گلشیفته فراهانی در جشنواره کن: 'مدیون بازجویانم هستم'

گلشیفته فراهانی، بازیگر ایرانی، که در جشنواره کن امسال حضور داشت، در جلسه ویژه ای با عنوان "زنان در حرکت" که به همت موسسه کرینگ و مجله هالیوود ریپورتر برگزار شد، درباره حضور خود در سینمای ایران، مهاجرت و کار در سینمای فرانسه و هالیوود سخنرانی کرد.

آخرین فیلم خانم فراهانی "دو دوست" نام دارد که به کارگردانی لویی گارل در بخش هفته منتقدان در جشنواره کن نمایش داده شد. در این فیلم فراهانی نقش دختری به نام مونا را بازی می کند که در زندان است و روزها با گرفتن مرخصی به شهر می آید.

گلشیفته فراهانی در این جلسه ابتدا از تولد و کودکی اش گفت. "تولد در این کشور همه چیز را شکل داد، این که من چه هستم و که هستم از همان جا شکل گرفته. من در یک خانواده هنری به دنیا آمدم. پدرم بازیگر و کارگردان تئاتر است، مادرم نقاش است، خواهرم بازیگر است و برادرم موسیقی کار می کند و نقاشی هم می کند. من موسیقی می خواندم و اصلاً سینما را دوست نداشتم. وقتی که بچه بودم با پدرم به سر صحنه فیلم ها می رفتم و اصلاً خوشم نمی آمد و فکر می کردم اینها چه می کنند؟ وقتی چهارده سالم شد، یک جوری به سمت سینما هل داده شدم. همه زندگی من همین طور بوده. داریوش مهرجویی از من خواست که در فیلمش بازی کنم و از آن پس به سمت سینما هل داده شدم."

خانم فراهانی سال های زیادی در ایران به بازیگری مشغول بود، اما بازی در فیلم هالیوودی "یک مشت دروغ" در کنار لئوناردو دی کاپریو سرنوشت او را تغییر داد: "من داشتم در سینمای ایران کار می کردم که ناگهان به طور تصادفی ریدلی اسکات با بازیگران خاورمیانه تماس گرفت و سرانجام من انتخاب شدم در حالی که آنها به طور قانونی نمی توانستند با یک بازیگر ایرانی قرارداد ببندند چون ایران در تحریم بود. در نهایت یک استثنا قائل شدند و من در آن فیلم بازی کردم. قبل از این که نمایش فیلم آغاز شود، دولت ایران واکنش نشان داد. وقتی برگشتم به ایران گذرنامه ام را گرفتند و دوران سختی را گذراندم. باید به تمام سوال ها در این باره که چرا انتخاب شدم و با چه کسانی کار کردم و کدام "جاسوس" پشت پرده بود، جواب می دادم."

گلشیفته فراهانی می گوید که تصور نمی کرد مجبور شود از ایران خارج شود، اما با ادامه مشکلات، ممنوعیت خروج از کشور و از دست دادن بازی در یک فیلم هالیوودی دیگر و ادامه بازجویی ها مجبور شد از ایران خارج شود: "با داستان های زیادی بالاخره موفق شدم در سال ۲۰۰۸ با گذرنامه از ایران بیایم بیرون. وقتی که می آیی بیرون، یک افتادن بزرگ آغاز می شود و من فکر می کردم سینما برای من تمام می شود. من حتی زبان فرانسه بلد نبودم، اما بعد همه چیز رفته رفته تغییر کرد و حالا می بینید که اینجا هستم. برای این ماجرا مدیون بازجوها و دولت ایران هستم. متشکرم!"

او در جواب سوالی درباره ارجحیت محتوای سیاسی و اجتماعی فیلم یا ارزش هنری آن گفت: "من فقط دوست دارم فیلم های زیبا بازی کنم. اما برخی فیلم ها در جاهایی مثل افغانستان اتفاق می افتند و داستان زنانی را روایت می کنند که با آنها خیلی بد رفتار شده، و نیاز هست که بازی شوند. من دوست ندارم کاری سیاسی انجام دهم اما هر کاری می کنم خودبخود سیاسی می شود. در این باره حرف می زنند که فلان چیز را پوشید یا برهنه شد و همه چیز سیاسی می شود. راه رفتن آدم هم سیاسی می شود."

