نامه ای از لندن: «سلاحهای بازدارنده»

حق نشر عکس .
Image caption یکی از ۲۰۰۰ تا ۶۵۰۰ (و به روایتی خیلی بیشتر) بچّه ای که در ۶ اوت ۱۹۴۵ در یک آن یتیم شدند و در ویرانۀ هیروشیما تنها ماندند و ...

مقدّمتاً این را بگویم که دروغِ یک کاسبِ مؤمنِ معتقد به مَعاد و آتشِ جهنّم مرا به یاد بمب اتمی ولقبِ «ساده گول زنِ» آن انداخت(۱). می دانید که الآن پنج تا قدرت بزرگ دنیا، که چون قدرت بزرگند، حقّها و امتیازهای استثنایی دارند، جمعاً صاحب آن قدر سِلاحِ هسته ای هستند که برای سه بار نابود کردنِ کاملِ کرۀ زمین و تمامیِ موجودات زندۀ آن از کافی هم کافی تر است.

بله، آن پنج تا قدرت بزرگِ «صاحبُ الحقّ وَ الامتیاز» عبارتند از آمریکا، روسیه، بریتانیا، فرانسه، و چین. چرا؟ چرا اینها باید چُنین باشند و چُنین کنند؟ زبانم لال، خدا هم نمی داند! امّا این را تقریباَ همه می دانند که همان یک باری هم که یکیشان در جنگ جهانی دوُم آمد هیروشیما و ناگاساکی(۲) را بمبارانِ اتمی کرد، نتیجۀ ضدّ حیاتی و ضدّ انسانی و ضدّ خدایی این کار باید برای سبک مغزترین «سیاست باز»های این پنج قدرت، و سنگین هوش ترین «حکومت باشی»هایِ مملکتهای بی قدرت به اندازۀ کافی «شعورانگیز» می بوده باشد!

حق نشر عکس .
Image caption جان اف. کندی، رئیس جمهوری آمریکا و نیکیتا خروشچف، رهبر شوروی (سابق) که در بحران کوبا در سال 1962 نزدیک بود دنیا را با جنگ اتمی تحویل جهنّم بدهند.

حالا بوده بود یانه؟ اگر می بوده بود، لابُد فهمیده بودند که بمب اتمی اصلاً «سلاح» نیست(۳)، که بتواند «باز دارنده» باشد، و بشود آن را هی ساخت و ساخت و انبار کرد تا خودِ این پنج تا قدرتِ بزرگ را از همدیگر بترساند(۴)، و همۀ مملکتهای بی قدرت دنیا را از هر پنج تاشان، و بی قدرتها هم کم کم، هوس کنند که چند تایی بمب اتمی داشته باشند تا در میدانِ فیلها، موشهای بیعُرضه قلمداد نشوند و پیش خداشان شرمنده نباشند!

بعد از «جنگ داغ»ِ جهانی دوّم، قدرتهای همدستِ فاتح سر تقسیم دنیا با هم چپ افتادند و کارشان به «جنگ سرد» کشید، بدونِ مشورت با عقلِ سلیم، آمدند در مقابل «سلاح تهاجمی» و «سلاح دفاعی»(۵)، اسم بمب اتمی را گذاشتند «سلاح بازدارنده»، یعنی بله، ما می دانیم که نباید باش حمله بکنیم، نباید باش دفاع بکنیم، امّا خوب است که داشته باشیمش تا اگر...

تا اگر چی؟ تا اگر یکی از قُلدُرهای اتمی آن قدر فوّارۀ شعورش رفت بالا و آن قدر کاسۀ احتیاطش لبریز شد که آمد ... که آمد چی؟ که آمد کرۀ زمین را سرتاسر به جهنّم تبدیل کرد، بقیه هم بمبهای اتمی بازدارنده شان را از پستو در بیاورند و بترکانند تا خودشان هم در نابودیِ کاملِ کرۀ زمین سهمی داشته باشند؟ بابا، بیایید دست ور دارید از این بازیهای تو خالی و بی مزّه ای که باش حتّی بچّه ها را هم نمی شود گول زد!

حق نشر عکس .
Image caption شعله ای از شعله های «آتش جهنّم»، «سلاحِ بازدارندۀ فرزندان حضرت آدم از ارتکاب گناه».

