نامه ای از لندن: «طبیعت به ساز خودش می رقصد»

Image caption ساقه های در هم بافتۀ سه درختچه در باغچۀ بیرونی خانۀ یک انگلیسی «گل و گیاه دوست»، الهام بخش علیزادۀ طوسی در نوشتن این نامه.

این را همه می دانند که باران فَتّ و فراوان هرجا بیاید، زمینِ آنجا را گیاه پرور می کند و مردم آنجا را اهل سبزه و گل و گیاه. مردمی که در جاهای صحرایی و خشک زندگی می کنند، وقتی گذارشان به جایی بیفتد که نهرهای آبِ روان داشته باشد، و سبزه زارهای خُرّم، و درختهای زیبایِ سایه افکن، از خوشحالی داد می زنند: بهشت، بهشت!

بله، از برکتِ همین بارانِ فتّ وُ فراوان است که مردم انگلیس، برای بیشترشان «باغبانی» یکی از جدّی ترین سرگرمیها و لذّت بخش ترین هنرهاست(۱). «کیو گاردن»(۲)، باغ درندشت گیاه شناسی لندن، با نمونه های خوبی که از تمام گل و گیاههای عالم دارد، در دنیا کم نظیر است.

امّا این هم از یادمان نرود که وقتی آفریقا با جنگلهاش و معدنهاش افتاد زیر دست و پای فرماندارها و فرمانگزارهای اروپایی، خدا می داند که چند در صد از جانورهای «آزاد» ش، از فیل و زرّافه گرفته تا شیر و پلنگ و چی و چی و چیها، فدای گلوله های الکی خوش جنتلمنهای شکار دوستِ طبیعت آزارِ انگلیسی شدند.

حق نشر عکس Getty
Image caption راهرو سر درختی «کیو گاردن» برای تماشای درختان از بالا. چهل سال پیش مبلغ ورودیۀ «کیو گاردن» یک سکّۀ مسی یک پنی بود . حالا بلیت ورود به این باغ ۱۵ پوند است.

چرا می گویم جانورهایِ «آزاد»، و نمی گویم جانورهایِ «وحشی»؟ برای اینکه می بینم، ظاهراً، یکی تا حالا پیدا نشده است که بگوید ما آدمها به این جانورها می گوییم «وحشی»، چون اسیرشان هم که می کنیم و توی قفسِ آهنیشان هم که می اندازیم، «اهلی»، یعنی «بردۀ» خالصِ ذلیل و بیچارۀ خاک بر سر نمی شوند. خودمانیم، این آفریقا، با این وضعی که الآن دارد، همان آفریقای صد و سی چهل سال پیش است که هنوز سایۀ تمدّن بلژیکیها و فرانسویها و انگلیسیها روی سرش نیفتاده بود؟

بهتر است خاک از روی تاریخ این دویست سیصد سال گذشتۀ دنیا پس نزنیم که بوی گندش مغز آدم را داغ می کند. راستش در اصل می خواستم بگویم دیروز وقتی از کنار باغچۀ بیرونیِ خانه ای می گذشتم که هنوز پیرمرد هشتاد و چند سالۀ بازنشسته ای، که شاید پدر بزرگ اهل خانه باشد، با آهستگی و نرمی و عشق، باغبانی آن را می کند، چشمم افتاد به درختچه ای توی یک گلدان بزرگ که سه تا ساقۀ در هم بافته داشت، مثل اینکه موهای یک زن جوان را سه شاخه کرده باشند و آنها را در یک لنگه در هم بافته باشند.

دیدنی بود. تماشایی بود. و البتّه تأمّل انگیز بود. آدم را به فکر وا می داشت. بازی با طبیعت. انگولکِ(۳) تفنّن و تفریح آدمیزاد در نظم و نظام آزاد طبیعت. در این حدّش، خوب، عیبی ندارد. گیاه توی گلدان پیر مرد باغچه دوستِ خوش ذوق کار خودش را می کند. در مارپیچ سه ساقه قد می کشد و با نگاه به آسمان و خورشید بالا می رود.

امّا نمی دانم چرا یکدفعه به یاد هندوانۀ بی تخمه افتادم و گندمهای دستکاری ژنتیکی شده(۵) که فقط یکبار می شود آنها را کشت کرد، و به یاد کشتِ خارج از رَحِم دستکاریِ ژنتیکی شدۀ آدمهای ماشین وارِ مطیع و مُنقادِ نظامهای شیطانی به سفارش هیتلرهای امروز و فردا افتادم و سرم گیج رفت.

نگرانی کارهایی که «تجارت» از «علم» می خواهد و «تکنولوژی» را وا می دارد که با هیپنوتیزم «پول» در همه جا «اهل علم» را به خدمت بگیرد، در یک لحظۀ «غفلت از غفلت» آدم را در روز روشن گرفتار کابوس می کند و صدای طبیعت را می شنود که می گوید: «با من بساز! دست از انگولک بردار!»

پخش این فایل در دستگاه شما پشتیبانی نمی شود.

___________________________________________________ ۱- یکی از نشانه های «هنر» بودنِ گل و گیاه پروری در نزد انگلیسیها نمایشگاه سالانۀ گل و گیاه «چلسی» در لندن (Annual Chelsea Flower Show) است که بین المللی شده است.

۲- «کیو گاردن» (Kew Gardens) در دانشنامۀ آزاد ویکی پدیا این طور معرّفی شده است: «مجتمع باغهای کیو بزرگترین مجموعۀ گیاههای زندۀ جهان است. این مجتمع در سال ۱۸۴۰ بنیاد یافت. در حال حاضر بیش از ۳۰۰۰۰ گیاه مختلف دارد، و شمارۀ گیاههای خشک کرده ای که در بایگانی آن نگهداری می شود، بیش از هفت میلیون است، و کتابخانۀ آن هم دارای بیش از هفتصد و پنجاه هزار کتاب است.

۳- در لغتنامۀ دهخدا زیر فعل مرکّب «انگولک کردن» آمده است :«(مصدر مرکب) در تداول، کاویدن به انگشتان. ور رفتن با چیزی با انگشت، سودن پیوستۀٔ انگشتان بدو: دیگر چشمت را انگولک مکن تا خوب شود. (از یادداشتهای مؤلف).» امّا مردم معمولاً «انگولک کردن» را به معنی دخالتِ جاهلانه و زیان آور در امور هم به کار می برند.

۴- در اینرنت زیر عنوان «خطرهای مهندسی ژنتیک» (The Dangers of Genetic Engineering) مقاله های زیادی پیدا می شود. نشانی یکی از سایتها که من پیدا کردم، این است:

http://online.sfsu.edu/rone/GEessays/gedanger.htm

مطالب مرتبط