحالم.

وقتی من کتاب خانه خانم پرگرین برای کودکان ویژه را خواندم احساس کردم که یک فضا و حالت ویژه ای در خواننده ایجاد می کند. به نظرم نکته کلیدی درک و به تصویر کشیدن همین احساس ویژه موجود در کتاب است. و به همین خاطر من از بازیگران ویژه ای استفاده خواهم کرد.

مطالب مرتبط