'انتخاب فیلم از ایران، راهی پر از موانع و بن‌بست است'

سالزبری که به خاطر نزدیکی‌اش به یادمان باستانی استون‌هج یکی از مقاصد توریستی محبوب جنوب غرب بریتانیاست از ۲۲ ماه می تا ۶ ماه ژوئن میزبان جشنواره بین‌المللی هنر سالزبری است.

این جشنواره که از سال ۱۹۷۳ تا امروز به عنوان یکی از مهم‌ترین رودیدادهای فرهنگی بریتانیا بیش از یک میلیون بازدیدکننده را به خود جذب کرده، شامل برنامه‌های متنوعی مثل نمایش، رقص، موسیقی، سینما و ادبیات می‌شود.

امسال، تمرکز جغرافیایی جشنواره بر ایران است و شامل برنامه‌های نمایش فیلم و اجرای موسیقی می‌شود.

در بخش موسیقی قرار است استاد ایرانی ساز هارپسیکورد، ماهان اصفهانی، مجموعه‌ای از آثار باخ را در کلیسای تاریخی سن مارتین اجرا کند.

مر کرباسی، خواننده‌ای اسرائیلی که از پدری ایرانی متولد شده کنسرتی خواهد داشت که موسیقی‌اش تلفیقی از موسیقی ایرانی، مراکشی، اسپانیایی و آوازهای سنتی یهودی است.

بالاخره در کنار کنسرتِ چهره‌های مشهوری مثل الویس کاستلو و ارکستر فیلارمونیک لندن، برنامه‌های خودمانی‌تری مثل اجرای مهسا و مرجان وحدت از آوازهای عاشقانه ایرانی نیز گنجانده شده است.

با وجود این، تمرکز اصلی بر سینمای ایران است که به همین مناسبت با مسئول بخش سینمایی فستیوال، پاتریک بلیس، گفت و گویی کردیم.

اولین پرسش این بود که چرا ایران؟

"ما در سال دوم از یک برنامه چهار ساله قرار داریم که مدیر جشنواره، توبی اسمیت، طراحی کرده است. ایده توبی این است که چون ما نزدیک استون‌هج هستیم از مسیر نور خورشید در این جا الهام بگیریم و هر بار به سراغ فرهنگ یک منطقه خاص برویم. پارسال همه‌چیز حول کشورهای اسکاندویناوی شکل گرفته بود: سرزمین آفتاب نیمه‌شب و نورهای شمالی. امسال تم اصلی طلوع آفتاب در شرق است و فیلم‌هایی از هر کشوری در خاورمیانه می‌توانست انتخاب مناسبی برای جشنواره باشد. اما بین این کشورها انتخاب من ایران بود چون مجموعه‌ای گسترده و غنی از آثار سینمایی دارد که می‌خواستم با مخاطبمان قسمت کنم. در کنار ایران ترکیه را هم معرفی کردیم چون این کشور دروازه بین اروپا و خاورمیانه است و به علاوه تنها کشور دیگری از منطقه است که در سینمای ملی‌اش کارگردانان برجسته‌ تازه‌ای مثل نوری بیلگه جیلان و رها اردام ظهور کرده‌اند."

در برنامه جشنواره، آثار مشهور سینمای بعد از انقلاب ایران (طعم گیلاس، گبه، بادکنک سفید) در کنار آثار تازه‌تر و کم‌تر شناخته شده‌تری مثل "آفتاب، مهتاب، زمین" نمایش داده می‌شوند. پاتریک بلیس معیارهای انتخاب را چنین برمی‌شمارد:

"همیشه سعی می‌کنم آثار کلاسیک این سینماها را که مردم درباره‌اش شنیده‌اند اما هیچ‌وقت روی پرده بزرگ ندیده‌اند در کنار شاهکارهای مورد غفلت قرار گرفته و چند عنوان تازه که نمایش افتتاحیه‌شان در بریتانیا باشد در برنامه بگنجانم. انتخاب فیلم از ایران مثل حرکت در یکی از آن فیلم‌های کانونی است که بچه‌ها در آن در راهی زیگزاگ گام برمی‌دارند، راهی که پر از موانع و بن‌بست است و شما هیچ‌وقت به آن‌جایی که قصد رسیدن به آن داشته‌اید نمی‌رسید. به جایش با غافل‌گیری‌های بسیار به جای دیگری می‌رسید که آن هم خالی از لطف نیست."

توجه به سینمای ایران در بریتانیا از دهۀ ۱۹۹۰ آغاز شد، وقتی کانال چهارم تلویزیون بریتانیا چهارده فیلم ایرانی از "گاو" تا آثار تازه‌تری مثل "گبه" را نمایش داد. این آغازِ توجه جدی به سینمای ایران بود که با برگزاری مرور بر آثار سینمای ایران در انستیتوی فیلم بریتانیا به اوج رسید. با وجود این، حضور سینمای ایران در بریتانیا هرگز سیری پیوسته و متداوم نبوده است:

"احساس من این است که بیشتر تماشاگران بریتانیایی – من جمله خود من – فقط سطح بیرونی پدیده‌ای پیچیده مثل سینمای ایران را دیده و دریافته‌ایم و دلیل اصلی این مسأله عدم دسترسی به این فیلم‌ها روی دی‌وی‌دی و همین‌طور عدم نمایش‌شان در سینماهای خارج از لندن است."