یکی نیست به این «واعظ»هایِ «غیرِ مُتّعظِ» قدرتهای بزرگ بگوید: «شما که خودتان سازنده و انبار کنندۀ بیش از نَود و نُه در صد بمبهای اتمی دنیا هستید، بیایید انسانیت کنید و شرافتمندانه این انبار نَود و نُه در صدی را به طرزی علمی و عملی از میان بردارید تا آنوقت بتوانید هر لولو سر خرمنی که خواست یواشکی «ترقّۀ اتمی» درست کند، دُمش را با یک کهنۀ خشک(۶) بگیرید، بیندازیدش تو سبد کاغذ باطله!

بله، صفتِ ساده گول زنِ «بازدارندگیِ» سلاحهای اتمی خیلیها را به یاد «آتش جهنّم» می اندازد، همان آتشی که فلسفۀ وجودیش «بازداشتنِ فرزندانِ حضرتِ آدم از ارتکابِ گناه» بوده است! امّا بیاییم الحقّ وَ الانصاف بگوییم که در این دو سه هزار سال گذشته چند نفر از میلیاردها مؤمنِ دنیا را در طولِ عُمرشان، صد در صد، از ارتکابِ گناههای صغیره و کبیره باز داشته است؟

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

__________________________________________

۱- خوب، آدم بایدخیلی ساده باشد که به ش بگویند و باور کند که بمب اتمی نه برای «حمله» است، نه برای «دفاع»، بلکه یک «سلاح بازدارنده» (deterrent weapon) است، یعنی اگر شما آن را داشته باشید، هیچکس جرئت نمی کند به شما حمله کند.

۲- هیروشیما (Hiroshima) یکی از شهرهای بزرگ جزیرۀ «هونشو» (Honshu) و ناگاساکی (Nagasaki) یکی از بزرگترین شهرهای جزیرۀ «کیوشو» (Kyushu) در کشور ژاپن در سال ۱۹۴۵، نزدیک به پایان جنگ جهانی دوّم به وسیلۀ نیروی هوایی ایالات متّحد آمریکا بمباران اتمی شد و این لکّۀ ننگ تا ابد از دامن تاریخ حیات بشر پاک نخواهد شد.

۳- اگر مادّه ای «زهر»ی باشد که هرگز نباید خورده شود، چنین مادّه «دارو» نیست. پس اگر چیزی بسازند و اسمش را «سلاح» بگذارند و همه بدانند که آن را هرگز، چه برای حمله و چه برای دفاع، نباید به کار برد، این «چیز» اصلاً «سلاح» نیست. در دست عاقلان «فریب» است و در دست دیوانگان «زهر بی تریاق».

۴- در سال ۱۹۶۲، در زمان فرمانروایی خروشچف در شوروی و ریاست جمهوری کندی در آمریکا، استقرار موشکهای بالیستیک شوروی در «کوبا» موجب خشم دولت آمریکا شد و کندی جدّاً خروشچف را با تهدید به کاربرد بمب اتمی در حمله به روسیه ترساند و خروشچف جا زد و موشکهای شوروی را از کوبا بیرون برد. سؤال: کدامیک از این دو «سیاست باز» دیوانه تر یا فریبکارتر بود؟

۵- «سلاح تهاجمی» و «سلاح دفاعی» دو اصطلاح آدمیزاد ساخته ای است که مثلاً اگر «تانک» زبان آدمیزادی می دانست، می گفت: «آهای آدمیزاد، با این اصطلاحها سر کی را می خواهید کلاه بگذارید؟ من تانکم. یک وسیلۀ کشتن و خراب کردن در موقع جنگ هستم. اگر با من به شما حمله کنند، می شوم «تهاجمی»، و اگر در همان موقع شما در مقابل حمله کننده ها از من استفاده کنید، می شوم «دفاعی». خودتان از این بازی مهمل با کلمه ها خنده تان نمی گیرد؟

۶- در زمان بچّگی از بزرگسالها زیاد شنیده بودم که به مناسبت بگویند «دُمش را با کهنۀ آبی بگیر، بیندازش بیرون!» نمی دانم این اصطلاح استفاده از «کهنۀ آبی» برای برداشتنِ چیزی «مکروه» یا «نجس» چه معنی و توضیحی داشته است. در لغتنامۀ دهخدا و فرهنگ فارسی معین هم آن را نیافتم. شما در این باره اطلاّع مفید و موثّقی دارید؟

مطالب مرتبط