جشنواره آوینیون؛ از جدال تئاتر کهنه و نو تا قاصدکی از ایران

حق نشر عکس avignion

شصت و نهمین دوره جشنواره آوینیون که در کنار ادینبورگ بزرگ ترین جشنواره جهان در زمینه هنرهای نمایشی محسوب می شود، روز شنبه بیست و پنجم ژوئیه به کار خود پایان داد.

در بخش حاشیه ای جشنواره که Off نامیده می شود و امسال پنجاهمین دوره خود را طی می کرد، ۱۳۳۶ اثر شامل تئاتر، رقص، اپرا، باله، اجرای تک نفره کمدی و سیرک از ۱۰۷۱ کمپانی هنری از ۲۶ کشور به نمایش گذاشته شد.

خوشی ها و حسرت های آوینیون

شهر تاریخی زیبای آوینیون هر سال در ماه ژوئیه میزبان صدها هزار نفر است که از نقاط مختلف جهان تنها برای تماشای تئاتر به این شهر می آیند و جالب این که هر نقطه شهر به تالار کوچکی بدل شده و همه هم غالباً مخاطبان خاص خود را دارند.

بخش اصلی جشنواره که با بودجه ای قابل توجه، آثار مختلفی را از سراسر جهان به آوینیون دعوت می کند، امسال حدود پنجاه اثر را در خود جای داده بود.

مشکل آوینیون- مانند دیگر جشنواره بزرگ فرانسه؛ جشنواره سینمایی کن- از آنجا نشأت می گیرد که انتخاب و دعوت از گروه ها تنها از سوی یک نفر صورت می گیرد: اولیویه پی، مدیر جشنواره، مانند تیری فرمو- مدیر اجرایی کن- حرف اول و آخر جشنواره را می زند، در نتیجه راه برای تغییر و سلیقه های مختلف در این جشنواره بسته است.

از جمله تغییراتی که آوینیون به شدت به آن نیاز دارد، لزوم زیرنویس انگلیسی برای اجراهاست. این جشنواره مخاطب بین المللی فراوانی دارد که برای تماشای نمایش ها به این شهر می آیند، اما تمامی اجراها یا به زبان فرانسه هستند یا با زیرنویس فرانسه.

این مشکل را سال گذشته با اولیویه پی در میان گذاشتم، اما او در جواب گفت: "چرا زیرنویس عربی نه؟ عرب های زیادی اینجا زندگی می کنند." توضیح دادم که انگلیسی زبان بین المللی است و یک میلیارد و نیم از مردم جهان قادر به تکلم به این زبان هستند، اما پاسخ پی نوعی حساسیت فرانسوی زبان ها را نسبت به زبانشان بازتاب می داد: "آوینیون با زیرنویس انگلیسی؟ تا وقتی من هستم امکان ندارد!"

حق نشر عکس avignion
Image caption نمایی از شاه لیر به کارگردانی اولیویه پی، مدیر جشنواره

نکته عجیب دیگر این که آوینیون شاید تنها جشنواره جهان است که مدیر آن خود در جشنواره، نمایشی را اجرا می کند. اولیویه پی امسال هم یکی از پرخرج ترین و بزرگ ترین نمایش های جشنواره را خود کارگردانی می کرد: شاه لیر در حیاط قصر تاریخی پاپ که بزرگ ترین مکان نمایشی جشنواره محسوب می شود.

امسال یکی از بزرگ ترین جذابیت های آوینیون هم غایب بود: اجرا در بوربون؛ جایی در میانه کوه و صخره ها که اولین بار دهه ها قبل پیتر بروک آنجا را در دل طبیعت برای اجرا انتخاب کرد و هر سال جشنواره اجرای شگفت انگیزی را دراین مکان داشت. ( از جمله اثر دیدنی سیدی لاربی چرکائو؛ یا اجرای ژاپنی مهاباراتا که جز این مکان در جای دیگری قابل تصور نبود.) امسال اما ظاهراً به دلیل هزینه های گزاف آماده سازی این محل، از اجرا در آنجا صرف نظر شد.

ادای دین به سینما

هرچند آوینیون جشنواره ای مختص هنرهای نمایشی است، امسال اما بخش بزرگی را هم به سینما و نمایش فیلم اختصاص دادند.

امسال تقریباً هر روز می شد به تماشای یک فیلم نشست؛ از "زنی تحت تاثیر" جان کاساوتیس تا "سالو یا صد و بیست روز سودوم" پیر پائولو پازولینی. که این البته برای جشنواره آوینیون قدری عجیب به نظر می رسد؛ شهری که در ماه ژوئیه حتی سالن های سینمای آن به تالار تئاتر تبدیل می شد.