حق نشر عکس ghavtan

سینمای کودک

آن بخشی از سینمای ایران که با شخصیت‌های کودک – اما نه الزاماً برای کودکان – ساخته شده در این جشنواره غایب نیست. پاتریک بلیس دربارۀ علاقه‌ جشنواره‌های بین‌المللی به این بخش از سینمای ایران می‌گوید:

"سینمای ایران راه متمایزی برای نمایش دنیای بزرگسالان از چشم بچه‌های پیدا کرده که در نوع خودش بی‌نظیر است. این سینما بیننده بزرگسال را دعوت می‌کند تا از دریچه چشم کودکان به دنیای خودشان نگاه کنند، زاویه دیدی که در آن بزرگسالان دست و پا گم کرده، غیرقابل درک و سردرگم به نظر می‌رسند، اما در عین حال این دنیا ردی از اعجاز دارد. کارگردانان ایرانی با استفاده از بچه‌ها بعضی از هیجان‌انگیزترین تعلیق‌های تاریخ سینما را خلق کرده‌اند. لحظاتی در "بادکنک سفید" یا "بچه‌های آسمان" وجود دارد که به اندازه هر فیلمی از هیچکاک تعلیق دارد."

بیش‌تر آثار نمایش داده شده در برنامه، برندگان جوایز متعدد سینمایی هستند. بالطبع از یک جشنواره نمی‌شود انتظار داشت که به جای آثار مشهور، آثار مهجور سینمای یک کشور را نمایش دهد. از پاتریک بلیس، به عنوان مسئول انتخاب فیلم‌های جشنواره، دربارۀ تئوری رایج "سیاسی بودن جوایز سینمای ایران" بپرسیم:

"معمولاً خیلی دشوار است که آثار سینمایی را از شرایطی که در آن تولید شده‌اند کاملاً جدا کرد. مسأله سانسور و حقوق بشر تولید فیلم در ایران و جاهای دیگر دشوار می‌کند و منتقدان در نقدهایش و هیأت داروان یک جشنواره در اتاق داوری این مسائل را نادیده نمی‌گیرند. مثلاً غیرممکن است که بتوان از "این یک فیلم نیست" جعفر پناهی لذت برد، بدون این که شرایط ساخته شدنش را دانست. وقتی کسی این شرایط را بداند فیلم یک دفعه به دستاوردی فراموش نشدنی تبدیل می‌شود."

مثل‌های فارسی

از بین بخش‌های مختلف، عنوان یکی از روزهای سینمایی جشنواره "مثل‌های فارسی" است:

"سال گذشته من سه فیلم را در یک روز و تحت عنوان سینمای نوآر نوردیک گنجاندم. این برنامه خیلی موفق بود، بنابراین امسال تصمیم به تکرار ایده "سه فیلم با یک بلیت" گرفتم که متناسب با برنامه ایران اسمش را «مثل‌های فارسی» گذاشتم. در این برنامه فیلم "آفتاب، مهتاب، زمین" ساخته علی قوی‌تن را نمایش می‌دهیم که جنبه اخلاقی و معنوی روشنی دارد. وقتی داشتم این فیلم را برای همکارانم تعریف می‌کردم متوجه شدم که ناخودآگاه از کلمۀ «مثل» استفاده کردم و بعد متوجه شدم که این نوع از روایت در سینمای جهان خیلی رایج است. این جا بود که "گبه" را هم به عنوان فیلمی که پیامی سیاسی را در دل داستانی پر از رنگ و سرزندگی پنهان کرده انتخاب کردم. و بالاخره "طعم گیلاس" را به عنوان فیلم سوم انتخاب کردم که سادگی یک داستان انجیلی را دارد، اما با پایانش همه را غافل‌گیر می‌کند و خیلی مشتاقم که بعد از نمایش فیلم این پایان را با تماشاگران به بحث بگذارم."

مهاجرت فیلمسازان ایرانی امر تازه‌ای نیست و از سال‌های پیش از انقلاب شروع شده. اما تفاوت مهم مهاجرت‌های این سال‌ها در این است که کارگردان رخت سفر بسته در محیط تازه نیز به فعالیت ادامه می‌دهند. بنابراین مهاجرت نه به معنای پایان زندگی حرفه‌ای، بلکه به معنای آغاز دوباره آن است. جشنواره‌های بین‌المللی در این سال‌ها از کارگردانان مهاجر ایرانی غافل نشده‌اند. امسال در جشنواره سالزبری تأکید ویژه‌ای بر سینمای محسن مخملباف گذاشته شده است و علاوه بر مستند "بابا فیلم دارد"، ساختۀ حسن صلح‌جو، فیلم‌های "گبه" و "نون و گلدون" نمایش داده خواهند شد.

اما همچون همیشه، محدودیت دسترسی به سینمای ایران انتخابی آزاد را دشوار می‌کند. پاتریک بلیس این عدم دسترسی را هم "در دسترس نبودن شخصی که بشود با او مذاکره کرد و اجازه نمایش فیلم را گرفت" می‌داند و هم "در دسترس نبودن نسخه‌های قابل نمایش از فیلم".

"ما در عصر دیجیتالیم، با وجود این، هنوز بسیاری از فیلم‌ های ایرانی دیجیتال نشده‌اند و حتی در بعضی موارد یک نسخه دی وی دی با کیفیت قابل قبول از آن‌ها وجود ندارد. خیلی از آن‌ها پخش‌کننده‌ای در بریتانیا ندارند و در این حالت باید با پخش‌کننده‌های بین‌المللی مذاکره شود که خیلی مطلوب نیست و دشواری‌های خودش را دارد."

با وجود این دشواری‌ها، سینمای ایران به حضور خود در جشنواره‌های بین‌المللی ادامه می‌دهد. حتی می‌توان تغییر تازه‌ای را در گزینش فیلم‌ها دید که محدوده وسیع‌تری از گرایش‌های سینمایی و سیاسی در ایران امروز را شامل می‌شود، هم به اصلاح فیلم‌سازان "خودی" را دربرمی‌گیرد و هم "غیرخودی‌"های مستقل را.