فریده فرجام، نخستین زن نمایشنامه نویس ایرانی، پنجاه و یک سال بعد

فریده فرجام، نخستین زن نمایشنامه نویس ایرانی که در دهه ۱۳۳۰ شمسی نمایشنامه نوشته است، در جلسه امضای چاپ تازه ای از مجموعه نمایشنامه تاجماه که برای نخستین بار ۵۱ سال پیش منتشر شده است شرکت کرد.

در این مراسم که در فرهنگسرای شرکت کتاب لس آنجلس برگزار می شد، خانم فرجام یکی از تازه ترین داستان های کوتاه خود به نام "کالبد شکافی یک سئوال" را که نوروز امسال در ماهنامه "همشهری داستان" به چاپ رسیده برای حاضران خواند.

او که در طول سال ها با نمایشنامه ها، اشعار و داستان هایش روایتگر روزگار زنان ایرانی و به گفته منتقدان، بخشی از صدای جامعه دوران خود بوده است، پیش از این روخوانی درباره شخصیت خیالی داستان توضیح داد: "این آخرین زن ایرانی است که من دوست دارم. این ها همه رو دوست دارم."

"رایا با جامعه و با دیگران رابطه دارد. باهوش و باتجربه است. مردم شناس است. سئوال می کند و به دنبال پیدا کردن دلیل است. به عمق مطلب می رود. تجزیه و تحلیل می کند و از همه مهم تر صادق است و به خودش دروغ نمی گوید. تصمیم می گیرد دروغ نگوید. زندگیش را می خواهد عوض کند. چطور؟ من جوابش را ندارم. اما این زن امروزی ایران است. قوی. متفکر. سئوال کننده. به افکار و عقاید و لباسشان کار ندارم. برایشان احترام قائل هستم."

داستان این گونه آغاز می شود: "خانم رایا سروقت در اداره اش حاضر نشد. چرا؟ بهانه های زیادی را با خودش تمرین کرد تا تحویل رئیس و همکارش بدهد...داستان های مختلفی را شروع کرد و نیمه کاره گذاشت...باورکردنی نبودند. شما اگر از لای درِ اتاق خوابش نگاه کنید، می‌‌بینید که روی تختِ‌خوابش خوابیده. پنجه‌های پایش را به هم می‌مالد. به پهلوی راست می‌چرخد. به پهلوی چپ می‌چرخد. پاهایش را به حالت دوچرخه‌سواری در هوا حرکت می‌دهد. روی شکم می‌خوابد. دست ‌و پایش را باز می‌کند و می‌بندد. به پشت می‌خوابد. به سقف نگاه می‌کند، می‌بیند چراغِ وسط اتاق باید گردگیری شود. میز و صندلی‌اش تنها هستند. در اداره‌ای آن دور دورهای شهر؛ در طبقه‌ چهارم یک عمارت تازه‌به‌دوران رسیده. بدون آسانسور. با مترو، اتوبوس، تاکسی و مقداری پیاده‌روی در گرما و سرما.."

پیش ازاین روخوانی، مجید روشنگر، ناشر و ویراستار فصلنامه بررسی کتاب در لس آنجلس به حاضران گفت: "گفت و گو درباره سه نمایشنامه تاجماه، عروس و هوای مقوایی برای من شادی آفرین است. ۵۱ سال پیش بود – و مثل این که همین دیروز بود – که خانم فریده فرجام در دفتر سازمان کتابهای جیبی که من مدیر آن بودم، به دیدنم آمد و نمایشنامه تاجماه را برای چاپ در اختیارم گذاشت. آن را پسندیدم و شادروان جهانگیر افکاری هم که ویراستار ما در سازمان کتابهای جیبی بود آن را پسندید و چون حجم نمایشنامه برای کتاب کم بود از ایشان خواهش کردیم که یک یا دو نمایشنامه دیگر هم به حجم کتاب افزوده شود. حاصل کار کتابی شد به نام تاجماه که در سال ۱۳۴۳ در ۱۰ هزار نسخه به چاپ رسید و مورد استقبال خوانندگان و دوستداران نمایشنامه های ایرانی قرار گرفت."