کهنه و نو

جدال بین تئاتر کهنه و نو همچنان ادامه دارد. آوینیون که از ابتدا در جهت حمایت از تئاتر مدرن به وجود آمد، هنوز در بند برخی اجراهاست که به شدت کهنه به نظر می رسند. در واقع هر دو شکل اجرا را می توان در آوینیون دید؛ اول نمایش هایی شدیداً متکی به دیالوگ که چیزی جز حرف زدن ( و غالباً شعار دادن) در چنته ندارند ( از جمله نمایش "شام آخر" از مصر که جز بحث کردن درباره شرایط سیاسی امروز مصر نکته قابل توجهی ندارد، تا "مورسو"، نام شخصیت اصلی بیگانه کامو که حالا اینجا در این نمایش به شدت سنتی، فقط درباره الجزایر و اشغال توسط فرانسوی ها حرف می زند.)

اما نوع دوم نمایش هایی است که راه های تازه ای در هنرهای نمایشی دنبال می کنند و در واقع کارگردان را خالق نمایش می دانند و نه نمایشنامه نویس را. در این شکل دوم آوینیون گاه میزبان نمایش هایی است که کمتر در جای دیگری می توان یافت (از جمله اجرایی که سال قبل هجده ساعت طول می کشید.)

"سیرک تاریک"، یکی از بهترین اجراهای جشنواره، انیمیشن را در جلوی چشم مخاطب خلق می کند: دو نفر بر روی دو صفحه مختلف در حال خلق انیمیشنی درباره یک سیرک غریب هستند و ما تصویر حاصل از کار آنها را بر روی پرده می بینیم، در حالی که همزمان موسیقی هم می نوازند و قصه ای تیر و تار را درباره سیرکی بر زبان می آورند که در آن شیر به جای پریدن روی سکو، صاحب سیرک را می خورد، یا زن بندباز می افتد و می میرد. سیرک تاریک در واقع هجو شگفت انگیزی است درباره زندگی و تنهایی انسان که در انتها رنگی می شود و شخصیت های جذابش را یک بار دیگر در آرمانشهری متفاوت زنده می کند.

در فیوگ (Fugue) از فرانسه، با ترکیب غریبی از تئاتر و موسیقی روبرو هستیم که در آن بازیگر/ نوازنده/ خواننده های اثر در مکانی بسیار سرد در جست و جوی گرمای روابط انسانی هستند و با طنزی ظریف تخیل و واقعیت را ترکیب می کنند.

رقص عظیم دیگری در قصر پاپ با عنوان "بازگشت به براتام" از فضای سحرآمیز این قصر چندصد ساله استفاده می کرد تا تنهایی زن را با حرکات موزونی از چند رقصنده جوان- در ترکیبی از فصای مدرن و کلاسیک- با ما قسمت کند.

حق نشر عکس avignion
Image caption نمایی از نمایش سیرک

ایرانی های جشنواره

طبق معمول اثری از هنرهای نمایشی ایران در بخش اصلی آوینیون دعوت نشده بود، اما در بخش Off ایرانی ها حضور داشتند: آیدا اصغرزاده، نمایشنامه نویس و بازیگر ساکن پاریس، در نمایشی به عنوان "شعله ور" که سال قبل هم حضور داشت، یک ماجرای عشقی را در بستر جنگ اول جهانی روایت می کرد و سوسن شمس- که پیشتر کتابی به زبان فرانسه درباره عباس کیارستمی منتشر کرده بود- در برنامه ای ترکیبی با یک گروه فلامنکو از اسپانیا، فیلم مستند بیست دقیقه ای خود درباره شهر نائین را با عنوان "دیار فراموش شده" به نمایش گذاشت.

در سه روز آخر جشنواره، یک نمایش هم از داخل ایران به جشنواره رسید که به دلیل دیر رسیدن، تنها در وبسایت جشنواره به آن اشاره شد و در کاتالوگ ثبت نشد: "روزی قاصدک ها می آیند" اثر سحر شاهگلدی و مانلی وفاداری که به سفارش یونسکو تهیه شده با مضمونی درباره صلح.

این اثر که ترکیبی از اجرای عروسکی و انسانی است، داستان دختری را باز می گوید که در صلح و صفا هرجا که دلش بخواهد بازی می کند اما یک نیروی اهریمنی برای او مرز جغرافیایی ترسیم می کند، با این حال نیروی عشق به کمک او می آید تا این مرزها را در هم بشکند.