'مرگ در خانه ما ارثی است'؛ نگاهی به نمایشگاه آثار شهریار رضایی

نمایشگاهی از آثار حجمی شهریار رضایی با عنوان "مرگ در خانه ما ارثی است" در گالری آریا در تهران برپا شده است.

او برای خلق این مجموعه آثار از ترکیب چوب، فرش، آهن و به ویژه سرب استفاده کرده است. در عین حال به نظر می رسد که بر کلمات و مخصوصا عناوین آثار نیز تاکید فراوانی شده است.

"جنگ و صلح"، "منشور آزادی"، "مرگ در خانه ما ارثی است"، "آن گوشه آن گوشه آن گوشه"، "سرو حافظه تاریخی یک ملت" و "ایشان"، نمونه هایی از شیوه نامگذاری این آثار را نشان می دهد.

دوباره معنا کردن مفاهیم به نظر آشنا از ویژگی های اصلی آثار شهریار رضایی است. او کلماتی چون آزادی، مرگ، اسارت، درد، زجر، ترانه، حافظه، وطن و خانه را دستمایه کار خود قرار داده و به چند معنایی و گاه وارونه سازی حافظه و و ارتباط روایت های متفاوت دست پیدا کرده است.

تجربه مخاطب در فضا و مکان نمایشگاه در کنار آثار متحرک او به واسطه هویت حروف سربی که نه بر روی کاغذ بلکه بر ذهن مخاطب می نشینند، از اهمیت خاصی برخوردار است. او با بهره گیری از الگوی دستگاه های چاپ سربی، به فرم های تازه ای رسیده است.

در اثر منشور آزادی که یادآور استوانه به منشور حقوق بشر کوروش است، از شعری از احمد شاملو استفاده شده است: "تمام الفاظ جهان را در اختیار داشتیم/ و آن گفتیم که به کار آید/ چون تنها یک سخن در میانه نبود/ آزادی/ ما نگفتیم تو تصویرش کن."

در این اثر، جای حروف کلمه آزادی خالی است به گونه ای که مخاطب می تواند دریابد پس از غلتیدن استوانه کلمه آزادی حک و چاپ نمی شود. وقتی مخاطب همین اثر را به دست می گیرد متوجه صدای برخورد چند تکه سرب در فضای خالی درون استوانه می شود که در واقع حروف کلمه آزادی هستند که خود در داخل استوانه محبوسند.

و یا در اثر "ایشان"، فرم دوکی شکلی که نیمه کوچک سنگی آن سنگین تر است و بر روی نیمه بزرگتر چوبی با حروف سربی کلمات من، تو، او، ما، شما بارها تکرار شده در صورت غلتیدن اثر به دلیل سنگینی بخش سنگی هیچ گاه من، تو، او، ما، شما حک و چاپ نخواهد شد مگر مخاطب احساس کند که باید به این قسمت نیرویی وارد کند تا کار از حالت معمول خود خارج شود؛ هر چند تمام این فرایندها در ذهن مخاطب شکل می گیرند و عملا کاغذ و جوهری برای چاپ وجود ندارد.

حافظه تاریخی یک ملت نیز که به شکل یک کارت حافظه یا یو اس بی طراحی شده، پر است از آدمک‌های برش‌خورده، خمیده و مچاله‌شده: ارجاعی به درد و رنج و ستمی تاریخی و کنایه ای به فقدان حافظه جمعی و فراموشی اجتناب ناپذیر آنچه از یاد رفته است.

شهریار رضایی در بیشتر آثارش کوشیده با برجسته کردن تضادها نشان دادن فقدان و کمبودها، گرد و غبار نشسته بر مفاهیم و حس های ظاهرا آشنا و متعارف را کنار بزند و مخاطب را با لایه ای دیگر از این مفاهیم درگیر سازد.

شهریار رضایی متولد سال ۱۳۵۷ است. او تحصیلات خود را در رشته مرمت و احیا بناهای تارخی دانشکده هنر کرمان به پایان برده است.

شهریار رضایی تا کنون چندین نمایشگاه انفرادی و گروهی داشته و سال گذشته به عنوان نفر اول چهارمین سالانه هنر معاصر پرسبوک معرفی شد.