"در آن زمان نمایشنامه عروس از این مجموعه در تلویزیون ملی ایران اجرا و دو بار پخش شد. هم زمان نمایشنامه خانه بی بزرگتر او هم در تئاتر سنگلج به روی صحنه آمد و به این صورت نام فریده فرجام در قلمرو تئاتر به شایستگی به ثبت رسید. اما حالا که این مجموعه پس از سال ها تجدید چاپ شده (انتشارات مروارید، تهران) بُعد دیگری را در جلوی چشم من قرار داده است. "

خانم فرجام می گوید تاجماه را بعد از مطالعاتش روی دوران قاجار در دهه ۳۰ نوشته است: "تاجماه زنی فهمیده است. از محیط اطرافش کم کم جدا می شود. با جامعه از طریق دیگران درتماس است. باهوش است. محدودیت و خودپسندی مردی را که دوست دارد می فهمد...منزوی می شود. کم کم مالیخولیایی می شود و برای رهایی و آزادی، خودش را در آینه می کشد و خیال می کند به تصویر خودش می رسد..." "اما بعضی زنان همدوره تاجماه... گروهی مبارز بودند و با زندگی کنار آمدند. قبلا در جنبش های مشروطیت شرکت کرده بودند... بعدها مدرسه رفتند... مادربزرگ من در خانه فارسی، عربی و فرانسه یاد گرفته بود. آن قدر کوچک بوده که پایش به پدال پیانو نمی رسیده..."

ترک ایران

فریده فرجام درسال ۱۳۴۹ درحالی ایران را ترک کرد که اولین زن نمایشنامه نویس ایرانی و اولین زن برنده جوایز بین المللی ادبی برای این کشور بود. او می گوید: "من از دهه ۳۰ نوشتن داستان کوتاه در ایران را آغاز کردم که در آن مقطع زمانی داستان هایم در مجلات "خوشه"، "فردوسی" و "بامشاد" به چاپ می رسید. در همان زمان مطالعاتی را هم روی دوران قاجار آغاز کردم و اواخر دهه ۳۰ داستان "حسنی" را برای کودکان به نگارش درآوردم که در آن زمان در ماهنامه "سخن" منتشر شد."

خانم فرجام در طول سال ها زندگی در خارج، فیلمنامه هایی را که نوشته بود کارگردانی کرد. نمایشنامه هایش به انگلیسی و هلندی ترجمه شدند و به روی صحنه رفتند. فیلم هایش در فستیوال ها به نمایش در آمدند.

نمایشنامه های معروفی را با هنرمندانی خلاق کارگردانی کرد. داستان های تازه ای از او به هلندی ترجمه و در مجله کودکان چاپ شد. شاگردان زیادی را از کشورهای مختلف در کلاس های بازیگری و کارگردانی به زبان های آلمانی، هلندی، انگلیسی و فرانسه درس داد.

خانم فرجام در آذرماه سال گذشته در بازگشت به ایران نمایشنامه عروس را با همکاری بازیگران حرفه ای سینما، تئاتر و تلویزیون به نفع یک بنیاد خیریه در باغ موزه قصر و در خانه تئاتر فرهنگسرای گلستان روخوانی کرد: "این نمایشنامه درباره زندگی زنی است که با شوهر معمارش در دهه ۴۰ زندگی می کند. او بچه دار نمی شود و به همین دلیل همسرش با دختر ۱۵ ساله ای ازدواج می کند که برایش بچه بیاورد. "

"داستان در ادامه، وارد بحرانی اگزیستانسیالیسم می شود. دراینجا ما شاهد بردباری و صبوری زن اول هستیم که در عین اینکه تحقیرشده باز هم با این اتفاق کنار می آید. وقایع داستان در شب عروسی مرد با دخترجوان رخ می دهد و کم کم متوجه می شویم که عروس جوان هم از سر ناچاری تن به ازدواج با مردی ۵۰ ساله داده است. در پایان نمایشنامه این دو زن با هم کنار می آیند اما کسی از آینده خبر ندارد."

چندی پیش ترجمه انگلیسی نمایشنامه "عروس" خانم فرجام که سالیان پیش با موافقت لی استرازبرگ به عضویت (اکتورزاستودیو) درآمد، با شرکت دو بازیگر همین انستیتو در حضور داستین هافمن، بازیگر سرشناس هالیوود و گرداننده جلسه، به اجرا درآمد و مورد بحث و بررسی قرار گرفت. خانم فرجام علاوه بر کارگردانی نمایشنامه "زندگی گالیله" اثر برتولت برشت در تئاتر دولتی ایالت آیداهو، نمایشنامه های خود را در تئاتر ایالتی آمستردام و تئاتر نس به اجرا گذاشته و به کار تهیه فیلم های داستانی و مستند برای تلویزیون هلند و چاپ مجموعه اشعاری بنام "از شکوفه تا گیلاس" اشتغال داشته است:

به آسمان که خاکستری است،

و نامهربان،

به زمین که سرد است،

و سخت،

به کجا باید رفت،

جز امید بهار؟

(شعر امید -آمستردام - ۱۹۹۶ - انتشارات فیروزه )