خانم فراهانی می گوید به سیاست علاقه ای ندارد: "اما وقتی از خاورمیانه می آیی، همه چیزت سیاسی می شود. کسی نمی گوید که مادام بووآری نماینده فرانسه است، چون ما درباره فرانسه می دانیم. اما در مورد کشور من چون اطلاعات زیادی نیست، همه فکر می کنند هر کاری که می کنی نماینده ایران می شوی. اما اصلا این طور نیست. همه فکر می کنند ما که به دنیا آمدیم روسری سرمان بود، اما این طور نیست. رنگ پوست و موی مشکی و لهجه ات هم به همه این تصورها دامن می زند و در گرفتن نقش اهمیت دارد. اما فکر می کنم این مرز فیلم های سیاسی را رد کرده ام. همان طور که در این فیلم آخرم، "دو دوست"، می بینید هیچ چیز سیاسی ای نیست."

گلشیفته فراهانی اشاره کرد که با وجود بازی در فیلم های مختلف در ایران، هیچ گاه با هیچ فیلمساز زنی در ایران کار نکرده و بازی او در فیلم های کارگردانان زن نظیر مرجان ساتراپی به دوره کاری او در سال های بعد از ایران برمی گردد.

او تنها بازیگر شناخته شده سینمای پس از انقلاب است که در جلوی دوربین نیمه برهنه و برهنه شد. اولین بار ویدئویی که مراسم سزار در فرانسه از چهره های با استعداد ساخته بود، او را نیمه برهنه به نمایش گذاشت. این ماجرا جنجال زیادی به پا کرد و موافقان و مخالفان خاص خود را داشت.

مجری جلسه درباره عکس های برهنه فراهانی از او پرسید و او جواب داد: "داستان طولانی ای است... اگر صادق باشم باید بگویم که در آن ویدئوی جایزه سزار چیزی که به من گفتند این است که نما از بالای سینه ام است، اما بعد دیدم که از زیر سینه گرفته اند. این چیزی است که واقعا اتفاق افتاد. همه این اتفاقات بعدا افتاد و من شدم سمبل ژاندارک برای آزادی، چون فقط نمی دانستم. اما زندگی من همیشه این طور بوده؛ پریدن از روی صخره ای که نمی دانی کجا فرود خواهی آمد. خیلی وقت ها حتی نمی دانم که از صخره پریده ام."

فراهانی می گوید: "من در آن زمان دوره خیلی بدی داشتم و شاید یک روز درباره آن چیزی بنویسم. من زخمی بودم. وقتی از ایران بیرونم کردند، من زخمی شدم، چون کار و خانواده ام را از دست دادم. بعد ماجراهای آن ویدئو پیش آمد و من دوباره زخمی شدم. سه ماه بعد پروژه عکاسی پیش آمد و من که زخمی بودم می خواستم بگویم این بدن من است، مشکل شما چیست؟ به من نگاه کنید! چیزی آنجا نیست. چرا از زن ها می ترسید؟ فکر می کنم دلیلش ضعف مردهاست که زن ها را زیر فشار می گذارند. این عکس ها همان زمان چاپ نشدند؛ دو سال بعد به چاپ رسیدند. دیگر آن قضیه برای من تمام شده بود و خشمم تمام شده بود و اگر آن موقع می خواست اتفاق بیفتد می گفتم نه. دیگر لزومی نداشت که خودم را باز آماج دشنام قرار دهم. وقتی که چنین اتفاقی می افتد، من واقعا مریض می شوم و باید روی تختخواب بخوابم. به هر حال نشان دادن بدنم مانیفیستی برای یک حرکت نیست. در این فیلم آخرم، مونا حمام می کند و طبیعتاً کسی با تی شرت حمام نمی کند. اگر کسی از این بدش می آید، مشکل خودش است و نه من. من شغلم را به عنوان بازیگر انجام می دهم. شما بیرونم کردید، حالا چه می خواهید؟"

فراهانی در جواب سوالی در این باره که می تواند به ایران برگردد یا نه، گفت: "فکر می کنم همه می توانند به ایران برگردند حتی همسر شاه، اما این که بعد چه اتفاقی می افتد کسی نمی داند! برای این که روزی من بتوانم به ایران برگردم نیاز به یک اصلاح خیلی بزرگ هست."